صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۷ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۰۸:۵۱  ، 
شناسه خبر : ۷۹۰۴۴

مهدی سعیدی
مردمسالاری دینی نوعی بها دادن به جایگاه اراده آدمی در تعیین سرنوشت خویش است که مبتنی بر آموزه های دینی شکل گرفته است. در این بین نقش نخبگان و عالمان و آگاهان جامعه، هدایت و راهبری مردم برای قرار گرفتن در مسیر هدایت الهی است. اما این رسالت خواص موجب سلب اختیار از ملت نشده و نظام مردمسالار را به نظام نخبه سالار مبدل نمی سازد.
نقش و جایگاه مطبوعات در نظام مردمسالاری دینی را نیز از این منظر باید مورد نقد و بررسی قرار داد. رهبر معظم انقلاب اسلامی طراح نظریه مردمسالاری دینی، به جایگاه خطیر مطبوعات چنین اشاره دارند: «مطبوعات کشور سازنده افکار عمومی و جهت دهنده به همت و اراده مردمند.» (15/5/79)
ایشان «مطبوعات را یک پدیده ضروری و لازم و اجتناب ناپذیر برای جامعه » دانسته و معتقدند: «اگر جامعه ای مطبوعات آزاد و دارای رشد و قلمهای آزاد و فهمیده را از دست بدهد، خیلی چیزهای دیگر را هم از دست خواهد داد. وجود مطبوعات آزاد، یکی از نشانه های رشد یک ملت و حقیقتاً خودش هم مایه رشد است؛ یعنی از یک طرف رشد و آزادگی ملت، آن را به وجود می آورد؛ از طرف دیگر،آن هم به نوبه خود می تواند رشد ملت را افزایش دهد.« (9/12/79)
معظم له، در بررسی وظایف مطبوعات به سه شاخصه کلیدی به عنوان وظیفه عمده مطبوعات اشاره می کنند: 1- وظیفه نقد و نظارت، 2- وظیفه اطلاع رسانی صادقانه و شفاف، 3- وظیفه طرح و تبادل آراء و افکار در جامعه.
تحقق این ماموریتها، همانند اقدامات مشابه از آفات و انحرافات بدور نبوده و آنچه در عمل شاهد آن بوده ایم، در برخی موارد، فاصله داشتن از وضع ایده آل و اهداف متعالی و مورد انتظار از مطبوعات است. اوج این انحراف و دور شدن از ماموریتهای اصلی را در سالهایی می توان مشاهده نمود که به بهانه توسعه سیاسی و آزادی بیان، هدایت برخی مطبوعات بدست کسانی افتاد که می توان از آنها به عنوان »قلم بدستان غیرخودی» و نفوذی دشمن یاد کرد.
این جریان نفوذی با قلمهای مسموم و وابسته خود، با انتشار«نشریاتی زنجیره ای» و با ایجاد نوعی »شارلاتانیزم مطبوعاتی» تلاش داشتند تا باورها و ارزشهای جامعه اسلامی را مورد هجوم قرار داده و فضا را برای استحاله نظام و نفوذ بیگانگان بازگشایند. مقام معظم رهبری از این جریان منحرف نفوذ کرده در مطبوعات، چنین گله می کنند: «امروز مطبوعاتی پیدا می شوند که همه همتشان، تشویش افکار عمومی و ایجاد اختلاف و بدبینی در مردم و خوانندگانشان نسبت نظام است! ده عنوان، پانزده عنوان روزنامه، گویا از یک مرکز هدایت می شوند؛ با تیترهای شبیه به هم در قضایای مختلف. قضایای کوچک را بزرگ می کنند و تیترهایی می زنند که هرکس این تیترها را می بیند، خیال می کند که همه چیز در کشور از دست رفته است! اینها امید را در جوانان می میرانند؛ روح اعتماد به مسئولان را در آحاد مردم کشور تضعیف می کنند و نهادهای اصلی کشور را مورد اهانت و توهین قرار می دهند! من نمی دانم مدل اینها کجاست و کیست؟! مطبوعات غربی هم این طور نیستند! این یک نوع شارلاتانیزم مطبوعاتی است که امروز بعضی از مطبوعات در پیش گرفته اند!» (1/2/79)
این جریانهای نفوذی و قلم بدستان مزدور اغلب در خدمت قدرتهای بیگانه و در پروژه براندازی نهضتهای استقلال طلبانه و ملی توسط دشمنان مورد استفاده قرار می گیرند که نمونه های تاریخی متعددی می توان برای آن برشمرد. ماجرای کودتای 28 مرداد 1332 و سقوط نهضت ملی ایران و سقوط دولت مردمی سالوادور آلنده در شیلی نمونه ای از آنهاست. ردپای این جریان نفوذی برانداز را حتی در پروژه استحاله و فروپاشی نظام سیاسی شوروی نیز می توان مشاهد نمود.
در ماجرای شوم پیش آمده در تیرماه 1378 در تهران نیز به عینه شاهد اقدامات فتنه انگیز این جریان بودیم و ملت ایران به چشم خود دید که این جریان وابسته چگونه اهداف براندازانه خود را تعقیب می نماید. رهبر معظم انقلاب اسلامی نقش مطبوعات وابسته در ماجرای تیرماه را چنین تحلیل می کنند: «مجروح کردن امنیت، مجروح کردن اقتدار نظام است. آن روز که به قضایای تأسفبار و گریه آور تیرماه سال گذشته نگاه می کردیم، می دیدیم که مطبوعات آن روز چه می نوشتند. من به بعضی از مسئولان عالی رتبه کشور این روزنامه ها را نشان دادم و گفتم اینها چیست؟ گفتند کار آنها زیر سوال بردن اقتدار نظام است. همین طور هم بود. تیترهایی انتخاب و درج می شد که معنایش تشویق به ناامنی و لازمه واضح و روشن آن، ناتوانی دستگاه در استقرار امنیت بود. چه دشنامی از این بالاتر؟! چه ضربه ای از این بدتر و ناجوانمردانه تر؟! این خودش عامل ناامنی می شود.» (25/11/79)
پایان سخن اینکه در نظام مردمسالار دینی مطبوعات در جایگاه هادیان افکار عمومی باید توسط کسانی اداره گردد که خود پیش از دیگران هدایت شده باشند، وگرنه به ابزاری مبدل خواهند شد که در خدمت ثروت و قدرت قرار گرفته و با تحریف حقایق، فریب و انحراف افکار عمومی را در دستورکار خود قرار خواهند داد؛ مشابه آنچه امروزه در غرب شاهد آن می باشیم.

نام:
ایمیل:
نظر: