صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۳۰ دی ۱۳۸۷ - ۱۲:۰۰  ، 
شناسه خبر : ۷۱۳۶۹

علی امینی
بیش از سه هفته است که از تهاجم وحشیانه و گسترده رژیم صهیونیستی به باریکه غزه می گذرد. علیرغم اینکه ارتش این رژیم مجهز به انبوه سلاح های مدرن کشورهای غربی است ،اما تاکنون از نظر نظامی در این جنگ یک طرفه به هیچ کدام از اهداف اولیه خود نایل نیامده است. ارتش صهیونیستی با بمباران کور شهروندان بی پناه فلسطینی در نوار غزه و پرتاب موشک به سوی آنها و کشتار کودکان و زنان این باریکه خونین، نه تنها هیچ دستاورد نظامی نداشته است بلکه یک شکست بزرگ و تاریخی دیگری را پس از شکست از حزب الله در تابستان 85 در حیات سیاسی ننگین خود به ثبت رساند تا دیگر پس از این کسی از شکست ناپذیری اسرائیل سخن نگوید.
ارتش صهیونیستی پس از ناکامی در طرح بزرگ عملیاتی خود، طی روزهای اخیر دو هدف عملیاتی و اما استراتژیک را برای خروج از این بن بست نظامی در نوار غزه و خاتمه مقاومت فلسطین در نوار غزه به مرحله اجرا گذاشت.
اول؛ آنها تلاش کردند تا با تشدید بمباران های گسترده هوایی و عملیات فراگیر و پردامنه نیروهای زرهی و استفاده از تانک های میرکاوا سه بخش شمالی، مرکزی و جنوبی نوار غزه را از هم جدا کنند و میان رزمندگان فلسطینی در شهر جبالیا ( منطقه شمالی)، شهرغزه ( بخش مرکزی) و خان یونس ( منطقه جنوبی) فاصله ایجاد کنند و مانع ارتباط نظامی آنها شوند. مقاومت سرسختانه رزمندگان حماس که با توکل بر خدای تبارک و تعالی انجام گرفت، رژیم صهیونیستی را از دستیابی به این هدف استراتژیک باز داشت. آنها در صورت موفقیت نوارغزه را به سه منطقه مجزا تقسیم می کردند و با ورود به شهرهای جبالیا، غزه و خان یونس به شکار رزمندگان فلسطین می پرداختند تا کار حماس و دولت بر آمده از مردم مقاوم فلسطین را یکسره کنند.
دوم: آنها پس از ناکامی در اجرای طرح عملیات تجزیه غزه به سه منطقه جدا از هم، فشار به بخش مرکزی را تشدید کردند تا بلکه «شهر غزه» را که بیشتر رهبران مقاومت فلسطین و از جمله اسماعیل هنیه ، نخست وزیر انقلابی و مردمی فلسطین در داخل آن هستند را به اشغال خود در بیاورند. تانک های میرکاوا تا دیواره های ورودی شهر غزه پیشروی کردند و اما نتوانستند وارد شهر شوند. آنها همگام با اجرایی کردن این طرح عملیاتی، در مناطق شمالی و جنوبی نوار غزه و در مجاورت شهرهای جبالیا و خان یونس نیز تحرکات گسترده ای داشتند و به اجرای عملیات های ایذایی «پیشروی - عقب نشینی» مبادرت ورزیدند تا اولاً بخشی از رزمندگان دولت حماس را در این دو منطقه مشغول کنند و ثانیا پس از مقداری پیشروی، سریع عقب نشینی می کردند تا مانع افزایش تلفات تانک های میرکاو و نیروهای زمینی خود شوند. شدیدترین این فشارها در روز بیست و یکم جنگ انجام گرفت که صهیونیست ها در این روز از بمب های خوشه ای و فسفری استفاده کردند وحتی مقر سازمان ملل و خبرنگاران را نیز هدف موشک های خود قرار دادند. اسرائیلی ها در صورت دستیابی به این هدف، همان خواسته های کلیدی و محوری خود را که در بالا به آن اشاره شد در اینجا نیز به مرحله اجر می گذاشتند. هدف اصلی صهیونیست ها از بین بردن سران دولت حماس و به بن بست کشاندن مقاومت فلسطینی در این منطقه است. بدون تردید اگر آنها وارد شهر غزه می شدند با توجه به اطلاعاتی که پیش از این از طریق مزدوران «ابومازن» و «محمد دحلانی» و ستون پنجم در اختیار آنها گذاشته شده بود به طور گسترده تر از وضعیت جاری جنایت می آفریدند و اقدام به ترور رهبران و فرماندهان برجسته دولت حماس در شهر غزه می کردند و از سوی دیگر با سقوط شهر غزه، کار ادامه مقاومت در مناطق شمالی و جنوبی نوار غزه (جبالیا و خان یونس) برای فلسطینی ها سخت می شد و عملاً آن منطقه پس از محاصره به اشغال کامل صهیونیست ها درمی آمد. آنها در این هدف استراتژیک نیز شکست خوردند.
شکست نظامی رژیم صهیونیستی در نیل به اهداف استراتژیک در نوار غزه و به خصوص شکست دو طرح عملیاتی اخیر آنها در «اشغال شهر غزه» و «تجزیه نوار غزه» به سه منطقه کوچک تر با هدف کنترل و ترور رهبران و رزمندگان مقاومت، سران مستأصل رژیم صهیونیستی را به سوی راه حل های دیپلماسی برای خروج از باتلاق غزه سوق داده است. سفر تزیپی لیونی، وزیر خارجه رژیم غاصب صهیونیستی به آمریکا برای جست وجوی یک راه حل سیاسی و شکستن سکوت 22 روزه از سوی حسنی مبارک، رئیس جمهور مصر گویای این است که نوار غزه طی روزهای آینده وارد فاز جدیدی از تحرکات می شود. تهاجم گسترده نظامی و کشتار بی گناهان فلسطینی در پرتو سکوت ننگ بار مدعیان دروغین آزادی خواهی و دموکراسی در غرب به تدریج جای خود را به آتش بس و تلاش برای مذاکرات سازش و طرح های رنگین می دهد.
ورود رژیم صهیونیستی به عرصه سیاسی به منزله شکست قطعی این رژیم در عرصه نظامی است. در آثار تاریخی یهود آمده است که دولت صهیونیستی پس از مرگ فردی به نام «شارون»، شکست های پی درپی را تجربه می کند و شاید به همین خاطر است که مقامات رژیم صهیونیستی پس از چند سال از مرگ قصاب صبرا و شتیلا هنوز اجازه دفن وی را نداده تا به زعم خود مانع فروپاشی حیات سیاسی رژیم صهونیستی شوند. بن گوریون، نخست وزیر این رژیم نیز در سال 1948 گفته بود که اسرائیل پس از اولین شکست نظامی اش در مسیر سقوط و نابودی قرار می گیرد. به این ترتیب حاکمان احمق و دیکتاتور رژیم صهیونیستی پس از شکست در جنگ 33 روزه در برابر حزب الله و اینک در شکست تلخ تر از آن در مقابل مقاومت قهرمانانه و حماسی رزمندگان دولت حماس دومین شکست تاریخی و بزرگ رژیم صهیونیستی را به نمایش می گذارند. شکست این رژیم تنها در عرصه نظامی و در مقابل رزمندگان حماس نیست بلکه این رژیم در عرصه سیاسی و در میان افکار عمومی نیز شکست دردناکی خورده است. امروز در میان سیل خروشان توده های میلیونی همه کشورهای جهان و در میان آزادیخواهان و محافل سیاسی مستقل بین المللی تنها پرچمی که به صورت گسترده بر افراشته شده است، «پرچم کشور فلسطین» است و اسراییل به منفورترین رژیم سیاسی در میان تمام ملتهای جهان تبدیل شده است به نحوی که دیگر کسی را یارای حمایت سیاسی از آن نیست. شکست ها و ناکامی های رژیم صهیونیستی در عرصه نظامی، سیاسی و تبلیغاتی به طور قطع سرآغاز اضمحلال دائمی و محو این غده سرطانی است. سخن خداوند تبارک و تعالی حق است که سرانجام ستمکاران و ظالمان نابودی است و رژیم غاصب صهیونیستی امروز در پرتگاه سقوط دائمی قرار گرفته است و نسل امروز و فردای مقاومت فلسطین انشاء الله تعالی پایان حیات سیاسی این غده چرکین را پس از شش دهه جرم و جنایت در سرزمین اشغالی فلسطین جشن خواهند گرفت.

نام:
ایمیل:
نظر: