حسین امیدی
جنگ 22 روزه در حالی پایان یافت که رژیم صهیونیستی علی رغم تمامی شدت عمل و جنایات جنگی خود علیه مقاومت فلسطینی در غزه به اهداف خود دست نیافت و سرافکنده آن را با درخواست آمریکا متوقف کرد.
از آنجا که اصل جنگ حاصل اجماع استکبار غربی، رژیم صهیونیستی و ارتجاع عرب بود، نمی توانست با توقف جنگ پایان یابد، لذا در عرصه سیاسی برای زنده کردن حداقل های دستاورد سیاسی، ادامه یافته است.
مواضع نمایشی حسنی مبارک که یک باره اقدام اسرائیل را تجاوز و جنایت نامید و از مقاومت حمایت کرد و نابودی آن را غیرممکن و روش نظامی اسرائیل را فاقد اثر برای تامین امنیت برای آن رژیم دانست، تا چند ساعت بعد از زبان اولمرت مورد استجابت قرار گرفت و جنگ در ساعت 2 بامداد یکشنبه متوقف گردید. مبارک در سخنان خود با سرعت به یک فراخوان بین المللی (هماهنگ شده) دست زد و با شرکت دادن ابومازن، بان کی مون و وزرای خارجه چند کشور اروپایی (فرانسه، انگلیس، آلمان و اسپانیا و ایتالیا) نشست شرم الشیخ را تشکیل داد. این نشست در واقع بخشی از سناریوی سیاسی پس از جنگ تلقی می شود که مصر متکفل ایجاد ساز و کارهای لازم برای جلوگیری از رسیدن سلاح به مقاومت در غزه و با کمک کشورهای یاد شده بود. اگرچه مصر نیز مانند اسرائیل هدف فرسایش مقاومت و جلوگیری از ورود سلاح به غزه و تغییر معادله امنیتی در غزه را دنبال می کرد ولی حضور نیروهای آمریکایی و اروپایی در خاک خود را نپذیرفت و عمدتا در تعامل با اسرائیل، به دنبال امتیازات خاص برای تبصره زدن به کمپ دیوید و افزایش تعداد نیروی امنیتی در سینا بود. این مسئله طی چند روز گذشته و در سفرهای مکرر ژنرال عاموس جلعاد به قاهره حاصل شده و مصر 1200 نظامی جدید را برای تفتیش منازل رفح مصر، به کار گرفته است. طرف های اروپایی هم تعهد کردند که ضمن ارسال ناوگان خود به سواحل غزه، شرایط را برای ورود به داخل غزه و استقرار تجهیزات فنی در نابودی تونل های منطقه فیلادلفی مهیا نمایند.
نشست کویت که برای فلج کردن پیشنهاد قطر در نشست سران در دوحه بود با دستور کار اقتصادی برای مقابله با بحران مالی شروع شد ولی عمدتا به بحث غزه پرداخت. تلاش امیر کویت موجب مصالحه های شکلی هم شد و بشار با ملک عبدالله سعودی و امیر قطر با مصر آشتی کردند. سخنرانی ها اگرچه تا حدودی تعدیل شده بود ولی تقریبا همگی در چهارچوب مواضع قبلی، اقدام به خط کشی کردند.
نکته مهم در نشست کویت این بود که شکست اسرائیل و پیروزی مقاومت فلسطینی و عکس العمل های عصبانی افکار عمومی در منطقه و جهان، ادبیات کشورهای مرتجع را تغییر داد و ملک سعودی حتی به تلویح تهدید به پایان صبر خود و پس گرفتن طرح پیشنهادی عربی کرد. این مانور سیاسی از سوی کشورهای مرتجع در واقع پاسخی به رسوایی در افکار عمومی بود و حسنی مبارک در موضعی دروغین اعلام کرد از روز اول جنگ، مرز رفح باز بوده و از آن تردد شده است، در حالی که فراموش کرد قبلا در مصاحبه و سخنان رسمی گفته بود که مرز رفح به جز با حضور ناظران اروپایی و حکومت خودگردان و هماهنگ با اسرائیل باز نخواهد شد.
حاصل جنگ نشان داد که اسرائیل دیگر قادر به کسب پیروزی نیست و باید در انتظار تاوان جنایات جنگی در جنگ غزه و محاکمه بین المللی سران خود باشد. به همین دلیل نشست بروکسل و وزرای خارجه اروپایی از لیونی استقبال کرد تا ضمن قوت قلب دادن به این رژیم و تعهد بر همکاری برای جلوگیری از ورود سلاح به غزه خواستار پایان محاصره معابر غزه شود. این مسئله از سوی آمریکا نیز تکرار شد و اوباما با تاکید بر تعهد به امنیت اسرائیل و درخواست از حماس برای توقف شلیک موشک، خواستار باز شدن معابر غزه شد. ظاهرا این فشارها موثر بوده و اسرائیل از خلال رایزنی های جاری در قاهره برای آزادی اسرای فلسطینی با سرباز زندانی خود در غزه، به دنبال چاره جویی در چگونگی بازگشایی معابر نیز هست. البته اسرائیل چند گذرگاه خود با غزه را فعال کرده ولی گذرگاه رفح بازگشایی جدی نشده است.
نشست بروکسل نیز تکرار تعهدات برای محاصره سواحل غزه و رایزنی برای چگونگی ارتباط با حماس و ضرورت باز شدن گذرگاه ها بود.
آمریکا و اروپا دریافته اند که ابومازن به پایان عمر سیاسی خود رسیده و باید به نحوی با حماس ارتباط بگیرند. کشورهای مرتجع، همسو با غربیها و رژیم صهیونیستی، موضوع بازسازی را عاملی برای مشروعیت دادن به حکومت ابومازن کرده اند تا مصوبه دو میلیاردی نشست کویت و کمک های بین المللی برای بازسازی غزه، از طریق ابومازن و یا سازمان های بین المللی وارد غزه شده و موجب تقویت و مشروعیت بیشتر حماس نشود.
شرایط متجاوزین و حامیان آن به حدی رسیده که اسرائیل شروط خود برای آزادی زندانیان فلسطینی را کنار گذاشته و طی هفته های آینده امکان تبادل آنها و شالیط را فراهم می کند. اگرچه آنها در سیاست فریبکارانه در افکار عمومی بر شدت فجایع غزه اعتراف کرده و اولمرت گفته است برای کشته شده ها گریه کرده ولی کمک مالی را به سوی ابومازن هدایت کرده اند تا عاملی برای چانه زنی در مسیر آشتی ملی شده و بازگشایی گذرگاه ها را منوط به مشارکت حکومت خودگردان و برداشتن محاصره را به توقف شلیک موشک و اعتراف به اسرائیل و روند سازش کرده اند. این تلاش آشکاری است تا حداقل های اهداف سیاسی جنگ را محقق کرده و حماس و مقاومت را عامل مشکلات و توقف کمک ها و یا بازسازی و آشتی ملی معرفی کنند.
با اینکه تمامی نشست ها و رایزنی های جاری در قاهره و بروکسل و منطقه، ادامه جنگ فرقان است، ولی پایداری مظلومانه مقاومت و خشم و واکنش افکار عمومی و برملا شدن جنایات جنگی رژیم صهیونیستی، اساس ناکامی آنها در پروسه سیاسی نیز خواهد بود و آنان را مجبور به دادن امتیاز خواهد کرد.
بی توجهی آنها به واقعیت های موجود و سرسختی رژیم صهیونیستی برای پذیرش حقوق و آرمان فلسطینی، کل منطقه را در آستانه انفجار و تحول بزرگتری قرار خواهد داد.