علی امینی
تنش در روابط سیاسی دیپلماتیک مسکو- تفلیس با بازداشت چهار افسر روسی توسط نیروهای اطلاعاتی گرجستان، منطقه قفقاز را وارد مرحله جدیدی از بحران نمود. اگر چه روابط دیپلماتیک روسیه و گرجستان پس از استقلال این جمهوری و بخصوص بعد از ریاست جمهوری «میخائیل ساکاشویلی» هیچگاه روند مطلوبی نداشته اما اتهام جاسوسی گرجی ها به چهار افسر روسی مستقر در گرجستان روابط این دو کشور را بیش از گذشته دستخوش تغییر و تحولات نموده است. مقامات تفلیس در ابتدا با طرح اتهامات متعدد اعلام کردند که چهار افسر روسی حداقل به مدت دو ماه در بازداشت موقت خواهند بود تا مقدمات محاکمه آنها فراهم شود اما تحت فشار و تهدیدات طرف روسی پس از پنج روز ناگزیر آنها را آزاد کردند، هر چند که آزادی آنها در ترمیم روابط دو طرف تاثیری نگذاشت. مقامات روسی بدون اعتناء به درخواست کشورهای غربی و مقامات آمریکایی برای کاهش فشارها به دولت گرجستان، روابط دیپلماتیک خود را با تفلیس قطع کردند. آنها تمام راه های ارتباطی هوایی، زمینی و دریایی خود را با گرجستان مسدود و این کشور را مورد تحریم گسترده اقتصادی و تجاری قرار دادند و هم چنین خروج نیروهای نظامی خود را از پایگاههای نظامی مستقر در گرجستان به حال تعلیق در آوردند. شاید این همه اقدامات دولت مسکو در قبال بازداشت و سپس آزادی چهار افسر روسی تعجب برانگیز باشد. واقعیت نیز همینطور است. پس باید ریشه اقدامات همه جانبه روسیه را بر علیه تفلیس در موضوعات دیگر جستجو کرد.
1- مقامات گرجستانی، چهار افسر روسی را به کسب اطلاعات از شهروندان گرجی در مورد تاسیسات نظامی این کشور، دخالت در عملیات تروریستی شهر گوری در سال 2005 (که منجر به کشته شدن سه پلیس و تعدادی از شهروندان گرجی شد)، و هم چنین نقش داشتن در انتقال تجهیزات دفاع ضدموشکی به منطقه مورد مناقشه »اوستیای جنوبی» متهم می کنند. در مقابل طرف روسی نیز با رد این اتهامات، اظهارات مقامات گرجی را علیه چهار نظامی خود ساختگی، غیر معقول و آن را تحریکات طرف ثالث قلمداد می کند که هدف آنها دامن زدن به بحرانهای منطقه ای است. این موضع به صراحت در اظهارات پوتین و وزیر دفاع این کشور هویداست.
2- اگرچه تنش و نزاع دیپلماسی میان دو کشور از زمان اعلام استقلال گرجستان در آوریل 1991 و کمی پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی کم و بیش وجود داشته است و این روابط ملتهب در دوره دوم ریاست جمهوری «شوارد نادزه» به دلیل حمایت روس ها از جدایی طلبان منطقه «آبخازی» و «اوستیای جنوبی» و سپس بعد از شکل گیری «انقلاب مخملی» به رهبری میخائیل ساکاشویلی وجود داشته اما شدت بحران و خشم روس ها نسبت به اقدامات مقامات گرجی هیچگاه به اندازه امروز نبوده است. عمده این نگرانی های مسکو ناشی از تمایل روز افزون رئیس جمهوری گرجستان به غرب و توسعه روابط سیاسی، امنیتی تفلییس با کشورهای غربی و بخصوص آمریکاست.
3- غرب پس از فروپاشی بلوک شرق و امپراتوری شوروی، نفوذ در حیات خلوت سیاسی و امنیتی روسیه را جزو اولویت های خود قرار داده و لذا گرجستان را دروازه نفوذ و گسترش اقتدار و سلطه خود در قفقاز قرار داده است. تلاش برای عضویت گرجستان در سازمان ناتو و گسترش این سازمان به سمت شرق، ایجاد سازمان های بین المللی منطقه ای مشترک با کشورهای منطقه نظیر گوام و...، ایجاد خطوط انتقال انرژی و منابع نفت قفقاز به خارج از منطقه از مسیرهای مورد نظر آمریکا و غرب، اجرای پروژه کودتاهای خزنده در قالب انقلاب های رنگین و کمک به شکل گیری جریان های ضدروسی در جمهوری های مختلف از جمله اقدامات غرب برای توسعه سلطه خود در حیاط خلوت روسیه و صخره های مقاومت منطقه قفقاز است که از دیرباز آرزوی غرب نفوذ در آنها بوده است.
4- روسیه پس از اعلام استقلال گرجستان در سال 1991 حدود 7000 نیروی نظامی با تجهیزاتی از قبیل 351 تانک، 240 نفربر، 140 سیستم توپخانه ای و... در چهار پایگاه خود در این جمهوری داشت.
در اواخر ریاست جمهوری شوارد نادزه نصف آن را کاهش داد و دو پایگاه «وازیان» و «گوداوتا» را تا سال 2001 کاملا تخلیه نمود. اما بحث و گفتگو برای خروج نیروهایش از دو پایگاه دیگر به دلیل موقعیت کاملا استراتژیک آنها با کندی پیش می رفت تا اینکه با روی کار آمدن «ساکاشویلی» در سال 2003 تفلیس خواهان خروج کامل سربازان و تهجیزات روسی از گرجستان شد. براساس توافق وزرای خارجه دو کشور در خرداد سال جاری، مقرر گردید که تا سال 2008 مابقی نیروهای روسی از خاک گرجستان خارج شوند اما بحران جدید در روابط دو کشور سبب شد تا روسیه خروج نیروهای خود را به حال تعلیق درآورد.
5- وقوع چهار حادثه چند روز قبل از شروع بحران در روابط دو کشور نقش اساسی داشته اند که عبارتند از:
الف) چند روز قبل از آغاز بحران جدید در روابط دو کشور، وزیر خارجه گرجستان به اتفاق وزرای خارجه سه کشور دیگر عضو «سازمان گوام» یعنی اوکراین، آذربایجان و مولداوی در حاشیه شصت و یکمین اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نیویورک توافق کردند تا نیروهای پلیس محلی را جانشین نیروهای روسی به عنوان نیروهای حافظ صلح در منطقه کنند. نشست این چهار کشور در نیویورک و دیدار آنها با مقامات آمریکایی خشم روس ها را برانگیخت.
ب) چند روز قبل از شروع بحران و اجرای مرحله ای جدید از خروج نیروهای روسی از گرجستان یک نشریه چاپ تفلیس اعلام کرد: آمریکا برای احداث آزمایشگاهی نظامی در گرجستان 85 میلیون دلار اختصاص داده است. این آزمایشگاه در قالب اصلاح مفاد موافقتنامه همکاری وزارت دفاع گرجستان و وزارت دفاع آمریکا در زمینه فناوری مربوط به سلاح بیولوژیک و عدم گسترش اطلاعات حساس احداث می شود. پس از بازداشت چهار افسر روسی «گنادی زوگانف» رهبر حزب کمونیست با اسناد به آن، آمریکا را به دست داشتن در تحریک گرجی ها متهم نمود و اعلام نمود سازمان های اطلاعاتی آمریکا در دستگیری و بازداشت چهار افسر روسی نقش اساسی داشته اند.
ج) پس از دیدار وزیر خارجه گرجستان با مقامات آمریکایی درحاشیه اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک و درخواست وی از واشنگتن برای حمایت از عضویت گرجستان در ناتو، قانون حمایت از الحاق گرجستان به ناتو از سوی سناتورهای آمریکایی به مجلس سنا ارائه شد. به گزارش «نووستی» از دبیرخانه سنای آمریکا، این قانون توسط گروهی از سناتورها به رهبری «بیل فربست» رهبر اکثریت سناتورهای جمهوری خواه آمریکا ارائه شد. پیشنهاد فربست مورد حمایت برخی از سناتورها از جمله «ریچارد لوگار» نماینده کمیته سنا در روابط خارجی و «جان مک کین» قرار گرفت. آمریکا با ارائه این طرح تلاش دارد حوزه نفوذ خود رادر منطقه قفقاز گسترش دهد.
د) پوتین در پاسخ به تحرکات گرجی ها و مقامات آمریکایی، در بندر سوجی حاضر شد و با «سرگی باگاپش» و «ادوارد کوکویتی» رهبران جمهوری های خودمختار «آبخازی» و «اوستیای جنوبی» از توابع گرجستان ملاقات کرد و این پیام روشن و صریح را به مقامات تفلیس منتقل کرد که از جدایی طلبان گرجستان حمایت می کند. از آنجایی که روسیه می داند که در پشت صحنه، آمریکا فعال است لذا سعی دارد متقابلا از ابزارهای خود برای تحت فشار قرار دادن منافع آمریکا و استقلال گرجستان استفاده کند.
6- مقامات گرجی نیز از اینکه کشورشان در درازمدت قربانی تنش های سیاسی مسکو و واشنگتن شود به شدت نگران هستند لذا با علم به این مسئله، افسران بازداشت شده روسی را به سرعت آزاد کردند تا بلکه مدیریت بحران را در اختیار بگیرند و از عمیق تر شدن تنش در روابط دو کشور جلوگیری کنند.
7- با توجه به وجود مناطق بحران خیز دیگر در منطقه قفقاز از جمله بحران چچن، قره باغ، آبخاری و اوستیای جنوبی، در صورتی که رهبران دو کشور تدبیری برای کنترل بحران نداشته باشند، بدون شک بحران های آبخازی و اوستیای جنوبی و هم چنین چچن که هم مرز با گرجستان است بار دیگر فعال خواهند شد.