صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۷ دی ۱۳۸۷ - ۲۳:۵۸  ، 
شناسه خبر : ۷۱۰۷۳

بصیرت: پوشش رسانه ای جنگ غزه توسط رسانه های غربی به شدت جهت دار و غیرمنصفانه است. چرا که آنها از نشان دادن چهره واقعی قربانیان اجتناب می کنند.
یکی از علل این سانسور خبری این است که اسرائیل به رسانه های غربی اجازه حضور در غزه را نمی دهد.
علاوه بر این سانسور وقیحانه توسط رژیمی که خود را نمونه «دموکراسی» می خواند، این بحث پیش کشیده شده که بسیاری از تصاویری که رسانه های عربی از قربانیان غزه نشان می دهند، بسیار تکان دهنده تر از آنند که قابل پخش برای ملت های غربی باشد.
اعتراف می کنم که کلیپی که یکی از دوستان از سر جدا شده یک بچه در غزه در میان آوارها برایم فرستاده بود، نفسم را بند آورد.
اما جنگ است و آنچه من دیدم حقیقت داشت و اگر رسانه های غربی این دست تصاویر را نشان می دادند، شاید افکار عمومی بیدار می شد و می فهمید که وقتی بمب های اسرائیلی روی شهروندان بی گناه می ریزد، چه اتفاقی می افتد.
رسانه های عربی اما مانند رسانه های غربی سکوت نکرده اند و به همین دلیل است که بسیاری از مردم برای آگاهی از چگونگی نسل کشی در غزه به این رسانه ها مراجعه می کنند.
یکی از ستاره های رسانه ای که در حال رشد است، شبکه تلویزیونی پرس تی وی ایران است که اخیراً روی موج 5.5 ایستگاه sky نیز قابل دریافت است. این رسانه به سرعت در حال تبدیل شدن به اولین انتخاب مردم- به ویژه انگلیسی زبانان اروپایی- است که می خواهند از حقیقت آگاهی یابند.
در فلسطین ده ها روزنامه نگار وجود دارند که به همراه کارکنان پرس تی وی واقعیت های جنگ را به تصویر می کشند. از خودگذشتگی و شجاعت آنها مرا تحت تأثیر قرار داده و من نسبت به یکایک آنها ادای احترام می کنم.
درست است که من در شبکه پرس تی وی برنامه ای دارم، اما این تنها برنامه ای نیست که با اجرای من روی آنتن می رود. من برای سه دهه، به عنوان یک روزنامه نگار، جنگ های گوناگونی را از جمله جنگ های جهانی اول و دوم، جنگ های خلیج فارس، جنگ ایرلند، افغانستان و عراق را پوشش داده ام که در رسانه های مختلف چاپی و تصویری منعکس شده اند. یکی از شاخصه های هر جنگی حضور روزنامه نگاران و خبرنگاران جنگی برای دریافتن حقیقت است، اما علی رغم پیشرفت های تکنولوژیک کنونی، جنگ برای بیان حقیقت رفته رفته مشکل تر می شود.
کسانی که دست به جنایت می زنند، طبعاً تمایلی به آشکار شدن حقیقت ندارند، این است علت سانسور شدن و در قید و بند درآمدن خبرنگاران و روزنامه نگاران.
همانطوریکه می دانید، حقیقت سلاح بسیار قوی و مؤثری است که می توان آن را علیه این جانیان به کار بست. اما وقتی حقیقت وارونه شود، متأسفانه، خود ابزار جنایت می شود و چونان موشک و خمپاره خرابی به بار می آورد.
ماشین جنگی اسرائیل در وارونه جلوه دادن حقیقت استاد است. علت اینکه این رژیم به راحتی می تواند از زیر بار مجازات به دلیل زیر پا گذاشتن کنوانسیون ژنو شانه خالی کند، همین سانسور حقایق است.
تاکتیک های اسرائیل بی رحمانه و کشنده اند و نشان می دهند که سران آن هیچ تمایلی به فرآیند صلح یا تشکیل یک کشور فلسطینی ندارند.
آنها زمینه رشد ایده آل افراط گرایی را فراهم کرده و تلاش ها برای رسیدن به صلح را دچار مخاطره می کنند و هرگونه حسن نیتی را نسبت به خود، از بین می برند.
پنج سال پیش، دولت بوش در مورد سلاح های کشتارجمعی عراق دروغ گفت... این دروغی بود که تونی بلر نخست وزیر وقت انگلیس با اشتیاق تمام تکرارش کرد تا رسانه هایی را برای حمایت از یک جنگ غیرقانونی و غیراخلاقی فریب دهد و این دروغ جواب داد.
بسیاری از رسانه های غربی با بی شرمی تمام همین دروغ را لقلقه زبان خود کردند- البته به جز روزنامه نگارانی که از گفتن این دروغ اجتناب کرده و توسط سران رسانه ها ساکت شدند. روزنامه نیویورک تایمز بعدها در صفحه نخست خود از اینکه دست به دروغ پراکنی زده بود، عذرخواهی کرد، اما خساراتی که نباید، وارد شده بود و تغییر نظر افکار عمومی بسیار مشکل بود.
متأسفانه، بسیاری از روزنامه نگاران و شرکت های رسانه ای از آن حادثه هیچ درسی نگرفته اند. در ابتدا جنگ غزه، اسرائیل در بوق و کرنا کرد که علت به خاک و خون کشیدن این باریکه، شلیک راکت از سوی حماس است.
از سال 2001 تاکنون فقط 20اسرائیلی توسط راکت های حماس کشته شده اند، اما حمله اسرائیل به غزه در 13روز بیش از 700کشته که 200تن از آنها کودک بودند، برجای گذاشت. در همین حال که من این یادداشت را می نویسم، تعداد زخمی ها و قطع عضو شده ها به هزاران نفر رسیده است.
اما کسی در غرب به بهانه «راکت های حماس» ایرادی نگرفت، اگر چه رسانه های اسرائیلی چندی پیش فاش کردند که عملیات cast lead برای سرکوب دولت منتخب و دموکراتیک حماس از شش ماه پیش طراحی شده بود.
من نمی گویم راکت ها وجود ندارند، اما آنها چیزی بیش از «بشکه های فلزی مجهز به چاشنی» نیستند. همانگونه که یکی از دوستانم می گوید، این راکت ها در مقایسه با موشک های چند میلیون دلاری و بمب های عمقی bunker-busting اسرائیل بیشتر به «سنگ فلاخن» می مانند.
برخی می گویند که راکت های «قسام» به ناچار از سوی حماس استفاده می شوند؛ اما به عقیده من این موشک های کوچک، مانند دو انگشتی که حرفV را نمایش می دهند، به عنوان نشانه پیروزی نهایی به آسمان بلند می شود؛ از سوی مردمی که وحشیانه ترین محاصره را برای سالها از سوی اسرائیل متحمل شده اند.
علی رغم اینکه صهیونیست ها به تکنولوژی بسیار پیشرفته ای مجهز هستند، نمی توانند این موشک های حماس را با رادارهای خود شناسایی و رهگیری کنند. اسرائیلی ها آنها را تا زمانی که به زمین بنشینند می توانند ردیابی کنند و این چیزی است که آنها را دیوانه می کند.
بسیاری از روزنامه نگارانی که ذره ای با مهارت های تحقیق و پژوهش آشنا هستند، به راحتی به این نتیجه می رسند که استفاده از شعار «راکت های حماس» به عنوان بهانه ای برای حمله به غزه شرم آور است.
اما این بهانه همچنان برای به خاک و خون کشیدن مردم غزه و آنچه که توسط افراد مختلفی از جمله فعالان صلح یهودی به عنوان هولوکاست و نسل کشی یادشده، استفاده می شود.
میلیون ها نفر در سرتاسر جهان تظاهرات کرده اند خشم و ناآرامی خیابانی در تمام قاره ها در جریان است و تنها کسانی که چشم به روی این اعتراضات بسته اند، سران اروپایی و رسانه های غربی اند.
گله رهبران رقاص عرب در خاورمیانه نیز بیشتر مایه بی آبرویی و بدنامی اند و مانند سازمان ملل گرگ بی دندانند، اما واکنش های عظیمی در راه است و این واکنش ها از سوی کسی نیست جز شهروندان عادی در اقصی نقاط جهان.
قدرت مردم، قدرتی که انقلاب اسلامی ایران و انقلاب کوبا جرقه ظهور و بروزش را زد، در حال شکوفایی است.رسانه های غربی می توانند به جای دروغ پردازی و حمایت از رژیم صهیونیستی، با موج قدرتمند مردم همراه شوند. مردم به شدت اعتماد خود را نسبت به رسانه های غالب غربی از دست داده اند.
ساده است که نتیجه بگیریم دیگر نمی توان مردم را فریفت. اگر رسانه های مطرح غربی می خواهند دوباره اعتبار یابند. نیازمند به چالش کشیدن سران غربی و اسرائیلی هستند.
حقیقت سلاح قدرتمندی است و حقیقت دارد که...
1) اسرائیل شهروندان بی گناه را آماج حملات خود قرارداده است- بیش از دو سوم قربانیان زنان و کودکان هستند. پس چرا به تزیبی لیونی وزیر خارجه رژیم صهیونیستی اجازه بدهیم که بگوید: «غزه توسط حماس کنترل می شود و هزینه آن را کودکان فلسطینی و اسرائیلی می پردازند، اما مقصر حماس است و هدف ما نابود کردن حماس است.» دروغ به این بزرگی را ببینید! کدام کودکان اسرائیلی کشته شده اند؟ تنها کودکان کشته شده، کودکان غزه اند.
2) حماس یک حزب و سازمان سیاسی است که یک شاخه نظامی دارد و نه چیز دیگر. این سازمان به طور دموکراتیک توسط مردمی که از سیاستمداران سابق و فاسد خود خسته شده بودند، انتخاب شد.
3) اسرائیل در چهارم نوامبر 2008 آتش بس را شکست- حقیقتی که سرانجام، دوماه بعد در شبکه سی ان ان به آن اعتراف شد، اما بی بی سی، فاکس نیوز و دیگر رسانه های غربی هنوز قصد بیان این حقیقت را ندارند.
4) حماس از شهروندان غزه به عنوان سپر انسانی استفاده نمی کند- اسرائیل یا باید به این امر اعتراف کند یا خفه شود، اما مشکل اینجاست که رسانه های غربی برای دروغ پردازی نیازی به سند ندارند.
6) و نهایتا این دروغ را باور نکنید که صهیونیست ها به نقل از محمودالزهار فرمانده حماس می گویند، «کودکان یهودی در هیچ جای دنیا در امان نخواهند بود.» یک ستون نویس میهمان در روزنامه گاردین به نقل از الزهار نوشته بود: «صهیونیست ها با کشتار کودکان ما کودک کشی را مشروع کرده اند. آنها کشتار ملت خود را در سراسر جهان با کشتن ملت ما مشروع کرده اند.»
اما الزهار به هیچ رو این را نگفته است. متأسفانه ترجمه عربی سخنان الزهار درست نبوده و کسانی که باید به سراغ متن اصلی می رفتند این کار را نکرده اند. باید دید این رسانه ها از ضربه ای که با این دروغ به حماس وارد کرده اند، عذرخواهی خواهند کرد یا نه.
همانگونه که چرچیل گفت: «دروغ تا نصف دنیا را طی کرده قبل از اینکه حقیقت فرصت داشته باشد، کفش هایش را به پا کند.»

نام:
ایمیل:
نظر: