رهبر معظم انقلاب اسلامی در سخنان بسیار مهم خود در جمع مسئولان و کارگزاران نظام در 29 خرداد سال جاری، تراکم موفقیت های بزرگ و پی در پی را جزو برجسته ترین نقاط مثبت کشور و نظام دانسته و جایگاه عزتمند جمهوری اسلامی در عرصه های بین المللی در مقطع کنونی را به عنوان یکی از این موفقیت ها مورد تاکید قرار دادند. معظم له مدیریت تفکر اصولی اسلام را که در ادبیات سیاسی کشور از آن با عنوان «اصولگرایی» یاد می شود، از نعمت های بزرگ پروردگار برشمردند و در فراز دیگری از فرمایشات خود، تثبیت و نهادینه سازی موفقیت ها، دستاوردها، و از جمله جایگاه عزتمند جمهوری اسلامی در عرصه بین المللی را به عنوان یکی از وظایف مسئولان نظام گوشزد کردند. سوال این است که چگونه می توان جایگاه عزتمند جمهوری اسلامی ایران در عرصه های بین المللی را نهادینه ساخت؟
علمای روابط بین الملل و سیاست بین الملل، بر این نکته تاکید دارند که سیاست خارجی هر کشور دنباله و ادامه سیاست داخلی آن کشور می باشد. بر این اساس، کشوری در عرصه بین الملل دارای موقعیت خوب و برجسته و تاثیرگذار می باشد که در داخل از شرایط مطلوب برخوردار باشد. اگر امروز جمهوری اسلامی ایران از جایگاه عزتمندی در عرصه های بین المللی برخوردار است، این موقعیت به خاطر شرایط مناسب و مطلوب داخلی کشور است.از منظر رهبر فرزانه انقلاب اسلامی، وجود روح امید و نشاط در مردم، روی کار بودن دولتی مصمم و پرکار، پیشرفت های علمی و توسعه زیرساخت های کشور، آرامش سیاسی موجود، ناکامی دشمن در ایجاد اختلافات مذهبی، قومی و صنفی، و هماهنگی و همدلی قوای سه گانه، نمونه های برجسته از نقاط مثبت کشور و نظام است. به طور قطع جایگاه عزتمند جمهوری اسلامی در عرصه های بین المللی، محصول و نتیجه شرایط مثبت برشمرده شده داخلی است. شرایط مثبت کنونی در داخل کشور، عمدتا تحت تاثیر «مدیریت اصولی اسلام» یا به اصطلاح رایج در ادبیات سیاسی کشور، «مدیریت جریان اصولگرا» می باشد.
رهبر معظم انقلاب، وجود چنین مدیریتی را از نعمت های بزرگ پروردگار می دانند. اگر چنین مدیریتی، در ایجاد هماهنگی در قوای سه گانه، برقراری آرامش سیاسی در داخل و ایجاد روح نشاط و امید در مردم، نقش اساسی را ایفا می نماید و مجموعه شرایط داخلی، در عرصه سیاست خارجی جایگاه عزتمندی را برای کشور ایجاد نموده، تثبیت این جایگاه عزتمند خارجی، در گرو تثبیت شرایط داخلی است. بنابر این جریان اصولگرا، یا به تعبیر زیبای رهبر معظم انقلاب اسلامی، جریان «اصولگرایی مصلحانه» باید با درک صحیح از شرایط داخلی و بین المللی، گام های لازم را برای تثبیت این موقعیت بردارد.
انتخابات چهارمین دوره مجلس خبرگان رهبری، صحنه آزمونی بزرگ برای اصولگرایان جهت اقدام برای تثبیت این موفقیت ها می باشد. اصولگرایان در رویکردی فرآیندی، از انتخابات شوراهای دوره دوم و مجلس هفتم، در پرتو راهبرد وحدت و همدلی، با تن دادن به ائتلاف تحت عنوان شورای هماهنگی نیروهای انقلاب اسلامی، قدم به عرصه موفقیت نهادند و در انتخابات نهم ریاست جمهوری، هرچند این ائتلاف فروریخت، لکن به دلایلی موفقیت بزرگ نصیب آنان گشت. کسانی که فاقد رویکردی اصولگرایانه هستند و با پیروزی اصولگرایان احساس شکست می کنند، چشم امید به انتخابات خبرگان و پس از آن انتخابات سومین دوره شوراهای اسلامی دوخته اند. جریان اصولگرایی با رویکردی اصلاح طلبانه، باید با رفتن به سمت تشکیل ائتلاف بزرگ و با پرهیز از هر نوع تفرقه، زمینه ها و بستر های لازم برای برگزاری یک انتخابات سالم و پرشکوه از یک سو، و امکان انتخاب و برگزیده شدن بهترین کاندیداها و نامزدهای انتخاباتی برای مجلس خبرگان توسط مردم را از دیگر سو، فراهم سازند.
این مهم در شرایطی رخ خواهد داد که احزاب و گروه های سیاسی اصولگرا، با نگاهی موسع و با معیارها و ملاک های ارایه شده از سوی رهبر معظم انقلاب اسلامی برای «اصولگرایی اصلاح طلبانه»، دایره خودی ها را بازتعریف نموده و سازوکارها و مکانیزم های لازم را برای حرکت منسجم در انتخابات خبرگان فراهم سازند. جریان های اصولگرا اکنون یک وظیفه مهم تاریخی بر عهده دارند و آن نهادینه سازی موفقیت های به دست آمده برای کشور و نظام است. برای انجام این وظیفه، باید انتخابات خبرگان را از دو زاویه مورد توجه قرار دهند: یکی از زاویه اهمیت و نقش و جایگاه مجلس خبرگان رهبری در ساختار سیاسی کشور براساس قانون اساسی و نظام سیاسی کشور و دیگری از زاویه اهمیتی که این انتخابات برای جریان های مختلف سیاسی پیدا کرده و برخی از گروه های سیاسی غیرخودی برای حفظ بقا و حیات خود به آن چشم دوخته اند.
در شرایطی که جریان های رادیکال و افراطی و دارای اندیشه های سکولاریستی با گرایش ها و سلیقه های مختلف ، تلاش برای ائتلاف را در دستور کار خود قرار داده اند، بدیهی است که وحدت و همدلی اصولگرایان با هدف ائتلاف در این انتخابات بسیار مهم، برای تثبیت و نهادینه سازی موفقیت ها و تداوم روندهای کنونی در حوزه سیاست داخلی و دنباله آن یعنی سیاست خارجی، خصوصا با توجه به مسائل هسته ای کشورمان، یک ضرورت تاریخی به حساب می آید.