هادی مجیدی
دستگاه های امنیتی آمریکا از سال گذشته به این جمع بندی رسیده اند که بازی دوگانه ژنرال پرویز مشرف مانع پیشبرد سیاست های آمریکا در افغانستان است و او توانسته از طریق بازسازی و به کارگیری مجدد طالبان به صحنه سیاسی افغانستان بازگردد. مخالفت مشرف با اقدامات مستقل نظامی آمریکا در وزیرستان و مناطق قبایلی که عقبه جغرافیایی و لجستیکی برای طالبان و القاعده در افغانستان است موجب شد تا فشار به پرویز مشرف از ماه ها قبل و طی سفرهای رامسفلد و نگروپونته آغاز شود. حاصل تلاش های 6 ماهه گذشته از سوی آمریکا در قبال مشرف به این مرحله رسیده که مشرف برای باقی ماندن در قدرت، باید یک شریک سیاسی قابل اعتماد با آمریکا را در ساختار حکومتی بپذیرد.
تدابیر و مخالفت های مشرف با جریان های افراطی- حزبی مانند سران جنگوی و یا رهبران افراطی- دینی که نهاد آن در مسجد لعل نمودار گردید و یا تغییراتی که در ساختار نظامی- امنیتی در خصوص چهره های تندرو انجام داد موجب گردید تا احزاب دینی و حزب نوازشریف که بیشتر توسط سرویس های اطلاعاتی امارات و عربستان حمایت می شوند، در صف معارضه عمل کنند. حزب مردم به رهبری خانم بوتو که بیشتر از حمایت غربی- آمریکایی برخوردار است به عنوان چکش تعادل بر روی سیاستهای مشرف انتخاب شده تا با تقسیم قدرت و تصدی نخست وزیری، ماموریت مهار و مدیریت سیاستهای مشرف را به عهده گرفته و تسهیل کننده سیاستهای آمریکا در افغانستان، پاکستان و احیانا جنوب شرقی ایران باشد. مبنای توافقات مشرف با بوتو، تصویب قانون عفو عمومی برای غیرفعال شدن اتهام فساد مالی به خانم بوتو می باشد ولی اعتراض خانم بوتو و دیگر جریان های معارض دینی و سیاسی بر تصدی فرماندهی ارتش و ریاست جمهوری مشرف به طور همزمان به عامل فشار جدید علیه او مبدل شده است.
حزب مشرف که در حال حاضر اکثریت کرسی های پارلمان ملی و 4 مجلس ایالتی را داراست و برای کسب رای برای دور دوم ریاست جمهوری نیازمند آرای حزب خانم بوتو است، ژنرال اشفق کیانی، رئیس سابق دستگاه اطلاعاتی که از نزدیکان مشرف می باشد را کاندیدای تصدی ریاست ستاد ارتش پاکستان قرار داده تا پس از انتخاب مجدد به ریاست جمهوری در این پست منصوب گردد.
دادگاه عالی پاکستان که در حال بررسی اعتراضات معارضه است، اجرای انتخابات ریاستی در روز شنبه را تایید کرده ولی اعلام نتایج انتخاباتی را به پس از هفدهم اکتبر (ده روز بعد) و پس از بررسی نهایی اعتراضات موکول کرده است.
با اینکه مشرف چندان از انتخاب مجدد خود نگران نیست ولی خانم بوتو در چارچوب نگاه آمریکایی خواستار تعدیل قدرت رئیس جمهور در انحلال پارلمان، برکناری حکومت و تکرار تصدی مجدد ریاست جمهوری نیز می باشد.
در واقع آمریکا به دنبال ایجاد یک ترکیب قدرت سیاسی جدید در حاکمیت پاکستان است تا اراده و سیاست های ملی پاکستان در سقف مطلوب سیاست های آمریکایی عمل کند. این ترکیب جدید سیاسی چشم انداز تشدید منازعات سیاسی در داخل، زمینه سازی بیشتر برای مداخله مستقیم آمریکا در صحنه داخلی پاکستان و عملیات نظامی در مناطق قبایلی و وزیرستان، فعال سازی پتانسیل عشایر بلوچستان در جنوب شرقی ایران و کاهش وزن منطقه ای پاکستان و محدودسازی پاکستان در منازعه کشمیر را ترسیم می کند.
نکته برجسته در سیاست های آمریکایی که هم اکنون در بیشتر کشورهای اسلامی در جریان است اینکه با تقویت منازعات و اختلافات داخلی، نوعی فرسایش در پتانسیل ملی در این کشورها را به اجرا می گذارد تا در چارچوب طرح خاورمیانه ای آمریکا، امکان تسلط کم هزینه بر منطقه فراهم گردد.
همانگونه که بحرین پرداخت بودجه سری جنگ داخلی لبنان را به عهده گرفته تا محور اقتصادی برجسته ای در خلیج فارس باشد، اکنون بعثی ها در عراق هزینه امنیتی- سیاسی آمریکا را به عهده گرفته اند تا در پروژه تقسیم عراق به قدرت برسند و 14 مارس در لبنان برای گسترش نفوذ عربستان، وظیفه مقابله با مقاومت اسلامی را متکفل شده و ابومازن و حکومت فیاض با رویای حکومت صدپارچه در کرانه باختری، متعهد به نابودی مقاومت فلسطینی هستند. صحنه گردان تمامی این سناریوها در منطقه آمریکاست تا امنیت و برتری اسرائیل حفظ شود.