صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۱ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۷:۵۲  ، 
شناسه خبر : ۷۶۴۲۷

گروه فرهنگی - فمنیسم از ریشه (Feminine) به معنای زنانه، مونث و در لغت به معنای «نهضت آزادی زنان»، «جانب داری از تساوی حقوق زنان و مردان» و «زن باوری» است. این اصطلاح به معنای نظریه ای است که معتقد است زنان باید به فرصت ها و امکانات مساوی با مردان در جنبه های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی دست پیدا کنند. به جنبش های اجتماعی که تلاش می کنند تا اعتقاد و باور فوق را نهادینه کنند جنبشهای فمینیستی نام می نهند.
حاملان اندیشه و باور فوق یکسان نمی اندیشند، در تنوع و چندگانگی به حدی از تکثر نایل می شوند که بر مبنای آن باید به جای «فمنیسم» به «فمنیسم ها» تعبیر کرد که از «فمنیسم لیبرال»، «فمنیسم مارکسیستی»، «فمنیسم رادیکال»، «فمنیسم سوسیال» یا «سوسیال فمنیسم»، «فمنیسم پست مدرن» تا «فمنیسم اسلامی» هر کدام نظریه پردازی یا نظریه پردازی هایی را به خود اختصاص داده اند.
فمنیسم لیبرال صرفاً بر اصلاح ساختار قانونی و سیاسی جامعه برای نیل به اهداف فمینیستی تأکید می کند. اما فمنیسم مارکسیستی از یک سو مالکیت خصوصی را سبب اسارت زن و از سوی دیگر تمایزات جنسیتی در عرصه نظام اقتصادی را مانع سرنگونی نظام سرمایه داری دانسته است. رادیکال های فمینیست برخلاف لیبرال ها به تحول ساختاری در نظام جنسیت می اندیشند و با تأکید بر عدم کفایت اصلاح حقوقی و سیاسی، اساس اصلاح را بر اصلاح ساختاری جامعه گذراند و بر نفی هرگونه تمایز مبتنی بر جنسیت تأکید می کنند.
سوسیال ها در جمع دو دیدگاه اخیر، بر اصلاح توأمان نظام اقتصادی و نظام فرهنگی و روان شناختی در راستای دست یابی به اهداف فمینیستی می اندیشند و پست مدرن ها در تحقق اهداف فمینیستی، نگرش عام پست مدرنیستی را که در تقابل با «جهان شمول گرایی» و «کلیت بخشی » مدرنیسم است تعقیب کرده نسبی گرایی را در عرصه های فرهنگی منطقه ای و نیز بر اساس جنسیت مورد تأکید قرار می دهد. در این میان فمنیسم اسلامی را باید متأثر از فمنیسم پست مدرن، که فراتر از قرائت واحد از فمنیسم به فمنیسم هایی به تنوع فرهنگ های مختلف میان ملل معترف است، دانست. در واقع فمینیست های مسلمان می کوشند فمنیسم را با همان مبانی مشترک میان تمام نحله های فمینیستی در قالب متناسب با عقاید و باورهای دینی به جوامع اسلامی عرضه کنند. در این قرائت از فمنیسم، تلاش بر این است تا اثبات شود که فمنیسم از دل آموزه های اسلام قابل استخراج است و می توان ضمن بقا بر باورها و اعتقادات دینی، فمینیست نیز بود. این در حالی است که اگر به مبانی فمنیسم از قبیل لیبرالیسم و سکولاریسم توجه شود، گمان به پارادوکسیکال بودن اصطلاح فمنیسم اسلامی بیش از پیش قوت می گیرد.
اما آن چه که در مجموع باید اذعان داشت آن که با پیدایش نهضت ها و جنبش های فمینیستی و با رشد شعارهای ایجاد برابری بین زنان و مردان در همه عرصه ها و با ادعای کسب امتیازات امروزه زنان بر اثر فعالیت های این جنبش ها امروز شاهد اعلان جنگ و حمله به مفاهیم سه گانه خانواده، همسر و مادر از سوی این جنبش ها هستیم.
باید توجه داشت که در مباحث استراتژیک کنونی امنیت دراز مدت با داشتن سلاح اتمی، منابع اقتصادی سرشار، نفت، تکنولوژی گسترده به دست نمی آید بلکه مسئله بنیادی در بقامندی ملت ها، داشتن سرمایه اجتماعی است. براساس این باور هر تمدن یا ملتی که به اقتصاد برتر، تکنولوژی، نفت و ... مجهز باشد ولی از نظر سرمایه اجتماعی غنی نباشد محکوم به فنا خواهد بود و سرمایه اجتماعی جز با حفظ سلامت کانون خانواده معنایی نخواهد داشت. با توجه به نقش بنیادین و محوری زنان در خانواده که پایه امنیت بین الملل است جهت گیری استراتژی دولت های استیلا طلب (از طریق جنبش های فمنیستی،کنوانسیون ها و ...) این بوده که تربیت این قشر را در سراسر جهان خصوصا کشورهای روبه پیشرفت دین محور همچون جمهوری اسلامی ایران در اختیار خود قرار دهند.
از جمله موضوعاتی که در دهه اخیر شاهد رشد فزاینده آن در سینمای کشور بوده ایم، بحث دفاع از حقوق زنان است. اگرچه توجه به معضلاتی که زنان جامعه هر روزه با آن روبه رو هستند و تلاش برای رفع این معضلات به خودی خود، امری پسندیده و قابل تقدیر است اما هنگامی که این دفاع، رنگ و روی شعارزدگی و مردستیزی به خود گرفته به نحوی که جامعه را به میدان رقابت میان زنان و مردان تبدیل کند، انحرافات و در پی آن سقوط در ورطه ابتذال شکل می گیرد.
بحث دفاع از حقوق زن در سینمای ایران فراز و نشیب های بسیاری را پشت سر گذاشته است. اگر چه جهت گیری های درست و به موقع برخی سینماگران گاه باعث شده تا جریان فوق در مسیر واقعی خود که همانا تنویر افکار عمومی جامعه و بالا بردن سطح فرهنگی مردم می باشد، قرار گیرد و گاه نگاه شعارگونه و سطحی برخی کارگردانان که متاسفانه بخش غالب آثار را به خود اختصاص داده است، موجبات انحراف از واقعیات و ترویج افکار نه چندان قابل قبول فمنیستی را فراهم آورده است.
روایت‌های ناتمام
کارگردان: پوریا آذربایجانی
شب گذشته ستاره و اوژن تصمیم گرفته بودند که غروب امشب از منزل فرار کرده و زندگی نویی را با یکدیگر آغاز کنند. حال ساعت ها از غروب گذشته و ستاره تنها و سرگردان در خیابان ها در انتظار آمدن اوژن پرسه می زند. ستاره حتی از یک کارگر شهرداری و یک سرباز می خواهد تا به اوژن تلفن زده و ساعت و مکان قرار آنها را به وی یادآوری کند اما بی فایده است. پدر و مادر ستاره که از فرار دخترشان مطلع شده اند به منزل اوژن رفته و با پدر او درگیر می شوند.
سربازی که به خواست ستاره با منزل اوژن تماس گرفته از نامزدش می گوید. دختری که در آرزوی ازدواج با او بوده اما وقتی به سربازی آمده، پدرش او را به زور به ازدواج فرد دیگری درآورده است. اوژن سرانجام با موبایل ستاره تماس می گیرد و ستاره را از آمدنش مطمئن می کند.
در نیمه های شب، زنی سراسیمه وارد داروخانه شده و تقاضای Babycheck می کند. او حین صحبت تلفنی با دوستش از موضوع دعوا و نزاع خود با کاوه، شوهرش خبر می دهد. زن می گوید که کاوه اعلام کرده چنانچه باردار باشد او را طلاق خواهد داد و از آنجا که علائم بارداری در او ظاهر شده فوری به داروخانه آمده تا تست حاملگی بگیرد. زن که پس از آزمایش ادرار در یکی از توالت های عمومی شهرداری از باردار بودنش مطمئن شده است برای سقط کردن جنین خود نزد زنی می رود که به گفته شوهرش امشب در بیمارستان شیفت است. زن پیش از رسیدن به بیمارستان توسط نیروهای امنیتی بازداشت می شود. به دلیل همراه نداشتن مدارک شناسایی ماشینی که زن رانندگی آن را برعهده دارد زن و ماشین توقیف می شوند. او تلاش می کند حقیقت ماجرا را برای مامور توضیح دهد اما بی فایده است. در حالی که زن گمان می کند همه چیز پایان یافته، مامور حکم آزادی او را صادر می کند.
زن جوانی در بیمارستان فرزند خود را به دنیا آورده است. به وی اطلاع داده می شود که شوهرش حاضر نیست خرج زایمان و هزینه نگهداری از فرزند را بپردازد. زن جوان با شنیدن این خبر، شبانه و مخفیانه فرزندش را از بیمارستان می رباید. سوار بر تاکسی می شود اما در نیمه های راه پی می برد که فرزند ربوده شده، فرزند او نیست. از فرصت استفاده کرده و در حالی که نوزاد دختر را در تاکسی رها کرده پا به فرار می گذارد. راننده تاکسی مدتی دنبال زن می گردد اما ناامید از یافتن او، با نوزاد یتیم به سوی آینده ای نامعلوم می رود.
در حالی که تاکسی از خیابان ها می گذرد با جسد دختری روبه رو می شود که بر اثر تصادف با ماشین، بی کس و تنها در کنار خیابان بر روی زمین افتاده است.
پوریا آذربایجانی در فیلم «روایت های ناتمام» به اصطلاح خود چرخه زندگی زنان ایرانی از بدو تولد تا مرگ را به تصویر در آورده است، چرخه شومی که با نکبت آغاز شده و با مرگ در تنهایی و عزلت پایان می یابد !
ستاره دختری مثل هزاران دختر نوجوانی است که خام اندیشانه دل به جوانی می سپارد تا با اسب سفیدش او را به شهر آرزوهایش ببرد اما خیلی زود با دنیای سنگ دلی آشنا می شود که جز بهره جویی از او تمنایی ندارد. زنی که ملتمسانه در نیمه های شب به دنبال مکانی برای سقط جنین می گردد تا شاید به این طریق چند صباحی بیشتر در کنار شوهرش زندگی کند در حقیقت آینده نه چندان دور ستاره است.
همان گونه که اشاره شد اگر چه آذربایجانی در فیلم «روایت های ناتمام» از زنانی مختلف، در شرایط و موقعیت هایی مختلف برای پیشبرد داستان خود استفاده کرده است اما با کمی دقت متوجه می شویم که وی در حقیقت اصرار بر نمایش چرخه ای دارد که برای همه زنان و در همه شرایط یکسان است. در این چرخه فرقی میان ستاره و آن زنی که کودک نوزادش مانعی برای ادامه زندگی او محسوب می شود، نیست.
سه زن در سه مقطع مختلف و در شرایطی گوناگون به نحوی تحت ظلم مردان قرار می گیرند. ستاره برخلاف آن چه که انتظار داشت یکه و تنها در خیابان های تهران رها می شود. زن دوم به بهانه حامله شدن از خانه بیرون انداخته می شود و شوهر زن سوم که به تازگی فارغ شده نه تنها حاضر نیست خرج زایمان را بپردازد بلکه از نگهداری کودک نیز امتناع می کند. زن مجبور می شود تا مخفیانه به همراه فرزندش از بیمارستان بگریزد. در تاکسی متوجه می شود که کودک را اشتباها بر داشته لذا نوزاد را در تاکسی رها کرده و می گریزد.
جالب آنکه کودک ربوده و رها شده در تاکسی نیز دختر است. دختری که در بهترین حالت باید بدون داشتن پدر و مادر توسط یک پیرمرد سرپرستی شود!!! در انتهای داستان نیز زنی بر اثر برخورد با ماشین در گوشه خیابان جان باخته است. آری تصور پوریا آذربایجانی از زندگی زن ایرانی چیزی نیست جز فلاکت و بدبختی!

نام:
ایمیل:
نظر: