صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۸ اسفند ۱۳۸۷ - ۱۳:۰۴  ، 
شناسه خبر : ۷۹۶۶۸
در گفتگوی صبح صادق با کارشناسان تعلیم و تربیت بررسی شد
زهرا جعفری مقدمه: تعلیم و تربیت با توجه به نقش بسیاری مهم که در ساخت فرهنگ اجتماعی دارد، برای پیشرفت و ارتقای وضعیت جامعه در جنبه های گوناگون، امری بسیار مهم است. با توجه به اینکه باخبر شدیم دستگاه های متولی این حوزه در حال تدوین طرح جامعی برای تعلیم و تربیت هستند تصمیم گرفتیم اهم مشکلات این بخش را از زبان کارشناسان این حوزه بشنویم. به همین منظور مصاحبه ای با آقای دکتر «علی شریعتمداری» عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی،استاد دانشگاه تهران و کارشناس برجسته علوم تربیتی و سرکار خانم «بتول حقیقی» از کارشناسان تربیتی و مدیران باسابقه مدارس نمونه داشته باشم. آنچه می خوانید مشروح این مصاحبه است.

*تعلیم و تربیت یکی از بحث های اساسی در جامعه می باشد. ارتباط این مقوله مهم با جنبه های مختلف زندگی و در شکل دهی به آنها بر کسی پوشیده نیست. شخصیت فرهنگی شخص یکی از همین جنبه ها می باشد. برخی علت اصلی از خودبیگانگی و تقلید از غرب را همین موضوع می دانند. نظر شما چیست؟
**دکتر شریعتمداری: پایه تقلید از غرب، عدم تربیت مناسب افراد جامعه است. متاسفانه در ایران گروهی هستند که گمان می کنند تقلید از فرهنگ غرب امر پسندیده ای است و برخی به اشکال مختلف و از طریق رواج آداب و روش های مختلف می خواهند افراد جامعه را به خود مشغول کنند. بنابر این ما باید توجه کنیم آنچه برای تربیت شخصیت یک فرد، اعم از مرد و زن، لازم است برخورداری از تربیت صحیح است. اما متاسفانه یکی از مسائلی که در جامعه ما مورد غفلت قرار گرفته همین مسئله است. به عنوان مثال در آموزش و پرورش ما بر روی تربیت فرد بحث نمی کنند یا اینکه شخص معلم آیا توانایی تربیتی دارد یا خیر.
بدین صورت است که در مراکز آموزشی ما تربیت مطرح نمی باشد در حالی که تربیت جامعه در وهله اول به همین مراکز مربوط می باشد یعنی افراد را باید در دبستان، راهنمایی، دبیرستان و دانشگاه تربیت کرد و اگر تربیت در این مراکز صورت نگیرد افراد خودرو بار می آیند و بدون فکر از هر چیزی تقلید می کنند.
*تهاجم فرهنگی غرب و ارتباط آن با وضعیت تربیتی شخص را از همین سنخ می بینید؟
**خوب، در ارتباط با غرب باید گفت که غرب از لحاظ علمی پیشرفت هایی داشته اما باید گفت که افراد اولا تجزیه و تحلیل نمی کنند که آیا در غرب همه ضد دین ، ضد اخلاق و مسائل اجتماعی هستند یا عده ای این گونه اند.
ثانیا کشورهای غربی برای اینکه بر دیگر کشورها تسلط پیدا کرده و منابع طبیعی شان را غارت کنند، رویه های غلطی را در جامعه آن کشورها مطرح کرده و به شکلی رسوخ می دهند. امروزه زمینه تهاجم فرهنگی از طریق وسایل مختلفی مثل ماهواره، اینترنت و غیره فراهم شده است اما همان طور که اشاره شد باید دید افرادی که با این زمینه های فرهنگی غرب برخورد می کنند تا چه اندازه با اصول تعلیم و تربیت آشنایی دارند و دارای شخصیت مستقل هستند. تربیت محور شکل گیری شخصیت است و به معنای هدایت فرد در زمینه عقلایی، اجتماعی، اخلاقی، معنوی و دیگر زمینه ها می باشد.
معلم وظیفه اش این است که به افراد در زمینه های مختلفی که ذکر شد کمک کند تا افراد بیاموزند که چگونه با مشکلات روبرو شوند و در هر مرحله بتوانند بر روی مشکل اساسی انگشت بگذارند و با توجه به امکاناتی که دارند کوشش کنند و مشکل را از میان بردارند برای رسیدن به این منظور آنها باید از تجربیات گذشته خود و دیگران و همچنین مشاهده دقیق موقعیت ها راه حل مشکلشان را پیدا کند. کسی که بتواند این مراحل را طی کند از لحاظ عقلایی رشد کرده است. حالا شما ملاحظه کنید چنددرصد می دانند رشد عقلایی یعنی چه؟
توجه کنید فرهنگ ما، میراث فرهنگی ما و انقلاب ما چیزهایی را مطرح کرده که برای یک انسان برخوردار از رشد عقلانی کافی و ارزشمند است. مثلا فرض کنید در فرهنگ ما طرز برخورد با همدیگر و با همسایه، ارتقای علمی و موارد بسیاری مورد تاکید قرار گرفته است. اینها سنت های فرهنگی ما می باشند و بسیار هم با ارزشند.
اگر ما این مسئله را تشخیص دهیم و بشناسیم وقتی که در مقابل فرهنگ غرب قرار گرفتیم متوجه می شویم که ما چیزهای باارزش تر و اساسی تری در فرهنگ خودمان داریم، پس چرا در همین زمینه هایی که در نظام و فرهنگ خودمان بسیار مورد تاکید واقع شده اند زمینه رشدمان را فراهم نکنیم.
همان طور که قبلا عرض کردم تهاجم فرهنگی در جایی موثر است که افراد از تربیت کافی برخوردار نباشند. زیرا وقتی شخصیت فرد مستقل شد فرد در برخورد با مسائل و هجمه های غربی می تواند تجزیه و تحلیل کند و سپس در مقابل آنها ایستادگی کند.
به همین لحاظ مربیان آشنا به اصول تربیتی در مقابل میراث فرهنگی ما سه وظیفه برعهده دارند:
ابتدا معرفی میراث فرهنگی؛
دوم ارزیابی میراث فرهنگی یعنی مربیان باید به محصلان در درک بهتر جنبه های مثبت و منفی میراث فرهنگی کمک کنند.
سوم توسعه میراث فرهنگی.
بنابر این باید اولا در زمینه تربیت معلم گام برداشت و ثانیا چون پایه تربیت افراد در مدارس و دانشگاه ها ریخته می شود معلم و استاد باید علاوه بر داشتن اطلاعات در رشته تخصصی، با دروس تربیتی هم آشنا باشند تا بتوانند هم به لحاظ علمی و هم به لحاظ تربیتی موجبات رشد افراد را فراهم سازند.
*با توجه به اهمیت بسیار این مقوله آیا اساتید و معلمان ما به اندازه کافی با اصول تربیتی آشنا هستند و برای آموزش این مهارت ها چه راهکاری را پیشنهاد می کنید؟
**چون بحث ما روی تربیت معلم و استاد دانشگاه است، به نظر من بسیاری از اساتید و معلمان ما به اندازه کافی با مسائل تربیتی آشنا نیستند. در این زمینه من معتقدم، در تربیت معلم باید آموزش و پرورش و آموزش عالی با هم پیوند قانونی برقرار کنند زیرا تربیت معلم نیاز به کار دانشگاهی دارد و استاد دانشگاه باید در تربیت معلم قدم بردارد.
معلم مدرسه، همانگونه که گفتم، علاوه بر اینکه باید در رشته درسی، تخصص داشته باشد باید در دروس تربیتی هم اطلاعات کافی داشته باشد تا بتواند محصل را در سطحی متناسب با آن، تربیت کند تا به دانشگاه برسد. در دانشگاه هم به همین صورت.
در این زمینه توجه به مسائل معنوی هم مهم است، زیرا معنویت و دینداری در رشد و استقامت انسان و راه و روش زندگی تاثیر بسیاری دارد. به همین دلیل من باز هم تاکید می کنم که ما باید مربی خوب داشته باشیم تا افراد خوبی هم تربیت کنیم. اما در حال حاضر در دانشگاه ها و مدارس ما به صورت جدی به مسائل فرهنگی پرداخته نمی شود.
در دستگاه های آموزشی و فرهنگی ما بر روی تربیت معلم بحث نمی کنند و بحث هایی هم که الآن مطرح است در مورد اضافه کردن مختصری به حقوق معلمان می باشد و کمتر جایی می بینید که کسی مطرح کند که بیایید این معلم را هم مقداری با مسائل علمی و تربیتی آشنا کنید البته رسیدگی به حقوق معلمان هم مهم است ولی تربیت معلم هم بسیار اهمیت دارد.
باید بر روی تربیت معلم کار دانشگاهی انجام شود. استاد دانشگاه باید رشته های علمی و تربیتی را به معلم بیاموزد تا به تدریج در مراکز علمی ما تحولی ایجاد شده و ما شاهد تحول در دانشگاه باشیم و در مرحله بعد ما از تربیت لازم در جامعه برخوردار شویم.
*در مورد وضعیت فرهنگی نسل جوان توضیح دهید. به نظر شما مسئول بعضی ناهنجاری های موجود در میان این نسل چه نهادی است؟
**در مورد جوانان به نظر بنده مسئول، مراکز آموزشی ما هستند. برخی افراد سوال می کنند چرا اینها را در خانواده تربیت نکرده اند، اما کسی نمی پرسد پدر و مادر خانواده مگر در همین مدارس پرورش نیافته اند. پس اینها هم از تربیت صحیح برخوردار نیستند چون معلمی که این افراد را تعلیم داده آشنا به اصول تعلیم و تربیت نبوده است.
در حال حاضر فرهنگ جوانان یعنی آدابی که جوانان انجام می دهند آداب تقلیدی است. به عنوان مثال برخی افراد در زمینه پوشش از غرب تقلید می کنند و حتی افرادی می خواهند از این طریق در مقابل نظام بایستند.
باید این مسئله را برای جوانان جا انداخت که شخصیت افراد به پوشش نامناسب برای جلب توجه نیست بلکه به نحوه تفکر فرد، معلومات و وضع اخلاقی و معنوی اوست. باید این ارزش ها برای جوانان روشن شود. اشکال کار برخوردار نبودن از مربیان تربیتی است یعنی به جوان یاد داده نشده که چگونه با مشکلات روبرو شود بنابر این حل مشکل جوانان مستلزم آشنایی مربیان آنها با مسائل تربیتی است.
*در کتاب ها و متون درسی چه اقداماتی در راستای فرهنگ سازی عمومی انجام شده است؟
**نکته اینجاست که تعلیم و تربیت یک بخش آن تحصیلات و بخش دیگر آن کتاب های درسی است. مسئله مهم در زمینه تالیف کتب درسی این است که در حال حاضر در کشور تولیت علمی مشخص وجود ندارد یعنی معلوم نیست چه کسی متولی علم است. مثلا شما تصور می کنید وزارت علوم متولی علم است در حالی که وزیر علوم باید بنشیند و روسای دانشگاه ها را تعیین کند. میزان بودجه را تعیین کند و مسائل اداری داخلی را انجام دهد و همین طور رئیس دانشگاه و رئیس دانشکده، اینها ارتباط مستقیم با علم ندارند. بنابر این تنها کسانی که با علم ارتباط دارند مربی و محصل هستند و به همین جهت باید وضعیت کتب درسی به صورت علمی بررسی گردد.
همان طور که گفتم باید آموزش و پرورش و آموزش عالی پیوند محکمی داشته باشند. یکی از مسائل مرتبط به این مورد، تالیف کتب درسی است. یک لیسانس یا فوق لیسانس مدیریت نمی تواند کتاب تالیف کند یا یک استاد فیزیک دانشگاه.
یک استاد فیزیک باید در راه تالیف قدم بردارد و از یک متخصص آموزشی هم استفاده کند زیرا تالیف کتب در هر سطحی باید متناسب با توان شاگردان در همان سطح باشد.
به همین دلیل باید اول متولی علم مشخص شود و خود فرهنگیان و استادان باید بدانند که متولی علم هستند و در امر تعلیم و تربیت با هم همکاری داشته باشند.
*آیا برای این امر برنامه ریزی خاصی صورت گرفته است؟
**متاسفانه خیر.
*وضعیت تعلیم و تربیت در جامعه را چگونه ارزیابی می کنید؟
**سرکار خانم حقیقی: برای پاسخ دادن به این سوال ابتدا بایستی هدف کلی و نهایی برای تعلیم و تربیت در جامعه را مشخص کرد و در مقایسه با آن هدف، وضعیت فعلی را ارزیابی نمود.
هدف نهایی تعلیم و تربیت در جامعه اسلامی ما زمینه سازی برای رشد و شکوفایی استعداهای مربیان در جهت رسیدن به قرب الهی و پرورش انسان های کامل مقرب به خدا و خداگونه از طریق افزایش معرفت و شناخت است که با توجه به این هدف می توان گفت تعلیم و تربیت ما تا رسیدن به وضع مطلوب فاصله بسیار زیادی دارد.
البته در بعد تعلیم، کارکرد نهادهای اجتماعی اعم از خانواده، رسانه های ارتباط جمعی، مدارس و دانشگاه ها تاحدودی خوب است.
اطلاعات و معلومات عمومی که از طریق این نهادها به افراد داده می شود اکثریت افراد جامعه را قادر به استفاده از منابع علمی می نماید و به آنان می آموزد که با مسائل اجتماعی سیاسی و تا حدودی فرهنگی برخوردی پویا و فعال داشته باشند.
آنچه با عنوان آیین نامه و قانون توسط شورای عالی آموزش و پرورش وضع شده بسیار عالی و ایده آل است اما در مقام اجرا اشکالات فراوانی وجود دارد.
*میزان اثربخشی فعالیت های تربیتی مدارس را چگونه ارزیابی می کنید.
**در سال های اخیر فعالیت های تربیتی مدارس منحصر شده است به اجرای برنامه های آغازین و مناسبت ها و آماده کردن دانش آموزان برای شرکت در مسابقات فرهنگی و هنری و پرسش های مهر. البته نحوه و میزان این فعالیت ها نیز دقیقا بستگی به وضعیت مدیران و عوامل اجرایی مدارس مخصوصا معاونان و مربیان تربیتی دارد.
با حذف معاونت پرورشی از تشکیلات وزارتخانه، سازمان ها و ادارات آموزش و پرورش در واقع امر تربیت در وزارتخانه بی متولی گردیده و گرچه به ظاهر گفته می شد که می خواهیم همه معلمین و کادر مدارس را به فعالیت های تربیتی بکشانیم اما در واقع فعالیت های تربیتی و پرورشی در مدارس بسیار کمرنگ شده است.
دانش آموزان زمانی را که در مدرسه می گذرانند تماما با درس و فعالیت های کلاسی پر می شود و وقت آزاد برای فعالیت های فوق برنامه در مدرسه بسیار کم است که از طرف دیگر با فراگیر شدن وسایل ارتباط جمعی و برداشته شدن مرزهای فرهنگی به وسیله رایانه و اینترنت و غیره شبهه ها و القائات سوء فراوانی بر روح و فکر نونهالان ما وارد می شود که پاسخ مناسبی می طلبد و انتظار عمومی این است که این مشکلات از طریق نظام رسمی تعلیم و تربیت که تقریبا در مدارس نمود می یابد برطرف شود و این با وضعیت فعلی مدارس ما، متاسفانه پاسخ داده نمی شود.
*اثر تعطیلات تابستانی و وقفه پیش آمده در کار تربیتی مدارس را چگونه می بینید؟
**مدت تعطیلات تابستانی در کشور ما بسیار طولانی است. در مناطق گرمسیری این تعطیلات حدود چهار ماه در سال است یعنی از اوایل خرداد تا آخر شهریور ماه دانش آموز تعطیل است.
به علت نبود بودجه و امکانات در مدارس در واقع ارتباط دانش آموز با مدرسه قطع می شود و دانش آموز با جو اجتماعی و فرهنگی و برنامه های مخرب رسانه های ارتباط جمعی تنها می ماند و این صدمه زیادی به همان کار تربیتی کمرنگ هم که در مدارس انجام می شود می زند.
اگر مدارس ما امکان فیزیکی و مالی تشکیل کلاس های تابستانی فوق برنامه و جذب دانش آموز نه به صورت رسمی و کلاسیک بلکه متناسب با ذوق و سلیقه و استعداد آنان در تابستان وتعطیلات طولانی آن فارغ از قید و بندهای رسمی و دست وپا گیر را می داشتند وضعیت تربیتی و فرهنگی ما قطعا از آنچه هست بهتر می بود.
*میزان مهارت معلمان و اساتید ما را در کار تربیتی چگونه می بینید؟ برای بهبود این امر چه کارهایی می توان انجام داد؟
**این مسئله بستگی به عواملی دارد که مهمترینش علاقه مندی شخصی معلمین به کار تربیتی و میزان احساس نیازشان به این فعالیت هاست.
معلمین شاغل فعلی ما در آموزش و پرورش چند دسته اند:
گروهی فارغ التحصیل مراکز تربیت معلم و رشته های دبیری هستند که اصولا از روی علاقه برای عهده دار شدن تعلیم و تربیت دانش آموزان، آموزش دیده اند و مهارت کسب کرده اند. گروه دیگر افرادی هستند که بدون این که آموزش خاصی در رشته معلمی دیده باشند صرفا به دلیل نیاز آموزش و پرورش به صورت حق التدریسی یا پیمانی و قراردادی از میان رشته های آزاد و غیردبیری جذب گردیده اند و اینها حداکثر با یک دوره کوتاه آموزش بدو خدمت و گاهی حتی بدون آن، معلمی را آغاز کرده اند و با توجه به میزان استعداد خود با سعی و خطا به پیش رفته اند و این گروه کم هم نیستند. تجربه طولانی آموزشی اینجانب بر من ثابت کرده است که در میان معلمین و اساتید آنان که در مراکز تربیت معلم و تربیت دبیر تحصیل کرده اند و دروس تربیتی و تمرین دبیری و کارورزی را گذرانده اند هم در زمینه علم آموزی و تعلیم موفق تر هستند و هم در زمینه کارهای تربیتی از مهارت بیشتری برخوردارند. البته اخیرا آموزش و پرورش زمان کلاس های آموزش ضمن خدمت بدو استخدام را به حدود 300 ساعت افزایش داده است که اگر خوب اجرا شود می توان امیدوار بود تغییری در وضعیت حاصل شود.
باید توجه داشت که تربیت معلم یک کار زمان بر است و فعالیت مداومی را می طلبد.
در چند سال اخیر پذیرش مراکز تربیت معلم تقلیل یافته و رشته های دبیری هم سهمیه بسیار کمی را در دانشگاه ها به خود اختصاص داده اند و در بسیاری از رشته های درسی هم که هیچ پذیرش رشته دبیری در دانشگاه ها در کار نبوده است.
این امر خسارت زیادی به آموزش و پرورش وارد ساخته است که جبران این خسارت خود وقت و هزینه زیادی می طلبد اما جلوی این ضررها را از هر جا بگیریم فایده است.
برای تامین معلمین مورد نیاز بایستی علاوه بر نیاز فعلی به تعداد معلمینی که هر ساله بازنشست می شوند توجه داشت و نسبت به تربیت افراد ورزیده و علاقمند و ماهر در زمینه تعلیم و تربیت در مراکز تخصصی این کار اقدام نمود. بایستی جاذبه شغل معلمی را از طریق بالابردن جایگاه اجتماعی معلمین و نیز برآوردن نیازهای مادی آنان به قدری افزایش داد که افراد مستعد و باهوش، با میل و رغبت وارد دستگاه تعلیم و تربیت شوند و با افتخار به کسوت معلمی درآیند.

نام:
ایمیل:
نظر: