رضا ذاکر
هنوز چند روز از انتخابات کاندولیزا رایس به عنوان وزیر خارجه آمریکا نگذشته بود که وی طی سخنانی در کنگره اعلام کرد: «بزرگترین مشکل ما در قبال ایران، نداشتن سفارتخانه در تهران است. ما نیازمند اطلاعات بیشتر از داخل این کشور هستیم.»در آن زمان اظهارات رایس به دو گونه تفسیر شد. گروهی آن را حاوی ارسال پیام غلط به دستگاه های امنیتی کشورمان قلمداد کرده و معتقد بودند علیرغم ادعاهای رایس، آمریکایی ها اطلاعات مناسب و قابل قبولی از ایران دارا هستند و رایس با این سخنان می خواهد حساسیت دستگاه های امنیتی ما را در قبال تحرکات جاسوسی آمریکا کاهش دهد.برداشت دوم از سخنان رایس آن بود که آمریکایی ها واقعا اطلاعات کامل و جامعی از داخل ایران نداشته و به هر طریق ممکن درصدد ایجاد ایستگاهی برای جمع آوری اطلاعات لازم هستند. به نظر می رسید تبادل اطلاعاتی آمریکا با برخی کشورهای اروپایی و آسیای شرقی هم که در تهران سفارتخانه داشتند، مشکل آمریکا را جهت برخورداری از تصویری شفاف درباره ایران حل نمی کرد.
قطع روابط ایران و آمریکا، شرایطی مشابه دوران جنگ سرد آمریکا و شوروی را به وجود آورده بود. در آن زمان، رایس به همراه چهره هایی چون ریچارد پرل، داگلاس فیث، مارتین ایندیک، کنت پولاک و مارک گرجت، از صاحبان میزهای جنگ سرد در وزارت خارجه ایالات متحده بودند. انتخابات رایس به عنوان وزیر خارجه آمریکا، با تبلیغات گسترده ای همراه بود و رسانه های این کشور از وی به عنوان «ملکه جنگ» و «ملکه مشت آهنین» نام می بردند، اما آنهایی که با پرونده کاری رایس در دوران جنگ سرد آشنا بودند، اعتقاد وثیقی داشتند که برکناری ژنرال پاول و جایگزینی رایس، آغاز مرحله جدیدی از براندازی نرم و در پیش گرفتن «دکترین مهار»، «نبرد رسانه ای» و «سازماندهی نافرمانی مدنی» خواهد بود.
چند هفته پس از سخنان رایس در کنگره، نیکلاس برنز معاون وزیرخارجه در جلسه شورای روابط خارجی آمریکا، پرده از طرح «ریگا - دبی» کنار زد. وی در این جلسه گفت: «چالشی که هم اکنون در خصوص ایران داریم این است که چگونه می توانیم تحولات داخلی ایران را دریابیم. من و رایس طی روزهای اخیر در خصوص شیوه ای که آمریکا در دوران جنگ سرد در خصوص شوروی به کار برد، صحبت کرده ایم. ما در ریگا ایستگاهی راه اندازی کردیم و بهترین دیپلمات ها را در آن قرار دادیم. وظیفه آنها برقراری ارتباط با مردم شوروی و درک آنها بود. حال نیز که نمی توانیم در ایران سفارت داشته باشیم، در دبی ایستگاه قرن بیست و یکم خود را بنای جدید خواهیم کرد. ما جرج کنان را در دوران جنگ سرد به ریگا فرستادیم و به او گفتیم برو و شوروی را بشناس. تو پنجره ما به اتحاد جماهیر شوروی هستی.این همان چیزی است که ما امروز به ماموران جوان خود می گوییم. ما نمی توانیم در ایران حضور داشته باشیم. پس به دبی می رویم و با هر ایرانی که پیدا کنیم صحبت می کنیم، آنهایی که تعطیلات خود را در دبی می گذرانند، آنهایی که در دبی تجارت می کنند و...»
چند روز بعد، الیزابت چنی دختر دیک چنی معاون رئیس جمهور آمریکا به ریاست میز ایران در وزارت خارجه آمریکا برگزیده شد. در آن زمان 2 نفر در میز ایران در واشنگتن و 6 نفر دیگر در کنسولگری آمریکا در دبی حضور داشتند. الیزابت چنی دبی را به عنوان ایستگاه منطقه ای آمریکا برای رصد تحولات ایران برگزید. ایستگاهی که با 200 هزار ایرانی مقیم دبی و ورود روزانه 18 تا 20 هزار مسافر ایرانی از طیف های مختلف، می توانست ظرفیت مناسبی برای این پروژه امنیتی در جوار مرزهای ایران باشد.
به جز دبی، در باکو، استانبول، لندن، فرانکفورت، ونکوور، نیویورک و هلند نیز دفاتر موسوم به «دمکراسی و حقوق بشر» بازگشایی شدند تا هر یک از این دفاتر به صورت تخصصی در زمینه های برقراری ارتباط و نفوذ به داخلی ایران از طریق جذب نخبگان علمی، اساتید دانشگاه ها، پزشکان، حقوقدانان، ورزشکاران، هنرمندان، خبرنگاران و... فعالیت خود را آغاز نمایند.افراد میز ایران در واشنگتن و دبی، به سرعت از 8 نفر به بیش از 60 نفر افزایش پیدا کردند اما در حین اجرای اولین پروژه و با بازداشت سه تن از سربازان جنگ نرم یعنی هاله اسفندیاری، کیان تاجبخش و رامین جهانبگلو، ضربه ای مهلک به پروژه نفوذ آمریکاییان وارد شد.انتقال «آلن ایر» افسر منطقه ای آمریکا از دبی به باکو، مسیر را برای حضور جیلیان برنز از دیپلمات های متخصص در زمینه ایران گشود.
برنز ریاست دفتر امور ایران در دبی را به دست گرفت اما اشراف اطلاعاتی ایران بر تحرکات این دفتر و ضرباتی که دستگاه های امنیتی کشورمان به نیروها و پروژه های این دفتر زدند، مقامات آمریکایی را مجبور کرد تا از رامین آزگارد به همراه چند افسر اطلاعاتی، به عنوان مسئولان جدید پایگاه اطلاعاتی دبی استفاده نمایند. ضمن آنکه در دوره جدید، برنامه های کاری این پایگاه از نفوذ به سمت «تبادل و دیپلماسی عمومی» شیفت پیدا کرد.دستگیری چهارتن از سرشبکه های پروژه ریگا - دبی در ماه های اخیر، نشان داد که دستگاه های امنیتی کشورمان، سیطره کامل بر تحرکات آمریکاییان در منطقه دارند و در این مسیر با عملیات نفوذ در شبکه و دادن اطلاعات غلط و در نهایت جمع آوری اطلاعات، ضربات مهلکی را به صاحبان میز ایران که اعضای آن در ماههای اخیر به 178 نفر افزایش یافته بود، وارد نموده اند.
ارزیابی تیم امنیتی آمریکا از پروژه «ریگا - دبی» نشان می دهد که آنان سخت در تور نیروهای امنیتی کشورمان گرفتار شده اند. آنان که در سودای ارتباط گیری با نخبگان ایرانی از طریق تورهای علمی، تحقیقاتی و گردشگری به ایالات متحده بودند، پس از اجرای دو ساله آن، متوجه شدند که در این مدت چه تعداد از نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی ایران را در قالب جذب نخبگان، با هزینه رایگان و امکانات و تسهیلات مناسب به آمریکا برده و چه اطلاعات ذی قیمتی از مراکز سیاسی، اقتصادی، علمی، فرهنگی و امنیتی آن کشور در اختیار نیروهای ایرانی گذاشته اند.بی جهت نیست که پس از مصاحبه مدیر کل ضد جاسوسی وزارت اطلاعات و افشای پروژه «ریگا - دبی» و اعلام بازداشت چند تن از سرشبکه های آن، مسئولان امنیتی آمریکا بلافاصله دستور تعطیلی کنسولگری «ایستگاه اطلاعاتی» آمریکا را در دبی صادر کردند تا بار دیگر به شکست در نبرد اطلاعاتی با جمهوری اسلامی ایران اعتراف نمایند.