صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۵ بهمن ۱۳۸۷ - ۱۱:۵۱  ، 
شناسه خبر : ۷۴۸۴۵

قاسم غفوری
با تشدید جنایات صهیونیستها در اراضی اشغالی فلسطین وسپس تجاوز به خاک لبنان، باردیگر بازیگران جهانی درخاورمیانه فعال گردیدند. دراین رابطه نقش بازنگری اروپا بیش ازسایر بازیگران قابل توجه است:
آنچه درسیرتحولات لبنان حائز اهمیت است نگاه بازیگران خارجی بویژه کشورهای اروپایی به آن می باشد. تشدید بحران در خاورمیانه سبب گردید تا بار دیگر بازیگران جهانی دراین عرصه با اهدافی خاص حضور یابند. دراین میان اروپا بیش از سایرین برای پایان دادن به بحران و ایفای نقش دراین زمینه فعال شده است. دیدارهای مکرر مقامات این اتحادیه از اراضی اشغالی فلسطین ولبنان، برگزاری اجلاس های منطقه ای و بین المللی برای بررسی بحران و تکاپوی آنها درسازمان ملل حکایت از این واقعیت دارد که اروپا برنامه ای خاص را برای خاورمیانه پیگیری می کند. هرچند که اتحادیه اروپا همواره سعی داشته با عنوان مجموعه ای واحد درتحولات جهانی حضور یابد، اما درتحولات اخیر به نوعی، دوگانگی درنحوه بازیگری کشورهای این اتحادیه مشاهده می گردد. به عبارتی دیگر هرچند که اعضای اتحادیه اروپا خود را درطیف سیاسی واقتصادی اتحادیه اروپا قرارداده اند اما این بار با دیدگاهی متضاد وبا اهدافی دوگانه درصحنه خاورمیانه حضوریافته اند، لذا براساس رفتارهای متخذه این کشورها را در دوطیف تقسیم بندی می‌کنیم.
1-کشورهایی که با نگاه صهیونیستی ودرعین حال استعماری به این تحولات ما نگرند. این کشورها را می توان شامل فرانسه، انگلیس وآلمان دانست. آنها ازآغاز بحران خاورمیانه و جنگ لبنان، سیاستهای خود را بر مبانی همچون حمایت از رژیم صهیونیستی وتقویت پنهانی و آشکار آن، همراهی با سیاستهای آمریکا درمنطقه و تکرار سیاستهای استعماری گذشته خود درخاورمیانه بویژه اراضی اشغالی تدوین نموده اند. این نکته قابل تامل است که دراین طیف فرانسوی ها بیش از سایرین برای احیای حضور خود درلبنان فعالیت می کنند. آنها با تاکید براین اصل که لبنان سالها تحت نظارت پاریس بوده تلاش همه جانبه ای را به طورمستقیم وازطریق سازمان ملل برای بازگشت دوباره به این کشور صورت داده اند. درمقابل آلمان و انگلیس هم هرچند که درظاهر چندان همسو با فرانسه دریک مسیرحرکت نمی کنند اما درسیاستگذاری واهداف نهایی با آن همسو می باشند. دغدغه های مشترک سه کشور، وحشت آنها ازاقتدار روز افزون حزب الله ومقاومت اسلامی و جریان بیداری امت اسلامی وافزایش فشارهای لابی های صهیونیستی برای حمایت از تل آویو با توجه به نفوذ گسترده صهیونیستها در دستگاه سیاسی و اداری این کشورها است. ترس ازپیامدهای فرارصهیونیستها از اراضی اشغالی که موجی معکوس ازمهاجرت را به این کشورها روانه می سازد نیز از جمله نگرانی های آنهاست، زیرا که بخش قابل توجهی ازجامعه صهیونیستی مستقر درسرزمین های اشغالی را اتباع این سه کشور تشکیل می دهند. استمرار روند کنونی موجب بازگشت آنها به کشورهای مبدا می گردد که ازنظراقتصادی، سیاسی واجتماعی، مشکلات عدیده ای را برای آنها به همراه خواهد داشت. طرح ها وپیشنهادات این سه کشورهرچند با نام صلح خاورمیانه ارائه می گردد اما درنهایت هدف آنها تامین امنیت برای رژیم صهیونیستی و جلوگیری از مهاجرت معکوس صهیونیست هااست.
2- دسته دیگر ازبازیگران اروپایی ، کشورهایی هستندکه با نگاه خاورمیانه ای و واقع گرایانه به این بحران می نگرند وسعی دارند تا ازطریق واقعیات حاکم برمنطقه برای حل آن اقدام نمایند. بسیاری از کشورهای اروپایی بویژه، ایتالیا واسپانیا دراین طیف قراردارند. آنها براین عقیده اند که اولا باید با اتخاذ تدابیر شدید مانع ازتشدید جنایات وتجاوزگری های رژیم صهیونیستی گردید. از نظر آنها زیاده خواهی های رژیم صهیونیستی عامل ناامنی منطقه است لذا با محدود کردن این رژیم می توان بحران را درمنطقه حل وفصل نمود. ثانیا نکته اساسی درنگرش این گروه تاکید آنهابرنقش بازیگران منطقه ای درحل بحران خاورمیانه می باشد. آنها تاکید دارند که کشورهایی نظیرایران وسوریه باید درجریان تحولات قرارگرفته وازموقعیت وجایگاه ارزنده آنها درمنطقه برای حل بحران برخوردارگشت. چنانکه نخست وزیر ایتالیا بارها تاکید نموده است که بدون همکاری با ایران وسوریه درمنطقه، جامعه جهانی توانایی حل بحران خاورمیانه را ندارد و باید ازطرح ها و سیاستهای این کشورها برا ی تحقق این مهم استفاده نمود. این طیف ازکشورها تلاش دارند تا با تاکید برپایان جنگ افروزی وآغازمذاکرات منطقه ای وبعضا حمایت ازلبنان دراین روند، ازیک سو خود را به عنوان بازیگران جدید منطقه معرفی نمایند و ازسوی دیگرجایگاهی جدید برای خود درمیان کشورهای اسلامی مهیا تا ازآن درآینده برای تحقق اهدافشان، استفاده نمایند.
در نهایت می توان گفت که تحولات لبنان سبب گردیده تا بار دیگر کشورهای اروپایی برای سنجش میزان توانایی های خود در حل بحران های جهانی در صحنه حضور یابند درحالی که دراین راستا ازیک سو با نام اتحادیه اروپا وازسوی دیگر به صورت انفرادی فعالیت می کنند. البته این نکته قابل ذکراست که هرچند این کشورها درموضوع تحولات مربوط به لبنان وتهاجم وحشیانه رژیم صهیونیستی به حزب الله نگاه متفاوتی دارند اما دربسیاری ازموارد نگرانی های مشابهی دارند. پایان دادن به استیلا ونفوذ آمریکا درخاورمیانه، تغییر نظام تک قطبی درمعادلات جهانی، احیای قدرت اروپا درمنطقه به عنوان بازیگری که توانایی برقراری صلح وامنیت را دارد، وحشت ازتکرار شوک های نفتی، افزایش اقتدار در برابر سایر بازیگران بویژه چین و روسیه ازجمله مواردی است که وجه اشتراک تمام بازیگران اروپایی در خاورمیانه است. با تمام این تفاسیرسیاستهای یک جانبه گرایانه آمریکا ونگاه منفی کشورهای منطقه به عملکرد اروپا، مانع ازآن گردیده که آنها بتوانند سیاستهای خود را درقبال بحران اخیراجرایی نمایند. با این وجود همچنان این امید برای آنها وجود دارد که درآینده بتوانند به عنوان بازیگری مهم درخاورمیانه ایفای نقش نمایند. با این حال حامیان طرح راه حل خاورمیانه ای بحران منطقه ازموقعیت بهتری برخوردارهستند.

نام:
ایمیل:
نظر: