صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۷ بهمن ۱۳۸۷ - ۱۱:۱۶  ، 
شناسه خبر : ۷۳۰۹۲
صبح صادق بررسی می‌کند
رضا گرمابدری اشاره: جنگ 22 روزه غزه از سوی صهیونیست ها با اهداف ابتدایی، میانی و نهایی علیه مردم محروم و بی دفاع غزه آغاز شد که مسئولان رژیم جعلی صهیونیستی از بیم تحقق نیافتن اهداف در آغاز تهاجم به آن اشاره نکردند. آنها اگر چه در یورش و جنایت آفرینی بی محابا دست به کشتار و قتل عام غیرنظامی ها زدند، اما در پیشبرد کلیت جنگ بسیار محتاط بودند و آنچه که در درون و ذهن آنها می گذشت با انچه که در صحنه جنگ از خود نشان می دادند همسویی نداشت. شاید به توان گفت این جنگ در طول جنگ های متعدد اعراب با اسرائیل از ویژگی خاصی برخوردار بود آن هم نه از یک جهت بلکه از جهات مختلف. بررسی پاره ای از این جهات به وضوح نشان می دهد که پیروزی بزرگ حماس و مردم غزه بر اسرائیل چه درس ها و دستاوردهایی را به همراه داشته است. متن حاضر درصدد است بخشی از این درس ها و دستاوردها را بررسی کند.

درس‌ها
1- خیانت تعدادی از دولت های عربی. از گذشته های دور یعنی از زمان شکل گیری جرثومه فاسد رژیم صهیونیستی، انتظار طبیعی ملل اسلامی این بود که کشورهای مسلمان و بویژه دولتمردان عرب در برابر یک رژیم غاصب و بی ریشه از ملت مظلوم فلسطین که در یک فرآیند شیطانی و ظالمانه سرزمین و حقوقشان غصب شده است حمایت همه جانبه به عمل آورند، اما برخلاف این تصور با مرور زمان رفتار منافقانه برخی از دولت های عربی در قبال ملت بی دفاع فلسطین رو به فزونی گذاشت تا اینکه درجنگ 22 روزه غزه به نحو بی سابقه ای خیانت بی شرمانه آنها آشکار شد. خیانت سران کشورهای مصر، عربستان و اردن به آرمان ملت فلسطین یک حرکت تدریجی است که از سالها پیش آغاز شده بود و در جنگ 22 روزه غزه از لحاظ وقاحت به اوج رسید. رفتار این دسته از دولتمردان عرب موقعیت آنها را در نزد شهروندان خود بسیار متزلزل ساخته است که بخشی از آن در راهپیمایی های خودجوش شهروندان این کشورها در دفاع از مردم غزه دیده شد. قدم گذاشتن این دولتمردان و مردمشان در دو مسیر کاملا مخالف هر روز بر شکاف ایجاد شده می افزاید و اقدام خیانتکارانه آنها از ذهن مردم عرب و مسلمان پاک نخواهد شد. این چنین برخوردی با مردم غزه که با وجود مرارت ها و مصیبت های سنگین تاب آوردند و مراد پیروزی را در آغوش گرفتند این ارمغان را برای آنها به همراه داشت که بدون حمایت دولتمردان عرب و حتی در برابر خیانت های آنها نیز می توان بر دشمن جنایتکار صهیونیست پیروز شد.
2- برتری ایمان بر سلاح. صهیونیست ها از بدو شکل گیری نامشروع خود با اتکاء به توان نظامی و برتری تسلیحاتی سرزمین های کشورهای عربی را اشغال می کردند و پس از چند جنگ ناکام، آنها پذیرفته بودند که توان مقابله با صهیونیست ها را ندارند. چنین باور مرعوبانه ای ملت عرب را به ذلت و بیچارگی کشاند و آنها به تبعیت از رهبران نالایق و بزدل خود به این نتیجه رسیدند که شکست در برابر صهیونیست ها سرنوشت محتوم آنها است و لذا به باج دادن روی آوردند. صهیونیست های متجاوز نیز با فهم این نکته خفت بار تا آنجا که در توان داشتند امتیاز پس از امتیاز از اعراب گرفتند. برای برهم زدن این باور و تصور بی پایه و اساس که شوق افزون خواهی صهیونیسم را بیشتر کرده بود، می بایست اتفاقی معجزه گونه رخ می داد تا این پرده پندار ناصواب را می درید و حقیقت شکست و پیروزی و عوامل آن را برای آنها روشن می ساخت. پیروزی حزب الله لبنان در جنگ 33 روزه بر ارتش فوق مدرن اسرائیل این اتفاق معجزه گونه بود. این اتفاق مبارک با تمام وضوح نشان دادن با به میدان آوردن عنصر معجزه گر «ایمان» چگونه می توان یک ارتش مغرور فوق مدرن و صاحبان ان را ذلیل، خفیف و شکست خورده و رسوا کرد. انتقال عنصر معجزه گر « ایمان» به رزمندگان مقاومت فلسطین باعث شد آنها دقیقا همان بلایی را بر سر این ارتش فوق مدرن و فرماندهان و صاحبان آن بیاورند که پیش از آن حزب الله بر سرآنها آورده بود. در این نبرد نابرابر همگان برتری قدرت «ایمان و خلاقیت» را در برابر دنیای از تسلیحات پیشرفته و بی حد و حصر مشاهده کردند.« ایمان» نشان داد که برای مومنان چگونه پیروزی می آفریند.
3- پایداری و مقاومت. از ابتدای محاصره غزه آنچه که صهیونیست ها را به خشم آورده بود حمایت مردم غزه از حماس و رای دادن به آن بود. حماس انتخاب مردم غزه بود و این انتخاب رژیم صهیونیستی را عصبانی کرد و به زعم خود درصدد بودند با محاصره غزه دست به تنبیه جمعی بزنند و این تنبیه که در واقع یک جنایت تدریجی و بی صدا بود را آنقدر ادامه دهند تا صبر مردم غزه به پایان رسد و با اعلام ندامت از انتخاب خود دست از حمایت حماس بردارند. پایداری و مقاومت مردم غزه در حمایت از حماس حوصله جنایتکاران صهیونیسم را به سرآورد و آنها بر این گمان شدند که تهاجم به خانه و کاشانه این مردم می تواند آنها را علیه حماس بشوراند، بی خبر از اینکه آنها تصمیم داشتندتا آخر پای انتخاب خودبایستند و به پایداری و مقاومت خود ادامه دهند. در نهایت حماس پیروز شد چون مردم غزه در حمایت از آنها پایدار و مقاوم باقی ماندند.
4- تحریک افکار عمومی. پرده برداری رسانه های مجاهد از عمق و سرشت جنایات گسترده صهیونیست ها در غزه وجدان عمومی مردم جهان را به جوشش و حرکت در آورد. این وجدان بیدار شده با دیدن آن همه ظلم و جنایت وزیر پا گذاشته شدن قوانین و قواعد جنگ، بدون لحاظ کردن دین ، مذهب، نژاد، رنگ و ملیت علیه جنایت صهیونیست ها در سراسر جهان به خروش آمد، حرکت جهانی که صهیونیست ها و حامیان آنها به هیچ وجه تصورش را هم نداشتند. این حرکت خودجوش و یکپارچه که در همه جا اسرائیل و جنایت هایش را محکوم می کرد با متاثر ساختن برخی مراکز جهانی و افزوده شدن بر ابعاد و دامنه اش وحشت سنگینی را بر صهیونیست های پررو و بزدل مستولی ساخت. خروش حق طلبانه افکار جهانی نشان داد برای مهار یاغیان و جلادان از چه قدرت کوبنده ای برخودار است.
5- ضعف داخلی رژیم صهیونیستی. بررسی وضعیت داخلی رژیم صهیونیستی در جنگ 33 روزه و جنگ 22 روزه مشخص می سازد که رژیم صهیونیستی از لحاظ اجتماعی و شهروندی بسیاری آسیب پذیر است. این آسیب پذیری یکی از دردهای بی علاج این رژیم خون آشام است. در هر دو جنگ فشار نیروهای مقاومت بر جامعه صهیونیستی و بر هم زدن آرامش روانی آنها، سبب می گردید تا آنها این فشار را با دست زدن به اعتراض های ضدجنگی به کابینه و حوزه تصمیم گیری رژیم صهیونیستی منتقل کنند.
حوزه تصمیم گیری نیز که تاب تحمل این فشار و اعتراض اجتماعی را نداشت در نهایت ناچار می شد برای جلوگیری از فروپاشی داخلی به شکست خفت بار تن دهد.
دستاوردها
1- جنگ رسانه‌ای. رژیم صهیونیستی با اتکا به نفوذش در رسانه های معتبر جهانی در پیش از آغاز درگیری برنامه درونی را برای جلوگیری از پوشش اخبار جنگ خارج از نظارت خود، تدارک دیده بود. آنها که از ابتدا تصمیم گرفته بودند دست به یک جنایت کم سابقه بزنند می دانستند در صورت انعکاس اخبار و تصاویر جنایتهایشان به افکار عمومی، اعتراض های گسترده ای در جاهای مختلف علیه آن شکل خواهد گرفت. لذا در یک تبانی پنهانی به گمان خود راه های انتقال اخبار و تصاویر را در قبضه خود گرفته بودند. اما از ساعات اول تهاجم وحشیانه با تلاش چند رسانه مجاهد نه چندان حرفه ای تمام برنامه های رسانه ای تبلیغاتی رژیم صهیونیستی برهم ریخت. رسانه های مجاهدی مانند: الاقصی، المنار، الجزیره، العالم و پرس تی وی و... توانستند با تلاش و مجاهدت شبانه روزی چشم جهانیان را بر روی جنایات گرگ منش بگشایند تا آنها فریاد اعتراض سر دهند. این برای اولین بار بود که رسانه های کوچک و محدود طعم شیرین پیروزی بر رسانه های قدرتمند جهان را چشیدند. خودداری رسانه های مشهور جهانی از انعکاس اخبار جنایت های غزه و همدستی با صهیونیست ها ضربه سنگین به آبرو و حیثیت آنها وارد ساخت تا جایی که در برخی از کشورها مانند آلمان و آمریکا یکی از رویکردهای اعتراض در جنگ غزه متوجه سانسور رسانه های این کشورها شده بود.
2- شکست اسرائیل. شکست اسرائیل در جنگ 33 روزه علاوه بر اینکه یک سرشکستگی جهانی برای صهیونیست ها بود، آنها را از لحاظ روحی و روانی به شدت در هم ریخت زیرا آنها به خوبی گفته «بن گورین» اولین نخست وزیر رژیم جعلی خود را در روزهایی که به سبب کشتار فلسطینیان بی پناه سرمست از شور و شعف بود، به خاطر دارند وی در آن روزهای سرخوشی گفته بود: «اسرائیل با نخستین شکست سقوط را آغاز خواهد کرد.» یادآوری این جمله کابوسی دایمی برای مردم و سران رژیم صهیونیستی ایجاد کرده بود. آنها گمان می کردند با ایجاد جنگی که در آن پیروز شوند می توانند این کلام کابوس آفرین را بی اعتبار کنند اما شکست در جنگ 22 روزه بر قوت آن کلام افزود و آن کلام را وحشتناک تر کرد. این روزها آنها به این سوال می اندیشند آیا در هر جنگ دیگری شکست خواهیم خورد و آیا واقعا روند سقوط آغاز شده است؟!
3- تحکیم موقعیت حماس. کارشناسان نظامی و سیاسی نتایج جنگ ها را عموما بر اساس اهداف ارزیابی می کنند. شکست و پیروزی نیز بر همین اساس معنا می یابد. صهیونیست ها که در آغاز جنگ از اعلام اهداف جنگ طفره رفته بودند به تدریج در لابه لای صحبت هایشان نابودی حماس را به عنوان هدف جنگ عنوان کردند. با پایان یافتن جنگ و باقی ماندن حماس عملا صهیونیست ها شکست خورده معرفی شدند هر چند آنها در سخنانشان خودشان را پیروز معرفی می کردند. مهمتر از بقای حماس تحکیم موقعیت حماس در بین مردم غزه و بالاتر در میان ساکنین کرانه باختری و همچنین در نزد مردم کشورهای مسلمان و مردم آزاده جهان است. الان افکار جهانی به خوبی حماس را شناخت و به واقعیت آن و جایگاهش و اهدافش پی برد حماس و سایر رزمندگان مقاومت امروزه شهرت و موقعیت جهانی پیدا کرده اند و دیگر صهیونیست ها با تروریست خواندن آنها نمی توانند مردم جهان را فریب دهند. تحکیم موقعیت حماس به معنای شکست دوم برای صهیونیست ها است شکستی سنگین تر از شکست اول که در آن جنگ را باختند.
4- وحدت جهان اسلام. مدتها بود که رفتار ناهمسوی برخی از سران کشورهای عربی اجازه نمی داد که شهروندانشان با قرار گرفتن در کنار سایر مسلمانان در مناسبت های خاص مانند روز قدس و یا دفاع از یک ارزش هتک شده دینی قدرت مردمی و وحدت جهان اسلام را به رخ جهانیان بکشانند. اما ویژگی جنگ غزه که بیشتر ناشی از شدت جنایات صهیونیست ها و مظلومیت و بی کسی مردم بی دفاع غزه بود، تمام جهان اسلام را به خروش آورد و امت اسلامی یکپارچه وحدت جهانی خود را برای حمایت از مردم غزه به نمایش گذاشت و در کشوری مانند عربستان که تظاهرات در محکومیت جنایات رژیم صهیونیستی و حمایت از مردم غزه را ممنوع کرده بود مردم با نادیده گرفتن این ممنوعیت در دو مرحله راهپیمایی کردند. وحدت جهانی مسلمانان از دستاوردهای ذی قیمت این جنگ نابرابر بود.
5- اثبات ضربه‌پذیری صهیونیسم. اسرائیل و صهیونیسم با قبول دو شکست در جنگ 33 روزه و جنگ 22 روزه نشان دادند که معادله میان آنها و کشورهای عربی و مسلمانان که بر اساس مهندسی آنها شکل گرفته بود، دیگر کارایی ندارد و آن ساختار فریبکارانه فروپاشیده است. چیزی که به آن ساختار هویت و قابلیت می بخشید نقش هایی بود که برخی از سران کشورهای عربی در آن ایفا می کردند. با آشکار شدن نقطه قوت آن ساختار که همان نقش آفرینی این سران بود و نادیده گرفتن آن، از حالا به بعد سران رژیم صهیونیستی با ساختاری مواجه خواهند شد که مردم و گروه های مقاومت در آن نقش دارند معادله جدیدی که با پیروزی حزب شکل گرفت و با پیروزی حماس تکمیل شد و اثبات کرد رویای شکست ناپذیری رژیم صهیونیستی در واقعیت جهان امروز تبدیل به ضربه پذیری شده است.
نکته آخر: پس از آتش بس که مرحله دوم خیانت تعدادی از سران کشورهای عربی به ملت غزه شروع شده و تعدادی از کشورهای اروپایی و آمریکایی هم در آن شریک هستند، اهریمنان درصدد هستند که حماس را از دسترسی به سلاح محروم کنند.
جمهوری اسلامی می تواند در اقدامی مشترک با کشورهایی که در طول جنگ نابرابر از حماس و مردم غزه دفاع کردندبا محور قرار دادن مشروعیت دولت حماس مبتنی بر موازین بین المللی این مشروعیت را اثبات کنند تا کشورهای جهان این دولت را به عنوان یک دولت رسمی و مشروع بشناسد که در این صورت از حق تامین سلاح برای ایجاد نظم، امنیت و دفاع از سرزمین خود برخوردار خواهد شد. حتی اگر این اتفاق هم نیفتد در دنیا هیچکس حق ندارد مقاومت را که برای دفاع از سرزمین و مردم خود دست به تامین سلاح می زند از این حق محروم کند. دشمنان مقاومت در تلاش هستند این موضوع را مشمول مرور زمان کنند تا احساسات و عواطف جهانی که به نفع حماس در جریان است فروکش کند تا آنها سرفرصت نیات پلیدشان را به اجرا بگذارند. اگر چه چنین اقدامی نیز در نهایت راه به جایی نخواهد برد. ان شاءالله

نام:
ایمیل:
نظر: