صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۸ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۷:۴۲  ، 
شناسه خبر : ۷۸۳۷۶

پرسش14: چرا در اکثر کشورهای اروپایی انکار کردن وقوع هولوکاست جرم محسوب می شود و انکار کنندگان با احتمال محاکمه و مجازات روبه رو هستند؟ آیا چنین امری با آزادی بیان مباینت ندارد؟
پاسخ: دولت های اروپا و ملت های اروپا خود به خوبی می دانند که بر سر قوم یهود چه آوردند. درست است که این جنایات به دستور هیتلر و توسط نژادپرستان نازی به وقوع پیوست، ولی در کنار آن اقلیت کمی از مردم اروپا که با به خطر انداختن جان خویش به نجات شماری از یهودیان پرداختند، حقیقت تلخ آن است که اقلیت بسیار بزرگتری از اهالی اروپا با ارتش آلمان و ماموران هیتلری برای ارتکاب جنایات علیه یهودیان همکاری کردند و گاهی برای کشتن یهودیان پیشگام شدند که ما این پدیده ضد انسانی را در لهستان، اوکراین، کرواسی و چند نقطه دیگر اروپای شرقی مشاهده کردیم. حتی در کشور متمدنی چون فرانسه، افرادی وجود داشتند که داوطلبانه با هیتلر برای انجام نقشه های ضد یهودی و ضد انسانی او همکاری می کردند.
در سال های نخست پس از جنگ جهانی دوم، بازماندگان رژیم هیتلری و نئونازی ها برای آنکه شاید بتوانند دوباره قدرت را در اروپا به دست گیرند به انکار هولوکاست پرداختند تا شیطانی چون هیتلر را فردی قابل پرستش نشان دهند و اندیشه های ددمنشانه او را دوباره ترویج کنند. خطر ظهور دوباره نازیسم اروپا را تهدید می کرد و گرایش های یهودستیزانه (حتی پس از نابودی هیتلر) از بین نرفته بود و بنابراین رهبران اروپای نوین (که در حقیقت کشورهای خود را هم در وقوع هولوکاست مقصر می دانستند) لازم دانستند نقشه های هیتلرپرستان را خنثی کنند و انکار هولوکاست را جرم بدانند و چنین افرادی را مورد مجازات قرار دهند.
انکار هولوکاست، از یک سو به معنی بی حرمتی به میلیون ها نفر انسان بیگناه است که قربانی شده اند- و از سوی دیگر، آنانی که هولوکاست را انکار می کنند، یا خود شریک جرم بوده اند- و یا می خواهند زمینه جنایات تازه ای را هموار سازند، در هر صورت، انکارگران هولوکاست، عملا شریک این جنایات محسوب می شوند.
انکارگران هولوکاست، با این شیوه غیرانسانی می خواهند به برخی هدف های ناپاک سیاسی نیز برسند و راه را برای ارتکاب جنایات و ترور بگشایند. سران جمهوری اسلامی ایران که به این ترفند پیوسته اند چند هدف را دنبال می کنند که همه به یک منظور نهایی منتهی می شود و آن زمینه سازی برای نابودی اسرائیل به عنوان سرزمین پدری یهودیان و یگانه پناهگاه امن آنان می باشد.
کسی که ادعا می کند هولوکاست وجود نداشته است، از یک سو می کوشد یهودیان را دروغگو جلوه گر سازد و در چارچوب اندیشه‌های یهودستیزانه این ادعا را به عنوان سند اثبات افتراهای خود جلوه گر می سازد.
انکارگران می خواهند تاریخ را به دلخواه خویش، یعنی بر مبنای ایدئولوژی یهودستیزی و جهان بینی انسان ستیز خود تدوین کنند. وقتی از مسئولیت تاریخی جنایات هیتلری علیه یهودیان و علیه بشریت رها شوند، تکرار حادثه برایشان آسان تر می گردد.
آنان کوشش می کنند هیتلر را بیگناه جلوه دهند، تا خودشان دستشان در ارتکاب به جنایت باز شود و به ایدئولوژی هیتلر جان تازه ای بدهند.
پاسخ ما به پاسخ آنها: 1- نویسنده فوق در شماره های قبلی ابتدا کلیسا را محکوم و متهم به همدستی با هیتلر کرد سپس متفقین را شریک جرم یهودستیزی دانست اکنون همکاری ملت اروپا با ارتش آلمان و ماموران هیتلر برای ارتکاب جنایات علیه یهودیان را مطرح می سازد این در حالی است که حامیان هولوکاست آن دسته از یهودیان قابل توجهی که در رکاب هیتلر، جنگ خانمان سوزی را راه انداخته بودند هیچ اشاره ای نمی کنند. در واقع بسیاری در ارتکاب جنایات هیتلر شریک بودند. از جمله یهودیان. اما این موضوع کاملا واضح است که مقصر دانستن همه جهانیان برای حامیان هولوکاست کارآیی فراوانی در توجیه غرامت ها و سودجویی های مالی از دیگر کشورهای دنیا غیر از آلمان و حتی جعل و تثبیت رژیم صهیونیستی در سرزمین های فلسطینی داشته است.
2- اگر کشورهای غربی که بیانیه حقوق بشر سازمان ملل را امضا کرده اند در عمل با جرم دانستن تحقیق و اظهارنظر پیرامون هولوکاست، آن را نقض کرده اند مطابق بیانیه حقوق بشر بیان فقط در مورد تجاوز به حقوق دیگران و یا تحریک بر یک جنایت قابل محدود کردن است اما آزادی تحقیقات علمی هیچ محدودیتی ندارد. بر مبنای مفاد اعلامیه حقوق بشر و میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی نباید به بهانه امنیت، آزادی های شهروندی را مختل کرد. به هر حال اقدام دولت های اروپایی و آمریکا در جرم دانستن نقد و ارزیابی هولوکاست و اختصاص دادن جریمه های سنگین بر آن هیچ توجیه منطقی، حقوقی و حتی تاریخی ندارد.
3- از مشهورترین اتهاماتی که به منتقدین و بازنگران هولوکاست وارد می کنند اتهام نازی بودن است. مدافعان هولوکاست با این برهان که از رد قضیه هولوکاست تنها نازی ها منتفع می شوند و همه منتقدان این ادعای تاریخی را نئونازی قلمداد می کنند. در حالیکه اولا مسئله نقد هولوکاست از زمان طرح در سال های حین جنگ جهانی دوم و پس از آن وجود داشته و ثانیا منتقدین هولوکاست دارای طیف های مختلف و با گرایش ها و مذاهب مختلف است. در این طیف یهودیان منتقد هولوکاست نیز به طور فعال حضور دارند. بازنگرانی چون ژوزف جی بورگ، روژه- گی دومریگو، دیویدکول و استفان هی وارد جزء یهودیانی هستند که کشتار جمعی و هدفمند هم کیشان خود را در دوره جنگ جهانی دوم زیر سوال می برند. آیا اینها نیز قصد نابودی اسرائیل را دارند؟ از سوی دیگر مسیحیانی مانند رادولف، مایکل ای، هوفمان و رابرت کونتس نیز جزء منتقدان هولوکاست هستند. افزون بر این، مسلمانان نیز به این تنوع عقیدتی و منتقدین اضافه شده اند، مانند ابراهیم آلوش و احمد رامی و در مقابل برخی نیز چون برادلی اسمیت و رابرت فوریسون به طور کلی منکر دین و خدا هستند و عقاید ملحدانه دارند نیز در این جمع منتقدین هولوکاست می باشند همین تنوع در حوزه دینی بازنگران به حوزه ایدئولوژی‌های سیاسی نیز تعمیم می یابد. طیف بازنگری هولوکاست شامل برخی کمونیست ها و سوسیالیست ها می شود مانند پل راسینیر و روژه گارودی برخی دیگر مانند پی یر گولامه و سرج سیون که جزء چپ گراهای معتدل هستند منتقد و بازنگران هولوکاست می باشند افرادی دیگر مانند آندروآلن، دیوید کول، برادلی اسمیت و ریچارد ویدمان لیبرال هستند و افرادی مانند گرمار رادولف، کارلو ماتونیو و ورنر رادماچر محافظه کارند. عده ای دیگر چون اودو والندی و مارک وبر راست گرایند و برخی دیگر مثل ارنست زاندل ناسیونال سوسیالیست هستند.
جالب اینکه در میان طیف های مختلف بازنگران، نه اتهام نازی بودن در مورد برخی شان قابل تصور نیست بلکه خود از آسیب دیدگان مجازات های رژیم نازی آلمان به حساب می آیند و مدتی را در اردوگاه های آلمان گذرانده اند. افرادی چون پل راسیینر و ژوزف جی بورگ از این دسته به حساب می آیند. گروهی دیگر از بازنگران هولوکاست را سربازان جنگ جهانی دوم تشکیل می دهند این سربازان قدیمی که چه برای آلمان و چه برای متفقین از هر دو دسته در مجموعه بازنگران وجود دارند. جالب اینکه برخی از این افراد جزء دشمنان دیرینه نازی ها هستند مانند پل راسیینر که پروفسور و استاد جغرافی و تاریخ است یکی از مبارزان گروه های مقاومت فرانسوی علیه آلمان نازی بوده است و سال ها در اردوگاه های آلمانی به سر برده است.
چگونه می شود که حامیان هولوکاست افراد فوق را نئونازی معرفی می کنند هیچ دلیلی برای این موضوع وجود ندارد مگر اینکه هولوکاست یک امر جعلی و ساختگی برای حفظ و جعل رژیم صهیونیستی است از آنجایی که بازنگر در نهایت ریشه جعل این رژیم را اثبات می کند. صهیونیست های یهودی با هر مخالفی به طور یکسان برخورد کرده و آن را نئونازیست دانسته یا همانطور که ملاحظه شد اتهام ایجاد هولوکاست دیگر علیه یهودیان در سرزمین اشغالی را وارد می سازند.
جمهوری اسلامی ایران نیز مانند صدها اندیشمند و محقق در بازنگری هولوکاست معتقد است که اگر چه یهودیان مانند سایر مذاهب در جنگ جهانی دوم کشته و زخمی شدند لکن یهودسوزی یا کشته شدن 6 میلیون یهودی واقعیت ندارد و این ساخته و پرداخته سازمان‌های یهودی بوده و هست تا رژیم صهیونیستی در سرزمین فلسطین شکل بگیرد و تحکیم و تثبیت گردد از نظر جمهوری اسلامی حامیان هولوکاست با طرح این مسئله جعلی درصدد جلب حمایت های نظامی تسلیحاتی و سیاسی و دیپلماتیک غرب برای رژیم صهیونیستی هستند به ویژه با طرح این مسئله درصدد پنهان ساختن هولوکاستی که آنها علیه مردم بی دفاع فلسطین انجام می دهند، هستند.

نام:
ایمیل:
نظر: