صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۶ ارديبهشت ۱۳۸۶ - ۱۳:۳۸  ، 
شناسه خبر : ۸۰۲۷

اگربخواهیم ازواژه امنیت ومفهوم ثبات وآرامش درجوامع انسانى یک تعریف جامع ومانع ارائه دهیم ،باید ازابزارى همچون تحلیل گفتمانى استفاده کنیم .

زیرا این مفهوم دراصل ازگزاره هاى معنادارى تشکیل شده است که باید به صورت منطقى درکنارهم قرارگیرند ویک دستگاه معنایى راتشکیل دهند.

پس کشف آن گزاره ها ى معناداردرراه رسیدن به یک مفهوم مشخص به نام امنیت ازراه تحلیل گفتمانى امکان پذیراست .باتوجه به این مسئله امروزه درعرصه امنیت پژوهى تعریف مفهوم امنیت 2 نوع گفتمان ازیکدیگرمتمایز میشود:گفتمان سلبى وگفتمان ایجابى .

گفتمان سلبى عبارت است ازوضعیتى که درآن تهدیدى متوجه منافع بازیگرنبوده ویادرصورت وجود تهدید ،توان مدیریت آن درنزد بازیگر وجود داشته باشد.

دراین گفتمان امنیت به ضد آن تعریف مى شود.(فضاى بدون تهدید)

مهمترین گزاره هاى حاکم براین عرصه بدین ترتیب است:

افراد درآن برونگرهستند وبراى ایجاد امنیت به اوضاع وفضاى بیرونى توجه زیادى دارند.

تهدید محورند یعنى قبل ازفرصت ها ،تهدیدات را مى بینند.

حوزهء مباحث وکارهاى آنان عمدتا”متوجه سخت افزارها مى باشد وصحبت ازقدرت نرم به طورجدى درآن مطرح نمى گردد.

اماگفتمان سلبى داراى سه اشکال عمده نیزمى باشد که درپاسخ به آن نقایص گفتمان ایجاد بى مطرح مى گردد.اولا”درگفتمان سلبى افراد ازتحولات داخلى غافل مى ماند .بدین معنى که تفکروتوجه بیش ازحد به تحولات بیرونى آنقدرغالب مى شود که بسیارى ازمسائل داخلى مغفول مانده ونهایتا”به فروپاشى سیستم موردنظرمى انجامد (شوروى ) ثانیا” زندگى انسانها درعصرمدرن به سوى رفتار نرم افزارانه وجنبه قدرت نرم گرایش بالایى پیدادچارمحدودیتى مى نماید که راه برون رفت ازآن وجود ندارد.به طور مثال وقتى بازیگرالف قصد تحصیل امنیت داشته باشد ،آنقدرتوانش رابالامى بردکه ازطرف بایگرب تهدید نشود .ب هم ازآن طرف براى اینکه ازسوى الف احساس تهدید نکند بازبرقدرت خود مى افزاید واین سیرصعودى ادامه خواهد داشت (مثل فضاى جنگ سرد)

بنابراین این مسئله خود به یکى جریان تهدید زاتبدیل مى شود.

امادرکلام پژوهشگران منظورازگفتمان ایجابى وضعیتى است که درآن نسبتى متعادل بین دومولفه خواسته ها وداشته ها به وجود آید به گونه اى که تولید رضایتمندى دربازیگران بنماید ودرسطح ملى وبین المللى پیاده شود .دراین گفتمان برعکس گفتمان سلبى که محورآن قدرت مى باشد، محورآن رضایتمندى است وبدین ترتیب خواسته ها وافکارمفهومى درحاکمیت امنیت برجامعه بسیارمهم وقابل توجه مى باشد.

درحال حاضروباتوجه به شرایط دنیایى امروزبه نظر مى رسد گفتمان ایجابى به نوعى باتوجه به ابعادمختلفش باید،تفکرحاکم برعرصه هاى سیاسى واجتماعى درمقوله امنیت باشد.زیراکه امروزقدرت توده ها ، افکارمفهومى و خواسته هاى شهروندان جامعه درحرکت روبه جلوى جوامع ورسیدن به اهداف آنها نقش بسیارمهم وقابل توجهى دارد.

گفتمان امنیتى حاکم برآمریکا

ایالا‌ت متحده آمریکاباتکیه برثبات مبتنى برسیطره ‌دردستیابى به منافع ملى اش وهمچنین هژمون طلبى درعرصه هاى مختلف جهان امروز،به نوعى قصد داشته تایک تفکرونظم جدیدى رابردنیاحاکم نماید.ازبعد ازفروپاشى شوروى وپایان جنگ سرد،آمریکاباخالى دیدن عرصه جهانى ازهرگونه رقیب جدى بااستفاده ازابزارمیلیتاریستى سعى کرده تاجهان تک قطبى رادرعرصه بین الملل وبازیگران مختلف ثابت کنداماحوادثى که شخصا” گریبانگیراین دولت مى گردد به نوعى عرصه عمل واندیشه آنهارادچارتعارض نموده است .باید اذعان کنیم باتوجه به تعاریف مذکورگفتمان امنیتى حاکم برفضاى فکرى سیاستگذاران کاخ سفید واستفاده ازابزارنظامى درجهت ازبین بردن گزینه هاى احتمالى تهدیدزاحادثه تروریستى ویرجینیا وحوادث وحشتآورى که هفته گذشته در این کشور اتفاق افتاد همگى تبعات سیاست خارجى آمریکا است که در داخل انعکاس یافته است.

بادرنظرداشتن این مسئله واتفاقاتى همچون نمونه هاى مشابه این مسئله درسالهاى قبل،باتوجه به حاکمیت گفتمان سلبى یک امرکاملا”طبیعى است :زیرانگاه بیرونى آمریکاوتاکیدبیش ازحد آنها به مولفه هاى تهدیدزا درخارج ازمرزها باعث غفلت ازجریان درونى وشرایط حاکم برآن مى شود.تاکید برسخت افزاگرایى واستفاده وثبات نیزبیشتردچارخدشه قرارخواهدگرفت .بیان این فرضیه ،باقطعیت آسان نیست اماباید تصریح کنیم که دورازذهن نمى باشدکه بلوک غرب نیزهمچون بلوک شرق درسالهاى گذشته ، دچارفروپاشى ازدرون گردد.

پشت پرده لیبرال دموکراسی

ازسالهاى بعدازجنگ سرد،آمریکایى هاتلاش داشتند تاگفتمان جدیدى رابراى انسجام سیاسى واجتماعى خود به وجود آورند .آنان دردرون این گفتمان، شاخص هایى ازمحدودیت ملى آمریکایى وجلوه هایى ازتضاد ایدئولوژیک باسایرفرهنگ ها رابه نمایش گذاشتند.نظام باورهاى آمریکایى دردوران بعدازجنگ سردتغییریافت .نظرپردازان آمریکایی، اسلام گرایى رابه عنوان تهدید جدید امنیت ملى آن تلقى نمودند. آنها تلاش داشتندمقابله بااسلام سیاسى رابه عنوان بخشى ازایدئولوژى آمریکایى تئوریزه نمایند.

اولین پرسش که آمریکائیان محافظه کاردرمورد نقش ملى آمریکادر دوران بعدازجنگ سرد مطرح کرده بودند رامى توان دراین عبارت خلاصه نمود که آینده باچه تهدیداتى همراه خواهد بود؟چه کشورهایى خط مقدم جدال راتشکیل خواهند داد؟وباچنین کشورهایى چگونه مى توان مقابله کرد؟

دغدغه هاى یاد شده رامى توان مبناى هویت جدید آمریکایى هادانست. دراین روند،اسلام گرایى به عنوان شاخص اصلى تهدید تلقى مى شود. جمهورى اسلامى ایران نیزبه عنوان مرکزاسلام گرایى خاورمیانه محسوب مى شود.این امرتقابل”آمریکا باایران راافزایش داد.

بنابراین ذهنیت جدیدى پیداشد که براساس آن زمینه براى گسترش انگاره ضرورت مقابله بااسلام گرایى دردستورکارنمادهاى آمریکایى قرارگرفت. این امردربرخى ازمواقع بازتاب هاى تهدید رانیزبه نمایش مى گذارد.

دراین ارتباط ،آمریکایى ها حکومت اسلامى ایران رابراساس جلوه هاى پوپولیسم ضد آمریکایى تفسیر کرده وزمینه مقابله موثرباآن رادردستورکارنهادهاى سیاسى واستراتژیک خود قراردادند.ازدیدگاه آنان، ایران تلاش دارد تامولفه هاى انقلابى خود رابه سایرکشورها منتقل نماید .این امربه مفهوم توسعه انقلاب گرى وگسترش جلوه هایى از رفتاربازیگر آشوب سازدرسیستم هاى منطقه اى تلقى مى شود ازسوى دیگرآمریکایى ها اعتقاد دارند که بازیگرآشوب سازعامل تهدید منافع ملى آن کشورمى باشد بنابراین تلاش دارند تااقدامات متقابل براى محدود سازى کشورهاى اسلام گرابویژه ایران رابه انجام رسانند.

دراین روند افکارعمومى آمریکادرمقابله بابنیاد گرایى سازماندهى شد.نظرسنجى هاى مختلف نشان مى دهد که رویکرد آمریکایى ها تحت تاثیررسانه هاى خبرى ورویکردنخبگان آمریکایى مى باشد .آنان بمب گذاریهاواقدامات تروریستى رامتوجه کشورهاى اسلامى نموده والگوى برتروثبات کامل رادرلیبرال دموکراسى تعریف مى کنند. دراین روند افکارمفهومى رابه این سمت هدایت مى کنند که اسلام ولیبرال دموکراسى دوالگوى متقابل ومتضاد است وبه نوعى الگوى برتربراى زندگى بشرامروزلیبرال دموکراسى ودرراس آن جامعهآمریکامى باشد. آنها خصوصا”بعداز11 ستپامبرتلاش داشتند تادربین افکارعمومى ایدئولوژى راسازماندهى دادند که براساس آن اسلام گرایى مترادف باتروریسم باشد لکن نکته مهم اینجاست که اقدامات اخیرآمریکایى ها درکشورهایى همچون عراق وافغانستان واتفاقات داخلى این کشورباعث شده تالیبرال دموکراسى آمریکا چهرهء واقعى خود رابرهمگان بنمایاند.

حادثه هاى تروریستى درنقاط مختلف جهان توسط آمریکا وناامنى روانى حاضردردنیاى امروزدرواقع نشان دهنده پشت پرده نظام لیبرال دموکراسى مى باشد.

 

نام:
ایمیل:
نظر: