صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۸ بهمن ۱۳۸۷ - ۰۷:۲۵  ، 
شناسه خبر : ۷۳۱۰۷

بصیرت: میرحسین موسوی یک سرمایه سیاسی برای نظام جمهوری اسلامی است که علی رغم تمام انتقادات وایرادات وارد به وی کوله باری از تجارب مدیریتی در کوران سخت دفاع مقدس را به دوش می کشد. وی که آخرین نخست وزیر جمهوری اسلامی بوده با توجه به پایگاه اجتماعی نوستالژیک خود می تواند در مقطع زمانی مناسب، با طرح شعارها و برنامه های جدید ضمن تالیف و تجمیع منافع برخی گروههای سیاسی زمینه را برای حضور مجدد خود در معادلات سیاسی کشور فراهم کند و احتمالا در آن برهه مورد اقبال عمومی نیز واقع شود.
برخی اعتقاددارند نوستالژی مثبت رای دهندگان نافی استهلاک منابع بازی های سیاسی در گذر زمان نیست؛ شهروندان تنها در شرایط ویژه ای حاضرمی شوند برای خاطرات خود بیش از حد معمول هزینه کنند. بزرگنمایی نقاط قوت این نوستالژی مثبت که تحت تاثیر تحریکات زیردستی شکل می گیرد نیز آسیب دیگری است که ممکن است فرد را به یک تحلیل اشتباه از اوضاع هدایت کند که بارتاب واقعیات موجود جامعه نباشد.
اما مشخصا طی چند ماه گذشته احتجاجات و تحلیلهای صحیح و سقیمی، فرایند زمان‌شناسی حضور میرحسین موسوی را تحت الشعاع قرار داده و وی را وارد یک بازی زودهنگام انتخاباتی کرده است.
میرحسین موسوی با شکست سکوت 20 ساله خود در دومین مصاحبه اختصاصی در این هفته با مجله “توسعه و صنعت” ضمن طرح این ادعا که “عده ای شعار عدالت را به ابزاری پوپولیستی برای جذب آرا و قلوب تبدیل کرده اند” بی محابا گفته است: “در این مدت تقریبا تمام کلیدواژه های عدالت از ادبیات سیاسی و اقتصادی ما حذف شده است. بدتر از آنکه ما منابع کمیاب کشور را در خدمت اغراض سیاسی و اهداف کوتاه مدت به کار گرفته ایم و به این ترتیب غول فساد را در کشور بیدار کرده ایم.”
اگرچه نفوذ رگه های سکولاریستی و ضد عدالت در بدنه مدیریتی کشور بخصوص در دهه 70 غیر قابل انکار است اما این جفا در حق نظام و دولتهای مختلف اعم از اصولگرا و اصلاح طلب است که در یک نگاه صفر و صدی در آستانه سی امین سال پیروزی انقلاب اسلامی کلیه دستاوردها و موفقیتهای آنها را انکار کرده و نسنجیده مدعی شویم تمام کلیدواژه های عدالت از ادبیات سیاسی و اقتصادی کشور حذف شده است. از طرفی امروز دولتی در راس کار است که تمام اهتمام و التفات خود را به زنده کردن شعارها و آرمانهای انقلاب و جراحی رگه های سکولاریستی نافذ در نظام معطوف کرده و توزیع ارزشهای عدالت محور را در سرلوحه عموم فعالیتها و سیاستهای خود قرار داده است. چرا ایشان که دغدغه پیاده سازی اهداف و نظریات حضرت امام خمینی(ره) را دارند این نقاط مثبت را نمی بینند.
از طرفی مسیر مطالعه تطبیقی سیاستهای دولت میرحسین موسوی با سایر دولتها به دلیل شرایط ویژه حاکم بر دوران دفاع مقدس همیشه صعب العبور بوده است اما در ماراتن های انتخاباتی با توسل به موتورهای علمی و فکری قوی به وضوح می توان میزان موفقیتها و نقصهای دولت ایشان را در توزیع ارزشهای عدالت محور به پایش و سنجش درآورد.
سخن آخر اما اینکه سکوت 20 ساله موسوی به طورطبیعی باید موجد حرفهای جدیدی برای اداره کشور می شد. وی نمی تواند در محیط زیست گفتمانی احمدی نژاد نقش یک هووی ناخواسته را بازی کند. او باید ضمن زمان شناسی دقیق برای حضورمجدد در معادلات سیاسی کشورحرفهای جدیدی را ناظر به گفتمان پیشرفت و عدالت که گفتمان دهه چهارم انقلاب است مطرح نماید. تنها در این صورت است که وی می تواند اقبال عمومی را جلب کند.

نام:
ایمیل:
نظر: