صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۱ بهمن ۱۳۸۷ - ۰۹:۱۴  ، 
شناسه خبر : ۷۷۴۰۷
ارزیابی صبح صادق از جایگاه و اهداف شورای راهبردی روابط خارجی

با حکم رهبر انقلاب، شورای راهبردی روابط خارجی ایران به ریاست دکتر کمال خرازی تاسیس گردید. بر اساس این حکم، سه وظیفه اصلی برای شورای روابط خارجی پیش بینی شده است:
1-کمک به تصمیم گیری های کلان. 2-جستجو از افق های نو در روابط خارجی. 3-بهره مندی از نظرات نخبگان.
پس از صدور این حکم، سوالات و ابهامات فراوانی در محافل رسانه ای و سیاسی درباره ضرورت، نقش و جایگاه این شورا مطرح گردید که در این نوشتار سعی نموده ایم به بخشی از این ابهامات پاسخ گوییم. در ابتدا مهمترین سوالات مطروحه را مرور کرده و سپس توضیحاتی را در این زمینه خواهیم داشت:
-چه ضرورتی برای تاسیس این شورا احساس گردید؟ به عبارت دیگر، تاسیس این شورا پاسخ به کدامین نیاز است؟
-با وجود مراکزی همچون مجمع تشخیص مصلحت، شورای عالی امنیت ملی و مرکز مطالعات وزارت خارجه آیا نیازی به تاسیس این شورا بود؟
-آیا این شورا وارد حیطه های اجرایی هم خواهد شد؟ یا آنکه حاصل کار خود را در اختیار بدنه اجرایی خواهد گذاشت؟
-اعضای اولیه این شورا براساس کدام تدبیر و یا مصلحتی انتخاب شدند؟
-آیا این شورا می تواند در قبال برخی رویدادهای دیپلماتیک، موضعی سلبی و یا دستوری اتخاذ نماید یا آنکه حاصل کار خود را به عنوان مشاوره فقط در اختیار رهبری قرار می دهد؟
-آیا تاسیس این شورا الگویی برای تاسیس شوراهای دیگر در مسائل اقتصادی، فرهنگی، امنیتی و... خواهد بود؟
-نوع تعامل این شورا با رسانه ها و افکار عمومی چگونه خواهد بود؟
-آیا تعداد و ترکیب اعضای این شورا ثابت خواهد بود یا افراد دیگری به آن اضافه خواهند شد؟ -چرا با اینکه این شورا کارکردی مطالعاتی دارد اما افراد اولیه آن، بیشتر از صبغه اجرایی برخوردارند تا پژوهشی؟
-آیا وظیفه این شورا تدوین استراتژی کلان برای نظام اسلامی است تا با آمدن و رفتن روسای جمهور و مسئولان دیپلماتیک، تغییری در استراتژی و سیاست خارجی کشور حاصل نشود؟ و بسیاری سوالات و ابهامات دیگر که در این نوشتار مجالی برای طرح همه آنها وجود ندارد.
اهداف و وظایف شورای راهبردی
در جزوه ای 30 صفحه ای، اهداف و وظایف شورای راهبردی روابط خارجی تبیین گردیده است. نسخه هایی از این جزوه در اختیار اعضای کمیسیون امنیت ملی و روابط خارجی مجلس، دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی و دفتر وزیر خارجه گذاشته شده است. در بخش هایی از این جزوه که به تشریح اهداف و وظایف شورا پرداخته، آمده است:
-تهیه راهبردها، سیاست ها و ارایه راهکارهای مناسب و جستجو از افق های نو در زمینه روابط خارجی جمهوری اسلامی ایران به منظور هدایت و هماهنگی فعالیت های دستگاه های مختلف در عرصه های سیاسی، فرهنگی، تبلیغاتی، اقتصادی و امنیتی(اطلاعاتی، دفاعی، نظامی و انتظامی) و تلاش برای فضاسازی و توجیه نخبگان و افکار عمومی از اهداف این شورا است.
از جمله وظایف این شورا می توان به ارایه راهبردها و سیاست مورد نیاز برای تحقق اهداف چشم انداز 20 ساله و سایر سیاست های کلی مصوب در زمینه روابط خارجی، بررسی سایر مواردی که از سوی رهبر معظم انقلاب به شورا ارجاع می شود و همچنین بررسی و ارایه گزارش از پیشرفت کار و موانعی که اجرای سیاست های کلی، برنامه چشم انداز و راهبردهای تنظیم شده در زمینه روابط خارجی جمهوری اسلامی ایران با آن روبروست و ارایه راهکار برای رفع موانع مزبور اشاره کرد.
-شورا همچنین به منظور فرهنگ سازی و ایجاد فضای مناسب در روابط خارجی جمهوری اسلامی ایران نسبت به برنامه ریزی برای برگزاری همایش ها و نشست های لازم و راه اندازی نشریات و انتشارات در زمینه روابط خارجی اقدام خواهد کرد.
راهبردهای شورا شامل همه فعالیت های جمهوری اسلامی ایران در خارج از کشور، اعم از نهادهای رسمی و غیررسمی، دستگاه های اجرایی و غیراجرایی (همه ارکان و بخش های نظام) می شود و شورا برای تهیه راهبردهای مورد نظر، مشورت های لازم را با مسئولان ذیربط انجام خواهد داد.
ترمیم حلقه مفقوده
اما درباره فلسفه و ضرورت تشکیل شورای راهبردی باید متذکر گردید که این شورا برای جبران کمبود راهبرد در حلقه سیاستگذاری روابط خارجی تاسیس شده است.
از مدت ها قبل احساس می شد که حلقه ای مفقوده در این عرصه وجود دارد و آن این که سیاست های کلان نظام در حوزه روابط خارجی که توسط مجمع تشخیص مصلحت تدوین و به تصویب ایشان می رسد-پس از آن که به دستگاه های اجرایی ابلاغ می شود- این دستگاه ها فاقد راهبردی هستند که براساس آن، این سیاست ها را اجرا نمایند.
نکته دیگر آنکه، این شورا وظیفه شناخت موقعیت های مناسب در گسترش روابط خارجی و نیز امکان یابی در توسعه مناسبات جمهوری اسلامی ایران با دیگر بازیگران درعرصه جهانی را برعهده دارد. این مهم به علاوه اهتمام این شورا به ارایه راهبرد در عرصه بین الملل چه در مسائل سیاسی و چه اقتصادی-فرهنگی و یا سایر موارد، می تواند زمینه را برای حضور هر چه بیشتر جمهوری اسلامی ایران در صحنه های بین الملل بیش از پیش مشخص سازد.
علاوه بر آنکه هر کشوری در عرصه بین الملل دارای منافع و مصالحی استراتژیک و راهبردی است که برای آن جنبه حیاتی قایل است و وارد آمدن کوچکترین خدشه به این موارد حیاتی هرگز نمی تواند برای نظام سیاسی آن کشور متصور باشد.
شورای راهبردی روابط خارجی با بهره گیری از فرصت های مناسب و نیز هشدار در مورد کاستی های احتمالی در روابط خارجی و با استفاده از آرا و نظرات صاحبنظران و اندیشمندان، این امکان را به مجموعه دولت جمهوری اسلامی ایران خواهد داد تا در مقام یک کشور مهم و استراتژیک در جهان، بتواند با دیدی باز به گسترش روابط خود با سایر دولت ها اقدام نماید.
این مهم پیش از این در بسیاری از کشورها چه در قالب بخش خصوصی از جمله موسسات مطالعاتی و تحقیقاتی و چه در قالب سازمان های دولتی وجود دارد. علاوه بر این، هر کشوری در ارتباطات خود با جهان خارج، بدون تردید اولویت هایی را درنظر دارد و با توجه به میزان نفعی که از این ارتباطات می برد، اقدام به ارتباط دیپلماتیک می کند.
جمهوری اسلامی ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست و به فراخور موقعیت منطقه ای و بین المللی خود، نسبت به برقراری روابط با سایر بازیگران، تعاریف خاصی دارد. بر این اساس اگر کشور و یا دولتی نقشی بهتر و یا راهبردی تر برای تامین منافع و حفظ و ارتقای امنیت ملی ایران دارد، قطعا روابط با آن دولت نیز جنبه راهبردی برای کشور پیدا می کند. شورای راهبردی روابط خارجی می باید این زمینه را شناسایی و به مسئولان و تصمیم سازان سیاست خارجی آن را اعلام نماید.
رایزنی های رهبر انقلاب
براساس خبر منتشره در یکی از رسانه های کشور، از مدت ها قبل، رهبر معظم انقلاب مشورت هایی را در جهت تشکیل شورای راهبردی و زمینه استفاده هرچه بهتر از ظرفیت های موجود کشور در حوزه روابط بین المللی را آغاز کرده بودند. از جمله این مشورت ها در گفتگو با سیدمحمدخاتمی، رئیس جمهور سابق پس از سفر وی به آلمان بوده است.
خاتمی که سال گذشته برای شرکت در یکی از نشست های مربوط به گفتگوی تمدن ها به آلمان رفته بود، دیداری با «اشتاین مایر» وزیر خارجه کنونی آلمان داشته که در آن مقطع در آستانه رسیدن به پست وزارت خارجه در دولت «آنجلا مرکل» بوده است.
خاتمی در این دیدار، در پاسخ به پرسش های اشتاین مایر مبنی بر تشریح وضعیت ایران تاکید کرده که انرژی صلح آمیز هسته ای برای ایران، یک مطالبه جدی و غیرقابل چشم پوشی است که از سوی مردم و در سطح عالی رهبری، پیگیری می شود و ربطی به تغییر دولت و رئیس جمهور هم ندارد.
وی افزود: که اروپا منافع مشترک گوناگونی با ایران دارد و باید با توجه به این منافع، از بهانه جویی های بی جا در پرونده هسته ای پرهیز کند، به ویژه که ایران، یقینا دمکراتیک ترین کشور منطقه است و نشانه آن هم این است که قدرت در ایران به راحتی جا به جا شده و من که اکنون در اینجا هستم، هیچ مسئولیتی ندارم.
خاتمی پس از بازگشت از آلمان، این سفر و دیدار خود را برای آیت الله خامنه ای تشریح و رهبر معظم انقلاب نیز از این رویکرد رئیس جمهور سابق، در تاکید برحق هسته ای ایران استقبال کرده اند و همچنین موضوع راه اندازی شورایی برای استفاده از ظرفیت چهره های باسابقه و اهل نظر در تصمیم سازی و رایزنی های دیپلماتیک را مطرح نموده اند. معظم له همچنین اظهار داشته اند که در دیپلماسی مدرن، حتی کارتر دمکرات برای دولت جمهوری خواه بوش رایزنی می کند و طبیعی است که در نظام ما، استفاده از ظرفیت چهره هایی باسلیقه های مختلف برای پیگیری منافع ملی در سیاست خارجی، ممکن و لازم است.
رویکرد و عملکرد اعضای شورا
در اساسنامه شورای راهبردی روابط خارجی آمده است که اعضای این شورا تا 10 نفر قابل افزایش است. بنابر این ریاست شورا می تواند پنج عضو دیگر را به این جمع اضافه نماید.
یکی از نکاتی که در انتخاب اعضای اصلی این شورا وجوددارد آن است که پنج نفر انتخاب شده، هیچ کدام یک چهره برجسته حزبی نیستند. دکتر علی ولایتی که تجربه 61 ساله وزارت خارجه در دولت های میرحسین موسوی و هاشمی رفسنجانی را همراه دارد، هیچگاه در دسته بندی های حزبی و سیاسی وارد نشده است. تجربه جنگ تحمیلی، قطعنامه 598، آغاز گفتگوهای انتقادی با اروپا و بهبود روابط با کشورهای همسایه به خصوص کشورهای تاثیرگذار منطقه همچون عربستان سعودی از اندوخته های گرانبهای ولایتی است. یکی از استراتژی های ولایتی در عرصه روابط بین الملل، لزوم نزدیکی هر چه بیشتر کشورهای اسلامی به خصوص تمرکز بر روی خاورمیانه و برقراری روابط هر چه نزدیکتر با کشورهایی همچون عربستان، مصر، سوریه و عراق می باشد. ولایتی اخیرا مقاله مشروحی را در ویژه نامه نوروزی شرق در این باره به نگارش درآورده است. گفته می شود در سفر وی به عربستان که به عنوان نماینده ویژه رهبر معظم انقلاب انجام شد، طرح راهبردی منطقه ای میان دو کشور محوری خاورمیانه یعنی ایران و عربستان طراحی شده است. به اعتقاد کارشناسان سیاسی، ورود ولایتی به این شورا باعث می شود تعداد قابل توجهی از دیپلمات ها و کارشناسان و محققان سیاسی ای که طی دوران 16 ساله وزارت وی، در زیر مجموعه وزارت خارجه مشغول به کار بوده و هم اینک دوران بازنشستگی یا اشتغال به امورغیرسیاسی را در پیش گرفته اند، به این شورا پیوند بخورند.
پس از پایان دوره ریاست جمهوری خاتمی، کمال خرازی از جمله چهره هایی بود که به جز عضویت در هیات علمی دانشگاه تهران، مسئولیت دیگری به همراه نداشت. خرازی تجربه سال ها نمایندگی جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل و ریاست خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران را یدک می کشد، در دوران وزارتش برقراری ارتباط نزدیک با اروپا را در دستور کار خود قرار داد. بر این اساس، سفر خاتمی به آلمان، فرانسه، ایتالیا و اسپانیا را باید از موفقیت های وی در تحقق اهدافش نام برد. عضویت خرازی در شورای راهبردی و ریاست آن، امکان بهره گیری از تجربیات دیپلمات ها و سفرایی که هشت سال خود را با وی گذرانده اند، میسر می سازد.
دریابان علی شمخانی عضو دیگر شورای راهبردی است که در پرونده کاری اش، سرپرستی وزارت سپاه پاسداران در دولت میرحسین موسوی، فرماندهی نیروی زمینی سپاه، فرماندهی مشترک نیروی دریایی سپاه و ارتش و وزارت دفاع به چشم می خورد، تجربیات گرانبهایی در امور امنیتی و دفاعی داشته و از ظرفیت بالایی در جهت برقراری روابط حسنه با کشورهای عربی برخوردار می باشد.
محمدشریعتمداری از نیروهای معتمد رهبری است که سال ها در دفتر معظم له در بخش های مختلف مالی، حسابرسی و نظارت مشغول به کار بوده است. وی از موسسین جمعیت دفاع از ارزش های انقلاب اسلامی بوده که به همراه دکتر پورنجاتی عضو موسس دیگر این جمعیت، وارد کابینه سیدمحمدخاتمی شد و مسئولیت وزارت بازرگانی دولت وی را عهده دار شد. وی چهره ای مورد اعتماد در میان گروه های سیاسی کشور است.
محمدحسین طارمی از شاگردان شهید بهشتی و شهید مطهری می باشد، دوران تحصیل خود را در مدرسه حقانی گذرانده است. وی در دوره ای که حضرت امام(ره)، معاونت سیاسی صداوسیما را از نظارت ابوالحسن بنی صدر خارج و برای آن سرپرست مستقیم و مستقل تعیین کردند، محمد حسین طارمی را به معاونت سیاسی صداوسیما منصوب کردند.
طارمی سپس به وزارت خارجه رفت و دو دوره سفیر ایران در چین و عربستان شد. مدیریت مرکز مطالعات تاریخی و حضور در بخش روابط خارجی دفتر رهبر معظم انقلاب از آخرین مسئولیت های طارمی می باشد.
این روزها شاهد تکرار یک سوال در میان محافل سیاسی و رسانه ای هستیم. سوال این است که آیا شورای راهبردی روابط خارجی، نسخه ای از شورای روابط خارجی آمریکاست و قرار است همان کارکردها و وظایف را عهده دار شود؟ یا آنکه الگویی بومی و ملی است؟
در پاسخ این سوال باید گفت: شورای روابط خارجی آمریکا که در سال 1291 تاسیس و مقر اصلی آن در نیویورک می باشد، وظیفه اصلی آن تعیین سیاست های کلان نظام سیاسی آمریکا و نحوه اجرایی کردن دکترین هایی است که در دوران ریاست جمهوری مونرو، ترومن، آیزنهاور، کلینتون، نیکسون، کندی، کارتر، ریگان و بوش به عنوان نمادهای این کشور مطرح گردیدند.اما نکته قابل توجه در این میان آن است که دکترین های هر کشوری براساس موقعیت سرزمینی، توپوگرافی و طبیعت سرزمینی، منابع معدنی و طبیعی، نظامات و نهادهای سرزمینی، تحولات بین المللی، ایدئولوژی و مسلک دینی، نخبگان نظام سیاسی، بهره مندی از قدرت نظامی، پیشرفت های اطلاعاتی، ظرفیت ها و قابلیت های اقتصادی و تاریخ و پیشینه و فرهنگ یک کشور و بازیگر بین المللی تدوین می یابد. براین اساس، سرمشق دکترین امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران که معتقد به اصول و آرمان های اسلام ناب محمدی(ص)، حمایت از محرومان و مستضعفان عالم و نفی سلطه گری و سلطه پذیری می باشد، با راهبرد کشوری که هدف آن سلطه بر کشورهای دیگر و غارت و چپاول سرمایه های آنان می باشد، از لحاظ محتوایی، بسیار متفاوت و دارای اختلافات اساسی و عمیق می باشد.
در عین حال از یک نکته اساسی نباید غفلت کرد و آن اینکه نقش دکترین ها و راهبردها در اداره مطلوب حکومت ها، امری غیرقابل تردید و انکار می باشد که از این تجربه مهم در عرصه روابط دیپلماتیک باید به خوبی بهره برداری کرد.
امروز در حوزه علوم سیاسی و روابط بین الملل، از تینک تانک های آمریکایی (اتاق های فکر) و موسسات بزرگ پژوهشی آن کشور همچون «امریکن اینترپرایز»، «هریتیج»، «رند»، «کارنگی»، «کمیته خطر جاری»، «انستیتو خاور نزدیک واشنگتن»، «موسسه مطالعات مونتری»، «شورای روابط خارجی آمریکا»، «گروه تحقیقاتی بارنا»، «موسسه مطالعاتی هوور»، «مرکز مطالعات خاورمیانه» و «مرکز پژوهش های کاخ سفید» به همراه دکترین های این کشور همچون مونرو، ترومن، آیزنهاور، نیکسون، کندی،کارتر، ریگان، کلینتون، بوش به عنوان نمادهای این کشور در کنار نمادهایی همچون مک دونالد، هالیوود، جین و کوکاکولا نام می برند.
اهمیت موسسه ای همچون «امریکن اینترپرایز» برای مقامات کاخ سفید به گونه ای است که بوش در جمع آنان حاضر شده و در تقدیر از عملکرد آنان می گوید: «شما برترین مغزهای کشور ما هستید. آن قدر برتر که دولت من بیش از 20 تن از شما را در کابینه به کار گرفته است. شما تجربه فروپاشی بزرگترین دشمن ایالات متحده در دوران جنگ سرد یعنی اتحاد جماهیر شوروی را دارید.»
در تدوین سیاست های کلان و راهبردی و سپس تبدیل آن به سیستم و اجرایی نمودن آن در سیاست خارجی آمریکا که به سیاست پنج قاره ای معروف است، در مرحله نخست باید از «تانکمن»ها و تولیدکنندگان راهبردهای آن که افرادی همچون هنری کیسینجر، ساموئل هانتینگتون، زبیگنیو برژینسکی و فرانسیس فوکویاما حضور دارند، نام برد. در رده دوم «سیستم من»ها جای دارند که وظیفه آنان تبدیل راهبردها و استراتژی های ارایه شده توسط تانکمن ها به سیستم و راهکار می باشد. چهره هایی همچون کاندولیزارایس، پل وولفوویتز، ریچارد پرل، جیمز وولسی، رابین رایت، جوزف لیبرمن، داگلاس فیت و اسکات کارپنتر در این رده قرار دارند. بخش سوم متعلق به «منیجر»ها و اجراکنندگان راهبردها و راهکارهای ارایه شده از جانب تانکمن ها و سیستم من هاست که نام هایی چون رامسفلد، دیک چنی، جان بولتون، ریچارد آرمیتاژ، مایکل لدین و مارتین ایندیک در میان آنان مشاهده می شود.
شکار فرصت ها
در گفتگویی که دکتر خرازی رئیس شورای راهبردی با خبرگزاری ایرنا داشته، وی به صراحت اعلام کرده است که وظیفه این شورا تعیین راهبردها و ایفای نقش مشورتی است و به هیچ وجه در امور اجرایی دخالت نخواهد کرد. این نهاد ایفاگر نقش واسطه بین حاکمیت و نخبگان است تا عقبه نظری دیپلماسی فعال جمهوری اسلامی ایران را در صحنه بین المللی به پیش ببرد.
بسیاری از نظریه پردازان بر این باور هستند که محیط امنیتی و استراتژیک ایران یکی از دشوارترین محیط های بین المللی است که این امر واقعیت تازه ای در تاریخ ایران نیست. در چنین محیطی باید به دنبال شناسایی فرصت ها و تهدیدها و توانایی کنترل و تبدیل تهدیدها به فرصت ها بود چرا که در غیر این صورت هر فرصتی می تواند تهدید و هر تهدیدی به یک خطر جدی تبدیل شود. جمهوری اسلامی ایران در آستانه دهه سوم از حیات خود، نیازمند نگرشی هوشمندانه به تحولات قدرت در عرصه بین المللی است و موفقیت در این عرصه تنها در سایه تدوین راهبرد و دکترینی منطبق با تحولات قدرت بین المللی و شناخت مخاطرات متقارن و نامتقارن می باشد که این مهم می تواند توسط مراکزی همچون شورای راهبردی تدوین و به پیکرده تصمیم گیری و اجرایی کشور تزریق گردد.

نام:
ایمیل:
نظر: