صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۰ بهمن ۱۳۸۷ - ۰۸:۵۷  ، 
شناسه خبر : ۷۴۸۷۴
در گفتگوی صبح صادق با کارشناس وزارت امور خارجه بررسی شد
عیلرضا کوهکن اشاره: چندی است که اخبار جالبی از تحولات جهانی و گسترش بیداری اسلامی به گوش می رسد. یکی از آخرین این تحولات مربوط به پیروزی گروهی اسلامگرا در منطقه شاخ آفریقا و کشور سومالی بود. این اتفاق در منطقه نفوذ سنتی استعمارگران غربی آن هم در دوره مبارزه آمریکا با جریانات اسلامگرا بسیار حیرت انگیز بود. برای بررسی این حادثه گفتگویی با جناب دهقان لطف آبادی مسئول میز شاخ آفریقای وزارت خارجه داشتیم. آنچه می خوانید مشروح گفتگوی ما با ایشان است.

*لطفا درباره اهمیت ژئوپلتیکی شاخ آفریقا توضیح دهید.
**شاخ آفریقا منطقه ای واقع در شرق آفریقا است که شامل چهار کشور جیبوتی، سومالی، اتیوپی و اریتره می باشد. این چهار کشور به اضافه سه کشور سودان، کنیا و اوگاندا شاخ آفریقای بزرگتر را تشکیل می دهند.
اریتره کشوری در شمال شاخ آفریقا است، که در حدود 120 هزار کیلومتر مربع مساحت، 1000کیلومتر مرز آبی با دریای سرخ و حدود 5/4 میلیون نفر جمعیت دارد و در سال 1993 به استقلال رسید. بعد از اریتره کشور جیبوتی در حدود 24000 کیلومتر مربع مساحت، 300 کیلومتر مربع مرز آبی و حدود 650 هزار نفر جمعیت دارد که کاملا بر تنگه باب المندب مشرف می باشد.
از طرف دیگر ما اتیوپی را به عنوان کشور محوری منطقه با پتانسیل جمعیتی بالا در حدود 77 میلیون جمعیت داریم که به دلیل پتانسیل جمعیتی بالا و درهم تنیدگی جمعیتی با کشورهای همجوار یک کشور محوری به حساب می آید.
کشور مهم دیگر این منطقه سومالی می باشد که یک کشور اسلامی است و در حدود 137 هزار کیلومترمربع مساحت، 330 کیلومتر مربع مرز آبی و با جمعیتی حدود 10 میلیون نفر می باشد. کشور سومالی به دلیل اشراف بر تنگه باب المندب، اقیانوس هند و خلیج عدن به عنوان دروازه ورود به آفریقا محسوب می شود و از لحاظ جمعیتی بسیار ناهمگون می باشد یعنی ما در منطقه یک جامعه بزرگ سومالی فراتر از کشور سومالی داریم که یکی از دلایل اختلاف و جنگ داخلی در این کشور همین بافت ناهمگون جمعیتی می باشد.
منطقه شاخ آفریقا اولا به دلیل مشرف بودن بر تنگه باب المندب، خلیج عدن و قرار داشتن در نزدیکی دو گذرگاه مهم انرژی دنیا یعنی تنگه هرمز و کانال سوئز به طور طبیعی دارای اهمیت ویژه ای می باشد از سوی دیگر نزدیکی این منطقه با خاورمیانه به خصوص بعد از حوادث 11 سپتامبر 2001 میلادی که مسائل امنیتی این دو منطقه با هم درگیر شده، اهمیت ژئوپلتیکی این منطقه را دوچندان کرده است.
*کشورهای این منطقه غیر از بحث جریان انرژی چه اهمیتی برای کشورهای بزرگ دنیا دارند؟
**دوران جنگ سرد کشورهای آفریقایی فی نفسه واجد اهمیت بالایی نبودند اکثر این کشورها در دو، سه دهه اخیر به استقلال رسیده اند و در رقابت های دو بلوک شرق و غرب مانند بقیه کشورها بین این دو بلوک جابه جا می شدند. بعداز فروپاشی شوروی در دهه 90، آمریکا به دنبال کسب قدرت و تسلط بر مناطق مختلف دنیا از جمله منطقه خاورمیانه و شاخ آفریقا بود و برای رسیدن به این هدف می بایست بر کانون ها و شریان های انرژی دنیا مسلط می شد. مهمترین این کانون ها خلیج فارس و منطقه خاورمیانه می باشد.
برای کنترل بیشتر این منطقه باید شریان های انرژی را تحت کنترل خود درآورند و در کنار این قضایا مسئله منابع انرژی و معدنی ای که در خود این منطقه وجود دارد نیز مطرح است. که بیشتر این منابع به دلیل درگیری و اختلافات موجود و... هنوز کشف نشده است و این اهمیت منطقه را دوچندان کرده و بسیاری از قدرت های بزرگ اقتصادی را به خود جلب کرده است. از جمله کشورهایی که حضوری قوی در سومالی و منطقه شاخ آفریقا دارد کشور چین است که با این کشورها قراردادهای متعددی منعقد کرده است. مانند قرارداد یک میلیارد دلاری ساخت یک پالایشگاه مشترک با خارطوم، و علاقه مند است که همین رابطه را با سایر کشورهای منطقه نیز داشته باشد. علاوه بر این اتحادیه اروپا، آفریقا و به خصوص شاخ آفریقا را حیات خلوت خود به حساب می آورد. زیرا اگر در تاریخ استعماری این کشورها دقت کنید هر کدام از کشورهای منطقه در حوزه مستعمراتی یکی از این کشورها قرار داشته است. بعد از سال 2001 پارامتر دیگری وارد مسائل این منطقه شد و اهمیت ژئوپلتیک این منطقه را در نزد قدرت های بزرگ افزایش داد. این پارامتر حوادث یازدهم سپتامبر بود. بعد از این حوادث اسلامگرایی رشد قابل توجهی پیدا کرد. آمریکا و کشورهای اروپایی و همین طور کشورهای منطقه از آنجایی که این منطقه حالت امنیتی پیدا کرده بود نگران رشد اسلامگرایی در این منطقه بودند. زیرا تصور می کردند که افزایش اسلامگرایی باعث بی ثباتی در منطقه می شود. بنابراین همه آنها علاقه مند بودند که دولت های پایدار طرفدار غرب ایجاد گردد و ضمن تامین منافعشان به لحاظ امنیتی از رشد اسلامگرایی احساس نگرانی نداشته باشند. کشورهای اروپایی در این منطقه ضمن رقابت با آمریکا نوعی همسویی هم با آمریکا دارند.
*بیداری اسلامی بر تحولات کشورهای آفریقایی از جمله منطقه شاخ آفریقا چه تاثیراتی گذاشته است؟
**جریان اسلامگرایی به شکلی که در خاورمیانه وجود داشته تا دهه 1960 میلادی در شاخ آفریقا اصلا وجود نداشت ما برای بررسی این مسئله باید بر روی سومالی متمرکز شویم. جامعه سومالی بافت به هم تنیده ای را داراست که عصب وار بر هم تاثیر می گذارند. در این کشور تا دهه 1960 اسلامگرایی افراطی دیده نمی شود و مردم آن نزدیک به 98% تا 100% مسلمان و از اهل تسنن و شافعی مذهب هستند. این افراد به اهل بیت(ع) نیز علاقه فراوانی دارند. از دهه 1960 به بعد یعنی مصادف با استقلال سومالی به واسطه ارتباطی که مردم این کشور با کشورهای عربی به خصوص عربستان و مصر پیدا می کنند و اکثر نخبگانشان که در جنبش اسلامگرایی موثر هستند در دانشگاه ها و حوزه های عربستان و مصر تحصیل کرده اند بنابراین اسلامگرایی در سومالی و شاخ آفریقا متاثر از وهابیت عربستان و اخوان المسلمین مصر بوده است. در دهه 1970 که «محمد زیادباره» با افکار سوسیالیستی بر سر کار آمد اسلام خواهی به معنای واکنشی در قبال افکار سوسیالیستی وی افزایش یافت بعد از گرایش پیدا کردن وی به غرب و آمریکا در دهه 80، ما شاهد رشد اسلامگرایی با گرایش ضدغربی و ضدآمریکایی در شاخ آفریقا و به خصوص سومالی هستیم.
در حال حاضر هم گرایشات ضدآمریکایی در بین مردم مسلمان سومالی بسیار شدید می باشد.
بعد از سقوط زیادباره در سال 1991، تاکنون 15 سال از فقدان دولت در این کشور می گذرد، طی این دوره این کشور دچار جنگ داخلی و هرج ومرج بوده و این خود به عاملی برای رشد اسلامگرایی و گروه های افراطی اسلامی تبدیل شده است.
همانگونه که مطرح شد رشد اسلامگرایی باعث نگرانی و حساسیت آمریکا، قدرت های بزرگ و همچنین کشورهای منطقه از جمله اتیوپی، کنیا و... شده است. زیرا علی رغم آن که در اتیوپی و کنیا اکثریت مردم مسلمانند ولی سیستم حاکم، سیستم مسیحی و هم پیمان آمریکا می باشد. به طور طبیعی بیداری اسلامی در همه جای دنیا از جمله این منطقه تاثیر بسزایی گذاشته و ایران و امام به عنوان چهره محبوب در تمام منطقه محسوب می شود ولی چون حضور ما در آنجا کم بوده اینها بیشتر متاثر از دو حوزه مهم اندیشه تسنن یعنی اخوان المسلمین و وهابیت قرار داشتند.
*سیاست ایالات متحده در قبال کشور سومالی چگونه است؟
**بعد از فروپاشی شوروی آمریکا علاقه مند بود در تمام دنیا و از جمله منطقه شاخ آفریقا حضور داشته باشد و تسلط و کنترل شریان های انرژی برای آمریکا اهمیت فوق العاده زیادی داشت. در سال 1992 با توجه به اینکه منطقه به لحاظ قحطی و جنگ های داخلی، منطقه بسیار پرآشوبی به حساب می آمد آمریکا تحت پوشش کمک های انسان دوستانه سازمان ملل وارد این حوزه شد ولی فعالیت های آمریکا از کمک های انسان دوستانه فراتر رفته و وارد مسائل سیاسی، جناحی و جنگ های داخلی شد. در سال 1993 سقوط بالگرد آمریکایی و کشته شدن 18 نفر آمریکایی در سومالی و پخش خبر آن در تمام رسانه های دنیا تاثیر بدی بر مردم آمریکا گذاشت و باعث شد که دولت آمریکا تحت فشار افکار عمومی مردم این کشور نیروهای خود را خارج کند و بعد هم به واسطه همین نگرانی به سراغ این منطقه نیاید. اما بعد از حوادث یازدهم سپتامبر سال 2001 میلادی شاخ آفریقا اهمیت بیشتری یافت و آمریکا کشورهای دنیا را به دو دسته دوست و دشمن تقسیم کرد که شاخ آفریقا نیز از این تقسیم بندی مستثنی نبود و سیاست ایجاد دولت های باثبات و طرفدار آمریکا که بتوانند جلوی رشد اسلامگرایی را بگیرند در آنجا هم به صورت جدی پیگیری شد. البته تاکنون این طرح جواب نداده است و در ماه های اخیر در سومالی اسلامگرایان بخش های زیادی از سومالی را تصرف کردند و گروه ائتلاف احیای صلح و ضدتروریست تحت حمایت آمریکا و غرب از اسلامگرایان شکست خوردند. ولی به هر حال سیاست مشخص آمریکا در منطقه شاخ آفریقا ایجاد دولت های باثبات، پایدار و جلوگیری از رشد اسلامگرایی بوده که همچنان این سیاست ادامه دارد.
*ریشه درگیری های سیاسی و نظامی در سومالی در چه چیزی نهفته است؟
**بعد از سال 1991 که زیادباره سقوط کرد جنگ داخلی به دلیل بافت قبیله ای حاکم بر سومالی آغاز شد و علاوه بر این مداخلات خارجی را نیز باید درنظر گرفت. بعضی از کشورها از وجود درگیری در سومالی سود می برند. زیرا ساکنان بعضی از این کشورها مانند اتیوپی، سومالی تبارند و این کشورها از درگیری، تضعیف و تجزیه سومالی سود می برند. بعد از سال 1991 درگیری ها همچنان تا سال 2000 ادامه داشت تا اینکه جیبوتی یک ابتکار صلحی را مطرح کرد که نتیجه آن ایجاد یک دولت فدرالی انتقالی به ریاست «قاسم صلاه حسن» شد ولی این دولت علی رغم شناسایی و حمایت های لازم موفق به ایجاد حاکمیت در سومالی نشد. بعد از این مرحله تلاش های مجدد برای ایجاد صلح آغاز شد که طی آن در پایتخت کنیا 14 دور مذاکره تحت عنوان طرح آشتی ملی برگزار شد که نتیجه آن در سال 2004 میلادی تشکیل یک پارلمان 275نفری و انتخاب «عبدالوحید یوسف احمد» به عنوان رئیس جمهور سومالی بود او برای ایجاد یک دولت فراگیر به تمام قبایل با نفوذ سهمی داد و به همین دلیل تمام وزرا و نمایندگان جزو جنگ سالاران و روسای قبایل مسلط بر بخش های مختلف سومالی بودند.
این دولت به مدت یک سال در کنیا در حالت تبعید تشکیل و در مردادماه سال 1384 به 90 کیلومتری شمال موگادیشو در منطقه جوهر منتقل و به ریاست رئیس جمهور و نخست وزیری «علی محمد جدی» تشکیل شد. یک جناح هم به ریاست رئیس پارلمان، شیخ «حسن هادم» در موگادیشو مستقر شده و جناح موگادیشو را تشکیل دادند. این دولت علی رغم مشکلات فراوان از سوی اتحادیه آفریقا، سازمان های بین المللی و اکثریت قاطع کشورها به رسمیت شناخته شد اما به دلیل جنگ و درگیری بین دولت مردان نتوانست بر موگادیشو مسلط شده و حاکمیت خود را گسترش دهد زیرا بافت دولت متشکل از کسانی بود که با یکدیگر درگیری داشتند. به همین دلیل تا سال 2006 میلادی عملا هیچ دولتی در سومالی وجود نداشت.
البته قابل ذکر است که بعد از سال 1991 وقتی که قبایل، گروه ها و جنگ سالاران نتوانستند اختلافاتشان را حل کنند به دلیل مسلمان بودن رضایت دادند که یک سری دادگاه هایی تحت عنوان دادگاه های شریعت از تحصیلکرده های عربستان، مصر و... تشکیل شود. این دادگاه ها کم کم به واسطه اینکه چهره های شاخص منطقه رئیس دادگاه بودند و با تجار هم رابطه خوبی داشتند گسترش یافته و اسلامگراها قدرت و پشتوانه مالی نیز پیدا کردند.
*آیا دولت های منطقه خاورمیانه و خلیج فارس کمک مالی به این جریان کرده اند؟
**قطعا این گروه از سازمان های خیریه در خاورمیانه به خصوص در عربستان و امارات کمک هایی دریافت کرده است. اما میزان این کمک ها مشخص نیست!
*دلیل اقبال مردم به اسلامگرایان چگونه است؟
**رفتار ناشایست جنگ سالاران، برخورد مناسب تر گروه اسلامگرایان، استقرار در مساجد و ارائه خدمات انسانی و غذایی و... باعث افزایش این تمایل شد اما تصور نمی شد که این افراد بتوانند به عنوان یک قدرت نظامی ظاهر شوند. در سال های اخیر گروهی از جنگ سالاران احساس کردند کم کم اسلامگرایان در حال سازماندهی می باشند و برای اینکه بتوانند در مقابل اسلامگرایان بایستند و پشتیبانی غرب را هم به دست آورند ائتلاف احیای صلح و ضدتروریست را تشکیل دادند که مورد حمایت آمریکا و بعضی از کشورهای منطقه نیز قرار گرفتند. از طرف دیگر تشکیل این ائتلاف باعث شد که رهبران اسلامی سومالی حساس تر شده و اسلامگرایان را به سوی انسجام بیشتر سوق بدهند به طوری که علمای مسجد صوفی (بزرگترین مسجد موگادیشو) علیه ائتلاف احیای صلح و ضدتروریست اعلام جهاد کردند.
از آنجایی که مردم سومالی دارای روحیه ضدآمریکایی و ضدغربی هستند حمایت آمریکا از این ائتلاف باعث شد که مردم و اسلامگرایان انسجام بیشتری پیدا کرده و در مقابل ائتلاف، پیروز شوند.
*گسترش قدرت گروه اسلامگرا به چه صورت بوده و اکنون این گروه در چه وضعیتی است؟
**اسلامگرایان در وهله اول توانستند نیروهای ائتلاف را از موگادیشو و منطقه بلد در 30 کیلومتری موگادیشو بیرون رانده و سپس بر تمام مناطق اطراف پایتخت تا فاصله 100 کیلومتری مسلط شوند و اکثر نیروهای ائتلاف هم متواری شده و به کشورهای دیگر فرار کردند و برخی دیگر هم تسلیم شده و به اسلامگرایان ملحق شدند.
در حال حاضر در صحنه سیاسی سومالی دو گروه رقیب وجود دارد. یکی دولت فدرال انتقالی است و دومی اسلامگرایان هستند.
بعد از تصرف منطقه جوهر توسط اسلامگرایان دولت انتقالی از این منطقه فرار کرد و در منطقه بالدوقا در 250 کیلومتری پایتخت مستقر شدند. خیلی از نمایندگان و وزرای دولت هم یا فرار کردند و یا در اعتراض به عملکرد دولت و اختلافات داخلی استعفا دادند.
به طور تقریبی اسلامگرایان حدود 75 درصد قسمت جنوبی سومالی را تحت کنترل خود دارند.
اسلامگرایان در حال حاضر تحت عنوان دادگاه های اسلامی در حال فعالیت هستند و به لحاظ مالی بعد از فروپاشی شوروی توسط سازمان های خیریه در منطقه خاورمیانه و خلیج فارس تغذیه می شوند. علاوه بر این مورد حمایت عربستان نیز هستند و به طور مشخص گفته می شود که بن لادن در سومالی فعالیت کرده و گروه القاعده شاخه شاخ آفریقا هم تشکیل داده است. اما چیزی که مشخص است در داخل سومالی تاجرهای دارای نفوذ و بزرگی وجود دارند که متحد و حامی اسلامگرایان می باشند. به لحاظ اندیشه این افراد به اندیشه های اخوان المسلمین و وهابیت گرایش دارند و دارای طیف های افراطی، معتدل و محافظه کار هستند.
این اتحادیه اکنون 95 دادگاه دارد که 11 دادگاه آن در موگادیشو مستقر هستند و تعداد این دادگاه ها با تصرف هر منطقه زیاد می شود زیرا بعد از تصرف هر منطقه یک دادگاه برای آن منطقه تشکیل می دهند و روسای این دادگاه ها عضو مجلس اسلامی سومالی هستند.
این گروه تمام قسمت های جنوبی و مرکزی سومالی به جز منطقه کوچک بالدوقا که تحت نفوذ قبیله رهانوین بوده را تصرف کرده و تا 40 کیلومتری این منطقه نیز آمده ولی نیروهای اتیوپی به درخواست رئیس جمهور سومالی وارد بالدوقا شدند و همین امر باعث توقف اسلامگرایان شد.
در حال حاضر به لحاظ سیطره بر کشور، اسلامگرایان از موقعیت برتری نسبت به دولت انتقالی برخوردار هستند اما از آنجایی که این دولت موقت مورد حمایت اتحادیه آفریقا، سازمان ملل و سایر کشورها می باشد، اسلامگرایان بر سر از بین بردن آن دچار اختلاف شده و در نهایت گزینه مذاکره با دولت را انتخاب کردند. یک دوره از مذاکرات با شرکت سودان و اتحادیه عرب، در خردادماه در خارطوم برگزار شد که در وهله اول دو طرف یکدیگر را به رسمیت شناختند.. در حال حاضر نیز اسلامگرایان به طور تقریبی بر سومالی مسلط می باشند.
*گروه دادگاه های شرعی (اسلامگرایان) بیشتر به کدام کشورها گرایش داشته و وابسته هستند؟
**این گروه دارای یک شورای قانونگذاری و یک شورای اجرایی متشکل از هشت نفر است.
قبلا «شیخ احمد شریف» به عنوان رئیس اتحادیه دادگاه های اسلامی مشغول به کار بود. وی دارای افکاری معتدل و متمایل به ایران بوده و دغدغه اصلی وی ایجاد امنیت در کشور بود. اما طی تحولات سه ماهه اخیر «شیخ حسن ظاهر اویس» به عنوان رئیس اتحادیه و «احمد شریف» به عنوان رئیس کمیته اجرایی برگزیده شدند. انتخاب «شیخ حسن ظاهر اویس» به دلیل اینکه از چهره های رادیکالی محسوب می شود باعث نگرانی در غرب شده است.
اگرچه این گروه خود را به هیچ عنوان وابسته به جایی نمی داند اما بیش از هر چیزی متاثر از دنیای اسلامی و متمایل به اسلام سلفی و وهابیت است. ضمن اینکه طیف های ملایم آن به شدت به کار کردن با ایران تمایل دارند.
*به عنوان آخرین سوال درباره راهبرد ایران و سیاستی که در سومالی و شاخ آفریقا پیگیری می کند توضیح دهید؟
**سیاست ایران در شاخ آفریقا و سومالی متاثر از سیاست و راهبرد ایران در این قاره می باشد. اما مسئله مهم این است که سیاست ما درباره این قاره به صورت روشن تبیین نشده است به همین دلیل ما در این منطقه ضعف داریم چون دولتمردان ما به این قاره به عنوان یک قاره فقیر، جنگ زده و پرآشوب نگاه می کنند در صورتی که در مجامع بین المللی مثلا در زمینه حقوق بشر کشورهای آفریقایی کمک های بسیاری به ما کرده اند و به نفع ما رای داده اند. مثلا جیبوتی که حوزه سنتی فرانسه است در مسئله حقوق بشر به نفع ما رای می دهد و یا اتیوپی در سال های اخیر رای خود را از رای مخالف تغییر داده و به رای ممتنع برگردانده است. زیرا ایران به دلیل وجهه ضدامپریالیستی برای مردم منطقه خاورمیانه و شاخ آفریقا جذابیت دارد و همه مردم منطقه اعم از مسلمان یا مسیحی به امام و آیت الله خامنه ای و وجهه ضد امپریالیستی ما علاقه مند می باشند. اما همان طور که گفته شد سیاست آفریقایی ما تبیین نشده است و همین امر باعث ضعف اجرای سیاست های نظام در بعد خارجی در آفریقا شده است.

نام:
ایمیل:
نظر: