صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۶ بهمن ۱۳۸۷ - ۱۱:۴۸  ، 
شناسه خبر : ۷۴۸۶۶
مروری بر وضعیت خوزستان

اسناد و مدارک فراوانی وجود دارد که آغاز جنگ علیه ایران مبتنی بر برنامه‌ریزی و طراحی از قبل تعیین شده بوده است. بعدها فاش شد که طرح عراق برای حمله به ایران در سال 1950 میلادی توسط انگلیس طرح‌ریزی شده بود. آنچه که مسلم است رد پای عراق را از آغاز پیروزی انقلاب در استان خوزستان به ویژه در خرمشهر می‌توان دید. مثلا در تاریخ 27/1/85 در خرمشهر درگیری شدیدی بین جریان‌های انقلابی و برخی از گروهک‌ها با ماهیت پان‌عربیسم و جدایی‌طلب پیش می‌آید و دولت عراق رسما و فورا حمایت خود را از جریان اعراب خرمشهر اعلام می‌دارد.
شواهد و قراین حوادث نشان می‌دهد که عراق در چارچوب یک برنامه مدون نیروهای جوان خوزستانی و خرمشهری را جذب می‌کند و پس از طی آموزش‌های لازم در یک شبکه سازمان‌دهی شده اقدامات مخرب را در استان انجام می‌دهد.
در این مقطع جریان‌های ضدانقلاب در خرمشهر روز به روز توسعه می‌یابد و برخی تشکل‌ها با محور قومیت عربی تشکیل می‌گردد.
جریان ضدانقلاب مورد حمایت دولت یعنی عراق میدان‌دار می‌شود و هر روز منسجم‌تر می‌گردند و بر دامنه فعالیت‌های خود می‌افزایند و حتی در یک اقدام جسورانه کنسولگری آمریکا را به تصرف درمی‌آورند و تشکیلاتی تحت عنوان «کمیته عرب‌ها» به راه می‌اندازند. کمیته عرب‌ها که «مرکز مجاهدین عشایر» نیز خوانده می‌شدند، سرانجام نام «ستاد رزمندگان خلق عرب» به خود گرفت. این ستاد تمام تلاش خود را صرف دامن زدن به عصبیت قومی کرد.
«ستاد رزمندگان خلق عرب» اندکی بعد دستخوش تغییراتی شد و از دل آن «سازمان سیاسی خلق عرب» به وجود آمد که مورد حمایت دول خارجی بود.
در کنار آن تشکیلات دیگری تحت عنوان «کانون فرهنگی خلق عرب» ایجاد گردید تا عناصر تحصیلکرده عرب را جذب نماید. این کانون که از عناصر سابقه‌دار جبهه التحریر (وابسته به عراق) و نیز تعدادی دیگر از روشنفکران عرب‌زبان منطقه با تمایلات مارکسیستی شکل گرفته بود به سرعت ابعاد نظامی و خرابکارانه به خود گرفت و با فعالیت‌های تجزیه‌طلبانه از سوی عراق مورد حمایت واقع شد و در خرداد 58 در یک اقدام هماهنگ گمرک شهر مورد هجوم قرار گرفت و حتی در آن درگیری تعدادی پاسدار و نگهبان مجروح و شهید می‌شوند. در ساعت 23 شب احمد مدنی استاندار وقت خوزستان به خرمشهر می‌رود و با فرماندار، شهردار و برخی از روحانیون مسئله‌دار و سران قبایل مذاکره می‌کند.
سران قبایل خواستار مهلت خلع سلاح تا 24 ساعت دیگر می‌شوند و بر این اساس توافق می‌شود که تا 10/3/85 خلع سلاح به تعویق بیفتد. اما در سحرگاه نهم خرداد با صدای شلیک گلوله‌های پی‌درپی، مردم وحشت‌زده از خواب بیدار می‌شوند. شهید جهان‌آرا آن شب را چنین توصیف می‌کند: «یک ماشین سفید رنگ به سمت مسجد جامع آمد و پس از شلیک تیر و پرتاب کوکتل مولوتوف متواری شد و عناصر سازمان سیاسی خلق عرب به داخل شهر آمده و شروع به سنگربندی کردند. آنها پمپ بنزین خیابان فردوسی را به آتش کشیدند. خیابان مولوی را بستند. در کمترین فرصت چندین انبار مخابرات به آتش کشیده می‌شود و اموال تعدادی از خانه‌ها و مغازه‌ها غارت می‌گردد و شهر حالت جنگ‌زده به خود می‌گیرد.»
در این شرایط عراق مقابل پاسگاه‌های مرزی به تجمع نیرو دست زد و هلی‌کوپترهایش در خسروآباد به پرواز درآمدند و همچنین دو ایستگاه رادیویی برای مردم استان خوزستان مرتب پیام می‌دهند.
رادیو صوت الجماهیر عراق و رادیو کویت با نقل اخبار به گونه‌ای تحریک‌آمیز ادامه درگیری «اعراب» را تا تحقق خودمختاری «عربستان»(ایران) نوید می‌دهند. در این بین عنصری به نام «شیخ حامد» دستگیر می‌شود که از او به عنوان «امیر خوزستان» (به تعبیر آنها عربستان) یاد می‌شد. او در آن زمان مسئولیت شبکه نظامی خوزستان را عهده‌دار بود که توسط پاسداران انقلاب همراه تعدادی سلاح در هنگام ورود به خاک ایران دستگیر می‌گردد. وی در محاکماتش به وجود پادگان‌های آموزشی در عراق اعتراف می‌کند. کتاب «خرمشهر در جنگ طولانی» چاپ مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ فهرستی از انفجارات و بمب‌گذاری‌ها با سیر زمانی از مهرماه 58 تا شهریور 59 را درج نمود که گویای بسیاری از مسائل می‌باشد، از جمله مراکزی که مورد هدف بوده می‌توان به این موارد اشاره کرد: بازارهای شهر، مرکز مخابرات، خطوط راه آهن، واگن‌های قطار، ساختمان فرمانداری و اماکن دولتی، مراکز صنعتی، لوله‌های نفت، دکل‌های برق، اتوبوس‌های بین شهری، میادین شهرها، فرودگاه‌های آبادان و اهواز، پل‌های عبور و مرور شهرها، کتابفروشی‌ها، کیوسک‌های نوشابه‌فروشی، هتل‌ها و... بسیاری از این انفجارات دارای تلفات جانی از یک نفر تا 40 نفر کشته و مجروح بوده است.
علاوه بر آن رژیم عراق مرتبا به حریم هوایی ایران به خصوص در نیمه اول سال 59 تجاوز می‌نمود به طوری که در روزهای 18 الی 22 فروردین 59 در مناطق مختلف مرزی به اجرای آتش خمپاره و توپخانه اقدام نمود و با هلی‌کوپتر و هواپیما به حملات نسبتا سنگینی دست زد. وخامت اوضاع به حدی بود که برخی نشریات غربی آن را در آستانه شروع جنگ کامل تلقی می‌کردند.
در تیرماه 59 طرح کودتای نوژه در دستور کار قرار می‌گیرد که در این طرح کودتا ارتش عراق 20 نقطه مرزی را مورد هجوم قرار می‌دهد و کودتاچیان پس از شکست با آخرین اطلاعات نظامی خویش به عراق می‌روند و در خدمت ماشین جنگی صدام قرار می‌گیرند. پس از شکست این کودتا بود که صدام در یک مصاحبه تحریک‌آمیز گفت: «اکنون ما نیروی نظامی کافی برای پس گرفتن سه جزیره اشغال شده را فراهم کرده‌ایم» و قرارداد الجزایر را پاره کرد.
این سرآغاز جنگی بود که بعد از هشت سال با شکست متجاوز به پایان رسید.

نام:
ایمیل:
نظر: