دکتر عباسعلی فرزندی
هرچند سازمان ملل متحد تعریف رسمی از تروریسم ارائه نکرده است، ولی قطعنامه ها و اعلامیه هایی را به صورت سند منتشر نموده است که معنای تروریسم از نظر آن سازمان از مفاد آن ها قابل استخراج است، چنانچه پطرس غالی دبیرکل اسبق سازمان ملل متحد در تفسیر مواضع آن سازمان «اعمال مجرمانه ای را که هدف یا انگیزه آن ها ایجاد رعب و وحشت میان عامه مردم، گروهی از اشخاص یا اشخاص خاص به منظورهای سیاسی باشد» را به عنوان اعمال تروریستی قلمداد نموده است. درکنوانسیون های جهانی و میثاق های بین المللی از تعابیر مختلفی چون: کشتن و حذف فیزیکی انسان ها بدون محاکمه عادلانه، جنایات سازمان یافته و برنامه ریزی شده برای مصاده اموال عمومی یا نابودی انسان ها و اقدامات خشونت آمیز و غیرقانونی برای دست یابی به اهداف نامشروع برای تعریف تروریسم استفاده شده است.
جنبش عدم تعهد و سازمان کنفرانس اسلامی هم در سندها و بیانیه های خود مواضعی گرفته اند که از تروریسم به عنوان خطرناک ترین تهدید علیه حقوق بشر و امنیت جهانی، هرگونه عمل خشونت آمیز یا تهدید کننده به منظور طرح های جنایی با هدف سلب حق حیات از انسان ها، ایجاد رعب و وحشت میان مردم، به خطرانداختن جان، حیثیت، آزادی، امنیت ، حقوق مشروع انسانی یا آسیب رساندن به محیط زیست و برنامه ریزی برای دست یابی نامشروع به اموال عمومی و خصوصی، تهدید صلح و ثبات جهانی، تهدید تمامیت ارضی، وحدت ملی و استقلال کشورها یادکرده اند.
براساس تعاریف فوق آمریکا و همپیمان هایش به ویژه رژیم جعلی صهیونیستی از نظر افکار عمومی جهان متهم به اقدامات گسترده تروریستی درگوشه و کنار دنیا و به ویژه در جهان اسلام هستند. با تعمیم واژه تروریسم به هر گونه عملیات خشونت آمیز در هر شکل در بسیاری از موارد جرم آن ها ثابت شده است.
کشورهای سلطه گر و جوامع قربانی تروریسم نگرش متفاوتی از مقوله تروریسم دارند. این تفاوت نگرش منشا بسیاری از مشکلات موجود در سطح جهان و به ویژه در جهان اسلام و مرتبط با مقوله تروریسم است. براساس این نگرش است که خداوندان سلطه مبارزات قانونی و مشروع مردم تحت ظلم و سلطه نیروهای بیگانه برای رهاسازی سرزمین های اشغالی خود را مترادف تروریسم و در زمره فعالیت ها و اعمال تروریستی می خوانند! به این ترتیب است که اشغال سرزمین ها و کشتن مردمان بی گناه و بی دفاع از دید دولتمردان آمریکایی به عنوان مبارزه با تروریسم به جهانیان تحمیل می شود و هرکس با تجاوز واشغال گری آن ها همراهی نکند تروریست به حساب می آید! مگر جهانیان فراموش کرده اند که مقامات ارشد سیاسی و نظامی واشنگتن در زمان لشکر کشی آمریکا به منطقه (افغانستان و سپس عراق) اعلام کردند هر کشور وحکومتی که با لشکرکشی آمریکا مخالفت کند و یا از سیاستهای آمریکا حمایت نکند، طرفدار تروریسم است و در معرض حملات نظامی آمریکا قرار خواهد گرفت! مگر جورج بوش، رئیس جمهور جنگ طلب آمریکا مغرورانه نگفت هرکس با ما نباشد با تروریست ها است! اینکه چه کسی به سردمداران نظام سلطه این حق را داده است که مخالف خود را تروریسم معرفی کند و چرا و چگونه این نگرش نسبت به تروریسم شکل گرفت و چرا این گونه توسط نومحافظه کاران خشن آمریکا جسورانه و در عرصه جهانی مطرح شد واکاوی آن را در یادداشت های بعدی پی می گیریم.