صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۴ بهمن ۱۳۸۷ - ۰۹:۰۲  ، 
شناسه خبر : ۷۵۴۳۷

 گروه فرهنگی - پیش از این اشاره شد که مدرنیته ویژگی های خاصی چون حاکمیت نظام سرمایه، دموکراسی بر پایه نظام پول و قدرت، زایش مکاتبی چون فمنیسم، پلورالیزم، سکولاریسم و ... را در خود پرورانده است که در حقیقت شرط نخست ورود به دنیای مدرن برای هر جامعه و فرهنگی، پذیرش و سر سپردن به آن قوانین و باورهاست.
برای اینکه ملتها وابستگی به فرهنگ سرمایه داری را بپذیرند و تقلید و پیروی از الگوهای آن را از ضروریات اجتناب ناپذیر زندگی خود بدانند، لازم است که احساس کنند خود چیزی ندارند و یا آنچه دارند بی ارزش و غیر مفید است. این خودکم بینی و احساس نیازمندی سبب می شود، دست نیاز به سوی دنیای سرمایه داری دراز کنند و برای جبران عقب ماندگی و رسیدن به قافله تمدن، فرهنگ سفارشی آنها را بپذیرند.
اندیشمندان غرب به منظور تلقین باورهای دنیای مدرن به سایر جوامع و فرهنگ ها شیوه های مختلفی را به کار می گیرند که در ادامه به برخی از مهم ترین آنها اشاره می شود.
1ـ آنان از یک سو با ترویج فرهنگ مادی گرایانه (مصرف گرایی، تجمل گرایی، لذت و ...) بوسیله رسانه هایی چون سینما، توجه مردم را به مسائل مادی جلب کرده و از سوی دیگر با بزرگ نمایی مشکلات و نکات منفی موجود در جوامع هدف، ناکارآمدی سیستم و نظام حاکم بر آن کشورها و عدم پاسخگویی دولت مردان جهت رفع نیازهای مادی ملت، آنان را نسبت به مسئولان و فضای حاکم بر جامعه بدبین می سازند.
2ـ آنان از یک سو با بیان شعارهای فریبنده (آزادی، حقوق بشر، دموکراسی و ...) به ذهنیت سازی در جوامع پرداخته و از سوی دیگر با ایجاد جو ناامیدی، اضطراب و فقدان امید به آینده ای روشن توسط عوامل درونی خود و همچنین ایجاد غوغا سالاری سیاسی در نبود آزادی اندیشه و آزادی اجتماعی، افکار عمومی جامعه را نسبت به حکومت و شیوه حکومتداری بدبین ساخته و گسترش آنارشی را تسهیل می بخشند.
3ـ آنان از یک سو با ناکارآمد نشان دادن دین در هزاره سوم و عدم توانایی آن در پاسخگویی به جنبه های مختلف زندگی انسانی (مادی و معنوی) از آن به عنوان مانعی جهت پیشرفت علم و تکنولوژی یاد کرده و تلاش فراوانی میکنند تا با تزریق باورهای خرافی، اباحه گری در جامعه را افزایش بخشند.
ناکارآمد نشان دادن نظام اسلامی در اداره حکومت و القای عدم توان پاسخگویی به نیازهای مردم، مستبد نشان دادن رهبران سیاسی و معنوی جامعه، تضییع حقوق زنان و دنیا طلبی رهبران انقلاب به عنوان یک اصل اجتناب ناپذیر در سراسر دنیا، از جمله مهمترین اهدافی است که دشمن به منظور استیلای فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و نظامی خود بر کشورهای هدف همواره در دستور کار خود قرار داده است.
در این قبیل آثار معمولا کارگردان تلاش میکند تا با نمایش فلاکت و بدبختی اقشار مختلف مردم، مخاطب خود را به سوی چنین باوری سوق دهد که هیچ نقطه امیدی برای بهبود یافتن شرایط موجود جامعه نمی توان متصور بود. هنگامیکه ایدئولوگ ها موفق به القای یاس و ناامیدی در ذهن مخاطبان خود شدند، نوبت به اجرای فاز دوم طرح، یعنی ارائه راه حل برای نجات از این وضعیت نابسامان و خفقان آور می شود. در این مرحله است که با مسائلی چون تشویق به آنارشی، ابراز مخالفت و پذیرفتن یک باور جدید که ریشه در مباحث سکولاریستی و پلورالیستی دارد، روبه رو می شویم.
آرامش در میان مردگان
تهیه کننده و کارگردان: مهرداد فرید
طیبه، بیوه زن میانسالی است که بیش از بیست سال است که در بهشت زهرا زندگی میکند. او که به کار نظافت و باغبانی مشغول است شب ها در اتاقی محقر واقع در بهشت زهرا به سر می برد و با جمع کردن خیرات روزگار می گذراند.
پیرمردی که از همکاران اوست بارها از او تقاضای ازدواج کرده اما طیبه هر بار به طریقی از این تقاضا شانه خالی کرده است. دختر جوانی که هر از گاهی برای زیارت به قبرستان می آید از طیبه خواسته تا با رها کردن کارش در قبرستان به منزل او آمده و در آنجا مشغول به کار شود. طیبه سرانجام یک روز صبح تصمیم می گیرد تا پس از بیست سال از محیط قبرستان خارج شده و به منزل آن دختر برود. پیرمرد بسیار اصرار دارد تا طیبه را از تصمیمش منصرف کند اما موفق نمی شود.
طیبه به هیچ وجه با محیط و آدرس خارج از قبرستان آشنا نیست از این رو از چند دختر جوان که در حال عبور از آنجا هستند می خواهد تا او را راهنمایی کرده و در صورت امکان او را به نزدیک ترین مکان به آدرسش برسانند اما دختران جوان به محض اینکه از شغل طیبه آگاه می شوند، او را از ماشین خود بیرون میکنند.
طیبه در ادامه مسیر به آسایشگاه سالمندان می رسد جایی که مردان و زنان سالخورده در انزوا و غربت روزگار می گذرانند. طیبه با دیدن آن همه نکبت برای لحظاتی بیهوش می شود. او پس از به هوش آمدن با اتوبوسی که برای رساندن سالخوردگان به مکانی زیارتی راهی است، سفر خود را ادامه می دهد غافل از اینکه اتوبوس مورد نظر در مسیری کاملا متفاوت قرار دارد. طیبه در ادامه مسیر مجددا سوار بر اتوبوسی می شود که مسیر دیگری را می پیماید.
طیبه سرگردان در خیابان های شهر تهران با دختری روبه رو می شود که در حال فرار از دست مردی است که با چاقو او را به بازگشت تهدید میکند. طیبه با کمک چند تن از اهالی محل دختر را از چنگ مرد رها میکند اما خیلی زود درمی یابد که دختر به شغل فاحشگی مشغول است. طیبه با دیدن این اوضاع باز هم برای لحظاتی بی هوش می شود.
طیبه برای گرفتن راهنمایی نزد زن و مرد متاهلی می رود که در ایستگاه مترو به انتظار نشسته اند. طیبه خیلی زود درمی یابد که هیچ تفاهمی میان زن و شوهر نیست و شاهد نزاع و درگیری آنان می شود. وی همچنین در مسیر خود با اشخاص مختلفی روبه رو می شود که هر یک به نحوی او را فریب داده و یا گرفتار در معضلات عمیق و ریشه دار اجتماعی و خانوادگی خود می باشند.
طیبه در حالی که گمان میکرد پیش از ظهر به منزل مورد نظرش خواهد رسید، تا پاسی از شب همچنان سرگشته و حیران در خیابان های تهران سرگردان است. او نیمه های شب در گوشه خیابان تنها و بی کس دنیا را وداع می گوید. طیبه نفهمیده بود دختری که او را دعوت به منزلش کرده بود خود نیز مدتها پیش دنیا را به بدرود گفته بود و تنها روحی بود که او را به دنیای دیگر فرا می خواند.
دو سال پیش بود که محسن امیریوسفی با ساخت فیلم «خواب تلخ» نام فیلم جدیدی را در فهرست آثار غیر قابل دفاع سینمای ایران به ثبت رساند. امیریوسفی در این فیلم با محور قرار دادن یک قبرستان به عنوان نمادی از جامعه ایران پس از انقلاب، به نقد شدید سیاست های نظام و وضعیت موجود جامعه پرداخت. او در فیلم «خواب تلخ» تلاش کرد تا با به تصویر کشیدن وضعیت اسفبار مردم و جامعه، آینده ای مبهم و مایوس کننده از ایران را به مخاطب خود القا کند.
پس از گذشت دو سال از تولید فیلم «خواب تلخ»، مهرداد فرید امسال با فیلم «آرامش در میان مردگان» به نحوی با آرمان و هدف امیریوسفی، تجدید میثاق کرده است با این تفاوت که اگر امیریوسفی در فیلم خود زندگی در ایران را به زندگی در یک قبرستان تشبیه میکرد، فرید تنها راه نجات مردم از وضعیت موجود جامعه را مردن معرفی میکند.
فرید از همان تیتراژ آغازین فیلم به ابراز مکنونات ذهنی خود پرداخته است. در این تیتراژ که به شیوه ای بدیع و جذاب طراحی شده، نام تمامی دست اندرکاران ساخت فیلم «آرامش در میان مردگان» در ردیف اموات به ثبت رسیده است که به نوعی بر مرگ هنر و هنرمند در جامعه ایران تاکید دارد. قصه فیلم فرید، حکایت زن سالخورده ای است که از بیست سال پیش تاکنون از محیط قبرستانی که محل زندگی اوست، خارج نشده است. تاکید بر تاریخ 20 سال که در فیلم «آدم» نیز به آن اشاره می شود، با توجه به این موضوع که در دهه 20 انقلاب قرار داریم بسیار قابل توجه و تامل است.
طیبه اگر چه زندگی آرام و کم تنش خود در قبرستان را دوست دارد و به هیچ وجه مایل به ترک آنجا حتی برای یک لحظه نیست اما از آنجا که خبردار شده، مسئولان قبرستان قصد بیرون کردن او را دارند به درخواست دختری که چند وقت یکبار برای زیارت قبور به بهشت زهرا می آید و او را به کار در منزل دعوت کرده است، برخلاف میل باطنی اش جواب مثبت می دهد.
سفر طیبه از بهشت زهرا به بالاترین نقطه تهران، حقایق تلخ و اجتناب ناپذیری را پیش چشم او آشکار می سازد که در طول این سالها از آن غافل بوده است. طیبه در نخستین برخوردش با مردم خارج از محیط قبرستان با دخترانی روبه رو می شود که تفریح و خوش گذرانی تنها هدف آنان در زندگی بوده و کوچکترین بویی از انسانیت نبرده اند. آنان با به سخره گرفتن طیبه و شیوه زندگی او، بی رحمانه از کمک کردن به هم نوعانشان شانه خالی میکنند.
طیبه در منزل دوم سفرش با پیرزنان و پیرمردانی روبه رو می شود که بی کس و تنها و در وضعیتی اسفبار در خانه های سالمندان رها شده اند. تماشای محیط نکبت بار و خالی از امید خانه سالمندان برای روح پاک طیبه که تحمل دیدن چنین صحنه های دلخراشی را ندارد غیر ممکن است از این رو بی هوشی عارضش شده و لحظاتی را در اغما به سر می برد.
طیبه در منازل بعدی سفر خود با افراد مختلفی روبه رو می شود که هر یک نماد قشری از جامعه محسوب می شوند. دختری فاحشه که از دست مردی هوس باز می گریزد اما خیلی زود در دام دیگری اسیر می شود، کودکانی که برای ادامه زندگی مجبور به گدایی، دست فروشی و حتی دزدی هستند، زن و شوهری که کوچکترین تفاهمی در زندگی ندارند و بر سر اختلافات جزئی به مرافه می پردازند، رانندگانی که برای به چنگ آوردن پول های طیبه پایبند هیچ تعهد و مرامی نیستند، پلیسی که بدون داشتن مدرک مردم را به دزدی متهم میکند و مردمی که بر سر کوچکترین سوء تفاهمی به جان یکدیگر افتاده و به قصد کشت یکدیگر را می زنند از جمله اشخاصی هستند که در مسیر سفر معنوی طیبه قرار می گیرند. وجه مشترک تمامی آنان زندگی پر تنش، آینده تاریک، مبهم و اسفبار و همچنین قرار گرفتن در فضا و جو سنگین حاکم بر جامعه می باشد که ناخودآگاه آنان را به دنبال خود میکشد.
در پایان این سفر پر تنش این طیبه است که با مردن به آرامش واقعی دست پیدا میکند!!

نام:
ایمیل:
نظر: