صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۵ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۸:۰۵  ، 
شناسه خبر : ۷۷۸۹۲

قدرت سیاسی در یک نظام و حکومت به عوامل ومنابع مختلفی چون؛ جمعیت، سرزمین، فرهنگ، ذخایر و معادن ارضی و ... بستگی دارد که هر یک از این منابع می توانند تاثیری بسزا در ساختار قدرت نظام داشته باشند. کشوری مانند ایران که از وضعیت جغرافیایی خاص و موقعیت های سرزمینی ویژه برخوردار است با کشوری که این ویژگی را ندارد، متفاوت می باشد. شرایط طبیعی و جغرافیایی ویژه سرزمینی مثل ایران نقش زیادی در تحولات سیاسی کشور ما داشته و یکی از دلایل توجه قدرت های بین المللی در طول تاریخ به ایران همین امر بوده است.
ژئوپولیتیک (Geopolitics)یا سیاست جغرافیایی متشکل از دو کلمه ژئو، یعنی زمین و پولیتیک، یعنی سیاست، بررسی تاثیر عوامل جغرافیایی برسیاست یا بررسی رابطه بین جغرافیا و سیاست به معنای دخالت عوامل طبیعی و جغرافیایی در تصمیم گیریهای سیاسی و خط مشی دولتهاست. در این دیدگاه عواملی چون سرزمین، تراکم جمعیت و پراکندگی واحدها و نهادهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی از جایگاه ویژه ای برخوردارند. بنابراین قدرت متاثر از عوامل طبیعی و سیاست وابسته به محیط جغرافیایی می باشد. به عبارت دیگر محدودیت های طبیعی و عوامل ثابت و متغیر اجتماعی در تصمیم گیری سیاسی کشورها نقش مهمی دارد و این عوامل موجب تقویت و یا تضعیف دولتها می شود. با گسترش ژئوپولیتیک و ورود آن به عنوان یک مهم به قلمرو روابط سیاسی، موجبات تنش در روابط بین دول و بروز اختلافات سیاسی و بلوک بندی های شرق و غرب فراهم شد.
از همین منظر است که عده ای معتقدند که ژئوپلیتیک؛ علم، شبه علم یا نظریه ای است که سیاست را وابسته به عوامل یا محیط جغرافیایی می داند که غالبا دست آویز افراطی ترین نظریه پردازان شوینیست وامپریالیست بوده و هدف اصلی آن، موجه جلوه گرساختن اشغال زمین های بیگانه و برده کردن سایر خلق هاست. در سال 1897 یک آلمانی به نام فریدریش راتسل ( 1844- 1900) کتابی در جغرافیای سیاسی منتشر کرد که بعدها شاگردان او این رشته جدید را ژئوپولیتیک نامیدند. راتسل اعتقاد داشت که دولت موجود زنده ای است که با تغذیه (گسترش سرزمینی) قادر به زندگی است. راتسل، کژلن (1864-1922) که ظاهرا نخستین بار اصطلاح ژئوپولیتیک را به کاربرده، سرهالفورد مکیندر و کارل هااوسهوفر از جمله آزموده ترین افراد در این فن هستند. به نظر ها اوسهوفر (بنیانگذار مکتب ژئوپولیتیک آلمانی) ژئوپولیتیک باید نشان دهد که چطور عوامل جغرافیایی سیاست را تعیین می کنند. هدف وی، تشویق آلمان به تلاش برای بازیافتن قدرتش بود. از این رو هااوسهوفر واژه «فضای حیاتی» را به کار برد که نقش مهمی در توسعه طلبی هیتلر به لحاظ پایه تئوریک ایفا کرد.

نام:
ایمیل:
نظر: