صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۵ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۷:۳۸  ، 
شناسه خبر : ۷۷۴۷۶

سودان به دلیل منابع عظیم انرژی بویژه نفت و اورانیوم و موقعیت استراتژیک در آفریقا از موقعیتی جهانی برخوردار است که ثبات یا بی ثباتی آن تاثیرات بسیاری برمنطقه و جهان داشته و دارد. هرچند سودان با بهره گیری از این موقعیتها می تواند جایگاهی مهم برای خویش ایجاد کند اما بیش از یک دهه جنگ داخلی که به کشته شدن صدها هزار تن و آوارگی بیش از ده میلیون نفر منجر شده از آن، کشوری جنگ زده با چهره ای مخدوش به نمایش گذاشته است. نظام قبیله ای و عدم ثبات در دولت مرکزی از یک سو و مداخلات خارجی برای تامین منافع سیاسی و اقتصادی از سوی دیگر مهمترین عوامل استمرار این ناآرامی ها می باشند.
در این میان موقعیت سودان سبب شده تا کشورهای منطقه در قالب اتحادیه آفریقا و حتی سازمان ملل با نگاهی ویژه به بررسی تحولات آن بپردازد. نکته مهم در تحولات اخیر سودان تصویب قطعنامه 1769 شورای امنیت مبنی بر جایگزین 26 هزار نیروی مشترک سازمان ملل واتحادیه آفریقا به جای 7 هزار نیروی حافظ صلح آفریقا در دارفور می باشد که به خواست غرب و با تایید دولت خارطوم صورت می گیرد. این در حالی است که پیش از این قطعنامه 1706 شورای امنیت و توافقنامه «آدیس آبابا» پیرامون حل اختلافات داخلی در سودان اجرایی نشده و جنگ داخلی در این کشور ادامه دارد. با توجه به اینکه تاکنون عمرالبشیر با هرگونه حضور بیگانگان در سودان مخالفت کرده و آن را آغاز استعمار کشورش می دانست و حتی پس از تصویب قطعنامه 1769 تاکید کرده که در صورت تخلف با نیروهای سازمان ملل مقابله خواهد داشت دلیل گرایش وی به پذیرش قطعنامه و نیروهای خارجی می تواند با چند هدف صورت گرفته باشد:
الف) بیش از یک دهه جنگ داخلی، صدمات بسیاری برسودان وارد ساخته است بگونه ای که از یک سو رویارویی مردم با دولت و تحرکات معارضین را افزایش داده است و از سوی دیگر تهدید تجزیه کشور به مناطق خود مختار بیش از پیش جدی شده است. در حالی که عمرالبشیر با رایزنی با شورشیان برای اتحاد ملی و پایان جنگ تلاش می کند اما مداخلات خارجی بویژه انتشار گزارش هایی از دخالت صهیونیستها برای تجزیه سودان این روند را با چالش مواجه ساخته است. اکنون البشیر امیدوار است تا شاید به واسطه حضور نیروهای سازمان ملل به ترمیم این روند بپردازد.
ب) هر چند که سودان درگیر جنگ داخلی می باشد اما منابع انرژی وموقعیت جغرافیایی آن، توجه قدرت های بزرگ بویژه چین، روسیه و حتی اروپا را به خود جلب کرده است. در شرایطی که خارطوم با چالش شدید اقتصادی مواجه است، ثبات در این کشور می تواند زمینه ای برای سرمایه گذاری خارجی و واگذاری امتیازات سیاسی به سودان را به همراه داشته باشد. بسیاری از ناظران سیاسی بر این عقیده اند که تلاش قدرت ها برای پایان جنگ در سودان، حضور اقتصادی در آن است که در صورت هدایت آن از سوی خارطوم می تواند منافع بسیاری برای آن به همراه داشته باشد. البته برخی کشورها نظیر آمریکا و انگلیس درکنار رژیم اشغالگر قدس برآنند تا در سایه بحران به منافع خود دست یابند بگونه ای که حتی می توان گفت عمر البشیر با پذیرش قطعنامه برای پایان دادن به این روند و آغاز حضور بازیگران قانون نظیر چین و روسیه فعالیت داشته است.
ج) یکی از سناریوهای مطرح در پذیرش قطعنامه 1769 از سوی خارطوم مواضع ایالات متحده می باشد. آمریکایی ها بارها تاکید کرده اند که سودان برای آینده سیاسی آنها از اهمیت ویژه ای برخوردار است و به امضای خودشان برای صلح در آن فعالیت می کنند. هر چند که آنها برای دست یابی به منابع انرژی و موقعیت جغرافیایی خارطوم (بویژه برای صهیونیستها) به اعمال فشار برسودان پرداخته اند اما سیاستهای خود را بر دو محور استوار ساخته اند:
1- اعمال فشارهای بین المللی بویژه در قالب سازمان ملل و کمیسیونهای حقوق بشر.
2- تهدید به حمله نظامی به گونه ای که حتی اشغال سومالی را هشداری برای سودان عنوان کرده اند.
در چنین شرایطی و در حالی که اتحادیه آفریقا، سازمان کنفرانس اسلامی و مجامع جهانی نتوانستند کارکرد چندانی برای صلح دارفور انجام دهند، از سوی دیگر تهدیدات آمریکا به اشغال نظامی افزایش یافت، سودان با پذیرش قطعنامه به نوعی در برابر آمریکا به صف آرایی پرداخت که به رغم تبلیغات آمریکا، شکستی برای سیاست جنگ طلبانه بوش است.
د) نکته قابل تامل در پذیرش قطعنامه شرایط حاکم بر آفریقا است. از یک سو این تهدید وجود دارد که استمرار بحران دارفور، جنگ داخلی را به سایر کشورهای آفریقایی گسترش دهد که خواست غرب می باشد. از سوی دیگر شرایط را برای اجرای طرح ایجاد پایگاه دائمی آمریکا در آفریقا فراهم می آورد. عمرالبشیر با همکاری کشورهای آفریقایی که پذیرفته اند سهمی قابل توجه از نیروهای بین المللی را تشکیل دهند، تلاش دارد تا در برابر این خطراط مقاومت کند تا راه نفوذ غرب بیش از گذشته مسدود گردد.
در نهایت می توان گفت که هرچند خارطوم به دلیل اعمال فشارهای بین المللی به پذیرش قطعنامه روی آورده اما عمرالبشیر تلاش دارد تا در سایر آن ضمن برقراری ثبات در کشور راه را برای سرمایه گذاری خارجی و پیشرفت سودان از یک سو و مقابله با زیاده خواهی های آمریکا و رژیم صهیونیستی از سوی دیگر هموار سازد. در صورت عدم کارشکنی آمریکا و اجرای درست قطعنامه ، دولت خارطوم می تواند به اهداف خود که پایان دادن به یک دهه جنگ داخلی و حضور فعال در منطقه است نایل آید.

نام:
ایمیل:
نظر: