چارلى ریس / تحلیلگر روزنامه کریستین ساینس مانیتور: بی شک اسرائیل کنونی همان اسرائیل سال 1967 نیست؛ اسرائیلی که توانست در یک جبهه با مصر، سوریه و اردن بجنگد و در عرض یک هفته ارتشش، صحرای سینای غربی، نوار غزه ، کرانه باختری رود اردن، بیت المقدس شرقی و بالاخره بلندی های جولان را به تصرف خود درآورد. اسرائیل 2006 با اختلافی فاحش نسبت به آنچه که بود در جنگ 33 روزه نتوانست حتی در تصرف چند کیلومتر از خاک لبنان موفق شود و نیروهایش نیز نتوانستند به صورت کامل حتی در یک روستای کوچک واقع در دو مایلی مرزهای شمالی فلسطین اشغالی مستقر شوند.
ارتش اسرائیل پس از چند هفته جنگ متوالی و درگیری های زمینی گسترده و پس از تحمل تلفات جانی و نظامی سنگین از جمله تانک، هواپیما، هلی کوپتر و ناوچه دریایی نتوانستند وارد یک روستای کوچک شوند و یگان هوایی ارتش اسرائیل به رغم حملات گسترده خود به مناطق جنوبی و حتی اطراف بیروت نتوانست حملات موشکی حزب الله لبنان به نزدیکترین و حتی دورترین مناطق خود را متوقف سازد. براستی عامل شکست یا به عبارتی واماندگی این ارتش بزرگ که از سوی قدرت بزرگی چون آمریکا حمایت می شود، چه بود؟
پیش از آغاز این جنگ 33 روزه «ایتای برون» یکی از ژنرال های برجسته ارتش اسرائیل در گفت وگو با میدل ایست نیوزلاین اظهار داشته بود که عملیات نظامی اسرائیل در جنگ لبنان با حملات گسترده هوایی آغاز خواهد شد و این جنگنده ها تمام مقرهای نیروهای مقاومت حزب الله را هدف قرار خواهند داد و پس از آن هلیکوپترهای مجهز این ارتش نیروهای حزب الله را تک تک شکار خواهند کرد و فرماندهی سیاسی و نظامی آن را کاملا منهدم خواهند کرد. این ژنرال اسرائیلی در این گفت و گو تاکید کرده بود که هواپیماهای بدون سرنشین اسرائیل نیز نقش اساسی در کشف پناهگاه های حزب الله و منهدم ساختن این پناهگاه ها ایفا خواهند کرد. با توجه به اظهارات این ژنرال اسرائیلی ارتش اسرائیل درصدد آن بود که سیاست نظامی آمریکا در افغانستان را در این جنگ دنبال کند اما چرا تمام سیاست های این ارتش کلاسیک در رویارویی با حزب الله لبنان با شکست مواجه شد؟
واقعیت آن است که یک گروه کوچک مقاومت در لبنان توانست ارتش شکست ناپذیر اسرائیل را متوقف کند. این شکست به همان دلیل برای اسرائیل رخ داد که برای انگلیس در برابر انقلاب استقلال آمریکایی ها به وقوع پیوست. قدرت نظامی که بیش از اندازه و خارج از واقعیت های موجود اعتماد به نفس داشته باشد بالاخره با شکست مواجه خواهد شد زیرا اعتماد بیش از اندازه، غرور و اعتماد کاذب را به دنبال خواهد داشت و قدرتی که دچار این غرور و اعتماد کاذب شود، توانایی های دشمن خود را ناخودآگاه ضعیف ارزیابی می کند. این موضوع یعنی غرور و اعتماد به نفس کاذب یکی از اصول مهم در روانشناسی است. در مقابل اعتماد به نفس کاذب اسرائیل، حزب الله لبنان با کمترین هیاهویی نسبت به توانایی های نظامی و به نمایش گذاشتن این توانایی ها عملکرد و اکثر تحلیلگران و کارشناسان جهان قدرت حزب الله لبنان را در این نکته دانسته اند.
به رغم آن که آمریکا و رژیم صهیونیستی بارها شاهد رژه یگان های چریکی حزب الله و نمایش نیروهای کماندویی این حزب بوده اند اما زمانی که به مناطقی از جنوب لبنان وارد شدند هیچ اثری از این افراد ندیدند، واقعیت آن است که حزب الله لبنان نیز حزب الله سال 1982 نیست. در آن زمان ارتش اسرائیل هر آنچه که بر سر راهش بود ویران ساخت و بسیاری از رهبران و مقامات مسئول این تشکل مردمی مقاوم در لبنان را به شهادت رساند. این حزب در طول دو دهه گذشته با در نظر گرفتن چنین روزی، توانایی های خود را بالا برده و با پشت سر گذاشتن بسیاری از تمرین های نظامی، خود را برای مبارزات چریکی و برتری قاطع بر توانایی های نظامی اسرائیل آماده کرده بود. تداوم بحران های اسرائیل و اعراب به خصوص تحولات مربوط به لبنان و فلسطین منجر به تولد چنین سازمان مردمی گسترده ای شد و این سازمان یا حزب برعکس آنچه که آمریکا و هم پیمان غربی اش می گویند یک حزب تروریستی و محدود بدون پایگاه مردمی و حتی منطقه ای و جهانی نیست.
حزب الله لبنان یک حزب بزرگ مردمی و سیاسی در لبنان است. مقامات مسئول کاخ سفید بدون در نظر گرفتن بسیاری از واقعیت ها به گونه ای از حزب الله سخن می گویند که گویا این حزب یک حزب خارجی تحمیل شده به لبنان است، در حالی که این حزب در بسیاری از معادلات سیاسی لبنان تاثیرگذار است و بسیاری از اعضای این حزب نماینده پارلمان این کشور هستند یعنی این حزب نماینده قشر بزرگی از مردم لبنان به خصوص مناطق جنوبی آن است و حتی برخی از افراد این حزب، در کابینه وزیران دولت لبنان هستند. نمی توان این حزب و افراد آن و طرفداران آن را با زور و با بهره گیری از قطعنامه های شورای امنیت، از لبنان خارج ساخت و اگر آمریکا درصدد تحقق چنین هدفی است این هدف مساوی با اخراج بیش از 40 درصد از مردم لبنان از این کشور خواهد بود. به رغم تمام واقعیت های موجود، نومحافظه کاران کاخ سفید و نیز اسرائیلی ها آماده اند که این هدف را محقق سازند اما برغم اصرارهای آمریکایی ها و صهیونیست ها این هدف تحقق پیدا نمی کند. شاید نیرو های نظامی آمریکا و اسرائیل در رویارویی با برخی از ارتش های دیگر برتر میدان باشند اما در جنگ با افکار عمومی جهان ناچار به شکست خواهند شد و افکار عمومی جهان مخالف تحقق این هدف است، پس آنها آب در هاون می کوبند.
اسرائیل پیش از آغاز جنگ 33 روزه با برنامه ریزی از پیش تعیین شده تمام سازماندهی های لازم را با آمریکا انجام داده بود و بسیاری از فرماندهان بلندپایه ارتش اسرائیل به گفته منابع امنیتی موثق طرح های جنگی خود را پیش از آغاز جنگ در دیدارهای مخفیانه به سردمداران کاخ سفید ارائه داده بودند اما نتیجه این برنامه ریزی چه شد؟ اسرائیل در مقابل تحقق اهداف آمریکا و تل آویو یعنی نابود ساختن کامل حزب الله لبنان واماند و حملات وحشیانه و به دور از تمام اصول و ارزش های اخلاقی و انسانی ارتش اسرائیل به لبنان که منجر به کشته شدن بیش از هزار تن از جمله بسیاری از کودکان و زنان شد نه تنها نتوانست حزب الله لبنان و توانایی های نظامی آن را نابود سازد بلکه منجر به افزایش بیشتر محبوبیت این تشکل مردمی شد و پایگاه مردمی حزب الله در منطقه و حتی در جهان تثبیت شد.