بصیرت:رسانه‌های بیگانه مصر را میانجی اصلی آتش‌بس‌ میان اسرائیل و حماس مطرح می‌کنند رسانه‌های بیگانه طی 24 ساعت گذشته عنصر جدید "جدی شدن گزاره صلح" بین اسرائیل و حماس با میانجگری دولت مصر را مطرح می‌کنند. به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از اداره اخبار خارجی واحد مرکزی خبر، گفتمان تبلیغی رسانه‌های غربی در تحلیل اوضاع و احوال غزه در کمتر از 24 ساعت گذشته یک عنصر گفتمانی را به خود اضافه کرده است، این عنصر جدید گفتمانی همان "جدی شدن گزاره صلح" با بازیگری و مرکزیت آمریکا (به عنوان بازیگر فرامنطقه‌ای) و دولت مصر (به عنوان بازیگر منطقه‌ای) است. رسانه‌های غربی با آگاهی از این مسئله می‌کوشند موج و رویکردی مثبت از روند صلح را ترسیم کنند که بدون در نظر گرفتن نقش مقاومت، حماس یا باید به آن تن دهد یا به عنوان ادامه دهنده جنگ و اخلال‌‌گر روند صلح در خاورمیانه به افکار عمومی معرفی خواهد شد. در کنار این موضوع و سوژه اصلی که فضای تبلیغی رسانه‌های بیگانه را به شدت تحت تاثیر خود قرار داده بود، چند سوژه فرعی و البته نه چندان خبرساز و تحلیل‌آفرین دیگر نیز وجود داشت که تنها به برشمردن عناوین آنها به منظور ترسیم فضای کلی تبلیغات شب گذشته بسنده می‌کنیم: - رویکرد دولت آینده آمریکا و شخص باراک اوباما در قبال فعالیت‌های هسته‌ای ایران - پیام انتقاد آمیز دکتر احمدی‌نژاد به پادشاه عربستان درباره سکوت اعراب در قبال بحران غزه - تاکید وزیر خارجه انگلیس به تغییر استراتژی غرب در مبارزه با تروریسم - بازداشت منشی دفتر کانون مدافعان حقوق بشر - ادعای بازداشت چند بهایی در تهران و محرومیت تحصیلی برخی دانشجویان بهایی در کرمان - بررسی نقش و نفوذ سیاسی دفاتر نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاه‌ها به بهانه بازتاب ادعای اعمال برخی محدودیت‌ها در دانشگاه بندرعباس * * *با صورت‌بندی نحیف و کم‌فروغ گفتمان صلح در غزه، آمریکا، اسرائیل و رسانه‌های بیگانه برآنند تا به چندوچونی مشخصات این گفتمان مبهم بپردازند. بر این مبنا از قرار معلوم اولاً آمریکا و دولت مصر به ترتیب بازیگران اصلی فرامنطقه‌ای و منطقه‌ای در بازگرداندن به اصطلاح صلح به خاورمیانه هستند و ثانیاً آمریکا مسئول نهایی حفظ امنیت مرزهای غزه با مصر و ممانعت از آنچه قاچاق اسلحه از مصر به غزه است، خواهد شد. در شکل‌گیری قهری این گفتمان، "حماس" و "مقاومت" بزرگترین غایبان خواهند بود چرا که پیش‌شرط‌های آن به منظور صلح به مثابه نشانه‌ای از جنگ‌طلبی حماس و اخلال آن در روند برقراری مجدد صلح در خاورمیانه تعریف و ترسیم می‌شود لذا به نظر می‌رسد در این فضا جنگ‌روانی کنونی غرب علیه حماس به سمت "مغالطه توالی"(برقراری رابطه علی نادرست میان دو متغیر) متمایل شده است. بر مبنای این مغالطه رسانه‌ها برآنند تا از توالی تصادفی یا مقطعی دو پدیده یا متغیر به رابطه علی و معلولی بین آنها برسد. به عنوان نمونه از توالی میانجیگری دیرهنگام مصر در بحران غزه و ادامه مقاومت مشروع حماس در مقابل حمله نظامی اسرائیل مغلطه "تروریست و جنگ‌طلب" بودن حماس بیرون می‌آید. از طرفی غرب و رسانه‌های غربی برآنند که قاهره را به عنوان بازیگر یا میانجی اصلی آتش‌بس میان اسرائیل و حماس مطرح نمایند تا قدری از ابعاد منفی اهمال‌کاری یا به تعبیر دقیق‌تر همکاری دولت مصر با رژیم‌صهیونیستی در بحران کنونی غزه(از جمله مخالفت قاهره با بازشدن مرز رفح) بکاهند. * * *تقابل سیاسی و فکری حماس با دولت‌های عربی منطقه برجسته‌ شده است و ثانیاً موضع‌گیری‌های متفاوت میان برخی سران عرب در قبال فاجعه انسانی در غزه نه به عنوان اختلاف استراتژیک (گرایش یا عدم گرایش به موضع به اصطلاح رادیکال ایران در قبال اسرائیل) بلکه به عنوان نمایشی تاکتیکی به منظور فریب افکار عمومی جهان عرب ارزیابی می‌شود و ثالثاً علت متمایل شدن طرفین درگیر در این بحران به مسئله مذاکره به ملاحظات سیاسی طرفین (حماس با انگیزه مطرح شدن به عنوان یک قدرت در افکار عمومی و اسراییل با در نظر گرفتن زمان پایان دوره ریاست‌ جمهوری رئیس جمهوری نومحافظه‌کار و متمایل به جریان صهیونیسم مسیحی) پیوند بخورد. * * *مارک رگو سخنگوی رژیم صهیونیستی در مصاحبه با خبرنگار بی‌بی‌سی در بیت‌المقدس به جای پرداختن به آمار و ابعاد تلفات انسانی و کشتار غیرنظامیان در غزه می‌کوشد با در پیش گرفتن تکنیک "توسل به ترحم" قدری در چارچوب استراتژی "تطهیر" حرکت کند. به عبارت ساده‌تر وی با طرح این ادعا که "ما نمی‌خواهیم افراد بی‌گناه در درگیری آسیب ببینند!!" کوشید این مسئله را به عنوان علتی برای جنگ خانه به خانه ارتش اسرائیل با حماس مطرح نماید، در نهایت طرح این تکنیک بدین منظور صورت می‌پذیرد که قدری غبار و رگه‌های خونین جنگ از چهره خشن رژیم‌ صهیونیستی زدوده شود. به طور خلاصه این مصاحبه می‌کوشد تا استراتژی تطهیر را با در پیش گرفتن شگرد توسل به ترحم دنبال نماید! * * *"منفورسازی"(Obtain Disapproval) مهمترین تکنیکی است که گزارشی از رادیو آمریکا در تحلیل اوضاع و تحولات جاری غزه به آن متوسل شده است. بر اساس این تکنیک، با گفتن این که فلان دیدگاه و ایده مورد حمایت یک گروه، بی‌اعتبار، منفور یا مخوف است سعی می‌شود مخاطبان را به مخالفت با آن ایده و عمل برانگیزانند. به همین دلیل در این گزارش با متصل نمودن اندیشه و "جریان مقاومت" در بحران کنونی غزه به حماس و گذشته به‌ اصطلاح تروریستی آن سعی بر‌ آن است که اندیشه، عملکرد و رویکرد مقاومت در بحران کنونی غزه به کلی با تردید و تشکیک مواجه شود و نوعی "تنفر عمومی" یا دست کم اکراه عمومی نسبت به آینده حماس و مقاومت در مقطع پس از جنگ کنونی غزه ایجاد و تقویت شود! * * *در مصاحبه عباس میلانی با رادیو آمریکا دو تکنیک خود را نشان می‌دهد، تکنیک اول همانی است که در گزارش دیگری از رادیو آمریکا تحت عنوان "منفورسازی" دیده می‌شود و هدف آن جدا کردن سرشت و سرنوشت سیاسی و انسانی حماس از مردم و جریان مقاومت مشروع است. تکنیک دوم تکنیک "همه یا هیچ" یا به تعبیر دیگر "سیاه یا سفید" یا "خیر و شر" است. بر اساس این تکنیک قدیمی که در چارچوب مباحث منطق جدید از‌ آن به "مغالطه دوراهی" یاد می‌شود، بازیگر یا دولت هدف در یک دوراهی قرار می‌گیرد: در یک راه همه امتیازات، خیرها و تبعات مثبت نصیب آن خواهد شد و در راه مقابل که دلخواه طراح عملیات روانی نیست همه شرها، عقوبت‌ها و پیامدهای مخرب و شدید بر بازیگر مورد نظر تحمیل می‌شود. در این گزارش نیز هدف دیپلماسی باراک اوباما در قبال برنامه هسته‌ای ایران اینگونه بیان می‌شود: "اگر ایران حرکت بکند در جهت تبدیل این نیروگاه‌های اتمی خود به بمب اتمی، آمریکا با آن مواجهه خواهد کرد و اگر تصمیم بگیرد که اجازه بدهد سازمان‌های بین‌المللی نظارت بکنند و مطمئن بشوند که این برنامه هدف نظامی ندارد آن وقت آمریکا حاضر است که با ایران هر نوع همکاری بکند و در واقع وام هایی که ایران می‌خواهد و بقیه مسائلی را که ایران دارد آمریکا کمک می کند که آنها حل بشود." به این ترتیب ادامه فعالیت‌های هسته‌ای بر اساس این جنگ روانی همه چیز را از ایران خواهد گرفت و تعلیق غنی‌سازی اورانیوم، همه امتیازات را به ایران بازخواهد گرداند!! * * *معمولاً رسانه‌های غربی در تحلیل گزارش‌هایی که صبغه حقوقی (اعم از جنبه جزایی یا جنبه مدنی) دارند، تکنیک "مستند‌سازی" را در دستور کار خود قرار می‌دهند. در تکنیک مستند‌سازی معمولاً بندهایی (در مورد اسناد) یا نقل‌قول‌هایی(در مورد اظهارات و مصاحبه‌ها) برای رد یا حمایت یک سیاست، عملکرد، برنامه یا شخصیت خاصی آورده می‌شود. در گزارش‌های حقوقی عمدتاً به اسناد یا قوانین مکتوب داخلی یا بین‌المللی تکیه و استناد می‌شود تا از رهگذر آن مشروعیت و مقبولیتی برای تبلیغات رسانه‌ای شکل بگیرد. استفاده از افراد به اصطلاح حقوقدان در این مصاحبه‌ها، عمق و سرعت روند اعتمادسازی میان مخاطب را در زمانی که شگرد "مستندسازی" در دستور کار قرار گرفته است بیشتر خواهد کرد. * * *تکنیک "تحلیل زنجیره‌ای" یکی از تکنیک‌های مورد اقبال در عملیات روانی است که بر مبنای آن وقوع چند واقعه از یک جنس(مانند بازداشت برخی فعالان سیاسی یا محرومیت از تحصیل برخی دانشجویان) به مدد ریسمان مجازی رسانه، همانند حلقه‌های یک زنجیره در یکدیگر قفل می‌شوند و بخشی از یک جریان و کلیت واحد سیاسی را به وجود می‌آورند. تفاوت این تکنیک با تکنیک "جمع‌آوری کارت‌های یکدست" این است که در تکنیک اخیر واقعه‌های مزبور از یک جنس نیستند بلکه چند خبر یا داده‌ اطلاعاتی مجزا در کنار یکدیگر قرار گرفته و یکدست می‌شوند تا نتیجه مطلوب از آن بیرون بیاید در حالی که در تکنیک تحلیل زنجیره‌ای اساساً جنس و نوع موضوعات یکی است. بر این مبنا ادعای "بازداشت‌های زنجیره‌ای" برخی فعالان سیاسی و "محرومیت‌های زنجیره‌ای" برخی از دانشجویان بهایی از تحصیل در چارچوب این تکنیک جای می‌گیرند که رسانه‌های بیگانه می‌کوشند با توجه با تاکید بر تنوع جغرافیایی دانشجویان بهایی آن را مورد تاکید قرار داده و به هم متصل نمایند!!