صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۰ بهمن ۱۳۸۷ - ۱۲:۰۱  ، 
شناسه خبر : ۷۵۸۲۴
در باب پایگاه اجتماعی انقلاب اسلامی در دهه چهارم

دکتر محمدمهدی شیرمحمدی
الف) روح ملی
نگاهی تطبیقی به انقلاب اسلامی ایران و دیگر انقلاب ها، می تواند تمایزات این رویداد را از انقلاب های دیگر آشکار سازد. اما من قصد دارم در این مقال، به جلوه ها اجتماعی این تمایزات بپردازم.
من از این منظر دیدگاه میشل فوکو را قبول دارم که«تنها در انقلاب ایران، تمام اقشار و طبقات و همه روح ملی ایرانیان به صحنه آمده بود».انقلاب انگلیس، محصول شورش اقشار محدودی که گرد «کرامول» گردآدمده بودند، پدید آمد برای همین بود که شبکه ای از فرامسونرها توانستند به سرعت با انقلاب به اصطلاح شکوهمند در سال 8861 طومار انقلابیان پیشین را درهم پیچیدند و سلطنت را دوباره به جمهوری کرامولی، مستولی ساختند.
انقلاب استقلال طلبانه امریکا، جلوه گر حضور معترضانه نوکیسه های پیوریتن بود که دیگر نمی خواستند زیر یوغ انگلیس باشند. آنان که خود از انگلیس، به ویژه از یورک، انگلش و ولیز آمده بودند البته روحیه اعتراض را از مذهب اعتراض(پورستانتیسم) آموخته بودند و تحت تاثیر قرائت های کالون از«تکالیف دینی» در قاره جدید ثروتی به هم زده بودند. در جریان استقلال اثری از بومیان که زیر سم اسب های تازه واردان قربانی می شدند، یا بردگانی که از قاره سیاه آمده بودند و یا حتی ایرلندی های مهاجر و دیگر اقشار و طبقات حاضر در اتازونی نبود. انقلاب تنها جلوه گر حضور سرمایه داران سیزده ایالت بود.انقلاب فرانسه نیز تنها با شعارهای اغواگرایانه روشنفکران و فراماسونرها پدید آمد. در روسیه و چین نیز تنها دهقانان دست به انقلاب زدند.
فوکو که آن روزها دوبار از فرانسه به ایران آمد تا انقلاب اسلامی را از نزدیک درک کند، تنها این وجه انقلاب اسلامی را درست فهمیده بود، برای همین بود که اعتراف می کرد، در هیچ جای دنیا تصور نمی کرد، اراده عمومی و روح ملی عینیت پیدا کند. برای او شگفت بود که «معلم و دانش آموز، دانشجو و طلبه، شهری و روستائی، کارگر و دهقان همه به صحنه آمده بودند و می دانستند که چه چیزی را نمی خواهند»
ب) در صحنه می مانیم
مرحوم بازرگان می گفت؛ »شب بود، ما در جنگی تاریک بودیم، چشم چشم را نمی دید، جانوری هجوم آورد او را با گلوله ای زدیم و او افتاد، از خستگی خوابیدیم، صبح بیدار شدیم دیدیم، عجب شیر بزرگ و مخوفی را زده ایم، از هول لاشه او غش کردیم»
بسیاری واقعا عظمت انقلاب را به خوبی ندیده بودند. برای همین بود که مرحوم بازرگان هنوز نه به دار بود و نه به بار، اصرار می کرد؛ »انقلاب کردید، کار شما تمام شد، بروید خانه هایتان و دیگر کار را به دولت بسپارید.»اما امام امت(ره)، این مردم را می شناخت، می دانست آنها چه کرده اند می دانست آنها چه می خواهند، می دانست آنها برای تحقق آرمان ها و خواسته های خود چه باید بکنند. برای همین بود که اصرار می کرد؛ «مردم باید همیشه در صحنه باشند.»
اگر این مردم در صحنه نمی ماندند، لیبرال ها انقلاب اسلامی را دو دستی تقدیم شیطان بزرگ می کردند، چپ ها انقلاب اسلامی را جلوی پای خرس کمونیسم می انداختند. منافقان انقلاب اسلامی را سر می بریدند، التقاطیان پوستین آن را وارونه می کردند و اگر هیچکدام از آنها موفق نمی شدند صدام خاک مملکت شیعه را به توبره می کشید. مگر در کربلا و نجف نکردند آنچه کردند؟مردم پیام امامشان را دریافته بودند و در صحنه ماندند، هنوز هم در میدان دفاع از انقلابشان، ایستاده اند؛ مثل کوه، مثل دماوند.
ج) میزان الحراره
اگر از وجه اجتماعی بخواهیم عمر 30 ساله این شجره طیبه را بررسی کنیم؛ میزان هوشیاری و بیداری مردم در صحنه انقلاب اسلامی، می تواند یک میزان الحراره، یک تراز یا یک شاغول برای سنجش باشد.این انقلاب آنجا تنومندتر و سرافرازتر بود که مردم در صحنه بودند، در دفاع مقدس، بودند، این انقلاب با طراوت بود.
اجازه بدهید؛ این روزها را که به بازخوانی خاطرات خوش انقلاب خشنودیم، با اشاره به برخی رو.یدادهای ناگوار تلخکامتان نسازم. آن روزها که ما غفلت کردیم و توفان فتنه میآمد و خدا را شکر که به هشداری هوشیار می شدیم؛ 23 تیر ماه را دیگر فراموش نکنیم.
د) ظرفیت اجتماعی
یک سلسله نهادها و هسته های اجتماعی، حرکت جامعه ایرانی را به سوی انقلاب اسلامی سوق می داد؛ در راس هرم اجتماعی جامعه شیعی، مرجعیت و نهاد روحانیت در بستر دین و در قاعده هرم جامعه، خانواده ایرانی، به عنوان کانونی که وارث فرهنگ شیعی بود، در یک تعاطی افکار و مطالبات دو سویه سوق به سوی انقلاب اسلامی را تشدید می کردند تا جائی که نهضت انقلاب اسلامی از خرداد سال 1342 عینیت یافت.
در فضای این مثلث(دین، مرجعیت، خانواده) نهادهای فعال متعددی، نهضت را وسعت و سرعت می بخشید، مساجد و منابر، هیئات و دسته ها، مدارس و دانشگاهها و حتی قهوه خانه ها و ورزشگاهها، هرچه زمان می گذشت با نهضت همراه تر می شدند و ضمن فراخوانی دیگر نهادها برای پیوستن به نهضت اسلامی سرعت تحقق انقلاب اسلامی را نیز شدت می بخشیدند. تا جائی که می توان گفت انقلاب اسلامی از تمام ظرفیت اجتماعی برای عینیت یافتن و پیروزی بهره برد.
ه) ظرفیت‌سازی
انقلاب اسلامی تنها محصول این ظرفیت های اجتماعی نبود؛ چه اگر چنین می بود یک انقلاب ایستا و ابتر باقی می ماند. اساسا، اسلام حرکت، پویائی و تعالی جامعه را می طلبد و اگر انقلابی این تعالی و کمال را نداشته باشد، انقلاب اسلامی نخواهد بود.
به همین سبب، انقلاب اسلامی ظرفیت های بسیاری را از جمله در عرصه های اجتماعی فراهم ساخت. در راس هرم اجتماعی، ولایت مطلقه فقیه، به عنوان ثمره مرجعیت در فضای انقلاب اسلامی تحقق عینی یافت.
نهادهای انقلابی متعددی مانند کمیته امداد امام خمینی(ره)-برای رسیدگی به حال محرومان-جهادسازندگی-برای جبرای عقب ماندگی ها، سپاه پاسداران و انقلاب اسلامی-برای تجلی بخشیدن به فرهنگ ایثار و شهادت-بسیج-برای فراخواندن توده ها به عرصه های ضروری-و... محصول ظرفیت های نوپدیدی بود که انقلاب به جامعه ایرانی هدیه کرد.
و) جلوه های انحراف
گروهی فن سالار ندانسته یا از سر غفلت -با همان منطق مردم باید در خانه بنشینند- کوشیدند، تداوم این ظرفیت سازی را در حرکت انقلاب اسلامی به مسدود کنند. مقاومت شگفت بنی صدر در برابر دفاع مردمی و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در برابر رژیم بعثی، اوج این کوشش بود. اما این کوشش پس از او متوقف نماند. مقاومت در برابر شکل گیری بسیج :به ویژه در عرصه های علمی و دانشگاهی-ادامه همان خط بود. این خط حتی کوشید چوب حراج به برخی از این نهادها بزند و یا آنها را در دستگاه دیوانسالاری ناسازگار با انقلاب مضمحل کند. انحلال جهادسازندگی و فروکاستن آن به وزارت کشاورزی، در آغاز و تلاش برای ایجاد ارتش حرفه ای به جای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در پایان مدیریت فن سالاران-که به عنوان شعار انتخاباتی معین از سوی رضاخاتمی آشکار شد- جلوه های همان خط انحرافی بود.
اینها در حالی بود که جهان شیفته منش بسیج و سپاه پاسداران بود و از لبنان تا آمریکای لاتین می کوشیدند از پیروزی این نهادهای انقلابی مشق کنند.
ز) طرحی نو
مردم مسلمان ایران اگر بخواهند فلک را سقف بشکافند و تمدن اسلامی را دوباره احیا کنند، اگر بخواهند مطالبه عدالت را برای جهانیان فریاد کنند و بشریت را به تمنای دادگستر نهائی تاریخ و حضرت موعود فرا بخوانند، باید ظرفیت های اجتماعی پدید آمده در انقلاب اسلامی را پاس بدارند. مردم مسلمان ایران البته نباید به اینها بسنده کنند بلکه باید برای احیای تمدن اسلامی نهادهای سازگار با روحیه انقلابی و شیعی را برای دیگر عرصه های مغفول مانده بنا کنند. بازخوانی پشتوانه سه دهه تجربه انقلاب اسلامی، سرمایه خوبی برای تاسیس ظرفیت ها و نهادهای اجتماعی جدید است.

نام:
ایمیل:
نظر: