صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۱ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۷:۴۳  ، 
شناسه خبر : ۷۶۲۱۰

دکتر یدالله جوانی
در جهان امروز از مطبوعات به عنوان یکی از ارکان مهم دمکراسی یاد می شود. برهمین اساس در کشورمان برخی از احزاب و گروههای سیاسی، مطبوعات و آزادی کامل برای آنان را به خاطر نقش اساسی در آگاه سازی عمومی و بازتاب دادن وقایع، گویا از نان شب هم واجب تر می دانند. در دوره ای این جماعت، با شعار «دانستن حق مردم است»، هر حریمی را در نوردیده و متناسب با اهداف خود به بازتاب دادن مسایل مورد نظر می پرداختند. زمانی که اصلاحات پس از دوره دوم خرداد مطرح شد، عده ای از مطبوعات، به عنوان یک بال از دوبال اصلاحات یاد کردند. با وجود چنین نگرشی نسبت به موضوع مطبوعات و نقش آن در پیشرفت جامعه که مورد ادعای یک جریان سیاسی به کرات قرار گرفته، متاسفانه در عمل این گروه به گونه ای دیگر ظاهر شده است. در عمل این جریان سیاسی نشان داده که مطبوعات برای آنان صرفا یک ابزاری است که باید منافع آن گروه سیاسی را تحقق بخشد و سخن گفتن از «دانستن حق مردم است» شعاری برای فریب مردم بیش نیست چرا که در بعضی موارد «ندانستن حق مردم می شود.»
حتی در برخی از موارد، از نظر این گروه باید واقعیت را واژگونه به خورد مردم داد و مطبوعات بهترین وسیله برای این اقدام است. از نظر این جریان سیاسی، برحسب ضرورت باید کاه را کوه کرد و در جای دیگر کوه را کاه ساخت. به عبارت دیگر، در شرایطی اهداف سیاسی این جریان اقتضا می کند که مردم حق ندارند کاه را کاه ببینند و کوه را کوه. درچنین شرایطی مردم باید کاه را کوه و کوه را کاه ببینند. روزنامه ها معمولا مهمترین مسایل جاری در حوزه های داخلی و خارجی را برای انتقال پیام مهم به مخاطب تیتر می کنند. تیترهای اصلی و فرعی در صفحه اول یک روزنامه، بیانگر موضوعات مهم از نظر جریانی است که این روزنامه به عنوان ارگان آن عمل می کند. بارها اتفاق افتاده که روزنامه های وابسته به یک جریان سیاسی خاص، به صورت هماهنگ با تیترهای یکسان صفحه اول، یک موضوع حاشیه ای و غیرمهم را به عنوان یک مسئله اساسی و مهم جلوه می دهند. در مواقعی هم این روزنامه ها برعکس عمل می کنند. یعنی به صورت هماهنگ از کنار یک مسئله بسیار مهم سیاسی به دلایل خاص عبور می کنند و نه تنها آن را تیتر نمی کنند بلکه در صفحات اول نیز بدان اشاره ای هم نمی کنند. بدیهی است هرنوع رفتار سیاسی در عالم سیاست دلایل خاص خود را دارد. رفتار مطبوعات نیز به عنوان بلندگو و ارگان جریانهای سیاسی از این قاعده مستثنی نیست. هر چند آنها خود این دلایل را بازگو نمی کنند، لکن مردم و به ویژه خواص باید در جست وجوی دلایل چنین رفتارهایی باشند.
آخرین موضوعی که به لحاظ اهمیت قابلیت تیتر شدن را داشت ولی عمده روزنامه های یک جریان سیاسی مدعی آزادی مطبوعات، به راحتی از کنار آن عبور کردند و نه تنها آن را تیتر اصلی نکردند، حتی در صفحات اول خود نیز به آن نپرداختند، موضوع اعترافات صریح و شفاف سه تن از مزدوران و وابستگان به بیگانگان در راستای راه انداختن انقلاب مخملین در ایران بود. هاله اسفندیاری، رامین جهانبگلو و کیان تاجبخش سه عنصر جاسوس و وابسته به سرویس های اطلاعاتی آمریکا، طی اعترافاتی که در دو نوبت از شبکه اول سیما پخش گردید، از فعالیت های خود در چارچوب پروژه «براندازی نرم» در ایران باهدایت و کمک های مالی بنیاد سوروس پرده برداشتند.
روزنامه های دوم خردادی در حالی ازکنار این اعترافات با کمترین حساسیت عبور کردند که رسانه های غربی به صورت گسترده آن را بازتاب دادند. یکی از رسانه های غربی بحران ناشی از این اعترافات برای آمریکا را در طراز بحران بازداشت 15 نظامی انگلیسی برای انگلستان قرار داد. رسانه ای دیگر اعلام داشت این اعترافات همانند خاری بود در چشمان آمریکا و... بنابراین موضوعی با این درجه اهمیت که چرا در نشریات یک جریان سیاسی بازتاب لازم را پیدا نمی کند، سوالی است که بایدمورد تامل قرارگیرد. شاید این اعترافات همانگونه که منافع دشمنان و بیگانگان را به خطر انداخته، به نوعی منافع برخی از احزاب و گروههای سیاسی را نیز در معرض تهدید قرار داده باشد. این گمانه موقعی قوت پیدا می کند که به این بخش از اعترافات هاله اسفندیاری توجه کنیم که ایشان از افرادی چون علی افشاری و محسن سازگارا به عنوان چهره های افراطی برخی از گروههای سیاسی داخلی نام می برد و تصریح می کند که به این افراد چگونه و با چه هدفی بورسیه تحصیلی در آمریکا داده شده است!

نام:
ایمیل:
نظر: