صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۱ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۷:۴۶  ، 
شناسه خبر : ۷۶۳۵۳

مجید هادوی
در حالی که اساسا نئومحافظه کاران در سیاست های طراحی شده با لابی صهیونیستی، حذف مسئله فلسطین از دستور کار سیاست خارجی آمریکا را نهایی کرده بودند و مدیریت مسائل فلسطین را به رویکردهای ضروری اسرائیلی واگذار نموده بودند، شرایط دوره پایانی ریاست بوش موجب شده تا در یک چرخش تبلیغاتی، از مسئله بحران فلسطین، زمینه ای برای ثبت دستاوردهای سیاسی در روند انتخابات آمریکا بسازند.
کارنامه سیاست خارجی بوش چه در عرصه بین المللی و چه در عرصه تعامل با قدرت های جهانی و به ویژه در خاورمیانه، تصویر ناکام و بعضا شکست خورده به جای گذاشته و در بخش داخلی نیز با نادیده گرفتن حقوق شهروندی، امنیت شخصی و شغلی و خدمات اجتماعی، افکار عمومی آمریکا را به پایین ترین حد از حمایت از بوش قرار داده است.
بحران عراق بنا به ارزیابی نخبگان آمریکایی ستون فقرات سیاست خاورمیانه ای آمریکاست که در کشاکش رقابت های حزبی و انتخاباتی و نارضایتی افکار عمومی آمریکا و دیگر نقاط جهان به پاشنه آشیل حکومت بوش تبدیل شده و بوش با ضرب الاجل کنگره باید موفقیت های سیاسی- امنیتی 18گانه ای در عراق را ارائه تا نسبت به تأمین بودجه نظامیان آمریکایی تصمیمات مجدد صورت گرفته و موضوع عقب نشینی بیش از یک صد هزار نیرو تا قبل از پایان سال 2008 نهایی شود. چشم انداز موجود در عراق و مسئله فشارهای روزافزون برای خروج از عراق که دموکرات ها را واداشته که با پرونده پر چالش و پر هزینه عراق ریاست خود را آغاز نکنند، موجب شده تا بوش با بهره مندی از شرایط جاری در فلسطین امکان تحت الشعاع قراردادن موضوع عقب نشینی احتمالی از عراق را مورد توجه قرار دهد.
تحولات غزه و علنی ترشدن کارکرد و رفتار و اندیشه های حکومت ابومازن و فیاض که طی دیدار با اولمرت و بوش در مسیری مانند آنتوان لحد قرار گرفته اند، به گزینه فوق نیز کمک می کند. جالب است که در سال 2002 نیز بنا به توصیه شارون، موضوع حذف عرفات از روند سیاسی فلسطین توسط بوش به اجرا درآمد و این نقش به ابومازن سپرده شد. هم اکنون نیز علی رغم ارزیابی دستگاه های اطلاعاتی اسرائیل و آمریکا از ابومازن و ناتوانی وی برای حذف حماس، سازوکارهای حمایت مالی و سیاسی از ابومازن در جریان است تا قوام حکومت ابومازن در حذف و سرکوب حماس و مقاومت در فلسطین به کارآمدی لازم برسد. آزادی 250 زندانی فتح توسط اولمرت و زمزمه واگذاری تدریجی تعدادی از شهرهای کرانه باختری به حکومت فیاض، در ازاء استمرار سیاست خلع سلاح گروه های فلسطینی و فشار به حماس در غزه و مهمتر از همه بهره مندی از گاز ساحل غزه توسط اسرائیل مطرح است.
در قرارداد خرید گاز که یک شرکت مهم انگلیسی وظیفه استخراج گاز از سواحل غزه را به عهده گرفته و حدود 3 تا 6 میلیارد دلار خواهد بود، با قیمت نصف بهای جهانی نفت، تنها یک میلیارد به ابومازن تعلق خواهد گرفت تا مصروف هزینه های مقابله با حماس و سرکوب مقاومت در غزه و کرانه باختری شود. در طرح صلح بوش که طی کنفرانس بین المللی برای خاورمیانه در پاییز دنبال خواهد شد، بوش قبل از هر چیز به امنیت اسرائیل متعهد است و با طرح ضرورت شکل گیری زمینه یک افق سیاسی جهت مذاکرات صلح، با تکیه بر بخش هایی از نقشه راه، مطالباتی از ابومازن صورت خواهد گرفت و مراحل بعدی مذاکره سیاسی موکول به اجرای این مطالبات از سوی ابومازن خواهد شد. طرح بوش شامل دو مرحله اجرایی است:
1- حکومت ابومازن باید تروریسم و فساد در فلسطین را ریشه کن کرده و با دستگیری عناصر مقاومت و خلع سلاح و نابودی گروه های جهادی، امکان ورود به مرحله دوم را فراهم کند.
2- در مرحله دوم، مذاکرات اسرائیلی- فلسطینی آغاز می شود و مسائلی مانند مرز، بیت المقدس، آوارگان، وسعت سرزمینی و حاکمیت مورد بحث خواهد بود. اگر چه اولمرت مذاکره برای مسائل نهایی را نپذیرفته ولی بوش تأکید کرده است که در تعیین مرزها و وسعت سرزمینی دولت فلسطین، مصوبات شورای امنیت سازمان ملل و شرایط موجود در فلسطین (مناطقی که توسط اسرائیل شهرک سازی شده) و توافقات دو طرف برای تبادل اراضی مدنظر خواهد بود. این بدان معناست که بوش در آستانه صدور گزارش نهایی وینوگراد و با راه اندازی کنفرانس فوق، امکان فروپاشی حکومت اولمرت را تقلیل خواهد داد و در عین حال با تحمیل سیاست مقاومت ستیزی به ابومازن و موکول کردن مذاکرات سیاسی به اجرای مرحله اول، در واقع از امتیاز یک تحرک سیاسی در بحران منطقه ای بهره مند شده و زمینه امنیت سازی برای اسرائیل را نیز تأمین نموده و در پایان دوره ریاستی خود، که احتمالا مرحله اول طرح بوش پایان نیافته، پرونده را خواهد بست و دموکرات ها نیز می توانند از نقطه دیگری این پروژه را ادامه دهند.
پی گیری تلاش های صلح نیز به بلر به عنوان نماینده ویژه کمیته بین المللی چهارجانبه واگذار شده تا در کنار خانم رایس، ابعاد اجرایی این کنفرانس و مدیریت مرحله جدید بحران در فلسطین را دنبال کنند. اگرچه کشورهای اروپایی، کمیته چهارجانبه، دبیرکل سازمان ملل و بیشتر کشورهای عربی از این کنفرانس استقبال کرده اند و ابومازن تیم حکومتی خودگردان بدان امید بسته اند ولی پتانسیل مقاومت و اراده ملی فلسطینی برای کسب حقوق خود و تحولات ناشی از شکست سیاست های آمریکا در منطقه مانند عراق، لبنان و افغانستان و انزجار افکار عمومی اسلامی- عربی و جهانی از سیاست های آمریکا و اسرائیل، شاخص های کافی برای شکست اهداف این کنفرانس خواهند بود.

نام:
ایمیل:
نظر: