صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۲ اسفند ۱۳۸۷ - ۱۲:۱۶  ، 
شناسه خبر : ۷۹۶۹۳
دکتر یدالله جوانی

در دعاوی، زد و خوردها و جنگ های سنگین بین دو طرف، معمولا یک طرف شروع کننده و آغازکننده به عنوان مهاجم و متجاوز و طرف دیگر به عنوان مدافع شناخته می شود. از نظر حقوق بین الملل تجاوز و آغازگری در جنگ محکوم و دفاع در برابر تجاوز امری مشروع تلقی می گردد. این موضوع از اهمیت بالایی برخوردار است به گونه ای که پس از وقوع هر جنگی، این سوال مطرح می شود که چه کسی جنگ را آغاز کرد؟
در مورد بحران اخیر خاورمیانه و نبرد نابرابر بین رژیم صهیونیستی و حزب الله لبنان نیز این سوال مطرح است که چه کسی این نبرد را آغاز کرد؟ در پاسخ به این سوال دو دیدگاه وجود دارد؛ یک دیدگاه حزب الله لبنان را آغازکننده جنگ می داند و معتقد است اسرائیل در مقام دفاع از خود با حزب الله می جنگد و لبنان را مورد حملات سنگین خود قرار داده است. دیدگاه دیگر اسرائیل را آغاز کننده جنگ می داند و بر این اعتقاد است که حزب الله از خود و لبنان در برابر تجاوزات گسترده رژیم صهیونیستی دفاع می کند.
بررسی دو دیدگاه:
دیدگاه اول: رژیم صهیونیستی، آمریکا، انگلیس و برخی دیگر از متحدین رژیم صهیونیستی و بعضا برخی از کشورهای عربی، حزب الله لبنان را آغاز کننده جنگ می دانند. اقدام محدود حزب الله در ساعت 05:09 روز چهارشنبه 21/4/1385 علیه یک کاروان نظامی رژیم صهیونیستی که منجر به انهدام یک تانک بسیار مدرن و پیشرفته مرکاوا و چند خودرو زرهی دیگر شد و طی این عملیات تعدادی صهیونیست کشته و زخمی و دو نفر نیز به اسارت درآمدند، مهمترین دلیل این دیدگاه، مبنی بر آغازگر جنگ از سوی حزب الله به شمار می آید.
دیدگاه دوم: حزب الله لبنان و بسیاری از کشورها، ملت ها و شخصیت های برجسته، بر این اعتقاد هستند که آغازگر این جنگ رژیم صهیونیستی است و سردمداران این رژیم براساس سناریوی از قبل طراحی شده، ابتدا نوار غزه و سپس لبنان را مورد حمله و تجاوز گسترده قرار دادند.
نقد و بررسی دو دیدگاه:
دیدگاه اول تجاوز گسترده اسرائیل به لبنان را یک امر دفاعی می داند و تنها دلیل خود را نیز اقدام حزب الله در اسیرگیری از صهیونیست ها طی یک عملیات محدود ذکر می کند. تجاوز گسترده به نوار غزه نیز براساس همین دیدگاه، یک اقدام دفاعی به حساب می آید و دلیل آن هم به اسارت گرفته شدن یک صهیونیست توسط رزمندگان فلسطینی ذکر می شود .این دیدگاه و استدلال آن حتی از سوی برخی از کشورهای دوست رژیم صهیونیستی به چالش کشیده شده و رد شده است. مخالفین و منتقدین این دیدگاه می گویند، هیچ تناسبی بین عمل و عکس العمل وجود ندارد. رزمندگان فلسطینی یا حزب الله لبنان طی یک اقدام محدود، نفراتی از رژیم صهیونیستی را به اسارت گرفته اند. تجاوز گسترده به غزه و آغاز یک جنگ تمام عیار از هوا، دریا و زمین علیه کشور لبنان و تخریب تمامی زیرساخت های یک کشور که متعلق به یک ملت چند میلیونی می باشد، نمی تواند پاسخ به یک اقدام محدود باشد. استدلال دیدگاه اول آنچنان سست بنیان است که حتی کشورهایی چون فرانسه، ایتالیا و اسپانیا اعلام کردند، برای آنها این موضوع قابل فهم نیست که برای یک اقدام محدود، چنین پاسخی که فراتر از عرف است، داده شود. منتقدین این دیدگاه می گویند، رژیم صهیونیستی اقدام حزب الله را بهانه ای برای تجاوز قرار داده و برای رسیدن به اهدافی خاص، از قبل سناریوی حمله به لبنان را طراحی کرده است.
دیدگاه دوم، اسرائیل را آغازکننده جنگ می داند و اقدام حزب الله در به اسارت گرفتن دو نفر از نظامیان صهیونیست را درراستای اقدامات و تهاجمات قبلی رژیم صهیونیستی ارزیابی می کند. براساس این دیدگاه، رژیم صهیونیستی در طول سالیان اخیر، هر از چندی به مناطق فلسطینی یا جنوب لبنان تعرض می کرد و در برابر نیز فلسطینی ها و یا حزب الله در پاسخ به اقدامات صهیونیست ها، عملیات های محدودی را علیه یگان های صهیونیستی به اجرا درمی آوردند. ترور رهبران حزب الله، ربودن برخی از نیروهای حزب الله و زندانی کردن آنها، ترور رهبران حماس و... را باید از جمله اقدامات مستمر رژیم صهیونیستی به حساب آورد و در برابر این اقدامات، عملیات های فلسطینی ها و حزب الله لبنان را که در چارچوب عملیات محدود انجام می گرفت، تحلیل و ارزیابی نمود.
نکته بسیار قابل توجه، دلایل حزب الله لبنان برای گرفتن اسیر از نظامیان صهیونیست در چهارشنبه 21/4/85 می باشد. پس از عقب نشینی رژیم صهیونیستی در سال 2000 میلادی از جنوب لبنان، با میانجیگری کشور آلمان در سال 2004، سردمداران رژیم صهیونیستی و رهبران حزب الله توافق کردند اسرا و زندانیان لبنانی در بند اسرائیل با کشته های صهیونیست در اختیار حزب الله معاوضه گردند. رژیم صهیونیستی در مبادله خیانت کرد و تعدادی از لبنانی های در بند و از جمله افراد خاص مورد نظر حزب الله نظیر «سمیر القنطار» را آزاد نکرد. پس از این عهدشکنی، حزب الله تلاش فراوانی برای آزادسازی باقی زندانیان در بند رژیم صهیونیستی به عمل آورد، لکن صهیونیست ها، آزادی لبنانی ها را مشروط به تحویل دادن خلبان مفقود شده اسرائیلی در بیروت در سال 1361 به نام «ران آران» کردند. حزب الله اعلام کرد از سرنوشت این خلبان هیچ اطلاعی ندارد. کمیته ای از سوی آلمانی ها موضوع را بررسی و صحت ادعای حزب الله را اعلام کرد ولی صهیونیست ها، باز هم از آزادسازی لبنانی های دربند امتناع کردند. حزب الله پس از پیمودن تمامی راه های دیپلماتیک و ناامیدی از آزادساختن اسیران در بند رژیم صهیونیستی از طرق مسالمت آمیز، با صراحت اعلام کرد، دیگر چاره ای جز گرفتن اسیر از صهیونیست ها برای معاوضه ندارد.
سیدحسن نصرالله دبیر کل حزب الله طی چند نوبت این موضوع را اعلام کرد و پس از عملی شدن تهدید حزب الله در تاریخ 21/4/1385، سید حسن نصرالله طی مصاحبه ای با خبرنگاران اعلام کرد، این دو اسیر اسرائیلی موقعی آزاد می شوند که تمامی لبنانی های در بند رژیم صهیونیستی که سالهاست در اسارت می باشند، آزاد گردند. بنابر این اقدام حزب الله در به اسارت گرفتن دو نفر صهیونیست، نه حرکتی برای آغاز جنگ، بلکه اقدامی مشروع در پاسخ به عهدشکنی صهیونیست ها در عدم آزاد کردن لبنانی ها می باشد.
اما دلایل اصلی دیدگاه دوم مبنی بر اینکه اسرائیل با یک سناریوی از قبل طراحی شده به لبنان حمله کرده، اهداف اعلامی رژیم صهیونیستی و حامی اصلی آن آمریکا از این تجاوز است. سران رژیم صهیونیستی و از جمله ایهود اولمرت نخست وزیر این رژیم بارها بر خلع سلاح حزب الله تاکید کرده و اتمام جنگ را در گرو نابود شدن حزب الله یا ایجاد زمینه های لازم برای خلع سلاح حزب الله اعلام کرده است. بوش و رایس نیز علاوه بر این نکته پا را فراتر گذاشته و اهداف خاورمیانه ای آمریکا را مورد تاکید قرار داده اند . خانم رایس آتش بس را مشروط کرده به شکل گیری خاورمیانه جدید و بر همین اساس آمریکا با هر نوع آتش بس فوری مخالفت کرده است.
اصرار آمریکایی ها و انگلیسی ها بر تداوم بمباران های گسترده لبنان، نشان می دهد که اسرائیل به نیابت از آمریکا جنگی را در راستای تحقق اهداف آمریکا در خاورمیانه بر لبنان تحمیل کرده است. اهدافی که آمریکایی ها با اشغال عراق در تحقق آن ناکام بودند و سناریوهایی چون ترور رفیق حریری و صدور قطعنامه هایی چون 1559 هم نتوانست این ناکامی ها را جبران نماید. آمریکا پس از اشغال عراق به دنبال فشار بر سوریه و لبنان، خلع سلاح حزب الله را با کمترین هزینه در دستور کار قرار داد ولی موفق نشد.
اینک با جنگ پرهزینه علیه لبنان، این هدف را به عنوان بخشی از طرح خاورمیانه جدید دنبال می کند. حوادث و وقایع دو هفته ای جنگ نشان می دهد با مقاومت عاشورایی حزب الله در برابر رژیم صهیونیستی، این سناریو نیز با شکست مواجه خواهد شد.

نام:
ایمیل:
نظر: