صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۶ بهمن ۱۳۸۷ - ۰۸:۰۱  ، 
شناسه خبر : ۷۴۸۴۸

مرتضی صفار هرندی
تاریخ نگاری، درباره انگیزه ها و مبانی دو نهضت مهم سده های اخیر ایران (یعنی مشروطه و ملی شدن نفت) دستخوش نوعی مصادره به مطلوب از سوی گروه های ذی نفع بوده است. بسیاری از نویسندگان تاریخ در این دوران ها به ناصواب، ورود اندیشه های سیاسی مغرب زمین (مثل ناسیونالیسم و لیبرالیسم) به سرزمین ما را مهمترین منشأ این تحولات ذکر کرده اند. اگرچه شواهد قطعی تاریخی، مهر بطلان بر این ادعاها می نهد، اما به هر حال اختلاط سیاست ورزان غربگرا با اسلامگرایان در این دو مقطع و وجود اهداف مشترک بین آنان اجازه چنین برداشت هایی از تاریخ را داده است. در ابتدای دهه چهل شمسی، نهضتی در ایران آغاز شد که موضوعات آن هرگونه تاویل پذیری غیراسلامگرایانه از این نهضت را منتفی ساخت. هیچ کس نمی تواند ادعا کند که هم طراح مضمون های این نهضت و هم بسیج گر مردم در آن، پایگاهی جز روحانیت بوده است.
به تناسب بازگشت حکومت پهلوی به برنامه های اسلام ستیز، روحانیت نیز با تمرکز بر مقابله با برخی از سمبل های علنی و همه فهم این برنامه های مخرب، نهضت خویش را آغاز کرد. روحانیت اهداف این برنامه ها را رصد کرده بود و در تشنگی فراهم آمدن فرصت حتی از طریق مستمسک های کوچک برای آغاز یک مبارزه به سر می‌برد.
گریزی از این نیست که به تکرار آنچه همواره در چنین مباحثی درباره وضعیت دوران پس از رحلت آیت الله بروجردی مطرح می شود، بپردازیم. تعدد مراجع و تلاش رژیم شاه برای دور کردن رهبری روحانیت از ایران و خصوصا قم از طریق سوءاستفاده از همین عامل، از جمله واقعیات تعیین کننده این زمانه است. موضعگیری محکم و صراحت شجاعانه امام خمینی(ره) به عنوان یکی از مراجع تقلید جدید در ملاقات با نخست وزیر وقت (امینی) :که برای شرکت در مراسم چهلم رحلت آیت الله بروجردی به قم سفر کرده بود- رژیم را از به عرصه آمدن یک پدیده متفاوت و منحصر به فرد در بین عالمان دینی آگاه ساخته بود و این ضرورت تضعیف قم را در اذهان دولتمردان بیشتر می نمود. امینی تصور می کرد از دریچه رتق و فتق امور می تواند از روحانیت، یک موجودیت همراه با رفرم مورد نظر حزب دمکرات آمریکا و یا خنثی در برابر آن بسازد. او رخصتی برای این آزمون نیافت و اسدالله علم با روشی متفاوت به صحنه آمد.
نخست‌وزیر جدید تضعیف روحانیت از طریق فشار و تشتت کردن صفوف آن را انتخاب کرده بود. او در اولین اقدام به جای ورود مستقیم به اصلاحات مورد نظر آمریکا، کار خود را با یک دهن کجی به نهادهای دینی شروع کرد. شاید حذف قید مسلمان بودن و حذف قسم به قرآن در ماجرای انجمن های ایالتی و ولایتی یک نوع چنگ و دندان نشان دادن به روحانیت ایران در خلأ رهبری واحد آن (آیت الله بروجردی) بود. اما همین موضوع به اولین مضمون برای آغاز یک مبارزه اسلامخواهانه سرنوشت ساز تبدیل شد. همزمان، در جریان انتشار اخبار درباره ساخت سینما و مراکز تفریحات نامشروع در شهر قم عکس العمل طلاب و اقدام انفرادی امام خمینی(ره) در احضار رئیس شهربانی قم و اخطار قاطعانه درباره این اقدام، به رژیم نشان می داد که باید منتظر مقاومت هایی سرسختانه و غیرقابل پیش بینی باشد.
امام(ره) لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی را «مقدمه برنامه های ضداسلامی» شاه قلمداد کرده بود و از همین امر برای متشکل ساختن مجموعه جدید رهبران حوزه علمیه قم و نیز بدنه روحانیت به منظور آغاز یک مبارزه دامنه دار استفاده می کرد. کار از نامه نگاری به شاه و نخست وزیر آغاز شد و در اثر پافشاری امام، تا اعلام رسمی لغو لایحه، به رغم گردنکشی ها و گستاخی های اولیه نخست وزیر ادامه یافت. رویه پیشرو امام، در شرایط اکتفای بقیه مراجع به نتایج عقب نشینی رژیم شاه، نشانه عزمی برای استمرار مبارزه با رژیم بود. پرداختن امام به مسائلی غیر از این موضوع، مثل قرار گرفتن استقلال و اقتصاد مملکت در قبضه صهیونیست ها که به صورت حزب بهایی ظاهر شده اند، چرایی خوشحالی مردم از شکست دولت، عقب ماندگی و فقدان استقلال اقتصادی، علمی و فرهنگی کشور و خلط ناصواب ترقی خواهی با موضوعاتی مثل کشف حجاب و... در خلال عقب نشینی رژیم از لایحه، موضوعاتی بود که قصد متفاوت امام را آشکار می‌کرد.
در این شرایط هیچ یک از احزاب سیاسی وارد چنین موضوعاتی نمی شدند. سقف تلاش های گروه های سیاسی داخل کشور مثل نهضت آزادی، نقش ایفا کردن در یک ساختار منطبق با مشروطیت بود. ولی امام حتی استناد به قانون اساسی آن رژیم را از باب «ملزم ساختن رژیم به الزامات خودش» می دانستند. این چیزی بود که امام در سخنرانی روز 11 آذرماه 1431 بر آن تصریح کردند. نامه نگاری به شاه و نخست وزیری، در واقع عمل کردن به مقتضای ظرفیت های اجتماعی آن دوران است و نه پذیرش قواعدی که گروه های سیاسی مثل نهضت آزادی به آن ملتزم بودند. کما این که رویه امام مورد پسند مرحوم سیدکاظم شریعتمداری :از مراجع تقلید آن زمان که دارای روابط گرمی با این گروه ها بود- واقع نمی شد. جالب است که این گروه ها در حال حاضر خود را پیشگام مبارزه در شرایط سکوت و سکون روحانیت معرفی می‌کنند!
استمرار مبارزه امام خمینی با انگیزه ها، مضامین و روش های اسلامی همراه بود. این تنها امام خمینی بود که در برابر برگزاری سالگرد کشف حجاب، تهدید کرد که به مناسبت سالگرد کشتار مسجد گوهرشاد اعلام تعطیل و عزای عمومی خواهد کرد و بدین ترتیب رژیم را از این اقدام منصرف ساخت.
شاه برای اصلاحات مورد نظر آمریکا شخصا وارد صحنه شد و سعی کرد فرستاده حوزه علمیه قم مرحوم آیت الله کمالوند را با بیان این که اگر این اصلاحات را انجام ندهد دشمنان دین و مسجد (کمونیست ها) این کار را خواهند کرد، قول عملی کردن دیگر خواسته های روحانیت در صورت همراهی آنان با رفرم مورد نظر را می‌داد، اما امام این اظهارات را دلیل بر قرار گرفتن شاه در مرز مرگ و زندگی توصیف کرد و خواستار مخالفت با آن شد. ظاهر این رفرم اقداماتی در حمایت از اقشار فقیر جامعه به نظر می‌رسید.
(الغای رژیم ارباب و رعیتی با تقسیم اراضی کشاورزی، ملی کردن جنگل ها، سهیم کردن کارگران در منافع کارگاهی و...) لذا امام خمینی بزرگان روحانیت را از افتادن در دام اتهام حمایت از زمینداران برحذر می داشت. ولی با شناخت اهداف و نتایج نهایی این طرح، مخالفت خود را از زاویه مغایرت برگزاری رفراندوم با قانون مشروطه، فقدان صلاحیت برگزارکنندگان انتخابات، فضای تهدید و تطمیع در انتخابات، عدم اطلاع رسانی کافی به مردم و... اعلام می کرد و از سوی دیگر در مواجهه با مخاطبان اصلی خود و عموم مردم اسلام خواه، این رفراندوم را «مقدمه برای از بین بردن مواد مربوط به مذهب» قلمداد می نمود. بدین ترتیب مبارزه امام با رفراندوم اصلاحات ارضی به جای این که مستمسک به دست حکومت بدهد، نظام سیاسی موجود را با ادبیات سیاسی موجود در دنیا به چالش کشیده بود. از سویی برای اولین بار حرکتی با اهداف و مضامین اسلامی ناب آغاز شده بود و ازسوی دیگر حرکتی با این ویژگی تمام ایده های استقلال خواهانه، عدالت جویانه و آزادیخواهانه را پوشش می داد. همه این ایده پردازی ها توسط امام صورت می گرفت و روحانیت در حد ظرفیت های موجود خود و جامعه آن را انتشار می داد. مردم به عنوان مخاطبان امام با یک دستگاه فکری و عملی منسجم، روشن و دین مدار مواجه بودند.
همان گونه که ذکر آن رفت، موضوع اصلاحات ارضی به اندازه ای برای حکومت شاه اهمیت داشت که او را شخصا به میدان کشاند. شاه پس از مواجه شدن با ابتکار عمل امام خمینی و مقاومت روحانیت، به قم رفت و در غیاب رهبران این حوزه، یک سخنرانی پر از توهین و تهدید نسبت به روحانیت را انجام داد. این اندازه مایه گذاشتن و پل ها را پشت سر خود خراب کردن نشان از یک اضطرار واقعی داشت که اراده حزب حاکم آمریکا بر او تحمیل کرده بود. وقتی «کندی» به مناسبت اعلام نتایج رفراندوم ساختگی اصلاحات به شاه تبریک گفت، او پاسخی به رئیس جمهور آمریکا داد که منشأ این رفرم را می شد از آن خواند. شاه در نامه به کندی نوشت: «یقین دارم که ما در اجرای طرح های اجتماعی و اقتصادی خودمان می توانیم به حسن نیت دوستان آمریکایی خویش اطمینان داشته باشیم.»
واضح‌تر از این، تصریحی بود که در روزنامه نیویورک تایمز در این مورد وجود داشت: «ایران برای دریافت کمک، شرایط مناسب تری پیدا کرده است» به راستی تقسیم اراضی کشاورزی ایران چه ربطی به کمک یک کشور فزون طلب مثل آمریکا داشت؟ در سال های بعد نتیجه این اقدام که حتی از سوی ابرقدرت رقیب آمریکا (یعنی دولت کمونیستی اتحاد شوروی) به عنوان حرکتی ضدفئودالی مورد استقبال قرار گرفته بود، آشکار شد. یک اقتصاد وابسته، مصرفی، غیرمولد، سراسر فساد و ناکارآمد، محصول این اصلاحات آمریکایی بود. اما هیچ یک از گروه های سیاسی مدعی دانش، حساسیتی را که امام(ره) به این اصلاحات داشت درک نمی کردند و یا شجاعت همراهی با آن را نداشتند.

نام:
ایمیل:
نظر: