بصیرت: انقلاب اسلامی ایران بدون تردید سرآغاز تحولی بنیادین در ساختار جامعه بوده است. پروردگار عالم اراده فرموده است که با عصای انقلاب اسلامی ایران سحر کافران را ابطال و دین خود را بر همه کافران و همه ادیان دروغین دیگر چیره نماید انقلاب ما را از خطرات و بلایای حفظ و استمرار آن را تضمین کرده و نظام مقدس جمهوری اسلامی را به عنوان بهترین عطیه به بندگان برگزیده خود عنایت فرموده و موسای این انقلاب را امام خمینی (ره) و پس از او خلف صالحش حضرت آیت الله خامنه ای قرار داده تا آن عصای انقلاب را به دست کسی برساند که:
«یملاالله به الارض عدلا و قسطاً بعد ما ملئت ظلماً و جوراً» با عنایت به اینکه انقلاب ما امروز در مرحله سازندگی و توسعه در ابعاد مختلف به ویژه اقتصادی قرار دارد به نظر می رسد که بررسی آسیب شناسی انقلاب اسلامی با غور در گفته ها و نوشته های امام راحل و بهره گرفتن از رهنمودهای مقام معظم رهبری می تواند در این مرحله حساس هدایت گر، دست اندرکاران امور سازندگی و اقتصادی کشور باشد. از آنجا که اقتصاد «یکی از شئون مادی زندگی بشر است و از نظر امام خمینی اسلام هم دارای جنبه های معنوی و مادی است. منتهی اصل بر معنویت است. و مادیات تنها به عنوان ابزار وسیله و طریقی که می توان آنرا به ارزشها معنوی دست یافت. مبداء ارزشهای اسلام معنویات است. حضرت امام در این زمینه می فرماید:«اسلام دینی است که با تلاش فعالیتهای مادی راه را به اعتلای معنوی انسان می گشاید ترقی واقعی همین است که رشد خود انسان هدف فعالیت های مادی گردد اسلام دین این ترقی است» (1)
این نکته نظرها می تواند الهام بخش هر یک از مجریان و برنامه ریزان در جهت تداوم انقلاب اسلامی ایران و تحقق بخشنده هدفهای متعالی آن بخصوص در زمینه های اقتصادی باشد. ان شاءالله این تلاش مرضی رضای حضرت حق، و روح بلند آن عزیز سفر کرده و مورد استفاده علاقمندان قرار گیرد.
اقتصاد از نگاه امام خمینی
امام خمینی اصولا به اقتصاد به عنوان حوزه عملی و عرفی که معیشت و زندگی مادی مردمان را تامین می کند همواره به دید با اهمیت نگریسته است. این نکته از تاکید ایشان بر برخی شاخص های مهمی که در حوزه اقتصاد قرار دارد معلوم و مشخص است شاخص هایی نظیر اهمیت کشاورزی، ارزش، کار و کارگر، رفاه عمومی، فقرزدایی، محرومیت زدائی و رسیدگی به مسکن و معیشت مستضعفین، خودکفایی در صنعت و ... از این رو توسعه اقتصادی نیز که فرایندی است که طی آن در سطح زندگی مادی مردم تحولی مثبت پدید می آید مورد توجه ایشان بوده و به آن بهای زیادی داده اند.
بطور کلی باید گفت که امام خمینی (ره) ضمن پذیرش توسعه اقتصادی سه نگرانی عمده دارند که نقد و انتخاب ایشان به توسعه اقتصادی را نیز همین سه نگرانی سامان می دهد اول آنکه توجه به اقتصاد و توسعه اقتصادی به افراط در دنیاگرایی و سودمداری تبدیل نشود و اهداف متعالی انسان فراموش گردد و همه اهتمام جامعه و آنچه امام از آن به رفاه زدگی تعبیر می کنند معطوف شود. در نتیجه اهداف آرمانها و اصول انقلاب اسلامی که ناظر بر اهداف متعالی است دستخوش کم توجهی قرار گیرد و رفاه اقتصادی و دنیاگرایی جایگزین آنها گردد. نگرانی دوم ایشان آن است که برای نیل به توسعه اقتصادی به بیگانگان وابسته شویم زیرا ایشان با وقوف به اینکه توسعه اقتصادی نیازمند تکنولوژی جدید است به گونه ای که انتقال تکنولوژی موجب وابستگی نگردد از این رو بخش عمده از سخنان ایشان در حزه فرهنگ و اقتصاد در نکوهش وابستگی و دعوت به خودباوری و اتکاء به خود ایراد شده است. سومین نگرانی امام معطوف به این نکته است که توسعه اقتصادی به طبقاتی شدن شدید جامعه بیانجامد و دربردارنده نتایجی که توده مردم از آن برخوردار گردند، نباشد. به تعبیر دیگر نگرانی توسعه اقتصادی بدون عدالت اجتماعی است.
امام علاوه بر سطح عقلانیت جدید (تجربی و عرفی) سطوح دیگری از عقلانیت نیز برای نیل به سعادت قایل بودند. ایشان ضمن پذیرش توسعه اقتصادی بر معنادار شدن حیات اجتماعی و اقتصادی انسان و به منظور نیل به کمال مطلوبی که انسان برای آن منظور متعالی خلقت شده است، سطوح دیگر عقلانیت را ضروری و واجب می دانند تا عقلانیت اقتصادی در ظل آن سطوح قرار گرفته و انسان را در راه کمال و سعادت قرار دهد.
حضرت امام خمینی در این زمینه می فرمایند: «قضیه، قضیه اقتصاد نیست. قضیه، قضیه اسلام است. از قضایای دیگر انسانی می تواند صرف نظر کند از خانه اش بگذرد، از اولادش صرف نظر کند، از جهات دیگر بگذرد، لکن از اسلام نمی تواند بگذرد» در جای دیگر با قبول اینکه رفاه باید باشد در عین حال آن را یکی از مقاصد می داند، ولی نه عمده آن، در این باره می فرمایند: «اگر مقصد این بود که زاغه نشین ها از زاغه نشینی بیرون بیایند و یک سر و سامانی پیدا کنند این هم ان شاءالله می شود و با همت همه باید بشود. لکن باز مقصد این نیست. مقصد این است که کشور ما یک کشور اسلامی باشد... رفتن مستکبرین مقدمه است رفاه مستضعفین یکی از مقاصد اسلام است. اسلام مقصدش بالاتر از اینهاست. مکتب اسلام یک مکتب مادی نیست یک مکتب مادی و معنوی است. مادیت را در پناه معنویت اسلام قبول دارد.»(2)
آسیب های اقتصادی انقلاب اسلامی از نظر امام خمینی عبارتند از:
1- وابستگی اقتصادی
وابستگی یکی از مهمترین مفاهیمی است که از ابتدای مبارزات حضرت امام(ره) مورد توجه ایشان بوده است اصولا نخستین واکنش های ایشان علیه رژیم شاه ناشی از موضوع وابستگی رژیم شاه بود ایشان حساسیت بسیار شدیدی نسبت به وابستگی کشور به کشورهای دیگر و به قول خود ایشان اجانب و بیگانه داشته اند. وابستگی همواره یکی از نگرانی های ایشان بوده که درباره آن به تفضیل سخن گفته و جوانب مختلف آن را مورد نقد و نکوهش قرار داده اند در زمینه توسعه اقتصادی نیز یکی از مهمترین شروط و ضوابط ایشان عدم وابستگی است. به همین دلیل عمده ترین عنصری که امام در مبارزه و انتقاد شاه مطرح می کرده اند عنصر وابستگی آن بوده است وابستگی از نظر امام یک جریان دوسویه است از یک سو تمایل و تلاش قدرت های بزرگ استعماری برای استعمار و استثمار کشورهای جهان سوم که در این مسیر از همه ابزارها و امکانات و اقتدار خویش بهره می گیرند و از سوی دیگر نخبگان سیاسی حاکم بر کشورهای جهان سوم که خودباختگی و سرسپردگی نسبت به قدرت های استعماری می داند همچنین تحصیل کردگانی که دچار غربزدگی زمینه ساز وابستگی از درون این گونه جوامع هستند امام با صراحت توسعه اقتصادی را با شروط وابسته نبودن می پذیرد و می فرمایند:
«اسلام همه ترقیات و همه صنعت ها را قبول دارد با همه ترقیات و همه تمدن ها موافق است اسلام وابستگی شما را و ما خودمان را به دیگران منکر است می گوید نباید صنعت ما وابسته باشد نباید زراعت ما وابسته باشد نباید ادارات ما وابسته باشد نباید اقتصاد ما وابسته باشد نباید فرهنگ ما وابسته به غیر باشد.»(3)
«ما امروز اگر بخواهیم با این قدرت های بزرگ مواجه باشیم در این میدان شکست نخوریم احتیاج به چند امر داریم یکی اینکه ما اقتصادمان را طوری کنیم که خودکفا باشیم که اولش قضیه زراعت است مزرعه ها و کشتزارها به فعالیت همه جانبه قشرهای مختلف کشت بشوند شما می دانید که اگر یک مملکتی در اقتصاد خصوصاً این رشته اقتصاد که نان مردم هست در این احتیاج به خارج پیدا بکند و یک احتیاج مبرمی که نتواند خودش را اداره کند باید دیگران او را اداره کند این وابستگی اقتصادی آنهم در این رشته موجب می شود که ملت ایران تسلیم شود به دیگران»(4)
امام خمینی از این که انسان در امور ضروری حتی درنان خود نیز وابسته به دشمن خودش باشد، عیب می دانست لذا مردم را به کشاورزی و تلاش در قطع وابستگی تشویق می کردند ایشان در این زمینه می فرمایند: «نباید ما در ارزاقمان محتاج به خارج باشیم مملکت وسیعی که برای 150 میلیون جمعیت کافی است عیب است از یک مملکت اسلامی که محتاج باشد ارزاقش آن هم به دشمنان خودش آمریکا که دشمن این ملت است. ما اگر محتاج به او باشیم برای ما سر شکستگی دارد کاری بکنید که خودکفا بشوید و خودتان از این زمین خدا و از این آب خدای ارزاق خودتان را بیرون بیاورید»(5)
از نظر امام خمینی در توسعه اقتصادی اولویت در توسعه کشاورزی است اگرچه در امور صنعتی نیز فعالیت لازم است اما نباید فعالیت در امر صنعتی مانع در توسعه کشاورزی شود حضرت امام خمینی در این زمینه می فرماید:
«توجه به بازسازی مراکز صنعتی نباید کوچکترین خللی بر ضرورت رسیدن به امر خودکفایی کشاورزان وارد آورد بلکه اولویت و تقدم این امر باید محفوظ بماند و مسئولین بیشتر از گذشته خود را مکلف به اجرای آن سازند در امر احیای اراضی و مهار آبها و ایجاد سدها و تشویق کشاورزان و دامداران و استفاده هرچه بیشتر از نعمت های بیکران الهی تلاش نمایند که مطمئناً خودکفایی در کشاورزی مقدمه ای است برای استقلال و خودکفایی در زمینه های دیگر»(6)
امام خمینی وابستگی اقتصاد را باعث وابستگی در امور سیاسی و اجتماعی می داند ایشان در این زمینه می فرماید: «اگر ما یک وابستگی اقتصادی داشته باشیم این موجب می شود که وابستگی سیاسی هم پیدا کنیم و وابستگی نظامی هم حتی پیدا بکنیم مملکتمان باز برگردد به آن حالی که در سابق بوده است اگر ما مسامحه بکنیم و وابسته به خارج باشیم این وابستگی اقتصادی به خارج قهرا وابستگی سیاسی هم می آورد قهرا وابستگی اجتماعی هم می آورد و همان اسیرها خواهیم بود که بودیم و به ما همانها حکومت خواهند کرد که کردند ما باید از این جهت اقتصادی خارج بشویم یعنی دستمان پیش دیگران دراز نباشد که هر وقت جلو آن را بخواهد بگیرد ما فلج بشویم»(7)
بنابراین از نظر امام خمینی بهترین راه جهت رسیدن به خودکفایی و قطع وابستگی، جدی گرفتن کشاورزی و توسعه آن است لذا حضرت امام می فرماید: «باید مساله کشاورزی که در رژیم سابق برای به هم زدن آن نقشه ها داشتند تا ما را وابسته کنند بیشتر مورد نظر ما باشد البته به طرف صنعت هم باید رفت ولی اگر از کشاورزی منحرف شویم اسباب آن می شود که آنچه خودمان نیز داریم از بین برود»(8)
پی نوشت ها :
1-صحیفه نور جلد 3 ص 54
2-همان
3-صحیفه نور جلد 9 ص 166
4-صحیفه امام جلد 11 ص 413 به نقل از تبیان دفتر 26
5-همان جلد 12 ص 77
6-همان جلد 31ص 158
7-صحیفه امام جلد 10 ص 333
8-صحیفه امام جلد 17 ص 23