صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۱ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۷:۴۴  ، 
شناسه خبر : ۷۶۳۳۲
تحلیلی بر گفت‌وگوی مرعشی با نشریه «ذکر»

اخیرا سخنگوی حزب کارگزاران در گفت وگو با نشریه ذکر ارگان داخلی حزب موتلفه اسلامی، سخنانی را بر زبان جاری ساخته است که باید در باب آن تأمل جدی نمود.
حزب کارگزاران که به تعبیر برخی از فعالان اصولگرا «حزب بدون مکتب» است، خاستگاهی کاملا اقتصادی و پراگماتیستی دارد.
پس از اتخاذ سیاست های تعدیل اقتصادی پس از پایان جنگ تحمیلی و تلاش برای آنچه که ترمیم زخم های اقتصادی کشور عنوان می شد، وضعیتی رخ عیان کرد که حقیقتا فاصله ژرفی با آرمان های انقلاب اسلامی داشت. بسط روزافزون شکاف طبقاتی، روند روبه تزاید فساد بورکراتیک و اداری، گسترش خرده فرهنگ های مغایر با شئون اسلامی از جمله مواردی از در دوران حاکمیت «تکنوکرات ها» جلوه گر شد. این تکنوکرات ها که نام کارگزاران را بر خود نهادند چنان عملکرد نامطلوبی در حوزه های سیاسی- اقتصادی- اجتماعی از خود به جای نهادند، که حافظه اجتماعی ایران از به یادآوردن آن مصائب هنوز هم اندوهگین است.
اما سخنگوی این حزب چندی پیش پرده از رخ برافکند و سخنان ناصواب هایی را عنوان نمود که دیگر جای هیچ سوال و بحث و فحصی را برجای نمی نهد، الا اینکه افسوس که اینان روزگاری مقدرات ما را در دست داشتند.
مرعشی می گوید: «ما به عنوان حزب کارگزاران با برداشتی که از دین و مکتب و تجربه بشری و مبانی دینی داریم به این نتیجه رسیدیم که اسلام با مشی لیبرالیسم سازگاری دارد. . . »
سوال این است که تعریف شما از لیبرالیسم چیست؟
آیا اصولا و اساسا مرعشی و حزب متبوع او اهل بحث تئوریک و مطالعات فلسفی هستند، که او این چنین سخن می گوید.
لیبرالیسم، البته آیین واحدی نیست. لیبرالیسم سودگرا، لیبرالیسم ضد قدرت، لیبرالیسم نهادگرا، پسالیبرالیسم و... همگی جز پارادایم لیبرال به شمار می آیند. فارغ از این نکته، نظام معنایی و ساحت معرفت شناسی اسلامی قطعا با ذاتیات اندیشه لیبرال نظیر انسان گرایی، پاره ای از سوگیری فردگرایی و نفی ماوراءالطبیعه و جدایی دین از دولت، در تضاد است. لیبرالیسم اگر چه ممکن است در برخی از وجوه عرضی خود تطابق سطحی با آرای اسلامی داشته باشد، اما در ذاتیات این امر غیرممکن است. یا باید از اندیشه اسلامی دست شست و لیبرال شد، یا می بایست به اندیشه اسلامی ملتزم شد و لیبرالیسم را کنار زد. پس حکم به سازگاری اندیشه اسلامی و لیبرالیسم یا از سر نادانی و کج اندیشی است یا غرض ورزی شبهه ناک.
این کج اندیشی در باب اندیشه اسلامی تا جایی بالا می گیرد که وی در پاسخ به سوالی در باب رویکرد اسلامی در حوزه فرهنگ و اقتصاد «اجتهاد شخصی» علم می کند و می گوید «اگر مجتهد باشید می توانید به فتوای خود وضو بگیرید»
بنابراین، نتیجه طبیعی این است که؛ «ما اصلا معتقد نیستیم اسلام نظام اقتصادی، سیاسی و اجتماعی دارد، همان طور که نظام پزشکی ندارد. »
این سنخ سخن گفتن را می توان به شفاف شدن مواضع مهجورمانده! تئوریک تعبیر نمود و نقاب از چهره برداشتن. آقای مرعشی که سالیان درازی در نظام جمهوری اسلامی صاحب منصب بوده، اساسا به حقانیت و بن و بنیان های نظام معتقد نبوده است، آیا در بیانی احترام آمیز جز «دوگانگی» نامی می توان بر این رویکرد نهاد؟ تعابیر وی از اصول دینی نیز سخیف و زننده است؛ «اصلا اجتهاد در حوزه فقه مفهومی نیست که «شدنی» باشد... مگر امام جعفرصادق متخصص روابط پول و بانک بود که بیاید در این حوزه وارد شود و نظام اقتصادی معرفی کند».
او می گوید که اسلام «احکام اقتصادی» دارد نه نظام اقتصادی. البته از ایشان که اصولا نه اهل مطالعه است و در وادی حکمت و معرفت سیر نمی کند، توقع بیش از این نیست، اما انتظار این است در چیزی که نمی داند و با آن فرسنگ ها فاصله دارد، وارد نشود.
احکام اقتصادی اسلام «نظام ساز» است. این احکام در تلازم معنایی با یکدیگر یک نظام تئوریک و عملی پدید می آورند. نظام اقتصادی اسلام سود محور و فایده گرا نیست و برهمین اساس طبیعی است که وی و حزب متبوع اش از درک آن عاجز باشند. در باب پدیده های نوظهور هم به مصداق «کل ماحکم به العقل حکم به الشرع و کل ما حکم به الشرع، به العقل » می توان به داوری معرفتی و دینی نشست. بانک و پول ابزار بی هویت خنثی ای هستند که دیانت به آنان جهت می دهد. اما گویا اقتصاددانان، فیلسوف و جامعه شناس کارگزارانی می پندارند این «ابزار» دارای «جوهر و ذات» هستند!!
از همین روست که اعتقاد دارد؛ «کار برای خدا و به اسم خدا دکان است... این کار برای خدا که شما می گویید دین فروشی است...
الان هرکسی که می گوید برای خدا کار می کنم دین فروشی می کند و کاسبی به راه انداخته است» و اینچنین است که در پاسخ به سوال «آقای مرعشی حزب لیبرال دموکرات کارگزاران یک حزب خدایی هست یا نه؟» می گوید: «ما اصلا کاری با خدا نداریم... اینکه ما خدایی هستیم یا نیستیم را خدا می داند. »
گستاخی و درشت گویی
«با در اختیار نداشتن نهاد مهمی مانند رهبری، امکان اعمال سیاست ها نیست. برهمین اساس تا تضاد فوق وجود دارد. این مسئله (عدم کارایی احزاب) در ایران حل نمی شود... اگر سیاست های کارگزاران با سیاست های رهبری مغایر بود، کارگزاران با توجه به وضعیت فعلی نمی تواند سیاست های مدنظر خود را اعمال کند و سیاست های کلی را تغییر دهد... برهمین اساس درچارچوب سیاست های رهبری عمل می کند، اما این پتانسیل در قوانین کشور موجود است که کارگزاران سازندگی به تنهایی یا در ائتلاف با مجموعه ای از احزاب می تواند ترکیب مجلس خبرگان را به شکلی تعیین کند که اعضای آن خبرگان به این دلیل که سیاست های رهبری در آن مقطع را مناسب بازمان و شرایط کشور نمی دانند، اقدام به «تغییر رهبری» کرده و برهمین اساس رهبر تغییر می کند» این اباطیل و گستاخی فقط اظهار نظر ساده یا ارائه بیانی و لفظی نیست، بلکه نشان از برنامه های عملی این گروه دارد.
اینان که در انتخاب ریاست جمهوری زخم خوردند و ملت به آنان رای عدم اعتماد داد و در انتخابات خبرگان هم تلاششان برای «مجتهد سازی و مجتهدپروری» به جایی نرسید، از آنجا که می دانند رکن رکین ولایت فقیه حافظ وحدت ملی و تمامیت مرزهای عقیدتی است، طاقت و صبر از کف داده اند و چنین سخن می گویند. مرعشی می افزاید: «برای ما چنین مباحثی بی معنی است، اعتقاد یعنی باور، باور تزریقی نیست براساس چه قانونی اگر رهبر خط مشی ای را ابلاغ کرد حتما باید به آن اعتقاد داشته باشید؟ این اعتقاد زوری است. . . در کجای قانون اساسی اعتقاد به ولایت فقیه آمده است، کجای قانون اساسی آمده است که افراد باید به ولایت فقیه معقتد باشند» این سخنان به خوبی ماهیت برخی از فعالیت های سیاسی در ایران را آشکار می کند.
سخنان مرعشی از خام اندیشی های شبه مدرن تا فعالیت های شبهه ناک را در برمی گیرد. » چرا که میان آن نظریات و این بیهوده گویی در باب رهبری معظم انقلاب، ارتباط وثیقی وجود دارد. ارتباطی تنگاتنگ میان هرهری مسلکی و برنتابیدن حقیقت گرایی رهبران انقلاب. بنیان گذاران مصلحت های شبهه ناک، امروز صریح سخن می گویند چرا که کارد به استخوانشان رسیده، آنان نمی توانند ببنیند در آستانه دهه سوم انقلاب گفتمان انقلاب اسلامی همچنان پویاست. آنان هراسناک اند که دولتی برسرکارآمده که فارغ از همه اشکالات اجرایی، دل در گرو مستضعفین دارد. اینان خشمگین اند که چرا رهبر حکیم انقلاب همچنان از دولت حمایت می کنند. آنان نه فقط دولت وحکومت که این بار عقیده و مرام ما را نشانه رفته اند، اگرچه مرعشی در پاسخی که برای روزنامه کیهان فرستاد تلویحا از برخی اظهاراتش پا پس کشید اما او خود بهتر از هرکس دیگر می داند که چیزی را در حافظه این ملت به ثبت رساند که همیشه از آن به زشتی یاد می شود به ویژه اینکه وی در ورود به ادعاهای بی پایه و اساسش از هیچ شیوه و مشی علمی و منطقی استفاده نکرد و بی کسب صلاحیت های لازم به عرصه ای وارد شد که گاه و جای وی نبود. او با این اقدام جسورانه برآمده از عدم درک صحیح و سنجش به صلاح آسیب جدی نیز به حزب متبوعش زد که به نظر نمی رسد قابل جبران باشد. اظهارات مرعشی لکه ننگ پاک نشدنی بر پیکره حزب کارگزاران خواهد بود و انتساب اینکه اظهارات وی دیدگاه شخصی بوده و ربطی به حزب کارگزاران ندارد نمی تواند پاک کننده این آلودگی باشد و حزب کارگزاران باید به طریقی قریب به صواب به فکر جبران باشد در صورتی که مردم میلی به پذیرش جبران داشته باشند!

نام:
ایمیل:
نظر: