صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۵ اسفند ۱۳۸۷ - ۱۱:۵۲  ، 
شناسه خبر : ۷۸۱۲۴

مرتضى صفار هرندى
صحنه انتخابات مجلس هشتم همانند چندین انتخابات قبل از آن، رقابت طیف متنوعی از گروه های سیاسی را به نمایش گذاشته بود. در طیف دوم خردادی ها هر چه گذشت، موضوع اختلاف حامیان آقای کروبی و آقای خاتمی، جدی تر شد. حزب کارگزاران که در ابتدا با ژست منتقدانه نسبت به حزب مشارکت وارد صحنه شده بود در نهایت قالب ائتلاف حامیان خاتمی (موسوم به ائتلاف اصلاح طلبان) را برای همراهی پذیرفت. اما آقای کروبی تا آخر بر تشکیل یک ائتلاف مستقل ثابت قدم ماند.
کروبی به طور مکرر نقش مشارکت و مجاهدین را در افول ستاره «اصلاح طلبی» دوم خردادی یادآوری می کرد. اما گلایه بیشترش از شخص سیدمحمد خاتمی بود که همراهانی را برگزیده، که پیش از آن به «حرف نشنوی» شان اذعان داشته است. کروبی تصریح می کرد که اختلافش بیشتر با بزرگان اصلاح طلب است تا با حزب مشارکت.
اگر چه در بسیاری از شهرستان ها دو طیف حامی کروبی و خاتمی دارای نامزدهای مشترک بودند، اما کار امتناع آقای کروبی از پیوستن به ائتلاف حامیان خاتمی که محوریت آن با طیف مشارکت و مجاهدین بود به جایی رسید که برخی از طرفداران کروبی مثل زارع فومنی تعبیر «مافیای قدرت و ثروت» را درباره دست کم بخشی از طیف حامیان خاتمی به کار بردند. این نامی بود که پیش از آن، برخی از اصولگرایان بر جریان افراطی نهاده بودند.
علاوه بر سوابق یاران خاتمی خصوصا در خلال مجس ششم، دوستان کروبی، گرایش آنان به ائتلاف با ملی مذهبی ها را زیر سوال قرار می دادند. البته برخی شواهد نقض این گرایش گاه و بیگاه در روزنامه ارگان حزب اعتماد ملی به چشم می خورد. به عنوان مثال این روزنامه در مصاحبه ای با هاشم صباغیان عضو برجسته گروهک نهضت آزادی، از وی به عنوان «مردی که بیش از نیم قرن را در تلاش برای سعادت و استقلال ایران سپری کرده است» یاد کرد و اظهارات او را که گفته بود، عدم موافقت جمهوری اسلامی با تعلیق فعالیت های هسته ای به نفع منافع ملی نیست، به چاپ رساند. البته می توان چنین مواردی را به حساب حضور تیم روزنامه نگاران متمایل به حزب مشارکت در این روزنامه گذاشت. اما به هر حال چنین واقعیاتی قابل انکار نبود.
چیزی که گروه آقای کروبی را خشمگین کرد اظهارات یک عضو شاخه دانشجویی حزب مشارکت درباره حمایت این طیف از نامزدی آقای کروبی از حوزه انتخابیه الیگودرز (زادگاه آقای کروبی) بود. طوری که منتجب نیا قائم مقام حزب اعتماد ملی هشدار داد: «جلوی این بی ادبی ها را بگیرید و ما را وادار نکنید حرف هایی را بزنیم که به ضرر اصلاح طلبان تمام شود و در نهایت، جریان دوم خردادی در دو ائتلاف شامل «ائتلاف اصلاح طلبان» (یاران خاتمی) متشکل از جبهه مشارکت، سازمان مجاهدین انقلاب، حزب کارگزاران سازندگی، مجمع روحانیون مبارز و تعدادی از اعضای شورای مرکزی حزب همبستگی و «ائتلاف مردمی اصلاحات» شامل حزب اعتماد ملی، حزب مردم سالاری، اعضای شورای عالی حزب همبستگی و... وارد رقابت انتخاباتی شدند.
سناریوی حامیان خاتمی برای حضور در این انتخابات تنظیم دولیست شامل گروهی که رد صلاحیت آنها محتمل است و گروهی دیگر که به عنوان افراد میانه رو شناخته می شوند، بود. این سناریو هم نهادهای ناظر انتخابات را مانند همیشه تحت فشار قرار می داد و هم ادامه حیات سیاسی گروه هایی مثل مشارکت و... را در مهمترین صحنه رقابت سیاسی موجب می شد. این تنها بهزاد نبوی نبود که «نفس ثبت نام» را بخشی از مبارزه انتخاباتی و استراتژی اصلاح طلبان دانسته بود، بلکه محمدتوسلی عضو شورای مرکزی نهضت آزادی نیز «ثبت نام همه» را راهبرد این گروهک خوانده بود.
جریان موسوم به یاران خاتمی، چاره ای جز این نیافته بودند که افتراق در جبهه خود را با دامن زدن به ایجاد فاصله بین مردم و اصولگرایان و نیز اختلاف انگیزی بین گروه های اصولگرا، جبران کنند. در کنار تخطئه عملکرد مجلس هفتم، جریان حامی خاتمی، خفیف کردن چهره احمدی نژاد به عنوان سمبل اصولگرایان را در برنامه کار خود قرار داده بود. در آن زمان رضا خاتمی از به قهقرا رفتن سیاست خارجی و امنیت ملی در دولت نهم سخن گفت و مدعی شد: احمدی نژاد جایگاه ریاست جمهور را تنزل داده است چون از این پس هر کس می تواند بگوید من هم می توانم رئیس جمهور شوم. از سیدمصطفی تاج زاده عضو مرکزیت سازمان مجاهدین انقلاب هم نقل شد که گفته است: «احمدی نژاد و بوش مثل هم هستند! چون بوش هم از نظر مردم آمریکا در سطح فکری پایینی است.»
او حتی حضرت آیت الله مکارم را - شاید به خاطر آن که خواستار الگوگیری مسئولان از شجاعت احمدی نژاد شده بود - مرجع تقلید اقتدارگرایان خوانده بود. این گونه رفتارهای عصبانی، در عین حال از برآورد منفی این جریان نسبت به موفقیت در انتخابات آتی حکایت داشت.
در آن شرایط حتی برخی از اعضای حزب کارگزاران مجبور به اذعان به این حقیقت شده بودند که «دولت احمدی نژاد هفت ویژگی عدالت، خدمت، تلاش، شجاعت، قاطعیت، تحول و اصلاح طلبی را به همراه دارد.» اسحاق جهانگیری این سخن را در شرایطی بیان کرده بود که محمد هاشمی دیگر عضو همین حزب مدعی شده بود که من در حوزه اقتصاد دولت نهم هیچ کار مثبتی نمی بینم.
راه دیگر، ایجاد اختلاف در جبهه اصولگرا از طریق برجسته نمایی برخی اختلاف سلایق بود. جریان اکثریت مجلس هفتم در برخی از مسائل اقتصادی، سلیقه ای متفاوت با احمدی نژاد داشت. خصوصا شخصیت های کارشناس مسائل اقتصادی مثل آقایان مصباحی مقدم، احمد توکلی، محمد خوش چهره و الیاس نادران، نظرات خاصی درباره سرعت فعالیت های عمرانی و پیامد بیماری هلندی اقتصاد و تورم زای آن، بنگاه های زودبازده و... داشتند. برخی از این شخصیت ها مثل دکتر خوش چهره و دکتر عماد افروغ در جریان این اختلاف نظر، به سمت تشکیل یک فراکسیون مستقل تمایل یافتند و برخی دیگر مثل دکتر توکلی و دکتر نادران با ادامه حضور در فراکسیون اکثریت، نظرات خود را بیان می کردند.
رسانه های دوم خردادی با برجسته کردن این نظرات سعی در ایجاد فاصله بیشتر در جبهه اصولگرا داشتند. البته گاهی همین شخصیت های منتقد اصولگرا با مقایسه علمکرد دولت نهم با دولت های قبل از آن، نشان می دادند که قصد ندارند اسیر سناریوی رقیب شوند.
وقتی احمدی نژاد با استقبال از نامه 57 کارشناس اقتصادی منتقد دولت، آنان را به یک جلسه مشترک برای بررسی مسائل اقتصادی دعوت کرد، دکتر توکلی به یاد آنها آورد که اعضای دولت خاتمی به رغم سخن گفتن از خوش رویی و نقدپذیری، در پاسخ به نامه وی و دیگر منتقدان عملکرد و جهت گیری های اقتصادی آن دولت، تنها آنان را به «بی سوادی و غفلت از مباحث علمی» متهم ساخته بودند.
خوش چهره و افروغ در انتخابات نیز از مجموعه «جبهه متحد اصولگرایان» فاصله گرفتند و به ائتلافی که با محوریت آقای محسن رضایی و تحت عنوان «ائتلاف فراگیر اصولگرایان» تشکیل شده بود نزدیک شدند. ائتلافی که به رغم تلاش بسیار و هزینه قابل توجه، نتوانست اقبال مردمی را به سوی خود جلب کند. پیش از این، فراکسیونی با عنوان حزب الله در مجلس شکل گرفته بود که به صورت محل اتصال این مجموعه و جریان نزدیک به حامیان آقای هاشمی رفسنجانی در آمده بود. چند ماه قبل از انتخابات، سخنگوی ائتلافی به همین نام (حزب الله) از ایده برگزاری یک اجتماع صدهزار نفری سخن گفته بود که هرگز تشکیل نشد.
اما سه شاخه مهم جریان اصولگرا توانسته بود یک ائتلاف بزرگ با عنوان «جبهه متحد اصولگرایان» را تشکیل دهند. این سه شاخه یعنی «جبهه پیروان خط امام و رهبری»، «جمعیت ایثارگران» و «آبادگران» و بالاخره گروه «رایحه خوش خدمت» هر یک دو نماینده را تعیین کردند و از سوی این نمایندگان نیز پنج نفر به صورت مرضی الاطراف انتخاب شدند.
در این میان بزرگانی مثل آیت الله مهدوی کنی دبیرکل جامعه روحانیت مبارز و آیت الله یزدی دبیرکل جامعه مدرسین برای به توافق رسیدن این جمع تلاش می کردند. رایزنی های نیز با افراد بیرون از این ائتلاف یعنی آقایان محسن رضایی و قالیباف با مشارکت افرادی مثل علی لاریجانی صورت می پذیرفت. گاهی رسانه های دوم خردادی همین رایزنی ها را به تشکیل ائتلاف جدید تعبیر می کردند. افرادی مثل آقای خاتمی نیز در رایزنی با آقای ناطق نوری سعی می کردند جبهه جدیدی را ایجاد کنند که البته رویه آقای ناطق نوری کمکی به این ایده نمی کرد.
نامزدهای مورد نظر هر یک از گروه های عضو جبهه متحد اصولگرایان متعهد شده بودند در صورت انتخاب نشدن از سوی این جبهه از کاندیداتوری و ارائه لیست مستقل خودداری کنند و نامزدهای نهایی جبهه را مورد حمایت قرار دهند. پیشاپیش مشخص بود که فراگیری این جبهه موفقیت آن را به دنبال خواهد داشت. «ائتلاف فراگیر اصولگرایان» هم که از گروه هایی مثل حزب تمدن اسلامی، حزب سبز و حزب توسعه و عدالت (با مشخصه نزدیک بودن به مجموعه دوستان آقای محسن رضایی) تشکیل شده بود، به صورت وسیعی وارد رقابت انتخاباتی شد. اما لیست این گروه - که دارای برخی اشتراکات با لیست دوم خردادی ها نیز بود : چندان آرای عمومی را سمت خود جذب نکرد.
سرانجام، پیروزی این انتخابات دو مرحله نیز اصولگرایان (و عمدتا جبهه متحد اصولگرایان) بودند که تقریبا 70 درصد آرا را در کل کشور به خود اختصاص دادند و سهم دوم خردادی ها 16 درصد و منفردها 14 درصد از آرای مردم بود. به طور کاملا قابل پیش بینی و تکراری اولین واکنش ناکامان این صحنه زیر سوال بردن صحت انتخابات بود؛ کلیشه ای که از فرط دروغگویی مدعیان، نتیجه ای جز شکست نداشت.
انتخابات مجلس هشتم تنها در صحنه داخلی بکر در میدان دیپلماسی نیز اثر خود را گذاشته بود. حالا نوبت کیسینجر سیاستمدار کهنه کار آمریکایی بود که اذعان کند: «به دنبال پیروزی اصولگرایان در انتخابات باید به دنبال یافتن راهی باشیم تا بتوانیم با ایران همزیستی کنیم.»

نام:
ایمیل:
نظر: