بصیرت: بحران غزه به صورت یک کنش گفتمانی خود را به نمایش گذاشته است چرا که کنش گفتمانی با بروز و حدوث؛ پیامدهای مربوط به خود را به دنبال دارد و هر کنش گفتمانی به محض تولد، پیامدهایی را حمل می کند. از این جهت باید بگویم که مسأله غزه دربرگیرنده این معناست که امروز ما شاهد شکل گیری برخورد و تعارض میان رژیم صهیونیستی با مقاومت دولت ملی فلسطین در غزه هستیم.
آنچه اکنون موجب نگرانی اسرائیل از منظر کلاسیک را فراهم می کند مرزهای قابل دفاع و امن است که در دکترین اسرائیل از دهه 1970 میلادی به این ترتیب مطرح بوده است و از این تاریخ به بعد اسرائیل همواره در یک بحران مفهومی میان مرزهای امن و مرزهای قابل دفاع درگیر بوده است.
آنچه در آن زمان مطرح شد این بود که باید بتوانند مرزها را از مرزهای 1967 بالاتر ببرند و به منطقه و سپس تا کناره فرات گسترش دهند تا مرزهای ایمن خود را در این زمینه دارا باشند با توجه به این معنا ما باید به این نکته توجه داشته باشیم که دیدگاه موجود در ارتباط با غزه از یک سو در برگیرنده مرزهای امن است واز سوی دیگر افزوده شدن مؤلفه های جدید است و آنچه اسرائیلی ها را نگران ساخته است این است که مقاومت با پیوند با مردم و رأی آنان بتواند از قدرت بیشتری در جهت تأثیرگذاری در معادلات سیاسی بهره مند شود و ما این بازتاب را هنگامی خواهیم دید که توجه داشته باشیم که آمریکا در منطقه به دنبال تغییر و تحولات نیز بر آمده است.
اما از سوی دیگر اسرائیلی ها نگرانی خودشان را در این زمینه پنهان نمی کنند و وقتی حماس با رأی مردم بر سر کار می آید و هم در مجلس و هم در قوه اجرایی، قدرت را بدست می گیرد مشخص بود که اسرائیلی ها برخورد شدیدی را با مقاومت در غزه برنامه ریزی خواهند کرد پیامد این حمله را باید در برخی از وجوه سیاسی و امنیتی مورد اهمیت قرارداد در وجه سیاسی چند شکاف اصلی را اسرائیلی ها هدف گذاری کردند:
اول، شکاف میان فلسطینی- فلسطینی که بتوانند حماس را از فتح جدا سازند و باریکه غزه یعنی متراکم ترین جغرافیای فقیر جهان را تحت فشار قرار دهند تا اگر فرآیند دموکراتیک ادامه پیدا کرد و حماس در مرکز دولت فلسطینی باقی ماند زیرساختها آن چنان تخریب شود که جوابگوی خواسته های حقیقی مردم نباشد و از این جهت خرد سیاسی در نهایت متوجه این امر شود که مردم از منظر عاطفی به حماس گرایش داشته باشند اما از منظر عقل سیاسی و معیشتی نگاهی هم به فتح داشته باشند. از این جهت باید این توجه را داشته باشیم که این شکاف هنوز در مرحله اول است.
دوم، شکاف میان مقاومت و کشورهای میانه روی اعراب و قطبی کردن منطقه به گونه ای که بتوانند میان کشورهای عربی و کشورهای مقاوم در جهان عرب شکاف ایجاد کنند و در نهایت اجماع عربی علیه مقاومت را با مرکزیت ایران هدایت کنند. به عبارت دیگر از منظرمرزهای امن، اسرائیلی ها به این می اندیشند که در جنگ 33 روزه با وجود شکستی که خوردند، حزب ا... را تا دریاچه لیتانی عقب راندند و درآنجا با توجه به پیروزیهایی که حتی حزب ا... بدست آورده بود امروزه توانسته اند یک لایه ای از نیروهای بین المللی قرار دهند و یک مفصل بندی نظامی را در مرزهای اسرائیل پدید آورند.
اما از سوی دیگر همان گونه که حدود شش ماه پیش از پیروی اوباما بر این موضوع تأکید داشتم امروز نیز همچنان معتقدم آمریکا به سوی قدرت هوشمند گرایش پیدا کرده است واین نکته را در صحبتهای هیلاری کلینتون بعنوان وزیر خارجه جدید آمریکا نیز می توان دریافت چرا که او بر این نکته تأکید کرد. قدرت هوشمند ایجاب می کرد، اسرائیل حمله به غزه را با تحرکات پشت صحنه آمریکایی ها انجام دهد چرا که قدرت هوشمند ترکیب مناسب و متناسبی از قدرت سخت و نرم براساس بستر زمان و بافت موقعیتی مکانی است. واقعیت این است که اوباما باید بیاید و پرچم قدرت نرم را برافرازد تا در چارچوب این معنا بتواند توجه جامعه بین المللی را به این نکته جلب کند که آمریکا آمده است به عنوان یک میانجی بی طرف در امر فلسطین عمل کند.
بنده بر این باورم که آمریکایی ها درآینده بازتعریف اسرائیل را در دستورکار خود قرار می دهد و اسرائیل نیز دیگر نباید شعار نیل تا فرات را مد نظر داشته باشد بلکه باید به مرزهای امن نظامی و امنیتی دست پیدا بکند و هزینه های خاص خودش را هم بپردازد و از سوی دیگر آمریکایی ها با حضور مستقیم خودشان در منطقه، مأموریت نیابتی که به رژیم صهیونیستی سپرده بودند را به کناری بگذارند و خودشان وارد منطقه شوند و امروز نیز بسیار مایلند به عنوان کنشگر فعال در عرصه فلسطین و لبنان عمل کنند و جنگ 33 روزه این را نشان داد که اگرچه حزب ا... پیروز شد اما حزب ا... وارد معادله سیاسی شد به گونه ای که حزب ا... امروز در دولت لبنان دارای سهم خاص خودش است و براساس قواعد بازی رفتار می کند.
اما این نکته را نباید فراموش کنیم که آمریکایی ها در پی آنند، اسرائیل را در مرزهای تعریف شده ای محدود کنند و یک قدرت خودگردان فلسطینی را با رویکرد معتدل و میانه رو در کنار آن قرار دهند و با ایجاد ثبات در منطقه غربی ایران؛ زمینه ای را فراهم کنند که بحران را به کشورهای پاکستان و افغانستان هدایت نمایند و در ارتباطی نزدیک با هند و ایجاد یک فضای ارتباطی با آنان؛ دیوار مجازی و هوشمند را در پیرامون چین فراهم کنند.