پرسش6: ادعا می شود که ملت آلمان از این رو از یهودیان نفرت داشت که نه تنها اقتصاد آلمان را به ورشکستگی کشانده بودند، بلکه ادبیات و هنر و اصولا جامعه آلمان را نیز مسموم ساخته بودند! این ادعا تا چه حد می تواند درست باشد؟
ارتش نازی پس از اشغال ورشو، یهودیان را ناچار ساخت با احداث دیوار بلند، محله خود را از دیگر بخش های شهر جدا کنند.
همه پژوهش های بی طرفانه اقتصادی نشان می دهد که یهودیان آلمان در دوران پیش از جنگ جهانی دوم نه تنها موجب ورشکستگی اقتصادی آن کشور نشدند، بلکه به عکس، در رونق اقتصادی آن کشور جنگ زده و شکست خورده (در جنگ جهانی اول) و تامین نیازهای اساسی مردم آلمان نقش اساسی و سازنده داشتند، نخستین فروشگاه های بزرگ پوشاک و لوازم خانگی در آلمان را بازرگانان یهودی به راه انداختند و برای نخستین بار فروش اجناس به صورت قسطی را رواج دادند تا مردم کم بضاعت هم بتوانند وسایل مورد نیاز خود را به اقساطی که برایشان قابل پرداخت بود خریداری کنند.
از اوایل قدرت یابی هیتلر، یهودیان را ناچار کردند وصله جهودی به لباس بیاویزند.
در امور ادبی، هنری، اجتماعی و پزشکی نیز یهودیان در صف مقدم خدمتگزاران به جامعه آلمان قرار داشتند.
نگاهی به فهرست یهودیان برنده جوایز نوبل در رشته های ادبیات، فیزیک، شیمی، پزشکی و علوم دیگر نشان می دهد که بسیاری از آنان زاده آلمان بودند و افتخارات علمی آنها افتخار آلمان نیز محسوب می شود.
نام «آلبرت انیشتین» و پروفسور «کخ» برای همگان آشناست، ولی در امور ادبی و هنری می توان شعرا و نویسندگان و هنرمندانی را چون «برتولدبرشت»، «هانریش هاینه»، «مندلسون» و صدها نام درخشان دیگر ذکر کرد.
علاوه بر این، در جنگ جهانی اول، یهودیان آلمان با وطن پرستی قابل تحسین در ارتش آن کشور خدمت کردند و به جانفشانی پرداختند. در این جنگ 12 هزار افسر و سرباز یهودی آلمانی در راه دفاع از آن کشور جان باختند و هزاران تن نیز به خاطر دلاوری هایی که در جنگ بروز دادند به دریافت نشان شهامت و افتخار نایل آمدند.
پاسخ ما به پاسخ آنها: همانطور که از پاسخ فوق مشخص شده، یهودیان نقش قابل توجه ای در آلمان داشتند. یهودیان آلمان در مشاغل اقتصادی خاصی به کار مشغول می شدند که کمترین میزان وابستگی به زمین و کمترین نیاز به سکونت در یک مکان مشخص را داشت. نقش یهودیان در مراکز دانشگاهی قابل توجه است به طوری که 34درصد ازحقوقدانان پایتخت، 43درصد از متخصصان پزشکی، 31درصد از اعضای دانشکده های فلسفه در پایتخت را یهودیان تشکیل می دادند. نقش آنها در اقتصاد آلمان به نحو تعجب برانگیزی بیش از جمعیت یک درصدی آنان بوده است. نتایج تحقیقات دکتر آلفرد مارکوس نشان می دهد که در سال 1903 از 603 کارخانه فعال آلمانی در بخش فلزات، 346 مورد آن یعنی 3/57 درصد متعلق به یهودیان بوده است. علاوه بر این یهودیان مالک 41 درصد از صنایع فلزی، 22 درصد از کارخانجات کشاورزی و 60 درصد از کارخانجات تولید پوشاک بوده اند.
در بخش بانکداری نیز یهودیان ریاست و مدیریت اکثر بانکهای معتبر وابسته به دولت آلمان را بر عهده داشتند و همه بانکهای خصوصی آلمان متعلق به یهودیان بوده است. در بازار سهام نیز یهودیان کاملا بر این بازار مسلط بوده اند. در حیطه کارگری نیز یهودیان نسبت به جمعیت اندک خود دارای بالاترین مشاغل بوده اند. چنین آماری (و آمارهایی که در این مختصر آورده نشد) حاکی از آن است که اقتصاد آلمان کاملا متاثر از حضور پر رنگ یهودیان و در اکثر بخشها، تحت تسلط یهودیان قرار داشته است. بر مبنای چنین نفوذی که در پاسخ فوق نیز آمده است، یهودیان دو نوع نقش و کارکرد مثبت و منفی در جامعه آلمانی داشته اند. بر اساس کارکردهای مثبت و آن چنانکه تاریخ حاکی است همکاری گسترده ای میان یهودیان صهیونیسم و شخص هیتلر وجود داشت. جالب اینکه نقش یهودیان در سیاست آلمان در میان دو جنگ اول و دوم به حدی پر رنگ شد که برخی از رهبران احزاب مجلس آلمان را یهودیان به خود اختصاص می دادند آنها حتی در حزب ناسیونال سوسیالیست کارگران آلمان مشهور به حزب نازی حضور گسترده ای داشتند و برخی از مناصب کلیدی این حزب در اختیار یهودیان بود.
به همان مقداری که یهودیان کار ویژههای مثبت و همکاری جویانه ای در میان دو جنگ و حتی با هیتلر داشتند تا کارکردهای منفی و زالوصفتانه در اقتصاد، سیاست و فرهنگ هم داشتند. بررسی وضعیت اقتصادی آلمان پس از جنگ جهانی اول تا سال 1933 حاکی از موارد بی شماری از فسادهای اقتصادی کلان می باشد که در اکثر این پرونده ها یهودیانی سرشناس وجود داشته اند و اکثر موارد نیز از قانون فرار می کردند. نقش یهودیان در فسادهای اقتصادی به حدی بود که نام های برادران اسکولارز، برادران بارمات، برادران کلارک و برادران روتر از یهودیان سرشناس آلمان، به عنوان مفسدان بزرگ اقتصادی در آن دوره همه گیر شده بود. بررسی آماری جرایم صورت گرفته در آن دوره حاکی از آن است که یهودیان 14 برابر بیش از درصد جمعیتی خود نسبت به دیگر مردم آلمان مرتکب سوءاستفاده های اقتصادی شخصی شده بودند علاوه بر پرونده های مجرمانه رباخواری تعداد یهودیان در میان کسانی که به علت دزدی دستگیر شده اند 11 برابر درصد جمعیتی آنها بوده است علاوه بر اینها یهودیان مشارکتی جدی در دیگر جرایم بزرگ از قبیل قاچاق، قمار و جرایم جنسی داشته اند به عنوان مثال آمارهای سال 1931 حاکی از آن است که از 272 مورد قاچاق بزرگ مواد مخدر در سطح بین المللی در آلمان که از طریق مرکز مبارزه با مواد مخدر این کشور به دستگیری انجامیده است 69 مورد آن توسط یهودیان بوده است. جالب اینکه قرآن کریم نیز در خصوص ویژگی های قوم یهود دوران پیامبر اکرم(ص) می فرماید: «سماعون للکذب اکالون للسمت» جاسوس و گوش سپار دروغند، فراوان مال حرام می خورند. (آیه 42 سوره مائده)
درحیطه فرهنگ، یهودیان سلطه بلامنازعی بر بخش چاپ و انتشارات و ادبیات داشته اند علاوه بر این در زمینه فیلم و تئاتر نیز فعالیتی جدی داشتند آنها در تمام جهت گیریهای خود کاملا یهودی عمل می کردند فلذا در این حوزه نیز می توان کار ویژه های مثبت و منفی را در رفتار یهودیان آلمان دید. کار ویژه های فوق از یک سو و استدلالی که مستشکل در پاسخ خود آورده است اثبات کننده این واقعیت است که نظام هیتلری با همه یهودیان برخورد حذفی نداشت.
بر همین مبنا یهودیان سرشناسی مانند اسحاق شامیر و اشترن گانگستر (رهبر جنبش آزادی اسرائیل) امیل، گرترود اشتاین و... که برنده های جایزه نوبل ادبیات است به صورت فعال در نظام هیتلری ملاحظه می کنیم.
در پاسخ مستشکل به جداسازی یهودیان در اوایل قدرت یابی هیتلر اشاره شده در حالی که اسناد متقن حاکی است که رهبران مشهور یهود مانند جرج کارسکی کاملا حامی سیاستهای نازی ها و خواهان جداسازی کامل یهودیان از آلمانیها بودند. کارسکی معتقد بود که از این طریق دولت آلمان به اهداف همیشگی یهودیان در مورد جدابودن از جوامع پیرامونی خود جامه عمل خواهد پوشاند وی همچنین معتقد بود نصب ستاره داود باعث مشخص شدن یهودیان و عدم ادغام آنان در میان مسیحیان خواهد شد. جالب اینکه شش ماه پس از به قدرت رسیدن هیتلر، فدراسیون صهیونیست های آلمانی که بزرگ ترین گروه یهودی این کشور محسوب می شد موافقت نامه مفصل و با جزییات فراوان را با دولت آلمان منعقد ساخت که در آن برای اولین گام، یهودیان ملتی جدای از ملت آلمان در نظر گرفته شد و زمینه برای عمل کردن اهداف رهبران صهیونیسم در مورد یهودیان از سوی دولت آلمان فراهم می آمد. در واقع جداسازی جامعه یهودیان از دیگر مردم آلمان که براساس توافق صهیونیست ها و رهبران یهودی آلمان و نازی ها صورت گرفت، هر دو به برتری نژادی و خونی هم نژادان خود معتقد بودند. دولت آلمان با اعتقادات نژادی صهیونیست ها احساس هماهنگی کامل می کرد.