صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۶ بهمن ۱۳۸۷ - ۱۲:۴۸  ، 
شناسه خبر : ۷۴۶۸۹

بصیرت: چند سال پیش در شهر دوربان آفریقاى جنوبى در جریان اجلاس جهانى علیه نژادپرستى و تبعیض نژادى حدود ۳۵۰۰ سازمان غیردولتى شرکت کننده، رژیم صهیونیستى را به عنوان یک رژیم نژادپرست محکوم نمودند و از سازمان ملل خواستار بازگرداندن مصوبات مجمع عمومى (برابرى صهیونیست با نژادپرستى) و تنبیه و مجازات این رژیم شدند. آن روز امریکایى ها با توجه به چنین فضاى ضداسرائیلى حاضر به ادامه حضور در اجلاس نشدند. دوربان یک نقطه عطف بود که مى شد عمق پیوندهاى امریکا و صهیونیست ها را آنجا حس کرد. آن روز امریکا به منظور پیشگیرى از تصویب هرگونه اقدام فورى علیه رژیم صهیونیستى و ممانعت از هرگونه عکس العمل جهانى توسط دولت هایى که با فریادهاى سازمان هاى غیردولتى همراه گردید به همراه اسرائیل محل اجلاس را ترک کردند.
البته اتحادیه اروپا نیز در ابتدا با توجه به ادامه فشارهاى هیأت هاى دولتى و غیردولتى تهدید به خروج از اجلاس نمود، اما با میانجیگرى میزبان اجلاس (دولت آفریقاى جنوبى) در اجلاس باقى ماند.
اما اتفاق عجیب تر این بود که پس از گذشت چهار روز از خاتمه این اجلاس جهانى، واقعه ۲۰ شهریور ۱۳۸۰ (۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱) به وقوع پیوست و تمامى اراده هاى شکل یافته براى مبارزه با نژادپرستى و اقدامات نژادپرستانه رژیم صهیونیستى رنگ باخت. سناریو امریکا با عنوان مبارزه علیه تروریسم در خارج از مرزها در شوراى امنیت به یک دستور کار اصلى جهانى تبدیل شد.
درست است که وقایع پس از ۱۱سپتامبر در روند مبارزه با سرشت نژادپرستى اسرائیل وقفه انداخت اما تحولات پس از دوربان مانند اقدامات تحقیرآمیز غرب نسبت به کلیه مهاجرین، توهین و تعرض نسبت به کیان و مقدسات مسلمانان، رواج اسلام ستیزى و اشکال نوین نژادپرستى به بهانه جنگ با تروریسم همگى موجب شد تا به تدریج شاهد شکل گیرى موج جدید اعتراضات مردمى در سراسر جهان علیه نظام صهیونیستى و امریکا باشیم.
این مبارزه و تقابل البته تا پیش از جنگ غزه اغلب جنبه حقوقى داشت. اما همین رشته تلاشهاى حقوقى پس از بروز جنایت تازه در فلسطین اشغالى اوج گرفت. دولت ها بار دیگر در شصت و یکمین مجمع عمومى سازمان ملل با طرح قطعنامه اى در پیگیرى برنامه عمل دوربان با عنوان تلاش براى حذف نژادپرستى، تبعیض نژادى و بیگانه هراسى خواستار برگزارى اجلاسى جهانى در سال ۲۰۰۹ براى تحقق این تفکر شدند.
به قطعنامه مذکور، امریکا و اسرائیل منفى و چهار کشور استرالیا، کانادا، جزایر مارشال و پالائو ممتنع رأى دادند.
در تمامى مراحل مقدماتى شکل گیرى اولیه اجلاس جهانى ضدنژادپرستى امریکا، کانادا و رژیم صهیونیستى از مشارکت در آن خوددارى نموده و اجلاس را زیر سؤال بردند.
با روى کار آمدن مجدد دموکرات ها در امریکا و براساس دیدگاه هایى که در این حزب وجود دارد رویکردها در حوزه حقوق بشر به عنوان یک اولویت در دستگاه دیپلماسى سیاست خارجى امریکا مطرح خواهد شد و یا حداقل چنین ژستى را مى توان در رفتارهاى آنها مشاهده نمود. از سویى اوباما با ویژگى هاى سیاسى و شخصیتى، نظیر سیاهپوست بودن انتظارات بیشترى از این حزب را حداقل در حوزه حقوق بشر براى جهانیان متصور ساخته است. امریکایى ها در انتخاب اوباما به عنوان رئیس جمهور نشان دادند که درصدد تغییر پوسته بیرونى و بهبود چهره شان هستند و تلاش مى نمایند سوابق اقدامات و عملیات هاى ضدحقوق بشرى دولت امریکا را که در طول هشت سال گذشته به شکل هولناکى افزایش یافته بود در اذهان و افکار عمومى جهانیان تغییر دهند.
در این راستا، اعتراض به پشتیبانى هاى بوش از جنگ غزه فقط یک نمونه بود. نمونه هاى قبلى اعتراض به سیاست ضد حقوق بشرى امریکا را در جلسات شوراى امنیت سازمان ملل، حمله به افغانستان، عراق، زندان هاى مخوف این کشور در گوانتانامو و ابوغریب باید جست وجو کرد. تراژدى زندان گوانتانامو و آنچه که هم اکنون در قرن بیست و یکم در جریان است در واقع شدیدترین نوع نژادپرستى و تبعیض است. عمده ترین افراد زندانى در این زندان مسلمانان هستند و اغلب با اتهام دینى روانه زندان شده اند و شدیدترین نوع مجازات ها از جمله سر به زیر آب کردن (Water boarding) علیه آنها اعمال مى گردد.
با توجه به تحولات جارى و حضور فردى در رأس دولت جدید امریکا که ناظر رنج ها و مرارت هاى سال هاى گذشته سیاه پوستان بوده و از طرفى در جنگ غزه اوج نفرت مسلمانان از پیوندهاى امریکا و تل آویو را دیده انتظار مى رود، او خود یکى از کسانى باشد که به مطالبات ۱‎/۵ میلیارد مسلمان گوش فرادهد. آنچه مهم است، اینکه آیا باراک اوباماى سیاهپوست، توان ایجاد یک تحول ساختارى حداقلى را در مواضع اصولى امریکا دارد یا خیر یکى از این پاسخ ها اجلاسى است که در فضاى اعتراض محافل جهانى بر جنایات جنگى اسرائیل برگزار مى شود.
تصمیم به حضور در اجلاس بازنگرى دوربان توسط دولت اوباما مى تواند تعابیر و تفاسیر متعددى به ذهن متبادر نماید. ولى مهمترین آن را مى توان در سازش پذیر بودن اوباما درخصوص اسرائیل تفسیر نمود.
حضور یا عدم حضور امریکا در این اجلاس جهانى مبارزه با نژادپرستى ماهیت و جهت گیرى دولت جدید امریکا را مشخص خواهد کرد، غیبت اوباما خط بطلانى بر تمامى آمال و آرزوهاى بى اساس خواهد بود که بسیارى از مردم و دول دنیا به آن دل خوش کرده اند.
اوباما در صورت عدم همراهى با اجلاس جهانى مبارزه با نژادپرستى که نشست مقدماتى آن در بهمن ۱۳۸۷ برگزار خواهد شد، روشن خواهد کرد که او دیگر سیاهپوست نیست و در واقع چهره اى با همان تفکر نژادى سفیدپوستى است که تنها رنگ عوض کرده است.

نام:
ایمیل:
نظر: