صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۰ خرداد ۱۳۸۹ - ۰۸:۱۳  ، 
شناسه خبر : ۷۶۵۴۱

رضا فاطمی
قرار گرفتن در شرایط ویژه در پاره ای اوقات باعث می شود تا بنابر ضرورت و به عنوان یک اقدام مقطعی اقداماتی برخلاف اصول و قواعد موجود انجام گیرد. یکی از این اقدامات که در انقلاب اسلامی نیز مشاهده گردید، واگذاری مسئولیت های چندگانه به افراد است. معمولاً توجیه برای این اقدام نیز فقدان افراد مورد اعتماد و یا نبود افراد متخصص و کارآمد در ارتباط با مسئولیت مربوط بیان می شود. یقیناً ظرفیت اقناع سازی چنین توجیهی محدود و تا زمان مشخصی خواهد بود و ادامه این وضعیت پس از آن زمن مشخص قابل قبول نخواهد بود بویژه اینکه زمان طولانی از دوره اضطرار و ضرورت گذشته باشد؛ زیرا در این وضعیت عوامل دیگری در مردود ساختن چنین اقدامی ایجاد می شود که مهمترین آن تربیت شدن افراد متخصص و قابل اعتماد و نیز توجه به توسعه حوزه مدیریتی است که می بایست توسط مسئولان مورد توجه جدی قرار گیرد. براین اساس در شرایط حاضر که اضطرارها برداشته شده و افراد لایق و شایسته شناخته و متخصصین جدیدی به جرگه نیروهای نظام افزوده شده اند وجود افراد چند شغله که تحقیقاً به خوبی از عهده هیچ یک از مسئولیت های خود برنمی آیند، پذیرفتنی نیست، اما متأسفانه در حال حاضر به عنوان یک معضل بزرگ گربیان نظام را در برخی امور گرفته است.
در این میان، تأملی بر عزل و نصب های جاری در دستگاه های اجرایی کشور نشان می دهد، که علی رغم شعارهای انتخاباتی دکتر احمدی نژاد و انتقادهای صریح وی از «مدیریت های اتوبوسی» و چرخه معیوب انتصاب مدیران، آفت مدیران چند شغله همچنان بر جان و روان دستگاه اجرایی کشور سایه افکنده و مدیران میانی کمتر توجه و اهتمامی برای جامه عمل پوشاندن به شعارها و برنامه های رئیس جمهور دارند.
امروز انگشت اشارت بردن به سوی مدیرانی که بیش از پنج شغل مهم و تأثیرگذار داشته و باز هم در چرخه انتصابات دولت قرار می گیرند، امری دشوار و نادر به شمار نمی آید. کافی است مروری کوته بر انتصاب های ماه جاری داشته باشیم. چگونه می توان برای مدیری احکام مختلف در سازمان های اقتصادی، ورزشی، آموزشی، سیاسی، بهداشتی، فرهنگی و... صادر کرد و بعد هم انتظار ارایه کارنامه ای کارآمد و درخشان از جانب وی داشت. یکی از شعارهای مشترک تمامی کاندیداهای ریاست جمهوری در انتخابات نهم، شکستن چرخه معیوب و انحصاری مدیران و استفاده از نیروهای جوان، پرتلاش و با انگیزه در کنار مدیران با تجربه بود، اما این مهم در بسیاری از حوزه ها هنوز به مرحله اجرا نرسیده است.
امروز مشاهده نیروهای کارآمد و با انگیزه ای که ماه هاست نیم خیز شده و آماده حضور در مناصب اجرایی و مدیریتی کشور هستند، کم نیست. جوانانی که پس از پیروز گفتمان اصولگرایی و عدالت طلبی، بارقه های امید خدمت به مردم را در لبخندها و برق چشم هایشان به خوبی می توان مشاهده کرد؛ چرا برخی مسئولان ما اینقدر دیر به نیروهای راکد اما توانمند اعتماد می کنند؟ مگر برای تحقق شعارها و برآورده ساختن امیدهای یک ملت چقدر فرصت داریم؛ چرا باید در ویترین مدیریت کشور، هنوز هم شاهد مدیرانی باشیم که در سال های اخیر فقط در جا زده و فاقد کمترین برنامه ها و ابتکاراتی در حوزه های مدیریتی شان بوده اند.
مدیرانی که هنر آنها فقط در رنگ عوض کردن و خود را به صف مقدم تقسیم مناصب رساندن است. در حالی که اگر ذکاوت و درایتی باشد باید به خیل عظیم جوانان توجه کرد که خارج از دسته بندی ها و چرب زبانی ها، با عزت نفس به کارهای روزانه شان مشغول هستند. کشوری که 20 میلیون نیروی جوان دارد یک فرصت است نه تهدید. منابع انسانی ایران، ذخایر استراتژیک هستند که استفاده از این ذخایر عظیم مرهون هنر مدیران ارشد ماست. آنهایی که با شور و تلاش همین جوانان پای بر عرصه مدیریت های کلان گذاشته اند و رمز بقا و موفقیت آنها هم در گرو ارج نهادن به این پشتوانه عظیم ملی است.

نام:
ایمیل:
نظر: