انقلاب در صنایع نساجی انگلیس و تولید انبوه پارچه های کتان و پنبه ای، انقلابی واقعی در اقتصاد این کشور پدید ساخت و به تجارت با شرق اهمیت ویژه ای داد. بیهوده نیست که در این زمان، نام برخی شخصیت های درجه اول اقتصاد و سیاست بریتانیا، چون « ناتان مایر روچیلد»، «سرجان گلادستون»، پسرش «رابرت گلادستون» و «سر رابرت پیل» را در زمره سهامداران کمپانی لوانت می یابیم. به تعبیر «آلفرد دوو»، این نامها نشان می دهد که کمپانی «توجه گروهی از تیزهوش ترین چهره های جامعه تجاری و مالی آن زمان را به خود جلب کرده بود. بنابراین نیمه اول سده نوزدهم، تنها عصر شکوفایی صنایع زغال سنگ و آهن انگلستان نبود، «عصر پنبه» نیز بود که بیش از سایر کالاها سبب توسعه تجارت ماوراء بحار بریتانیا شد.
با انحلال کمپانی هند شرقی در سال 1857، اهمیت مستعمرات شرقی در اقتصاد امپراتوری بریتانیا نه تنها کاهش نیافت بلکه افزایشی چشمگیر داشت. برای نمونه، در حالی که واردات چای بریتانیا در آخرین سال انحصار تجارت این کالاها بوسیله کمپانی هند شرقی (سال تجاری 1833- 1834) به وزن 574/1 میلیون تن بود، در سال 1853 به 5/3 میلیون تن و در سال 1879 به 25/7 میلیون تن رسید. در سال 1881، انگلستان بیش از 41 میلیون پوند استرلینگ به سایر کشورها و قریب به 80 میلیون پوند به مستعمرات خود کالا صادر کرد. در سال 1885 صادرات انگلیس به هند بیش از 68 میلیون پوند استرلینگ بود. بنوشته اکونومیست ( 11ژوئن 1887) سرمایه گذاری انگلیس در مستعمرات تا این زمان به 744 میلیون پوند استرلینگ بالغ می شد که سالیانه قریب به 35 میلیون پوند سود داشت.
بدین ترتیب مستعمرات به مهمترین منبع درآمدزایی بریتانیا تبدیل شده بود. بنوشته جفکین آلمانی:« حتی گلادستون که معتقد بود منبع قدرت انگلستان تنها در جزایر انگلیس نهفته است نه در مستعمرات، نمی توانست از واقعیت مستعمرات بگریزد. در دوران نخست وزیری او بود که فرمان تاسیس کمپانی «بورنئوی شمالی» و بعدها کمپانی ملی آفریقا، برای سرمایه گذاری در سرزمین نیجر، صادر شد و جزایر فیجی وبرمه به امپراتوری بریتانیا منضم شد.