پرسش 7: چند اردوگاه مرگ وجود داشت و چرا هیچیک از این اردوگاهها را هیتلر در داخل خاک آلمان برپا نکرد؟
درباره اردوگاههای اصلی که بخش اعظم یهودیان در آنجا قربانی شدند، در پاسخ به یکی از پرسش های پیشین توضیح دادیم. ولی اسامی ذکر شده در آن پاسخ همه اردوگاههای آدم کشی هیتلر را شامل نمی شود، بلکه در کنار آنها اردوگاههای متعدد دیگری نیز وجود داشت که برخی از آنها اردوگاههای کار اجباری و یا بازداشتگاه بود که در آنها نیز افراد بسیار دیگری جان خود را از دست دادند.
اکثریت قریب به اتفاق اردوگاههای هیتلری در خارج از آلمان برپا شد (گرچه نخستین بازداشتگاه مرگ را هیتلر برای زندانی کردن مخالفان سیاسی خود و گروههای دیگر، در نزدیکی مونیخ برپا کرد.
هیتلر در برپائی اردوگاههای مرگ در خارج از آلمان عوامل مختلفی را در نظر داشت:
1) او می خواست همانگونه که شعار می داد، خاک آلمان را از وجود یهودیان بکلی پاک سازد. برپائی اردوگاههای مرگ در داخل آلمان، حتی بطور موقت نیز می توانست به تداوم حضور یهودیان در آلمان تعبیر شود.
2) هیتلر می دانست که بسیاری از مسیحیان متعصب در اروپای شرقی از یهودیان نفرت دارند و اگر اردوگاهها در داخل آن سرزمین ها برپا گردد، اهالی یهودستیز به فراریان اردوگاههای مرگ پناه نخواهند داد. این حساب هیتلر درست بود. زیرا موارد متعددی روی داد که برخی یهودیان توانستند از اردوگاه مرگ بگریزند- ولی پس از چند روز یا خودکشی کردند و یا به اردوگاه بازگشتند- زیرا اهالی مجاور حاضر به پذیرفتن آنها نبودند و حتی در برخی موارد افراد «اس.اس.» را خبر کرده و یهودیان فراری را تحویل آنان می دادند.
3)هیتلر می خواست از نظر سیاست خارجی دست خود را کاملا باز نگاه دارد و در صورت لزوم بتواند کشتن یهودیان را انکار کند و گناه آن را به گردن اهالی مناطق اشغال شده بیندازد.
4) با آنکه بسیاری از اهالی آلمان از ایدئولوژی و هدف ها و وعده های هیتلر به گرمی جانبداری می کردند، ولی هیتلر بیم داشت که مبادا یهودکشی در چنین ابعاد گسترده، موجب اعتراض و انتقاد مردم آلمان و حتی شورش آنان علیه وی شود.
با در نظر گرفتن این ملاحظات بود که بزرگترین اردوگاههای مرگ در کشور لهستان برپا شد که نه تنها بزرگترین شمار یهودیان را در اروپا شامل می شد، بلکه بسیاری از مردم آن به یهودی کشی و یهود ستیزی شهرت داشت.
پاسخ ما به پاسخ آنها: پاسخ فوق با طرح این بحث که اکثر اردوگاههای مرگ در خارج از آلمان برپا بوده و بویژه عواملی که برای احداث اردوگاههای خارج از آلمان آورده شده در واقع فرار از یکسری «واقعیاتی» است که هولوکاست ادعایی، را مخدوش می سازد.
1- اردوگاههای کار اجباری که در پاسخ فوق اشاره شده و بخشی از کشتار یهودی ها از این ناحیه مطرح می شود، ادعایی است که قبلا مطرح نبود. نورمن جی . فینکلشتاین، یهودی حامی هولوکاست در کتاب صنعت هولوکاست، به صراحت ذکر می کند که طرح این روش به عنوان یکی از روشهای کشتار یهودیان هنگامی مطرح شد که موسسات صهیونیستی : یهودی در دهه آخر قرن بیستم به این فکر افتادند که از این طریق غرامتهای جدیدی را برآلمان و برخی دیگر از کشورهای اروپایی تحمیل کنند.
2- اینکه اردوگاههای کمتری در آلمان وجود داشته و اکثرا در سایر کشورهای تحت اشغال آلمانی ها بوده در واقع فرار از این واقعیت است که نقش یهودیان همکار با نظام هیتلری نادیده گرفته شود و از سوی دیگر توجیهی برای موقعیت مطلوب یهودیان شهروند آلمانی باشد. بنابر گزارشهای موثق پس از سقوط دولت هیتلری، وضعیت یهودیان در برلین نه تنها ضعیف نگردید بلکه به تعبیر رهبران یهودیان برلین، قدرت آنان بیشتر نیز شده بود به طوری که دکتر ماکس نوسبائوم رهبر سابق جامعه یهودیان در برلین و خاخام اعظم برلین در 11 آوریل 1953 اعلام داشت که وضعیت یهودیان در شرایط کنونی ده برابر قوی تر از بیست سال پیش است. نکته دیگر اینکه در دوران حکومت هیتلر برآلمان، رهبران یهودی و سردمداران رژیم نازی به اشتراک نظری در مورد چگونگی حل مسئله یهودیان رسیده بودند. برهمین اساس در فاصله سالهای 1933 تا 1941 بیش از 60 هزار نفر از یهودیان آلمان ( بیش از 10 درصد کل یهودیان این کشور) به فلسطین منتقل شدند.
3- نازیها اردوگاههای متعدد را با کارکردهای مختلف ساخته بودند. تاکنون گفته نشده که رایش سوم اردوگاههای ویژه یهودیان را تاسیس کرده است. هر چند دولت آلمان فشارها و محدودیت هایی را برای یهودیان آلمان و سایر متصرفاتش ایجاد کرده بود. با این حال، ساخت اردوگاه کار جدیدی نبوده و همواره در کشورهای در حال جنگ بویژه کشورهای اشغال گر، انجام می شده است. چنانکه آمریکا عراق را اشغال و اردوگاه یا زندان ابوغریب را ایجاد کرد. به هر حال نکته مهم، این است که طرز تلقی نازیها و اقتضائات و الزامات جنگ جهانی دوم، منجر به ساخت اردوگاههایی در سراسر خاک آلمان و بعدها سایر کشورهای تحت سلطه آلمان از جمله لهستان و نیز ساخت گتوهایی شد تا بدین وسیله علاوه برگروههای مجرم، جاسوس، زندانیان سیاسی، جنگی و ...، مکانی مجزا و مناسب و البته تحت کنترل برای اسرای جنگی نیز فراهم آورد. برخی از اردوگاهها ماهیت ترانزیتی داشت مانند اردوگاه تربلینکا که یهودیان را از لهستان به اوکراین و روسیه سفید منتقل می کرد. اردوگاه بلزن در جنوب شرقی شهر برگن آلمان ابتدا برای جمع آوری و انتقال اسرای زخمی (1943) ساخته شد ولی به مرور تا سال 1945 تبدیل به یک اردوگاه کار شد. افرادی که درجامعه مزاحم تلقی می شدند جمع آوری و به این اردوگاه منتقل می شدند.
4- در پاسخ مطروحه استدلال شد که اردوگاههای خارج از آلمان به خاطر نشان دادن سیاست خارجی باز و اینکه در صورت لزوم بتواند کشتن یهودیان را انکار کند، بوده است. اتفاقا این یک حقیقتی بود که نازیها مایل بوده اند که برای حفظ وجهه بین المللی خود و نیز از دست ندادن نیروی کار ارزان، حتی الامکان تلفات کمتری داشته باشند. براساس این دلیل نازیها نبایستی اسراء و زندانیها را در اردوگاههای کار و غیره به صورت دسته جمعی می کشتند. دقت در آماری که توسط دائره المعارف بریتانیکا تهیه شده نشان می دهد که علی رغم افزایش جمعیت اردوگاهها و بالتبع کاهش امکانات در سال 1943 روند مرگ و میر سیر صعودی غیر منطقی نداشته است.