کمیسیون تحقیق دولتی اسرائیل (وینوگراد) با انتشار نتایج بررسیهایش در قبال جنگ 33 روزه علیه لبنان طوفان سیاسی عظیمی را در اسرائیل به راه انداخته است . اگرچه این بررسیها به اعتراف رسمی درباره شکست مطلق اسرائیل و پیروزی حزب الله لبنان منجر شد لکن همین رفتار رژیم اشغالگر صهیونیستی حاوی نکاتی است که توجه خاص به آن می تواند زوایای نامکشوفی از مسئله را بازگو کند و این سئوال را مطرح کند که چرا اعراب در جبهه خود چنین تحقیقی نمی کنند و اگر تحقیقی صورت بگیرد به چه نتایجی ممکن است بیانجامد بیائید در این مورد به مقایسه بپردازیم : 1 ـ « وینوگراد » اگرچه یک ترکیب صهیونیستی دارد و مورد اعتمادترین کارشناسان اسرائیل را دربرمی گیرد آنها در عین دشمنی با حزب الله لبنان به پیروزی آن اعتراف کرده اند ولی کشورهای عرب در عین اد عای دوستی با مردم مظلوم لبنان نه تنها از قبول پیروزی مقاومت اسلامی لبنان و غلبه اش بر اسرائیل اشغالگر امتناع می کنند بلکه از این اقدام در هراسند که مبادا اعلام پیروزی ملت لبنان به زیان آنها تمام شود و نقش محرز رژیم های عربی در جهت همراهی با صهیونیست های اشغالگر را بنمایش درآورد و مورد سئوال قرار دهد. 2 ـ این رفتار صهیونیست ها اگرچه دشمن محسوب می شوند حاوی نکات مثبتی است که در عین پذیرش شکست درصدد بررسی علل شکست و ناکامی خود برآمده اند و خواستار چاره جوئی و ترمیم نقاط آسیب پذیر و اصلاح سیستم خود هستند تا اشتباهات خود را تکرار نکنند. البته اساس رژیم صهیونیستی بر اشغال و جنایت و کشتار استوار است و در واقع بنیان آن همان شجره خبیثه ای است که ریشه در ظلم و تباهی و رفتار ضدانسانی دارد ولی فراموش نکنیم که وقتی دشمن در موضع باطل خود استوار است و درصدد جبران اشتباهاتش و رفع نقاط آسیب پذیر است چرا نبایستی جبهه حق در موضع حق طلبانه اش استوار بماند و برای رفع نقاط آسیب پذیر خود تلاش کند 3 ـ اگرچه موضوع فلسطین و لبنان و عراق یک موضوع عام و از مسائل اصلی دنیای اسلام است ولی برخی کشورهای عرب سعی دارند همچنان در بوق ناسیونالیسم عربی بدمند و این مسائل را صرفا موضوعی در مقوله مسائل دنیای عرب معرفی کنند که گویا سایر مسلمانان حق ورود به این مسائل و نظریه پردازی در این مقولات را ندارند! حتی اگر فرض کنیم که این فقط حق طبیعی و منحصر به اعراب است که در این مقولات به بررسی و دخالت و اقدام بپردازند در اینصورت بایستی به خاطر جای خالی کمیسیون تحقیق اعراب افسوس خورد و از این درد بزرگ برخود پیچید که چرا اعراب نه تنها در این مقولات ساکتند و باسکوت مرگبار خود به دشمنان اسلام فرصت داده اند به جنایت و کشتار علیه ملتها بپردازند بلکه حتی در تمامی این موارد همین کشورها در جبهه دشمن قرار دارند و در پشت جبهه به یاری دشمن پرداخته اند و گاه حتی از آشکارشدن نقش آنها در تقویت دشمن و تضعیف ملتهای تحت ستم نیز ابائی ندارند که البته بسیار شرم آور و حزن انگیز است . 4 ـ کمیسیون تحقیق دولتی اسرائیل (وینوگراد) اگرچه یک کمیسیون منتخب از جانب « ایهود اولمرت » نخست وزیر اسرائیل است لکن زمانیکه در تحقیقات خود به این جمع بندی رسید که اولمرت « عمیر پرتز » وزیر جنگ و ژنرال « دان حالوتص » رئیس ستاد ارتش صهیونیستی در این زمینه مسئولیت اصلی شکست ها و ناکامی ها را برعهده داشتند بی هیچ پرده پوشی و مجامله گوئی به بیان برخی واقعیت ها پرداختند و انگشت اتهام را به سوی سران رژیم صهیونیستی سران دولت و سران ارتش اسرائیل نشانه گیری کردند. اکنون برای لحظه ای تصور کنیم که اگر یک کمیسیون تحقیق عربی در اینسوی جبهه از سوی سران عرب تشکیل شده بود آیا شهامت آنرا داشت که بی تفاوتی و خیانت اعراب در قبال فجایع لبنان فلسطین و عراق را مورد تصریح قراردهد و سران عرب و دربارهای عربی را مسئول اصلی این خیانت و بی تفاوتی معرفی کند آیا کمیسیون تحقیق عربی شهامت آنرا دارد که به افشای نقش صریح دربارهای عربی در همدستی با دشمن صهیونیستی بپردازد و دستکم با شلاق کلمات بر سر کسانی بکوبد که منافع دنیای عرب و مصالح دنیای اسلام را بخاطر خوشایند اربابان خود قربانی کرده اند و در خدمت ماشین جنگی اسرائیل درآمده اند فراموش نکنیم که شاهزاده « حسن بن طلال » ولیعهد سابق اردن با افشای نقش آل سعود در همراهی با اسرائیل و هزینه کردن برای تجهیز برخی گروههای سنی علیه حزب الله لبنان سعی کرد گوشه ای از فجایع و خیانت ها را برملا کند ولی دربار اردن مانع از انتشار آن مصاحبه شد و تمامی اسناد و مدارک آن افشاگری را مصادره و نابود کرد. 5 ـ با کنکاشی دقیق و موشکافانه به یک موضوع حیرت انگیز برخورد می کنیم و آن اینکه اگرچه اولمرت عمیره پرتز و ژنرال دان حالوتص به عدم کفایت فقدان تجربه فقدان مدیریت کارآمد ندانم کاری و حتی ناهماهنگی و اتخاذ تصمیمات عجولانه و غیرکارشناسی متهم شده اند ولی هرگز بخاطر خیانت و همدستی با بیگانه مجرم شناخته نشده اند ولی اگر یک کمیسیون تحقیق عربی تشکیل می شد و اگر شجاعت و شهامت اظهارنظر صریح و برپرده و بدون رودربایستی را داشت یقینا بزرگترین و مهمترین عنوان بررسی و تحقیق چنان کمیسیونی افشای خیانت دربارهای بی افتخار عرب به ملت های مظلوم لبنان و فلسطین و عراق و همدستی آنها با دشمنان اسلام در راه تضعیف جبهه اعراب و تقویت جبهه دشمن صهیونیستی می بود. ممکن است کسانی با ساده اندیشی به مسائل برخورد کنند و نتوانند دلایل موجهی برای اثبات این اتهامات جدی دربارهای عرب بیابند. خوبست در اینجا به کمک آنها بشتابیم و بررسی کنیم که آیا دربارهای عرب در قبال فجایع اخیر لبنان فلسطین و عراق چه موضعی داشته اند و آیا به کمک دشمن صهیونیستی نشتافته اند الف : فلسطین : در ماههای پس از پیروزی حماس در فلسطین اشغالی دولت خودگردان فلسطین توسط غرب و سایر حامیان اسرائیل تحت محاصره و تحریم قرار گرفت . نکته شرم آور اینکه حتی رژیم های عرب نیز در این تحریم اقتصادی به یاری صهیونیست ها شتافتند و از انجام تعهدات مالی خود به دولت « اسمعیل هنیه » امتناع کردند. موضوع فاجعه بارتر کارشکنی « محمود عباس » رئیس جمهور دولت خودگردان و طیف نیروهای وفادار به وی علیه دولت « اسمعیل هنیه » است که بعضا با همراهی و همکاری صهیونیست ها صورت می گیرد و در واقع محمود عباس نوعی هم پیمانی با آمریکا غرب و صهیونیست ها را به همراهی با دولت حماس تریج داده است . این خیانت بزرگ در ماههای اخیر به رویاروئی نظامی طرفداران محمود عباس با حماس نیز منجر شد. حتی اخبار و گزارشاتی وجود دارد که نشان می دهد لودادن فعالان فلسطینی در سرزمینهای اشغالی نیز توسط برخی هواداران و همفکران محمود عباس صورت گرفته و می گیرد. این پدیده اگرچه شرم آور است ولی حتی در زمان حاکمیت عرفات نیز رخ می داد. یکبار طرفداران عرفات در پاسخ اتهامات اسرائیل که آنها را همچنان طرفدار تروریسم خطاب کرده بود اعتراف کردند که آنها در طول ماههای گذشته صدها فقره عملیات ضداشغالگری را « لو داده اند » و باعث دستگیری فعالان فلسطینی شده اند و چطور می توانند طرفدار تروریسم باشند! به راستی اگر یک کمیسیون مستقل تحقیق عربی با اختیارات ویژه تشکیل می شد درباره رفتارهای خیانت آمیز اعراب و طیف محمود عباس چه حکمی صادر می کرد « خالد مشعل » رئیس دفتر سیاسی حماس بااشاره به اوضاع فاجعه آمیز در سرزمینهای اشغالی در پرتو تحریم اقتصادی تحمیلی از جانب غرب و صهیونیست ها هشدار داد که ملت فلسطین به علت محاصره اقتصادی با خطر مرگ روبروست و اعراب در قبال مسائل ملت فلسطین مسئولند و بایستی حلقه محاصره تحمیلی را بشکنند. این کشورها مسئول مشکلاتی هستند که برای ملت فلسطین رخ داده و می دهد. این درحالیست که آمریکا با پیشنهاد یک طرح امنیتی خواستار انتقال مسئولیت حفظ امنیت مناطق خودگردان از دولت حماس به نیروهای وابسته به محمود عباس شده است . حماس این طرح را رد کرده و آنرا اقدامی جهت از میان برداشتن موانع نفوذ اشغالگران در مناطق خودگردان ارزیابی کرده است . به راستی اگر محمود عباس و طرفدارانش با اشغالگران همراهی نمی کردند آیا صهیونیست ها بین وی و دولت حماس تفاوتی قائل بودند و اگر کمیته تحقیق مستقلی به بررسی نقش واقعی محمود عباس و پیروانش می پرداخت و شهامت آنرا داشت که حقایق را بی پرده فاش کند درباره عملکرد کسانیکه عملا به حقوق بگیران اسرائیل تبدیل شده اند چه می گفت آیا جمع بندی تمامی این موارد در این جمله خلاصه نمی شد که دشمنان مقاومت اسلامی روی تاریخ را سیاه کرده اند ب : لبنان : اوضاع لبنان از فلسطین هم فاجعه آمیزتر است . چرا که حزب الله نیروهای مقاومت اسلامی و مردم لبنان با مقاومت نفس گیر خود توانستند پوزه صهیونیست های اشغالگر را در طول جنگ 33 روزه به خاک بمالند و بزرگترین شکست تاریخ اسرائیل را بر دشمن تحمیل نمایند ولی دولت فواد سینیوره در این مدت بعنوان « ستون پنجم دشمن » عمل کرد و بزرگترین خیانت ممکن را در حق مردم مظلوم لبنان و نیروهای مقاومت اسلامی مرتکب شد. اکنون با افشای این همدستی با دشمنان ملت لبنان بایستی عاملین خیانت نه تنها برکنار که حتی محاکمه و مجازات می شدند ولی آنها با گستاخی سعی دارند همه چیز را وارونه جلوه دهند و به خونخواهی قتل مشکوک « رفیق حریری » مظلوم نمائی کنند. حال آنکه مطابق اطلاعات منتشره در اروپا « موساد » سازمان جاسوسی اسرائیل در قتل حریری دست داشته است . بدین ترتیب طیف هوادار دولت غیرقانونی « سینیوره » در حقیقت بازوی عملیاتی دشمن صهیونیستی در لبنان است و سعی دارد آثار و تبعات پیروزی حزب الله لبنان و شکست اسرائیل در این جنگ 33 روزه را مهار کند تا بلکه از تکرار مجدد ناکامی اسرائیل در لبنان جلوگیری بعمل آید. حال آنکه پیروزی حزب الله اگر به درستی مورد بهره برداری قرار گیرد امنیت پایدار و مستمر برای لبنان را تضمین می کند. به راستی اگر قرار بود کمیسیون تحقیق مستقلی به ارزیابی مسائل آشکار و نهان در لبنان می پرداخت درباره خیانتکارانی که به بازوی اطلاعاتی ـ عملیاتی اسرائیل تبدیل شده بودند چه حکمی صادر می کرد ج : عراق : سرزمین اشغالی عراق اکنون 4 سال است در آتش و خون قرار دارد. اشغالگران به کمک طیف وسیعی از جنایتکاران تروریست سرگرم انتقام گرفتن از مردم عراق هستند. موضوع فاجعه آمیز اینکه برخی رژیم های عرب دقیقا سرگرم انجام همان کاری هستند که اشغالگران عراق طالب آن هستند. اخبار و گزارشات منتشره در این زمینه ثابت می کند که بخش اعظم هزینه ها و تجهیزات مورد نیاز شبکه های تروریستی در عراق توسط برخی رژیم های عربی تامین می شود. بعلاوه دربارهای عرب ضمن حمایت از شبکه جهنمی حزب بعث عراق در تلاشند بلکه بعثی ها را مجددا به قدرت در عراق بازگردانند و آنها را ضامن ثبات و امنیت در عراق معرفی کنند! در حالی که آن بخش قابل توجهی از عملیات انفجاری و جنایات منجر به قتل عام مردم کوچه و بازار در عراق توسط بعثی ها صورت می گیرد. طبعا اگر یک گروه تحقیق مستقل عربی در عراق به بررسی و کنکاش می پرداخت اشغالگران شرور بعثی ها و دست های جنایتکار برخی دربارهای عرب را مسئول جنایات تروریستی در عراق معرفی می کرد و خواستار محاکمه و مجازات آنها می شد. ایکاش دربارهای عرب دستکم به اندازه دشمن صهیونیستی شهامت و صداقت می داشتند و به پیروزی مقاومت اسلامی در لبنان و فلسطین و عراق اعتراف می کردند. تلخ است ولی واقعیت دارد که صهیونیست ها اگرچه جنایتکارند ولی در مورد جمع صهیونیستی خودشان خیانتی نکرده اند و حال آنکه دربارهای عرب بیشترین خیانت ها را در حق ملتهای عرب کرده اند و از پشت به اعراب خنجر زده اند. « وینوگراد » اگرچه ترکیبی صهیونیستی دارد در عین دشمنی با حزب الله لبنان به پیروزی آن اعتراف کرده ولی کشورهای عرب در عین ادعای دوستی با لبنان از قبول پیروزی مقاومت اسلامی لبنان و غلبه اش بر اسرائیل اشغالگر امتناع می کنند! « وینوگراد » اگرچه یک کمیسیون منتخب « اولمرت » بود ولی انگشت اتهام را بسوی او و سایر سران رژیم صهیونیستی نشانه رفت . سئوال اینست که اگر یک کمیسیون عربی به تحقیق بپردازد آیا شهامت آنرا دارد که خیانت برخی سران عرب و دولتهای هم پیمان اسرائیل را فاش کند . خیانتهای محمود عباس و طرفدارانش در فلسطین و خیانتهای دولت « فواد سینیوره » و طیف 14 مارس در لبنان روی تاریخ را سیاه کرده است . آنها صراحتا در خدمت دشمنان اعراب قرار گرفته اند .