صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۵ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۷:۴۷  ، 
شناسه خبر : ۷۷۷۱۰

فتح‌الله پریشان
روزها و هفته های اخیر، کسانی که پیگیر مسائل جریانات و گروه های سیاسی در جراید و روزنامه ها هستند، به محض تورق مطبوعات بویژه آن دسته از مطبوعه هایی که به نوعی وابستگی یا حداقل دلدادگی و سمپاتی به جریان موسوم به دوم خرداد دارند، روند رو به تزایدی از آسیب شناسی و واکاوی چرایی شکست جریان اصلاحات از زبان شخصیت ها، مطبوعات و جریانات سیاسی گوناگون متعلق به این طیف فکری سیاسی را مشاهده می نمایند. به برخی از این اظهار نظرها توجه کنید: دبیر کل حزب مردم سالاری: فقدان صداقت میان اصلاح طلبان، انحصار طلبی، افراط گری و بی برنامگی چهار عاملی بود که سبب شد فرصت از دست برود.
معصومه ابتکار رئیس محیط زیست دولت خاتمی: پاشنه آشیل اصلاحات به نظر من خروج از اعتدال، تند روی و گذر از برخی اصول بود که تاحدی بین اصلاحات و مردم فاصله انداخت.
حجت الاسلام محتشمی پور: جریان اصلاح طلب در تجربه حاکمیت خود بر دو قوه مقننه و مجریه با چوب و چماق دموکراسی به ایجاد فضای خفقان رسانه ای مبادرت ورزید و اجازه بیان عقاید و نظرات منتقدان را به بهانه کارشکنی و هر نه روز یک بحران یا توطئه ندادند.
علی ربیعی مشاور امنیتی دولت دوم خرداد: تند روی اقلیت ناچیز، بی توجهی به روح تغییر خواهی مردم برپایه معیشت و عدم درک درد جامعه از جمله دلایل شکست اصلاح طلبان بود.
حجت الاسلام کروبی دبیر کل اعتماد ملی: دوستان اصلاح طلب اجازه ندادند شکست در انتخابات آسیب شناسی شود. افراط گرایی‌ها و غیر تشکیلاتی عمل کردن از علتهای اصلی شکست دوم خرداد بود.
عباس عبدی از اعضای حزب مشارکت و فعالان مشهور دوم خردادی: اصلاح طلبان قبول مسئولیت می کنند، بعد نق می زنند و می گویند که ما قدرت نداریم و تدارکچی هستیم... تحصن مجلس ششم لطمه بزرگی به اصلاح طلبان زد. برای اینکه مردم فکر می کردند این تحصن را به خاطر اینکه رد صلاحیت شده بودند، می کردند. آن روزی که باید برای منفعت مردم اقدام می کردند، اقدام نکردند و...
تحلیل محتوای این اظهار نظرها با ملاحظه شخصیت ها و جایگاه های بیان کننده شماری از آفات، نقایص و آسیب های جریان یا حداقل دوران اصلاحات ضمن آشنایی بیشتر مخاطبان با این مباحث، می تواند پرده از مواضع ابهامی برخی از افراد و گروه های سیاسی درخصوص علل پرداختن به این قبیل اظهارات بردارد.
1- نقد منصفانه و نگاه آسیب شناسانه بی طرفانه به عملکرد گذشته از سوی افراد و جریانات سیاسی امر مطلوبی است. خصوصا این امر در مورد کسانی که امیدوار به برگشت به قدرت هستند، موجب پویایی سیستم در پرتو اصلاح روش نامطلوب گذشته است. اما به نظر می رسد رویکرد جدید اصلاح طلبان کمی دیرهنگام و مشتبه به شائبه انتخاباتی در پنج شش ماه مانده به آورد انتخاباتی مجلس هشتم است.
2- اعتراف های ضمنی موجود در فرآیند آسیب شناسی اصلاحات چقدر با واقعیت قرین است؟
آیا دوم خردادی ها بویژه بخش افراطی آن در یک روند علمی و تحقیقی به این نقایص رسیده اند یا با این واگویه ها قصد بازسازی چهره سیاسی خود جهت جلب اعتماد مردم را در سرمی پرورانند؟
با بررسی برشی از دوران دوم خرداد و ملاحظه رفتار سیاسی این جریان به سهولت می توان پاسخ پرسشهای فوق را پیدا کرد.
3- نوع نقدهایی که در حال حاضر صورت می گیرد به عنوان سندی از رفتارهای دوم خردادی ها محسوب می شود که حاکی از تقابل یک جریان به طور خواسته یا ناخواسته در برابر نظام جمهوری اسلامی و اندیشه ها و آرمانهای بنیانگذار آن است. موضوعی که شخصیت‌های ملی و اسلامی دلسوز و جریانات اصولگرا در دوران حاکمیت اصلاح طلبان همواره نسبت به آن هشدار می دادند. اما گوش شنوایی در سران رادیکال این جریان به سبب سواری از مرکب سرکش قدرت برای نیوشیدن این کلمات پیدا نمی شد.
4- افراد و جریان هایی که امروز از گذشته نادم می نمایانند و صریحا اعتراف می نمایند که آنها برخلاف جریان خروشان مردم و نظام اسلامی حرکت می کردند، اصول را نادیده می گرفتند، به چارچوب ها و داربست های نظام پایبند نبودند، چشم و گوش خوابانده بودند تا ندایی از آن سوی آبها برسد و ... چه تضمینی به مردم به عنوان صاحبان اصلی نظام می دهند که بار دیگر اگر بر سریر قدرت نشستند، غفلت ها و اشتباهات گذشته را جبران خواهند کرد؟ و اگر مردم به این نتیجه برسند که این غفلت ها، تغافل بوده و اسنادی دال برهمپایگی آنان با دشمنان وجود دارد و لذا آنان را شایسته بازگشت به اریکه سیاست و قدرت ندانند، آیا مجددا به کم فهمی و کج فهمی از سوی افراطیون دوم خرداد متهم خواهند شد. در هر صورت روند آغاز شده فارغ از فضای تیره و تاری که دوم خردادی ها خود ایجاد کرده اند، اگر با صداقت و شفافیت به پالایش ایده های انحرافی که در درون این جریانات وجود دارد، کمک نماید و غالب معتقدان به دوم خرداد بویژه آن دسته که در گذشته مسئولیتی داشتند و هنوز از عملکرد دوستان افراطی خود در دولت و مجلس گذشته حمایت می کنند را به نوعی واقع بینانه متوجه گذشته نمایند که حاصل آن تبری جستن از ایده های انحرافی و اندیشه های زاویه دار با قانون اساسی و آرمانهای امام خمینی (ره) و تدابیر مقام معظم رهبری باشد، آغازی قابل تامل بریک پایان نامیمون خواهد بود.

نام:
ایمیل:
نظر: