مقدمه بصیرت:مطالعات روز:علل وعوامل رشد قوم گرایی و سیاسی شدن تحرکات قومی و ارتقاء آن تا سطح بحران ملی درایران معاصر را نمی توان بدون توجه به نقش دو عامل نخبگان سیاسی قومی و ملی ازیک سو و شرایط بین المللی و نقش قدرتهای بزرگ ازسوی دیگر به خوبی درک کرد. گسترش احساسات ناسیونالیستی به طورعام و ناسیونالیسم قومی به طور خاص نتیجه و تاثیر رقابت نخبگان محلی و ملی با همدیگر درحوزه قومی و ملی و راهبردهای استراتژیک وژئو استراتژیک قدرتهای رقیب اروپایی درقرن نوزدهم ورقابت نظام سرمایه داری و کمونیسم دردوران جنگ سرد بوده است. این رقابتها از وقوع انقلاب اسلامی شدت ویژه ای پیدا می کند و مناطق قوم نشین ایران تبدیل به کانون رقابتها و منازعات و تسویه حسابهای جریانهای مختلف سیاسی و کشورهای حامی آنها با همدیگر و در کل علیه نظام می شود . احزاب و جریانهای گوناگونی با تکیه بر مطالبات قومی و مذهبی به صورت سریالی وبا مدیریت وحمایت بیرونی، حرکت علیه جمهوری اسلامی ایران را آغاز می کنند. که در این مقاله تلاش برآن است که به اجمال گوشه هایی از رویکرد بین المللی به مقوله قومیت درایران با محوریت راهبردهای جدید آمریکا و رژیم صهیونیستی درارتباط با مساله قومیت ها بررسی شود . مفاهیم : قوم : ترجمه واژه Ethno یا Ethnos درزبان انگلیسی است به گروهی ازمردم اطلاق می شود که خود را ازلحاظ قومیت (Ethnicity) یعنی برخوردار ازمنشاء، نژاد ، تاریخ ، سرزمین ، فرهنگ ، دین ، ادبیات ، موسیقی ، زبان ، دایره همسرگزینی ، آداب و رسوم ، اعیاد و مناسک جمعی ، عادت وسرنوشت مشترک، دارای هویتی متفاوت ومتمایز ازدیگر اقوام وگروههای اجتماعی می دانند . به تعبیر ویکتور لوزلف ، قوم شناس: قوم یا همبودی قومی ،یک سازمان اجتماعی شکل یافته ای است که درپهنه سرزمین معین قراردارد ومردمی را که درطول تاریخ با هم پیوندهای اقتصادی ، فرهنگی و خویشاوندی و ... برقرارکرده اند، تحت پوشش قرارمی دهد.( دژم خوی ، 1380) هویت قومی (Ethnici dontity) : هویت قومی با مفاهیم هم خانواده اش همچون گروه قومی Ethnic Group وقومیت درهم تنیده شده است به طوریکه بدون تعریف وشناسایی آنها فهمیدن هویت قومی نیزسخت می شود . قومیت واژه ای است که به طور فزاینده ازدهه 1960 تاکنون برای تفاوت های انسانی درحیطه فرهنگ ، سنت ، زبان ، الگوهای اجتماعی وتبار به کاربرده می شود. کاربرد این واژه با بی اعتباری نظریه ی نژادی که انسان را درون نوع های زیستی با تضمین ژنتیک ثابت مفروض می داشت بیشترشد. تعاریف متفاوت ازقوم وقومیت ارائه شده است که گاه مشابه وبعضا حتی متضاد ازهمدیگر هستند باعث شده است که تعریف روشی ازقومیت وجود نداشته باشد اما دراین جا به تعریف آنتونی اسمیت به عنوان تعریف جامع تراز دیگر تعاریف اشاره میکنیم؛ واژه قوم ethnic از واژه یونانی ethnos به معنی ملت آمده است . درانگلیسی اولیه ، کاربرد واژه ethnic به تفاوت های فرهنگی ملتهای مشترک برمی گردد . برخی ازمعاصران ، قومیت را برای شناسایی گروه های ملی دراروپا به کار می برند. ولی اعتراض های قومی مثل اعتراض « باسک ها » خط بین گروه قومی وملیت را آشکار می کند. وهمکارانش قومیت و گروه قومی را چنین تعریف می کنند : « تجمعی دردرون یک جامعه بزرگ با داشتن تبار مشترک واقعی یا مفروض ( داشتن یک حافظه مشترک تاریخی ، با سرچشمه های با تجارب تاریخی مانند استعمار ، مهاجرت ، تهاجم یا بردگی ) یک آگاهی مشترک ازهویت قومی مجزا ، ویک کانون ومنبع فرهنگی دریک باند یا چند عنصر نمادین که به عنوان خلاصه ای ازمردم بودن ( PeopIehood) آنها تعریف شده است. این مشخصات فرهنگی همواره نسبت به زمان ومکان معین که گروه قومی تجربه می کنند دریک ترکیب پویا خواهند بود . به نظر آنتونی اسمیت ، « قوم عبارت است ازیک جمعیت انسانی مشخص با یک افسانه اجدادی مشترک ، خاطرات مشترک ، عناصرفرهنگی ، پیوند با یک سرزمین تاریخی یا وطن ومیزانی ازحس منافع ومسئولیت »( اسمیت 1377 /ص 186) مشخص های این تعریف : 1- اول اینکه جمعیت انسانی مشخص با یک نام ازدیگران متمایز می شود . تا زمانی که یک هویت فرهنگی جمعی با یک نام مناسبی دریافت نکند ، تا حد زیادی ازقابلیت شناسایی به عنوان اجتماع ( توسط اعضاء و هم توسط بیگانگان ) محروم خواهد بود . 2- دومین چیزی که مهم است نه میراث ژنتیکی ، بلکه عقیده یا افسانه نیاکان واجداد مشترک است . این دو ممکن است که با هم تلاقی بیابند یا نیابند ، اما مهم اعتقاد به حیاتی بودن نظرات مادی ونه واقعیت آن است . قومیت درباره خون ویا ژن ها نیست ، بلکه افسانه ها وعقاید نژاد مشترک را شامل می شود . 3- نکته سوم اهمیت خاطرات تاریخی است ، خاطرات قومی، منابع التزام اخلاقی اعضا هستند . سنت های انتخابی (ازجمله افسانه ها ) مربوط به گذشته اند که ازنسل های قبلی گرفته شده اند. گذشته ای که درآن حوادث و وقایع معین ومشخص به خاطر سپرده میشوند. این نوع تاریخ برای درک وشعور تاریخی و مقصدی مشترک درجوامع قومی ، یک منبع قوی خواهد بود . 4- ویژگی چهارم این تعریف ،فرهنگ مشترک است که نسبت به موارد فوق متنوع تراست . این اجزاء فرهنگی شامل لباس ، غذا ، موسیقی ، معماری ، همچنین مقرارت، آداب و رسوم ونهادها می باشد. معمول ترین اجزاء فرهنگ مشترک زبان ومذهب است . 5- ویژگی پنجم : پیوند با یک سرزمین مشخص و معین است . آنچه که برای قومیت ازاهمیت حیاتی برخورداراست حس وابستگی به یک سرزمین حتی ازمسافت و فاصله دوراست. که از آن به عنوان همبستگی و وحدت منافع یاد میشود. (اسمیت آنتونی ،منابع قومی ناسیونالیسم ،فصلنامه راهبردی ، سال اول ، پیش شماره اول / 1377 /ص 186 ) مولفه های ملی انسجام بخش درمیان اقوام ایرانی همه قومیت ها با وجود خصلتها و ویژگی های نژادی و محلی ازیکسری مولفههای عام برخوردارند ، که از آن به عنوان هویت ملی وعناصر قوام دهنده آن یاد می شود. عناصر شکل دهنده هویت ملی یک کارکرد ویژه دارد و آن هم انسجام بخشی واتحاد آفرینی حول مشترکات ، ملی ، اجتماعی ، دینی است . درواقع هویت ملی، ازمنظر جامعه شناسی به مثابه نوعی احساس تعهد وتعلق عاطفی نسبت به اجتماع ملی است که موجب وحدت وانسجام می شود ودارای ابعاد مختلف خرده فرهنگ ملی ، دینی، اجتماعی و انسانی است . ایرانی بودن ، اسلامی بودن جامعه ایران ، هنجارها ونمادهای ملی سه عنصر شکل دهنده هویت ملی درمیان اقوام ایرانی هستند که می توان آنها را در اصطلاح کلان « هویت ملی » جمع کرد . هویت ملی درسطوح جهان بینی وایدئولوژی، سطح ارزش ها، هنجارها و نهادها قابل طرح می باشد . مولفه جهان بینی وایدئولوژی مهمترین بعد هویت ملی است ، چرا که تنها دراین سطح است که میتواند با توسل به احساس وعاطفه ، انسجام اجتماعی ایجاد کرد و میان اعضای جامعه پیوند برقرارنمود . واعضای یک جامعه را بهجامعه متعهد کرد. لذا باید ازدیدگاه فرهنگی به هویت ملی نگاه کرد وعامل اصلی هویت سازی ملی را عامل فرهنگی دانست . مولفه های همگرایی درمیان اقوام ایرانی که خود نضج دهنده « هویت ملی » است ، عوامل ثابتی هستند که قوام بخش وانسجام آفرین می باشند. این مولفه ها، ابعاد فرهنگی ، سیاسی وعقیدتی دارند . که می توان با نگاهی ابتدایی این عوامل را دریافت . 1- مولفه دیگری که درهمگرایی و انسجام بخشی اقوام مختلف ایرانی موثرمیباشد ، ریشه های تاریخی مشترک ، فرهنگ ملی مشترک ، مفاخر ملی ونمادهای ملی است . عرق ملی ومذهبی مردم ایران دروفاداری به استقلال ، تمامیت ارضی ،درطول تاریخ یک مورد استثنایی است که باعث شده است تا تهدیدات خارجی که مزاحم کلیت سرزمین ایران ، امنیت ملی ودین ومذهب آنها است تبدیل به یک عامل همگرایی درمیان آنها شود آن را تهدید علیه تمام اقوام وهویت ملی تلقی کنند وبا تمام امتیازات فرهنگی وقومی در برابر تهدیدات خارجی به انسجام بالایی برسند و ازهویت ملی ودینی خود دفاع کنند. براساس داده های مطالعاتی ، 86 درصد اقوام احساس هویت ملی نسبت به ایران دارند ، 85 درصد نیز احساس تعهد ملی داشته اند ، 81 درصد حس جمع گرایی ملی دارند . ( مطالعات ملی، سال سوم، 1380 ص 207-206 ). اما با وجود همه این امتیازات وویژگی ها درمیان اقوام ایرانی ، متاسفانه براثریک سری عوامل سیاسی واجتماعی ناشی ازتحولات داخی وخارجی هویت ملی ایران دستخوش چالش ها و آسیبهای شده است که مشکلات جدیدی را پیش روی نظام هویتی ما ایرانیان قرارداده است . چالش های قومی درتاریخ معاصر ایران مساله قومیت ها درادوار مختلف روابط بین الملل یکی ازپایه های ثابت راهبردهای مشترک تقابل گرایان وتعامل گرایان درمواجه با کشورهای مخالف بوده است . تفرق اقوام و تنوع مذهبی، در راهبردهای فروپاشی یک نظام سیاسی همواره به عنوان یک مولفهی موثر و کلیدی با کارکرد سیاسی ونظامی مورد توجه واقع شده است . اقوام ایرانی نیز ازاین قاعده مستثنی نبوده بلکه به دلیل ویژگی های جغرافیایی ، تاریخی وسیاسی حاکم برآن ، جایگاه کلیدی خود را درراهبردهای بیگانگان حفظ نموده است . نگاهی به چالش های قومی یکصد سال اخیر بویژه بعد ازتحولات مشروطه خواهی وجنگ جهانی دوم نشان می دهد که گرایشات قومی درایران ، مورد توجه قدرتهای خارجی و ابزار اعمال فشار آنان برحکومت مرکزی بوده است . دراغلب بحرانهای جدایی طلبانه ویا چالش های قوم گرایانه ، علایق و گرایشات قومی دستمایه دخالت نیروهای بیگانه درسرنوشت کشور و تضعیف حاکمیت ملی توسط گروههای قومی به نفع قدرتهای غربی وشرقی بوده است . الف – بحران قومی درگذر تاریخ : 1- کوچ واسکان اجباری ایلات قومی وبه قیومت گرفتن رویه زندگی فردی واجتماعی آنها . 2- تلاش درجهت یکسان سازی پوشش همه ایرانیان وممنوع کردن استفاده ازلباس های سنتی ومحلی . 5- اتخاذ سیاست ناسیونالیسم افراطی ، باستان گرایانه وتدافعی . 8- گروها وسازمانهای منطقه ای ( بومی ) ، مانند حزب دموکرات به رهبری دکتر قاسملو وغنی بلوریان ، حزب زحمتکشان کردستان ( کومله)، گروه اهل شمس ( مکتب قران ) وحزب مساوات به محوریت مفتی زاده ، حزب اسلامی (خربات ) به رهبری جلاء الدین حسینی برادر عزالدین حسینی ، سپاه رزگاری به رهبری شیخ عثمان نقشبندی ، رییس صوفیان نقشبندی درایران ، عراق ، وبالاخره جریان ملی ومذهبی عزالدین حسینی امام جمعه مهاباد درآذربایجان غربی . 2- مولویها ورهبران مذهبی 3- ساماندهی یک ستون پنجم درسطح مقامهای بلند پایه ایران . 2- دیکته کردن گفتمان تجزیه طلبی واستقلال خواهی میان مناطق مختلف ایران وکشاندن منازعه برسرآن درسطح رسانه های آشکار و به منظور ایجاد شکافهای افقی وعمومی درافکار واذهان مقامهای حقوقی ، حقیقی وتوده مردم دراین خصوص . 5- تجزیه جغرافیا ، ایجادی ، شکاف جمعیتی و شکستن حاکمیت و در ایران به عنوان معیارهای تشکیل دهنده ی قدرت و وزن سیاسی دررقابت های منطقه ای . 3- هدف دیگر توسل به جنگ نرم ، پروسه آشوب سازی ونافرمانی مدنی با محوریت اقلیتهای قومی ، به موازات استفاده ازاهرم نهادها و سازمانهای بین المللی است که خود نشان ازآغاز یک دور جدید ازعملیات روانی باز تعریف شده با تکیه بر تجربه جنگ سرد علیه شوروی سابق می باشد که مبنای آن فراهم آوردن فروپاشی زیرساخت ها فکری، نظام و سیاسی جمهوری اسلامی از درون است . 6- معرفی زبان های محلی وتمایز آن با زبان فارسی . 2- اتخاذ نتیجه گیریهای مبتنی بر ستم فارس ها به قومیتها و فراخوان برای رفع ستم . 5- توزیع کمربندی اقوام درنوار مرزی کشورهای دارای اقلیت قومی ومتحد آمریکا درطرح های منطقه ای ازجمله کردستان عراق ، جنوب شرقی ترکیه ، پاکستان ، افغانستان و آذربایجان . و تاثیرپذیری اقوام ازهمگن های خود درنقاط مرزی ، زمینه ی برای کارگر افتادن طرح های مثلت « صهیونیستی ، آمریکایی وعربی » علیه نظام جمهوری اسلامی ایران است . 3- سابقه و تجریه تاریخی واحساس پشتوانه ی سیاسی و حقوقی ، ازجمله جمهوری دموکرات کردستان ، جمهوری دموکرات آذربایجان ، طرح ویلسون مطبوعات و شخصیتهای سیاسی و نخبگان ملی برای زنده نگه داشتن آنها درادبیات و گفتمان روز اقوام ، ازجمله زمینه ها عملیات روانی دشمن برای بی ثبات سازی درایران است . 4- ضعف اقتصادی مردم منطقه ، بالا بودن نرخ بیکاری ، شیوع قاچاق و ضعف قوانین وروش های مقابله با قاچاق ونبود یک طرح پایدار برای ساماندهی مبادلات وتعاملات مرزی . 5- کندی آهنگ توسعه وصنعت ورشد شاخص های توسعه بویژه درکردستان ، بلوچستان . 6- تضعیف عوامل ومولفه های همگرایی درمناطق دارای اقلیت قومی ومذهبی . 7- ضعف مدیریتی پیشگیری بحران که ازعدم هماهنگی دستگاهی گرفته تا ضعف اطلاع رسانی درخصوص ماهیت طرح ها و عوامل دخیل درطراحی ودامن زنندگان به مطالبات قومی . 8- ابزارمهم دیگر که نقش بسیار مهمی درتسهیل زمینه های اجرایی طرح های خارجی درمناطق قوم نشین ایران دارد فعال بودن نخبگان قومی وملی درمسایل قومیتها است. نخبگان ملی ومحلی که درطول تاریخ همواره درتحولات اقوام حضور داشته اند. اگرچه درادوار مختلف ثابت شده است که بیشتردنبال بهره برداری ابزاری ازاحساسات قومی هستند اما تحرکات اقوام وافزایش مطالبات قومی را افزایش می دهند . ح- چشم انداز آتی درمناطق قومیت نشین : سوالی که دراینجا مطرح است. این است که آیا موضوع قومیتها و مذاهب درایران درشرایط بحرانی است ؟شاخص های بحرانی بودن وضعیت اقلیتها قومی درلایه های اجتماعی ، نخبگان وجریانهای سیاسی چیست ؟ دراین خصوص دو دیدگاه مطرح است : عده ای براین عقیده اند که قومیتها درایران به دلیل های محلی وسکونت تاریخی درکنار سایراقوام مناقشه آفرینی می کنند اما این مناقشات مقطعی بوده ودرچارچوب یک راهبرد عمیق قابل تعریف نیست لذا اقوام درایران درشرایط بحرانی نیستند ، اما پتانسیل بحران را دارند که این پتانسیل نیزدرشرایط حاضر فعال و بحران زا نیست . دیدگاه دوم با پذیرش وجود پتانسیل بحران درمیان اقلیتهای مذهبی وقومی ، براین عقیده است که اوضاع مناطق قومی ایران با ظاهر آرام درشرایط بحرانی بسرمی برد و پتانسیل های قومی ومذهبی فعال بوده واین فعال بودن درتحرکات سیاسی واجتماعی لایه های مختلف نخبگان فکری سیاسی ودانشگاهی نمایان می باشد این افراد برای اثبات ادعای خود از شاخص های زیراستفاده می کنند : 1- رشد فزاینده انجمن ها ومراکز استان شناسی وقومیت شناسی . 4- رقابت های شدید وتنش زایی شدید محلی دربین اهالی بومی وغیربومی که بویژه درمیان مدیران ومسئولان بومی و اعزامی ازمرکز وجود داشته است که تقاضا بومی کردن مدیران نیزدرپشت سر این مسایل وجود دارد . 7- درخواست علنی و صریح توزیع قدرت، امکانات و سرمایه گذاریها درسطح رسانه ها وتریبیون علنی . 10- میزان سازمان یافتگی وانجسام رهبری درمیان قومیتها . 2- تلاش و تحرکات جدی وبرنامه ریزی شده برای سازماندهی و انسجام بخش به رهبری تشکلها وتشکیلات سیاسی و مدنی موجود وایجاد مجموعه های مشابه . 2- جذب سرمایه های سرگردان منطقه و سرمایه داران بومی برای جایگزین کردن نهادهای مدنی NGO های اقتصادی با هدف تضعیف نقش نهادهای دولتی درسایه غفلت وکوتاهی دولت از خلاهای سیاسی و اقتصادی درمنطقه . موارد یاد شده درسایه شعارهایی رشد نمود که درزمان دوم خرداد مبنی بر«ایران برای همه ایرانیان» ، دموکراتیزه کردن نظام سیاسی و کسب حقوق شهروندی مطرح می شد . اقدامات فوق ازسوی نمایندگان قومگرای مجلس ششم و برخی نمایندگان مجلس هفتم باضافه برخی افراد قومگرای عضو جریانهای سیاسی مثل مجاهدین انقلاب اسلامی وجبهه مشارکت هدایت می شود . ماهیت تحرکات وبرنامه ریزیهای جریانهای ترکیبی قوم گرا واصلاح طلب که درپی بهره برداری ازاحساسات قومی و مذهبی برای تقویت و تثبیت جایگاه سیاسی واجتماعی خود هستند، آینده ی پر چالش وپیچیده ای را پیش روی نظام قرارداده است. به ویژه آنکه این عوامل درکنارخود ابزارهای تبلیغاتی ومطبوعاتی بسیاری را همراه داشته و طرحهایی مثل طرح « خود ( کردستان ، آذربایجان ، بلوچستان و خوزستان ) به دلیل ویژگی های متفاوت بافت قومی ومذهبی ، درحال تجربه وضعیت متمایزی هستند . شناخت این ویژگی ها می تواند به چشم انداز بهتر قومیتها درایران کمک کند . و – ویژگی های جوامع قومیتی درایران واقعیت این است که مناطق اقلیت های قومی ومذهبی طی سالهای اخیرمتحول شده اند وتغییر اساسی کرده اند . ازجمله افزایش تحصیلکردگان دانشگاهی درسطوح مختلف، ارتقاء سطح آگاهی مردم نسبت به قوانین داخلی وخارجی وتحولات داخلی وبین المللی ، گسترش امکانات ارتباطی وتاثیرپذیری فرهنگ جهانی ازجمله ویژگی های مشترک مناطق قومیت نشین است . ازدیگرویژگی های همسان ومثبت قومیتها ، اینکه اکثرقریب به اتفاق نخبگان ، رهبران سیاسی محلی وحتی مردم مناطق درراس اقلیت های قومی به دلیل شناخت سیاسی ، روش های مسلحانه را برای بیان خواسته های خود روش عقیمی می دانند که موضوعیت خود را ازدست داده است لذا امکانات خود را برروی فعالیت های سیاسی مدنی با استناد به منشورهای بین المللی درخصوص حقوق سیاسی و مدنی اقلیت ها متمرکز کرده اند. آمریکا نیز به این نکته رسیده است که بهره برداری به سبک دهه های اول انقلاب درایران ، جواب لازم وکافی را نمی دهد لذا راهبردهای خود را برروی دامن زدن به مطالبات اجتماعی وشورش های مبتنی براختلافات قومی ومذهبی که متاثراز تحولات 11 سپتامبر ، پتانسیل های آن فعال شده است ، متمرکز کرده است . الف : ویژگی های قوم کرد؛ 1- کردها ازحیث مذهبی به دو گروه سنی شافعی وشیعه تقسیم می شوند. کردهای کردستان اهل سنت وشافعی مذهب هستندو ازآنها مذاهب دیگراهل سنت منسوب می باشند . 2- اگرچه کردها خود را ازنژاد اصیل ایرانی می دانند اما درطول تاریخ معاصر ونیزازلحاظ خصلتهای فرهنگی با دیگرمناطق کشور خود را متفاوت دانسته وگرایش به نواحی کردنشین خارج ازمرزها دارند و نوعی همگونی بین خود و آنها احساس می کنند. 3- کنش سیاسی و آرمانگرایی کردها ، جمعیتی ناآرام و درتکاپوی یافتن هویت مستقل فرهنگی و سیاسی را به تصویر می کشد که درطول تاریخ به دنبال کسب خود مختاری سیاسی ومدنی بوده وتلاش مستمری برای رسیدن به این نقطه داشته اند درواقع خود مختاری درشعارهای قاضی محمد، عزالدین حسینی ، مفتی زاده ، قاسلمو وهمچنین جریانهای فعال فعلی درکردستان اعم از جنبش دانشجویی واصلاح طلبان کرد درچارچوب مدل فدارالیسم مطرح بوده است و اهداف آنها دراین راستا تحلیل می شود . درحال حاضر جریانهای داخلی وخارجی کرد ازجمله گروهک پژاک ، حزب دموکرات و کومله با گرایش سیاسی و نظامی ، جبهه متحد کردی ، اتحادیه دموکراتیک کردستان وجنبش دانشجویان کرد، جبهه اصلاح طلبان کرد با محوریت مجاهدین انقلاب اسلامی برخی ازاعضای جبهه مشارکت که همگرایی بسیاربالایی با شاخص های موجود درطرح های آمریکا را دارند درحوزه ی سیاسی پیگیر مطالبات سیاسی ومدنی قومی کرد هستند . لذا کردستان درطرحها اولویت اول را داشته وبه دلیل اختلاف زبانی ومذهبی وتجربه خود مختاری دردهه بیست ، بالاترین پتانسیل را برای پذیرش وهمراهی با طرحها یی مانند پیترز را دارا می باشد که آن را به مدلی شبیه مدل کردستان عراق نزدیک می سازد . ج – ویژگی های آذریهای ایران : 1- آذریهای ایران ، خود را جز ء لاینفک ایران می دانند ودرتمام ادوار ومقاطع تاریخ ، نقش سرنوشت ساز ، موثرخود را درتحولات سیاسی واجتماعی ایران به خوبی ایفا کرده اند. تحولات یکصد سال اخیر ازجنبش مشروطه خواهی گرفته تا انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی همواره حاکی از حضور موثرآزادی ها دارد . 2- آذربایجانیها تبریز را کانون فرهنگ ، هنروادبیات ترکی می دانند و ازنظرجایگاه سیاسی نیزسایر بلاد ترک نشین را تابعی ازخود می شمارند وهمواره خواهان مناطق ترک نشین به آذربایجان بوده اند. ازاین رو تحولات واگرایانه و جدایی طلبانه درآذربایجان موضوعیت ندارد . 3- آذربایجانی ها به خاطرپیوندهای دینی و علقه های فرهنگی درهم تنیده شده با فرهنگ ایرانی و منافع سیاسی و اقتصادی تفکیک ناپذیر آنها با منافع ملی ،خواهان حفظ وحدت و یکپارچگی و توسعه اقتدارملی بوده و امنیت خود را درراستای امنیت ملی می بینند . 4- آذریهای ایران به علت عدم سنخیت قومی وتفاوت مذهبی با ترک های عثمانی درطول تاریخ دربرابر آنها توجه اینکه تعصبات قومی وزبانی درمیان آذریها بسیارشدید و تند است وهمین مساله باعث اصطکاک آنها با فارس ها وبه ویژه با کردهای مناطق اطراف آنها می شود. بنابراین تقاضای قرارگرفتن زبان ترکی درکنار زبان فارسی به عنوان زبان رسمی و آموزشی و نیز تدریس با گویش محلی را مطرح می کنند . تفاوت این مطالبات با مطالبات مشابه درمناطق کردنشین و بلوچ نشین این است که خواسته های مذهبی و زبانی درمیان کردها و بلوچ ها جنبه عقیدتی وسیاسی به تحرکات آنها داده است ومطالبات آنها جنبه ساختار شکنی و تحول دراصول قانون اساسی را دارد . اما در میان آذریها مطالبات درظاهر و باطن تنها یک خواسته مدنی درچارچوب قانون اساسی است . نکته آخر دراین بخش اینکه اگرچه درمقطعی از تاریخ گذشته ، آذربایجان مطمع نظرابرقدرتها ی به ویژه روسیه تزاری بوده است ، اما امروزه آذربایجان دیگریک تهدید نیست بلکه حتی می تواند یک فرصت باشد بدین معنا که آذربایجان می تواند درتحولات منطقه قفقاز منشاء اثر واقع شود و سهم ایران را درمعادلات آسیای میانه ، قفقاز ودریای خزر ومساله امنیت وثبات منطقه افزایش دهد . ب- ویژگی بلوچ ها : قوم بلوچ در ناحیه ی جنوب شرقی ایران قرارگرفته اند که با جنوب غربی افغانستان ، قلمرو بلوچستان پاکستان و اهل سنت شبه قاره هند مجانست وتعامل دارند . بلوچستان ایران و بلوچستان پاکستان درسه متغیر "مذهب" ، "زبانگ و "قومیت" با یکدیگر تجانس دارند. موقعیت جغرافیایی بلوچستان ودوری آن از مرکز که در مثلث کویرداخل ایران میان بلوچستان مرکز واقع شده است ، باعث شده که این منطقه ازموقعیتی کاملا حاشیه ای برخوردارگردد. به گونه ای که بلوچستان به سرزمین فقر، عقب ماندگی ، اعتیاد و منطقه قاچاق مواد مخدرشناخته شود. ازدیگر مسایل این بخش ازکشور وجود سازمانها واکیپ های مخوف مواد مخدر است که رابطه نزدیکی با گروهای قوم گرا و نیروی های بیگانه دارند. با توجه به تفاوت های قومی ، مذهبی و زبانی این ناحیه با مرکز ، حرکت و تحرکات این منطقه شتاب همسانی با مناطق کردنشین و بلکه شدیدتردارد. ظهور طالبان و القاعده با سرمایه گذاری های سعودی ها و اجرای پاکستان باعث شده است تحرکات بلوچها که ماهیت عقیدتی هم دارد جهت آن علیه اصول وپایه های نظام و قانون اساسی باشد و به تعبیری ساختار شکنانه داشته باشد. که این مساله حساسیت مضاعف می طلبد تا ازوضعیت ویژه فعلی فراترنرود. چرا که این منطقه درطرح ها یی مثل ریگا و پیترزجایگاه ویژه ای دارد بنابراین باید دربرنامه های استراتژیک سیاسی واقتصادی جایگاه ویژه را برای این منطقه و کردستان لحاظ کرد واقدامات مدبران پایداری را آغازکرد . د – ویژگی قوم عرب آخرین سوژه قومی که درطرح های آمریکا ورژیم صهیونیستی ازآن یاد شده است ،قوم عرب خوزستان است .عربهای ایران در بخش مرکزی و جنوب غربی استان خوزستان قرارگرفته اند . مردم این منطقه عمدتا شیعه مذهب وازحیث مذهبی با بخش مرکزی ایران همگونی دارند. اعراب خوزستان همانند آذری ها خود را وابسته به « هویت ملی ایران » می دانند و درصد همگرایی درآن برکشش های واگرایی غلبه دارد . اگرچه چالش های قومی همچون شیخ خزغل در1920 – 1925 همزمان با پایان جنگ جهانی اول و « جنبش خلق عرب » تحرکات نیز دربرابر کشش نیروهای مرکز گرا توفقی دربر نداشت با وجود اینکه درآن مقطع اشتراک عقیدتی اندازه زمان حال با دولت مرکزی نداشتند . ویژگی دیگرمناطق عرب نشین ، اینکه این منطقه به علت همجواری با عراق و ارتباط مستقیم با خلیج فارس و نیزبرخورداری ازمنابع عظیم انرژی ازوضعیت استراتژیکی برخوردار است که هم برای نظام جمهوری اسلامی ایران وهم برای طراحان طرحهای ریگا و پیترز دارای اهمیت قلمداد می شود . چه اینکه تحولات عراق این نقش را کارکردی ترکرده است . نکته حائز اهمیت درباره خوزستان این که منابع انرژی موجود دراین منطقه و موقعیت سرزمین و ساحلی آن ، این منطقه را برای کشورها مخالف ایران بسیار جذاب کرده است و می تواند تهدیدات مقطعی قومی را بوجود آورد . اما ازسوی دیگر مزیت های موجود باعث تاثیرگذاری اعراب خوزستان براعراب جنوب عراق و کشورهای حاشیه خلیج فارس شده که این مساله به مثابه ی فرصتی است که ایران اسلامی را درموقعیتی برتر قرار می دهد . منابع و ماخذ 1- نشریه نامه/ مرداد 85، ش 52. 4- دکتر حمید احمدی، قومیت و قوم گرایی در ایران از افسانه تا واقعیت، تهران نشر نی. 7- دکتر مجتبی مقصودی، تحولات قومی در ایران، علل و زمینه ها، فروردین 1382. 10- کامران، غضنفری، از توهم تا واقعیت، آمریکا و براندازی جمهوری اسلامی ایران، سازمان عقیدتی و سیاسی ارتش جمهوری اسلامی ایران دفتر سیاسی. 13- فصلنامه مطالعات ملی، هویت ملی، سال دوم، پائیز 1379. 16- روزنامه نیویورک تایمز، 29 آبان 1385. 19- هفته نامه نیویورکی، 7 آذر 85. 22- دفتر سیاسی سپاه رویدادها و تحلیل، شماره 1/11/68. رونوشتها: 1 – روزنامه جمهوری اسلامی ، 17 آذر 1385 . 2 – خبرگزاری ایرنا ، 12 آذر 1385. 3 – خبرگزاری آریا ، آذر 1385. 4 – هفته نامه نیویورک کر، 7 آذر 1385. 5 – بخش بلوچ نشین پاکستان با این طرح ها همراهی نشان می دهد . 6 – فصلنامه گفتگو، شماره 43 ، مهر 84؛ ص 20-10 . 7 – غیرازکرمانشاه وایلام . 8 – کردستان ایران ، عراق ، ترکیه .