علیرضا قربانپور
مسئله حضور و نفوذ یهودیان همواره موضوعی مهم در تحلیل سیاست داخلی و خارجی ایالات متحده بوده است. در سال 1825 فقط ده هزار یهودی در آمریکا وجود داشت ولی با مهاجرت آلمانیهای یهودی تا سال 1880 این رقم به دویست و پنجاه هزار نفر رسید و بین سالهای 1881 تا 1914 با مهاجرت یهودیان اروپای شرقی و مرکزی این رقم به حدود چهار میلیون نفر افزون گشت. در این میان با توجه به برخی برآوردها جمعیت کنونی آنها به رقمی بالغ بر 5/5 میلیون نفر میرسد. اما آنچه بیش از هر چیز شایسته توجه است این است که در میان مهاجران قرن بیستم در آمریکا، یهودیان بیشتر از هر گروه دیگری در جمع گردیدن با جوامع آمریکایی موفق بودهاند. این یهودیان با سرعت فوقالعادهای در کوتاهمدت توانستند در طبقه متوسط جامعه آمریکا که بخش اکثریت جمعیت آمریکا محسوب میشد جای گیرند، اگرچه بسیاری از آنها متعلق به طبقه بالا و مرفه جامعه این کشور میباشند.
دیگر واقعیت مربوط به یهودیان آمریکا توانایی آنها در کسب مشاغل عالی رتبه در ساختار سیاسی و اقتصادی ایالات متحده است، چنانچه به اذعان استیوکوهن، استاد مرکز مطالعات جدید یهودیان در دانشگاه برندیس، بسیاری از یهودیان برگزیده ترین مشاغل اجتماعی از قبیل سناتوری، ریاست مجامع دانشگاهی و مدارس حرفه ای و نیز مشاغل پردرآمد اقتصادی را در کف قدرت خود گرفته اند. روند صعودی یهودیان آمریکایی منعکس کننده عملکرد و نتیجه جمع شدن موفقیت آمیز آنها با جامعه آمریکایی است، هر چند که این جمع شدن با جذب شدن در این جامعه تفاوت اساسی دارد. آنچه که تعجب صاحب نظران را در باب نفوذ چشمگیر یهودیان در آمریکا برانگیخته است، قدرت فوق العاده آنها علی رغم تعداد قلیل آنهاست. به همین دلیل این سوال به ذهن متبادر می شود که علت این امر چیست؟ شاید به اجمال بتوان دلایل ذیل را به عنوان عوامل اصلی این روند برشمرد:
1- وجود تعداد بسیاری از سازمان های یهودی صهیونیستی در آمریکا: سازمان های یهودیان آمریکا اکنون قالبی را تدارک می بینند که بتوانند هویت نژادی و ارتقای منافع گروهی را تامین کنند. اگرچه جامعه یهودیان هیچ گاه یک دست نبوده و اکثر موسسات آنها فاقد اختیارات مرکزی است، اما در عین حال این سازمان ها توانسته اند با بهره گیری از فاکتورهای قدرت خود، بالاخص توانمندی اقتصادی خود در ساختار قدرت رخنه کرده و با توجه به تشتت حاکم بین خود، منافع سازمانی و گروهی خود را تامین نمایند.
2- رسانه های آمریکایی: رسانه های آمریکا در مجموع یکی از پایه های نفوذ یهودیان در این کشور است. سازمانهای یهودی با توجه به نقشی که برای افکار عمومی قائل اند، توجه ویژه ای بالاخص نسبت به آنچه در رسانه ها راجع به اسرائیل گفته و شنیده می شود، نشان می دهند. این واقعیت نیز وجود دارد که ثروت و موقعیت اقتصادی یهودیان در آمریکا به نحوی غیرمتناسب با وزن اجتماعی آنها در هالیوود و تلویزیون تمرکز یافته و از این طریق نقش مهمی در شکل دادن به ذهن آمریکایی ها و از این طریق جهانیان در ارتباط با موضوعات مورد نظر آنها بازی می کند. بی شک عدم حضور یهودیان در ساختار رسانه ای آمریکا موجب انعکاس وقایع به گونه ای دیگر می شد. انعکاس طرح حوادث اخیر در لبنان و فلسطین در افکار عمومی و به ویژه در دنیای غرب توسط رسانه های آمریکایی یهودی حکایت از عمق سنت های ریشه دار اطلاع رسانی و چگونگی تعامل بین جامعه سیاسی و جامعه یهود در آمریکا دارد.
3- اشتراکات مذهبی با مسیحیان آمریکا: طرفداران غیریهودی اسرائیل در آمریکا عمدتا شامل راست مسیحی و نومحافظه کاران می شود. وجه اشتراک بین این دو جریان برخلاف اختلافات عمیق بین آنها این است که نگاه آنها به دنیا براساس خیر و شر و سیاه و سفید است. در این بین هر دو جریان به این نتیجه رسیده اند که اسرائیل درگیر مبارزه علیه شر است و لذا آمریکا باید بدون ذره ای تردید و مسامحه از آن حمایت کند.
4- نفوذ فوق العاده لابی یهودی دوسوم به آیپک درآمریکا که نماد نفوذ فوق العاده سیاسی و اقتصادی جریان یهودی در آمریکاست اگرچه آیپک یک سازمان یهودی است اما همواره جدای از دیگر سازمان ها نگریسته می شود. نفوذ این تشکیلات در ساختار سیاسی و اقتصادی آمریکا به حدی است که تمام روسای جمهور آمریکا از زمان اعلام موجودیت این تشکیلات جلب نظر رهبران آن بالاخص در دوران انتخابات را سرلوحه برنامه خود قرار میدهند.