صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۶ بهمن ۱۳۸۷ - ۰۸:۴۲  ، 
شناسه خبر : ۷۴۸۲۰
بررسی روند رویارویی حزب‌الله و رژیم صهیونیستی

«ژئوپلتیک شیعه» عنوان کتابی است که سه سال قبل توسط یکی از جامعه شناسان شهیر فرانسوی به رشته تحریر درآمده و اخیرا در ایران ترجمه و توسط دانشگاه شهید بهشتی منتشر گردیده است.
این جامعه شناس برجسته فرانسوی، در دیباچه کتاب خود آورده است: «هدف از تالیف کتاب ژئوپلتیک شیعه، یافتن پاسخ برای این سوال اساسی است که چرا علی رغم پیوند غیرقابل انکار تاریخی شیعه با در اقلیت بودن، تحمل فشار و سختی، زندان، تبعید، آوارگی و اعدام های دسته جمعی، این فرقه مذهبی نه تنها توانسته است به حیات خود ادامه دهد بلکه تاثیری عمیق و گسترده بر فرهنگ و اجتماع جامعه مسلمین و حتی دیگر جوامع گذاشته است.
نویسنده کتاب، حاصل سال ها تحقیق و پژوهش خود را این گونه به رشته تحریر درآورده است: «رمز مانایی و پویایی شیعیان، اعتقاد به سه اصل اساسی است:
1- مرجعیت و اجتهاد: شیعیان با تمسک به اصل اجتهاد، حیاتی پویا و زنده را به نمایش گذاشته اند. جامعه ای که برای هر پرسشی، پاسخی دارد و سکان هدایت آن هم به دست عالمی است که آگاه ترین و باتقواترین افراد آن جامعه به شمار می‌آید.
2- مهدویت: براساس اعتقاد شیعه به اصل مهدویت، آنان هیچ گاه به وضع موجود تن در نمی دهند و افق نگاه خود را معطوف آرمان شهری نموده اند که حاکم آن مردی الهی و پیام آور صلح، عدالت و امنیت می باشد. بنابراین تلاش برای فراهم آوردن زمینه های ظهور آن منجی الهی، شیعه را وادار به تلاش و پشتکار مضاعف نموده است.
3- اعتقاد به عاشورا: این جامعه شناس شهیر فرانسوی، برخورداری شیعیان از مکتبی به نام عاشورا که براساس آن در راه تحقق آرمان های الهی و مبارزه با ظلم و ستم جائران، چه بکشی و چه کشته شوی را عاملی حیاتی در پویایی و ماندگاری مکتبی دانسته که تعالیم الهام بخش آن، این روزها مرزهای بسیاری از کشورها را درنوردیده است.
شاگردان روح‌الله
پس از عقب‌نشینی ذلت بار رژیم صهیونیستی از خاک لبنان در ماه مه 2000، انبوهی از عکاسان و خبرنگاران رسانه های خارجی در مقر حزب الله لبنان گردهم آمدند تا سوالات خود را از سیدحسن نصرالله پرسیده و جواب های دبیر کل حزب الله لبنان را به سراسر جهان مخابره نمایند.
اولین سوال را خبرنگار رویترز پرسید. وی از نصرالله سوال کرد رهبر جنبش حزب الله لبنان کیست و این جنبش از چه اساسنامه و مانیفستی در راه مبارزه با اسرائیل پیروی می نماید؟ نصر الله با صلابت و اقتداری که در چشم ها و آهنگ صدایش موج می زد، گفت: «ما شاگردان مکتب روح الله(ره) و سربازان قائدنا سیدعلی حفظه الله هستیم.ما پیرو آن امامی هستیم که درس چگونه زیستن و چگونه مردن را به ما آموخت و به انتظار ظهور موعودی لحظه شماری می نماییم که جهان را پر از عدل و داد خواهد کرد.»
ریشه‌های شکل‌گیری حزب‌الله
در ششم ژوئن 1982 (خرداد 1361) ارتش تا بن دندان مسلح رژیم صهیونیستی از زمین و هوا و دریا به لبنان حمله ور شد. در این عملیات که دوسوم نیروهای نظامی و شبه نظامی رژیم صهیونیستی فراخوانده شده بودند، تنها در روز اول حمله 300 فروند هواپیمای بمب افکن مناطق وسیعی از خاک لبنان را بمباران کردند. این عملیات که با هدف تسخیر کامل بیروت طراحی شده بود با مقاومت 42 روزه جوانانی شیعه که شعار «الله اکبر» سر داده و با اسلحه های سبک و نیمه سنگین در مدخل منطقه خلده و ورودی جنوب بیروت مقاومت می کردند، به شکست انجامید. این جوانان که از دل مساجد و حسینیه های بیروت برخاسته بودند، با نمایش ده ها تانک و نفربر منهدم شده و به غنیمت گرفته شده از ارتش مغرور رژیم صهیونیستی، خود را پیروان امام خمینی(ره) می‌نامیدند.
در 16 سپتامبر سال 1982 (25 شهریور 1361) ارتش رژیم صهیونیستی به تلافی شکست خود در بیروت، ساکنان اردوگاه سه هزار نفری صبرا و شتیلا را در جنوب لبنان قتل عام کردند. در پاسخ به این عملیات و حشیانه، احمد قصیر در جلوی دوربینی حاضر شده و با تاکید بر پیروی از انقلاب اسلامی ایران و رهبری امام خمینی(ره) در عملیاتی شهادت طلبانه، مقر فرماندهی ارتش رژیم صهیونیستی را در شهر صور با خاک یکسان و 76 افسر و سرباز اسرائیلی را به هلاکت رساند.
چند روز پس از این عملیات غرورآفرین، بیانیه ای با عنوان «مقاومت اسلامی زنده است» توسط گروهی از جوانان که خود را پیروان «حزب الله» می نامیدند، منتشر شد و به همه نیروهای نظامی مستقر در خاک لبنان هشدار دادند هر چه سریعتر خاک این کشور را ترک نمایند. یک ماه پس از این اعلام موجودیت، نیروهای آمریکا، انگلیس، اسپانیا و فرانسه رسما نیروهای خود را از لبنان خارج کردند و ارتش رژیم صهیونیستی نیز با رعب و وحشت هر چه تمام از حومه بیروت تا شمال شهر صیدا عقب‌نشینی کرد.
هسته اولیه حزب‌الله
هسته اولیه حزب الله و ساختار تشکیلاتی آن متشکل از اسلام گرایان، نیروهای حزب الدعوه به رهبری علامه سید محمدحسین فضل الله، شاخه دانشجویی حزب الدعوه، مسئولان جنبش امل، اعضای جنبش فتح به رهبری ابوجهاد (خلیل الوزیر) و تمام گروه ها و جریان هایی که از انقلاب اسلامی ایران و حضرت امام خمینی(ره) تاثیرگرفته بودند، شکل گرفت. سیدعباس موسوی که در حمله هلی کوپترهای اسرائیلی به خودرو حامل وی در سال 1992 به شهادت رسید-، شیخ صبحی طفیلی، شیخ راغب حرب، شیخ عبدالکریم عبید، سیدحسین موسوی، سیدحسن نصرالله، سید ابراهیم امین السید، شیخ حسین الکورانی، شیخ نعیم قاسم، شیخ محمد یزبک، حسین خلیل، محمد رعد و محمد فنیش از جمله افرادی بودند که از حزب الدعوه و جنبش امل وارد حزب الله شدند.
از جنبش فتح نیز شمار زیادی از نیروها به حزب الله پیوستند که عماد مفنیه از چهره های برجسته امنیتی حزب و ابوحسن سلامه مسئول امنیتی و نظامی حزب که در سال 1991 توسط اسرائیل به شهادت رسید، از جمله این افراد بودند. از حزب کمونیست نیز عبدالهادی حماده که از چهره های فعال امنیتی حزب الله به شمار می آید، به این جنبش پیوست.
«مبارزه با اسرائیل» شعاری است که حزب الله توانست با آن وارث احزاب گوناگون اعتقادی، کمونیستی، لائیک و ناسیونالیستی شود. این حزب در سال هایی که تمامی کشورهای عربی گزینه سازش و همزیستی با رژیم صهیونیستی را مطرح می کردند، با شعار ایستادگی، مقاومت و اعتقاد به داشتن توانایی لازم برای شکست اسرائیل و بازپس گیری حق و زمین، توانست جوانان پاک و وفاداری را از دل مساجد و حسینیه ها جذب نماید که بعدها تبدیل به کابوسی هولناک برای اشغالگران صهیونیستی شدند.
وعده صادقانه
در اولین ساعات حلول سال جدید در لبنان، سیدحسن نصرالله در شبکه تلویزیونی «المنار» حاضر شده و با تبریک سال نو، اعلام کرد که امسال، سال آزادی اسرای دربند لبنانی و فلسطینی خواهد بود. سخنان نصرالله اشاره به عهدشکنی سران رژیم صهیونیستی در سال 2004 بود. در آن سال با وساطت دولت آلمان، در مرحله نخست و در ازای تحویل یک نیروی امنیتی و جسد سه سرباز رژیم صهیونیستی، بیش از 400 تن از مبارزان لبنانی و دیگر کشورهای عربی از زندان های آن رژیم آزاد شدند. در مرحله دوم، قرار بود که رژیم صهیونیستی در قبال دریافت اطلاعاتی پیرامون خلبان اسیرشده «ران آراد» سمیر قنطار قدیمی ترین زندانی لبنانی که بیش از دو دهه را در زندان های مخوف اسرائیل گذرانده، آزاد نماید اما این وعده هیچگاه جامه عمل نپوشید تا حزب الله عزم خود را برای آزادی این اسیر لبنانی جزم نمود.
در ساعت 9:5 بیست و یکم تیرماه سال جاری نیروهای جنبش حزب الله لبنان در اراضی اشغالی با نیروهای رژیم صهیونیستی درگیر شده و با انهدام یک تانک پیشرفته «مرکاوا» و چند نفربر و خودروی زرهی، هشت نظامی اسرائیلی را به هلاکت، 21 نفر را مجروح و دو نظامی را به اسارت گرفته و به خاک لبنان منتقل کردند.
نیروهای رژیم صهیونیستی در واکنش به این اقدام مناطق مرزی و جنوبی لبنان را گلوله باران کردند. شدت و حدت این عملیات به گونه ای بود که «ایهود اولمرت» نخست وزیر تازه کار رژیم صهیونیستی، روز 21 تیر را سخت ترین روز اسرائیل خواند. این عملیات در حالی اتفاق افتاد که سران تل آویو پس از یک هفته از حمله همه جانبه خود به غزه و تخریب اماکن زیربنایی و انهدام تاسیسات آب و برق منطقه، هنوز نتوانسته بودند «جلعاد شلیط» سرباز دربند خود را آزاد نمایند.
حزب الله نام عملیات خود را «وعده صادقانه» گذاشت تا به ملت لبنان و فلسطین اعلام کند که به قول خود برای آزادی اسرا و حمایت از ملت لبنان و فلسطین عمل کرده است. در واکنش به این عملیات، پرتیراژترین روزنامه رژیم صهیونیستی با درج یادداشتی نوشت: «عملیات وعده صادقانه حزب الله نشان داد که هیچ چیزی سید حسن نصرالله را غافلگیر نمی کند اما او عوامل غافلگیر کننده بسیاری در اختیار دارد.»
در شامگاه 23 تیرماه، کابینه رژیم صهیونیستی تشکیل جلسه داد و دستور آغاز عملیات خوشه های خشم را صادر کرد. هدف اصلی این عملیات، ترور سیدحسن نصرالله بود. در موج اول حملات، تاسیسات زیربنایی، فرودگاه بیروت، مخازن سوخت و جاده های مواصلاتی لبنان زیر آتش پرحجم و بمباران های ارتش اسرائیل قرار گرفت.
در واکنش به این حملات، یگان های موشکی حزب الله وارد عمل شده و شهرک های صهیونیست نشین شمال اسرائیل را تا عمق 53 کیلومتری هدف قرار دادند. به گفته برخی منابع آگاه، در اولین ساعات این حملات، بیش از 800 گلوله کاتیوشا، شهرک های صهیونیستی نشین را درهم نوردید و خسارات و تلفات سنگینی را برجای گذاشت به گونه ای که 300 هزار ساکن این شهرک ها، با سراسیمگی و وحشت عازم منطقه حیفا و تل آویو شدند.
تحلیلگران ارشد نظامی، روز اول درگیری را به سود حزب الله دانستند. آمارهای رسمی و غیررسمی حکایت از آن داشت که شیب تلفات، خسارات و آوارگی به سمت سردمداران رژیم صهیونیستی سنگینی می کند و این در حالی بود که تعداد شهدای جنبش حزب الله از انگشتان یک دست هم تجاوز نکرده بود.
در روز دوم عملیات، مناطق صور، صیدا، بیروت و مزارع شبعا، از زمین، هوا و دریا مورد تهاجم سنگین ارتش اسرائیل قرار گرفت. در پاسخ به این عملیات های وحشیانه که بر روی بیمارستان ها و مناطق مسکونی متمرکز شده بود، یگان های آتشبار حزب الله، نسل جدیدی از موشک های بازدارنده خود را به صحنه درگیری وارد کردند. آتش پرحجم این موشک ها که مناطقی تا عمق 50 کیلومتری اراضی اشغالی را مورد هدف قرار داد، باعث گردید سایه رعب و وحشت، بیش از گذشته، بر ساکنان و سردمداران رژیم غاصب سنگینی نماید. آمار آوارگان و فراریان از مرز 500 هزار گذشته بود و این در حالی بود که در هفته گذشته و در درگیری نیروهای فلسطینی با ارتش رژیم صهیونیستی و شلیک موشک های قسام و یاسین به شهرک های صهیونیست نشین، ده ها هزار آواره شهرک نشین عازم مناطق مرکزی شده بودند.
در پایان روز دوم رویارویی حزب الله و رژیم صهیونیستی، جرج بوش در جمع خبرنگاران حاضر شد و خواستار توقف حملات نیروهای حزب الله علیه اهداف اسرائیل شد. در خواست بوش نشان داد که اوضاع به نفع حزب الله در جریان است.
در سومین روز درگیری، جاده های مواصلاتی لبنان به خصوص بزرگراه عریضه در شمال و مصنع در شرق لبنان که این کشور را به سوریه متصل می کند، مورد حملات بی وقفه جنگنده بمب افکن های رژیم صهیونیستی قرار داشت. حمله به دفتر مرکزی حزب الله، شبکه المنار، النور، فرودگاه صیدا، جایگاه های انتقال سوخت، چند مسجد و کلیسا و منزل رئیس پارلمان لبنان از مهمترین اهداف عملیاتی اسرائیل در این روز بود.
رژیم صهیونیستی با بمباران راه های مواصلاتی لبنان به سوریه، درصدد اثبات این ادعا بود که حزب الله نیرویی تحت حمایت سوریه و ایران است که ابزار و تجهیزات نظامی خود را از این دو کشور تامین می نماید. از سوی دیگر، بمباران یکی از قدیمی ترین کلیساهای بیروت، با هدف دامن زدن به اختلافات داخلی لبنان و رویارویی مسیحیان و مسلمانان صورت گرفت.
آمارهای روز سوم باز هم حکایت از برتری سیدحسن نصرالله در جبهه های نبرد داشت. این برتری زمانی تثبیت شد که چشمان از حدقه درآمده سران رژیم صهیونیستی باید شاهد هدف قرار گرفتن یکی از مجهزترین ناوهای جنگی شان می گردید. ناوچه ساعر پنج که از نظر عملیاتی برای درهم کوبیدن زیردریایی ها و ناوهای غول پیکر جنگی طراحی شده است، مورد هدف قرار گرفت تا بمب خبری روز سوم به سراسر دنیا مخابره شود. ناوچه ای با توانایی شلیک موشک های دریا به زمین هارپون با بردی بیش از 130 کیلومتر، موشک های زمین به هوا با بردی معادل 10 کیلومتر، مجهز به توپ های هفتاد و شش میلی متری شش اژدرافکن، رادارهای پیشرفته، سونار، قابلیت حمل دوبالگرد و برخورداری از 68 خدمه، که این ناوچه چندمنظوره را از نظر عملیاتی در رده های اول ناوهای جنگی دنیا قرار داده است.
نحوه انهدام این ناوچه آن چنان برق آسا و پیچیده بود که پس از گذشت سه روز، هنوز منابع نظامی رژیم صهیونیستی از نحوه اجرای آن عملیات سرباز زده اند اگرچه آخرین خبرها از هدف قرار گرفتن ساعر پنج توسط هواپیمای هدایت شونده حکایت دارد.
در روز چهارم درگیری، ابعاد رویارویی جنبش حزب الله و رژیم صهیونیستی گسترش یافت. تبادل آتش سنگین در مرزهای جنوبی لبنان، شلیک موشک های هدایت شونده حزب الله به سمت یگان های دریایی رژیم صهیونیستی که منجر به عقب نشینی آنها از سواحل لبنان گردید، آتشباری نسل پیشرفته تری از موشک های حزب الله که تا عمق 56 کیلومتری اسرائیل را هدف گرفته بودند، آمار آوارگان و فراریان ساکن صهیونیست های شهرک نشین را به مرز یک میلیون نفر رساند.
یک کارشناس ارشد نظامی اسرائیل، در تحلیل عملیات حزب الله علیه مواضع صهیونیست ها که به فرماندهی سیدحسن نصرالله انجام می گرفت، اظهار داشت: نصرالله عملیات قطره ای و پلکانی را در پیش گرفته است. او هر روز یک پازل عملیاتی را اجرا می کند. نصرالله نشان داده است که از هوش و جسارت بالایی در طراحی و اجرای عملیات نظامی برخوردار است.
بمب خبری روز چهارم را رسانه های اسرائیلی منتشر کردند. این رسانه ها با وحشت و سراسیمگی از توانایی حزب الله در به زیر آتش گرفتن شهرهای تل آویو، حیفا و مناطق بئرالبع و نقب خبر دادند. تل آویو با بیش از 5/1 میلیون جمعیت پایتخت رژیم صهیونیستی، حیفا سومین شهر مهم و بندر استراتژیک رژیم صهیونیستی و منطقه بئرالبع از پایگاه های مهم نظامی ارتش صهیونیستی و نقب منطقه ای است که تاسیسات هسته ای رژیم اشغالگر قدس در آن قرارگرفته است. اعلام این خبر به معنای آن بود که حزب الله موشک هایی را در اختیار دارد که برد آن از مرز 200 کیلومتر عبور کرده و می تواند بیش از نیمی از جمعیت ساکن در اراضی اشغالی را آواره کوه و بیابان نماید.
تحلیل وضعیت کنونی
در تحلیل وضعیت کنونی رژیم صهیونیستی و رویارویی جنبش حزب الله با ارتش اشغالگر قدس، ذکر نکاتی چند به روشن شدن زوایای این بحث کمک خواهد کرد:
1-ارزیابی واکنش‌های هوشمندانه حزب الله به عملیات های جنون آمیز رژیم صهیونیستی نشان می دهد که حزب الله لبنان طراحی یک عملیات طولانی و هدفمند را به اجرا گذاشته است. روند پاسخ های حزب الله در طی روزهای گذشته نشان داده که این جنبش با گسترش مناطق عملیاتی، ارتش رژیم صهیونیستی را که توانایی ورود به جنگی طولانی و تمام عیار را ندارد، سخت آشفته و عصبانی نموده است.
برخی تحلیلگران معتقدند تهدید دمشق و تهران توسط سران این رژیم، حاکی از این مهم است که سردمداران تل آویو درصدد فشار آوردن به این دو کشور جهت توقف عملیات های نظامی حزب‌الله هستند.
2- ورود آمریکا و کشورهای غربی به صحنه نشان می دهد که اصلی ترین حامیان رژیم صهیونیستی، سخت دل نگران برهم خوردن توازن قوا و تقویت جنبه های بازدارندگی به نفع جنبش حزب الله لبنان هستند. به اعتقاد اکثر کارشناسان نظامی، حزب الله لبنان هنوز دست خود را در رویارویی با اسرائیل رو نکرده است و این در حالی است که رژیم صهیونیستی چاره ای جز ادامه بمباران های سنگین و هدف قرار دادن مناطق مسکونی و زیر ساخت های لبنان ندارد. حملات جنون آمیز رژیم صهیونیستی به سراسر خاک لبنان نشان می دهد که این رژیم از منظر استراتژیک، سرزمین کوچک لبنان را شعاع امنیتی خود دانسته و با کوچکترین احساس خطری، بحران را به حوزه این کشور منتقل می کند. صحنه لبنان همواره آسیب پذیرترین، فوری ترین و آسان ترین عرصه انتقال و صدور بحران های منطقه ای اسرائیل و به منزله عامل تخلیه فشار محلی و منطقه ای برای این رژیم بوده است اما رویارویی اخیر حزب الله با ارتش رژیم صهیونیستی نشان داده که این برگ برنده نیز از دست سران تل آویو خارج شده است.
3- هدف قرار گرفتن عمق رژیم صهیونیستی توسط حزب الله لبنان، استراتژی 50 ساله این رژیم را درهم کوبید و نشان داد که ساکنان اراضی اشغالی، در هیچ نقطه ای از امنیت برخوردار نخواهند بود.
آوارگی یک میلیون شهرک نشین در ظرف مدت چهار روز، کابوس مهاجرت معکوس را بیش از پیش برای سران رژیم صهیونیستی ملموس تر و واقعی تر نموده است. سردمداران این رژیم که با وعده سرزمین عسل و شیر و بهره مندی از رفاه و امنیت، یهودیان را به این سرزمین کشانده اند، اینک هیچ پاسخی برای آنهایی که آمده اند تا در امنیت و رفاه زندگی کنند، ندارند. آنان نیامده اند که بمیرند. آنان هیچ تعلقی به این آب و خاک ندارند و نفس هایشان از شنیدن نام جوانان شهادت طلبی که برای اخراج اشغالگران از سرزمین آباء و اجدادیشان لحظه شماری می کنند، به شماره افتاده است.
4- وحشت ناکترین پیام برای رژیم صهیونیستی، انتقال الگوی مقاومت حزب الله لبنان به کرانه باختری و نوار غزه است. الگویی که از ظرفیت های شگرف و خارق العاده ای برای به زانو درآوردن ارتش های متکی به سلاح های پیشرفته نظامی، برخوردار است.
5- به اعتقاد برخی تحلیلگران، نبرد امروز رژیم صهیونیستی با حزب الله لبنان، جنگ سرنوشت است. رژیم صهیونیستی باید یک روز این تصمیم نهایی را بگیرد. اگر می خواهد بماند (که نباید بماند) باید تکلیف حزب الله را مشخص کند. جنبشی که روز به روز قدرتمندتر و چتر حمایت گسترده تری را در کشور های عربی و اسلامی می گستراند. یکی از راه های ضربه زدن به این جنبش مردمی، طراحی پروژه های ناراضی سازی است. بمباران هدفمند منازل مسکونی، بیمارستان ها، مساجد، کلیساها، اتوبوس های مسافربری و... نشان می دهد که رژیم صهیونیستی درصدد فشار آوردن بر تکیه گاه و نقطه ثقل این جنبش ملی و مردمی است.
بمباران شبکه‌های تلویزیونی المنار و النور، پخش اعلامیه های تحریک کننده علیه جنبش حزب الله توسط هواپیماهای رژیم صهیونیستی، تحریک گروه ها و احزاب موسوم به 14 آذار در لبنان که درصدد اجرای قطعنامه 1559 و خلع سلاح حزب الله لبنان می باشند، در چارچوب اهداف سیاسی و جنگ روانی رژیم صهیونیستی قرار دارد تا با فشار آوردن بر شهروندان لبنانی به عنوان برگ برنده خود در رویارویی با حزب الله لبنان سود جوید. اما حمایت های گسترده و بی شائبه مردم لبنان، کشورهای عربی و اسلامی از مقاومت حزب الله لبنان در روزهای اخیر نشان داده است که اگر رهبران این جنبش هم بخواهند تردیدی در ادامه مبارزه از خود نشان دهند، اراده ملت لبنان بر مقاومت و دفاع از تمامیت آب و خاک و سرزمین شان تعلق گرفته است.
امروز حزب الله و جنبش مقاومت در فلسطین اشغالی را باید خاکریز اول جهان اسلام دانست. این خاکریز دفاعی که قفل کمربند امنیتی جهان اسلام را محکم کرده، نیازمند حمایت و پشتیبانی جهان اسلام است. حزب الله تاکنون نشان داده است که اندیشه های امام خمینی(ره) زنده و روز به روز فراگیرتر می شود. حزب الله نشان داد که مسئله فلسطین، مسئله جهان اسلام است و دفاع از کیان نظام اسلامی، خاک و مرز نمی شناسد. حزب الله به وعده ای که به ملت لبنان و فلسطین داده، صادقانه عمل خواهد کرد، زیرا فرزندان روح الله اهل عمل به وفای به عهد می‌باشند.

نام:
ایمیل:
نظر: