رضا فاطمى
در هفته گذشته شاهد وقوع تجمعاتی اعتراض آمیز در چند دانشگاه کشور بودیم. در دانشکده حقوق دانشگاه تهران، 30 دانشجو با سر دادن شعارهایی نسبت به بازنشسته شدن 9 تن از اساتید این دانشکده که دارای 30 سال سابقه خدمت و در سنین بالای 65 سال هستند، اعتراض کردند.
در دانشگاه امیرکبیر نیز گروهی از دانشجویان وابسته به طیف تحکیم علامه، با تیغ چاقو پاسخ اعتراض تعدادی از دانشجویانی را که اقدام به تشکیل تریبون آزاد دفاع از حریم قانون کرده بودند، را دادند. تریبون آزاد در اعتراض به تخلفات صورت گرفته در جریان انتخابات انجمن اسلامی این دانشگاه برپا شده بود.
در دانشگاه های زنجان، ارومیه و تبریز هم تجمعاتی در واکنش به درج کاریکاتوری اهانت آمیز در روزنامه ایران برپا گردید. در کوی دانشگاه تهران نیز افرادی نقابدار که خود را دانشجو می نامیدند، با خارج شدن از کوی و روشن کردن آتش و شکستن شیشه برخی مغازه ها و اتومبیل ها، اقدام به سنگ پرانی به سوی ماموران نیروی انتظامی و عابران کردند. این افراد شعارهایی در حمایت از اعتراضات دانشکده حقوق، امیرکبیر و دانشگاه های تبریز، زنجان و ارومیه میدادند.
در تحلیل این چند رخداد که بازتاب بسیار گسترده ای در سطح رسانه های خارجی پیدا کرد و از آن به عنوان آغازنافرمانی مدنی در ایران و شروع جنگ داخلی به خصوص در مناطق مرزی و استان های آذری زبان و کردنشین نام بردند، ذکر نکاتی چند به روشن تر شدن زوایای این رخداد قابل تامل، کمک خواهد کرد.
1-علی رغم مصادف بودن این اعتراضات با سالگرد دوم خرداد، هیچ کدام از افراد شرکت کننده در این ناآرامی ها، شعاری در حمایت از جبهه دوم خرداد و اصلاح طلبان ندادند، علاوه بر آنکه هیچ مراسم قابل اهمیتی هم در تجلیل از این واقعه در سطح دانشگاه های کشور برگزار نگردید.
2-تمامی تجمعات صورت گرفته در یک نقطه محوری اشتراک داشتند و آن «کم مایگی» و «بی پشتوانه بودن» اعتراضات بود. اعتراض به بازنشسته شدن اساتیدی که از مرز 65 سالگی گذشته اند، نمی توانست حتی خمیرمایه ای برای تسری ناآرامی و اعتراض به میان دانشجویان دانشکده حقوق دانشگاه تهران باشد. چه برسد به دانشجویان دیگر دانشگاهها.
3-سخنرانی دو تن از دانشجویان طیف تحکیم علامه در کنگره آمریکا، آن چنان رسوایی به بار آورده است که در دانشگاهی همچون امیرکبیر که زمانی از آن به عنوان پایگاه اصلی طیف تحکیم علامه و ملی-مذهبی ها نام می بردند، تعداد معترضین از مرز 50 نفر نتوانست عبور کند، آن هم اعتراضی که با رقص و پایکوبی و حرکات نامتعادل عجین شده بود و پایان آن نیز با بیرون کشیدن چاقو از جیب ها و حمله به برپاکنندگان تریبون دفاع از حریم قانون همراه گردید.
4- براساس اخبار به دست آمده، در شب دوم خرداد حدود 51 نفر غیردانشجو به داخل خوابگاه کوی دانشگاه تهران رفته و با تحریک تعدادی از دانشجویان آذری زبان، تجمعی محدود را در اعتراض به کاریکاتور روزنامه ایران تدارک دیدند. خروج این افراد از کوی که با سنگ پرانی و آتش زدن اموال عمومی همراه گردید، باعث شد تا دانشجویان هوشیار صف خود را از تحریک کنندگان جدا کرده و به خوابگاه هایشان بازگردند. در تحقیقات به عمل آمده، معلوم شده که تعدادی از هواداران دو گروه مارکسیستی از عوامل اصلی این اغتشاش بودهاند.
5-براساس اعترافات تعدادی از دستگیرشدگان در استان های آذربایجان شرقی و غربی، این افراد بلافاصله پس از درج مطلب اهانت آمیز در روزنامه ایران، وارد کشور شده بودند تا نقطه شروع ناآرامی و تحصن را از دانشگاه های تبریز و ارومیه کلید بزنند. افراد دستگیر شده وابسته به یک گروه تجزیه طلب مقیم خارج کشور هستند که از امکانات مالی، اطلاعاتی و لجستیکی دشمنان بهره میبرند.
6-تحلیل ناآرامی های هفته گذشته نشان داد که احزاب و گروه های سیاسی درون حاکمیت با عبرت آموزی از حوادث پیشین، سعی دارند دستیابی به مناصب قدرت را تنها از طریق قانونی و مسالمت آمیز طی نمایند چرا که تجربه نشان داده، اولا هزینه رفتارهای ساختارشکنانه در جمهوری اسلامی ایران بسیار بالاست و ثانیا هیچ شانسی برای همراهی و همگامی توده های مردم و دانشجویی با رفتارهای بیرون حاکمیت وجود ندارد. تجربه سال های گذشته، جنبش دانشجویی را به مرزهای بیداری و بصیرت نزدیک کرده و این تجربه ای است گرانبها که به آسانی به دست نیامده تا به رایگان از دست بدهیم.