صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۶ بهمن ۱۳۸۷ - ۰۹:۰۷  ، 
شناسه خبر : ۷۴۸۶۱
رحیم محمدی مقدمه: امنیت و ثبات کنونی کشور مرهون مجاهدت و ایثارگری رزمندگان دوران هشت سال دفاع مقدس است. هشت سالی که همواره با تحولات زیادی مواجه بوده و در ابعاد مختلف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و نظامی قابل بررسی می‌باشد. به همین منظور در آستانه هفته دفاع مقدس گفتگویی با محمد درودیان نویسنده و محقق دفاع مقدس انجام داده‌ایم. وی در این گفتگو بخش‌هایی از فراز و نشیب های دوران پرافتخار هشت سال جنگ تحمیلی عراق علیه ایران را در ابعاد سیاسی و نظامی مورد بررسی و تحلیل قرار داده است. آنچه در ادامه می‌آید ماحصل این گفتگو است.

* در بررسی تحولات آغازین جنگ ایران و عراق چند نظریه وجود دارد؟
** در این رابطه برخی معتقدند اگر صدام در ساختار سیاسی عراق نبود جنگ به وجود نمی آمد و برخی دیگر خلأ قدرت و برهم خوردن توازن قوا در منطقه خاورمیانه را عامل شروع جنگ می دانند.
بر پایه این نظریه ایران و عراق دو قدرت برتر منطقه ای هستند که باید قدرت این دو توسط یکدیگر مهار شود. اما با وقوع انقلاب اسلامی در ایران و سقوط رژیم شاه، یک خلأ قدرت در منطقه به وجود می آید که نتیجه آن بر هم خوردن توازن قدرت در منطقه و ایجاد زمینه برای حمله عراق به ایران است.
البته نظریات دیگری هم مانند به قدرت رسیدن حزب بعث در عراق مطرح است که در مباحث تاریخی روی آنها بحث می شود.
اما مهمترین نظریه این است که باید وقوع جنگ ایران و عراق را در چارچوب نظریه به هم پیوستگی جنگ و انقلاب بررسی کنیم. یعنی شکل گیری انقلاب اسلامی در ایران و ظهور قدرتی با آرمان های جدید که منافع آمریکا را در ایران و خاورمیانه به چالش کشیده است باعث شده تا آمریکا و بازیگران بین المللی و منطقه ای را در برخورد با ایران منسجم کند.
در این میان عراق نیز به دلیل داشتن اختلافات تاریخی با ایران و ترس از تاثیرگذاری انقلاب اسلامی بر شیعیان عراق و فرصت ایجاد شده از کاهش قدرت ایران از پتانسیل بالایی جهت حمله به ایران برخوردار بود.
بنابراین مجموع عوامل یادشده باعث شد تا عراق در 31 شهریور 1359 حملات سراسری خود را با هدف سرنگون سازی دولت جمهوری اسلامی ایران آغاز کند.
* چرا دولت عراق برای حل موارد مورد اختلاف خود با ایران گزینه نظامی را انتخاب کرد؟
** برای پاسخ به این سوال باید گفت جنگ زمانی شروع می شود که راه‌حل دیپلماسی به نتیجه نرسد یعنی طرفین نتوانند مسائل مورد اختلاف خود را از طریق گفتگوهای سیاسی حل کنند پس به ابزار نظامی متوسل می شوند.
هر چند در این جنگ نیز راه حل سیاسی وجود داشت اما چون وقوع انقلاب در ایران باعث شده بود نیروهای مسلح کشورمان از انسجام لازم برخوردار نباشند به همین دلیل صدام بدون توجه به راه‌حل‌های سیاسی به سرزمین های ایران اسلامی حمله کرد و توانست در روزهای اولیه تهاجم خود، هزاران کیلومتر از خاک کشورمان را اشغال کند.
البته اشغال سریع اراضی کشورمان در روزهای اولیه جنگ به دلیل نبودن قدرت بازدارندگی در میان نیروهای مسلح بود زیرا قدرتی که تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی به جهت وابستگی سیاسی و نظامی ایران به آمریکا به دست می آمد، با قطع رابطه ایران و آمریکا از بین رفته بود و ارتش رژیم شاه نیز به دلیل تغییرات صورت گرفته در آن از انسجام لازم برای دفاع از مرزهای کشورمان برخوردار نبود.
بنابراین چون ما به قدرت بازدارندگی توجه نکردیم و از ابزارهای بازدارندگی استفاده نکردیم جنگ شروع شد که نتیجه آن اشغال 15 هزار کیلومتر از خاک کشورمان به مدت 20 ماه بود.
* بازپس‌گیری اراضی اشغالی کشورمان توسط رزمندگان اسلام به چه نحوی بود؟
** در این مدت 20 ماه چهار عملیات کلاسیک با هدف بازپس گیری مناطق اشغالی به فرماندهی بنی صدر انجام دادیم که تمام این عملیات ها با شکست مواجه شدند زیرا بنی صدر نیروهای مردمی و تجربه ایستادگی آنها در برابر اشغالگران بعثی را نادیده گرفت و علاوه بر این سپاه که بخشی از قدرت کشور بود را از معادلات نظامی حذف کرد.
از سوی دیگر چون بنی‌صدر از طریق جنگ و پیروزی در آن به دنبال محقق ساختن اهداف سیاسی خود که همان حذف نیروهای خط امام از ساختار سیاسی کشور بود، این خواسته باعث ضعف شدید در بخش دفاعی کشور شد و هیچ موفقیتی در میدان جنگ به دست نیامد.
اما بعد از شکست این استراتژی و فرار بنی‌صدر از کشور اندیشه جدیدی توسط سپاه که همان استفاده از نیروی مردمی است، آرام آرام با انجام عملیات‌های محدود و سپس عملیات‌های بزرگ مانند شکست حصر آبادان در عملیات ثامن‌الائمه و آزادسازی خرمشهر در عملیات بیت‌المقدس شکل گرفت.
* چرا بعد از آزادسازی خرمشهر شاهد سکون در مناطق عملیاتی هستیم؟
** چون ماهیت جنگ تغییر کرده بود یعنی شور و هیجان دوران مقاومت آزادسازی تبدیل به پدیده ای به نام ادامه جنگ در خاک عراق شد و علاوه بر این شرایط سیاسی و نظامی دشمن نیز تغییر کرده بود.
دشمن بعد از آزادسازی خرمشهر برای جلوگیری از پیشروی رزمندگان اسلام با کمک مستشاران نظامی قدرت‌های استکباری، مواضع و استحکاماتی را ایجاد کرد که به راحتی قابل عبور نبود و هر وقت هم عملیاتی می شد توان زیادی برای عبور از موانع صرف می‌شد.
از سوی دیگر وقتی عراق در ادامه پیشروی های خود به ایران با شکست مواجه شد، دلیل آن را کمبود نیرو و تجهیزات نظامی می دانست، به همین علت صدام که در زمان شروع حمله به ایران حدود 12 لشکر و چند تیپ مستقل داشت، در ادامه جنگ به کمک سایر کشورها توانست علاوه بر افزایش تجهیزات نظامی، سازمان رزم ارتش بعث را هم گسترش دهد به نحوی که در پایان جنگ، عراق 50 الی 60 لشکر را توانسته بود سازماندهی کند.
البته در کنار عوامل یادشده باید عامل تحریم اقتصادی و نظامی ایران را نیز در نظر گرفت چرا که این عامل در روند حرکتی رزمندگان اسلام هم تاثیرات منفی به دنبال داشت. بنابراین مجموعه این عوامل باعث شد تا عملیات های بزرگ به صورت سالانه انجام شوند.
* با توجه به اینکه برخی عملیاتها به نتیجه نمی رسید چرا دلایل شکست این عملیات ها عنوان نمی شد؟
** چون ما جنگ را در چارچوب اهداف سیاسی ـ اعتقادی تعریف می‌کردیم و این تعریف به ما اجازه نمی‌داد تا به معانی شکست‌ها توجه کنیم. اما این به آن معنا نیست که دلایل شکست‌ها بررسی نمی‌شد بلکه شکست‌ها در قرارگاه نظامی بررسی می‌شد ولی به دلیل رعایت موارد امنیتی عنوان نمی‌شد.
البته اکنون با توجه به سقوط صدام و تغییر ماهیت جنگ و تهدید، اسناد آن دوران به عنوان سند تاریخی قابل انتشار است و ما در فصلنامه تحقیقات آمادگی داریم تا پایان‌نامه‌ها و آثار محققانی که درباره دلایل شکست عملیات‌ها نگاشته شده است را منتشر کنیم.

نام:
ایمیل:
نظر: