صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۹ ارديبهشت ۱۳۸۶ - ۱۱:۱۱  ، 
شناسه خبر : ۸۴۷۲

به نظر شرکت‌کنندگان در این نظرسنجی، حوادث مهم در دوران ریاست جمهورى شیراک شامل مخالفت وى با جنگ آمریکا علیه عراق، قبول صلاحیت ژان مارى لوپن، رهبر حزب راست افراطى در دور دوم انتخابات ریاست جمهورى سال 2002 و رد قانون اساسى اروپا توسط راى‌دهندگان فرانسوى در سال 2005 بود.

مى توان به جرات اشاره کرد که تنها نقطه قوت و نفوذ شیراک در بین شهروندان فرانسوى مخالفت شیراک با جنگ عراق بود.هر چند که این مخالفت به دنبال داد و ستد پنهانى کاخ سفید و کاخ الیزه بر سر مسئله لبنان و دخالت فرانسوى ها درترور رفیق حریرى و تلاش جهت به راه اندازى انقلاب سرو در بیروت تا حدودى کمرنگ شد اما در نهایت همان مخالفت اولیه پاریس با اشغال عراق در ذهن شهروندان فرانسوى به عنوان نکته اى مثبت باقى مانده است.حضور آنگلا مرکل به عنوان مهره بى اراده ایالات متحده آمریکا در آلمان تاثیر زیادى بر سیاست خارجى کاخ الیزه در سالهاى پایانى حضور شیراک گذاشت.در زمانى که گرهارد شرودر در آلمان حضور داشت شاهد ایجاد موجى متعادل تر در اروپا بودیم.اما با کناره گیرى شرودر و حضور متزلزل و ناموفق آنگلا مرکل در سرزمین ژرمن ها شیراک نیز سیاست خارجى کاخ الیزه را به سمت و سوى حمایت از مانور آمریکا در نظام بین الملل سوق داد.

شهروندان فرانسوى در برابر معماى سیاستمداران افراطی

بر اساس نظرسنجى‌هایى که توسط سى اس‌اى CSA پس از خروج راى‌دهندگان از مراکز اخذ راى صورت گرفته، اکثر شرکت کنندگان این نظرسنجیمعتقد بودند سیاست خارجى براى انتخاب رئیس جمهور مهم است در مقابل تعداد اندکى از راى‌دهندگان گفته‌اند پیشنهاد نامزدها در مورد اشتغال‌زایى تاثیر مهمى در تصمیم‌گیرى آنها خواهد داشت.این نظر سنجى نشان دهنده اوج تزلزل زیرساختهاى سیاسى و اقتصادى داخلى در فرانسه است.اوج فاجعه اى که گریبانگیر جامعه امروز فرانسه شده است عدم توانایى ملت فرانسه در ایجاد تفکیک موثر میان سیاست داخلى و خارجى است.این در حالى است که در نظام بین الملل امروز میان این دو نوعى انسجام و تعادل آشکار وجود دارد.اگر در کاخ سفید یا لندن شاهد شکست سنگین افرادى مانند بوش و بلر هستیم باید ریشه آن را در عدم ایجاد توازن صحیح میان سیاست داخلى و سیاست خارجى عنوان نماییم.این در حالى است که سیاستمداران فرانسوى با ایجاد اوضاع نابه سامان کنونى در کشورشان عملا مانع از درک لزوم این پیوستگى در بین شهروندان خود شده اند.

نقد نظر جاستین وایسه در خصوص فرانسه

“جاستین وایسه” که یک تاریخدان فرانسوى است قبل از مشخص شدن نتایج انتخابات فرانسه به نکته قابل تاملى اشاره کرده است: مهم‌ترین مسئله‌اى که باید در ذهن داشته باشیم این است که از زمان ژنرال دو گل اجماع بسیار گسترده‌اى (حتى گسترده تر از آمریکا) در مورد سیاست خارجى در فرانسه وجود دارد که رویال و سارکوزى هر دو بخشى از آن هستند.

در مورد مسائل دور افتاده‌اى همچون خاورمیانه، آفریقا، چند جانبه گرایی، گسترش تسلیحات کشتار جمعی، شما اجماع زیادى پیدا مى‌کنید. هر دوى آنها آمادگى دارند به‌منظور دفاع از منافع فرانسه با آمریکا مخالفت کنند.

این درحالى است که در حقیقت دو نامزد انتخابات ریاست جمهورى فرانسه در بسیارى از موارد داراى اتفاق نظر هستند. هر دو از تصمیم شیراک براى مخالفت با جنگ تحت رهبرى آمریکا در عراق حمایت کرده و از او دفاع کرده اند. هرچند که سارکوزى شدیدا نسبت به تصمیم‌گیرى هاى دولت در این زمینه انتقاد کرده بود.

هر دو آنها ضمن مخالفت با اتخاذ اقدام نظامى علیه ایران، خواستار اعمال تحریم‌هاى شدیدترى علیه تهران و خارطوم هستند. آنها همچنین قول داده‌اند حقوق بشر را در اولویت کارى خود قرار دهند و نسبت به رفتارهاى مصالحه جویانه فرانسه به سمت روسیه و چین بدبین هستند و نسبت به طرح آمریکا براى استقرار سیستم دفاع موشکى در اروپاى شرقى نیز نگران هستند.

سارکوزى نسبت به رویال تجربه بیشترى در عرصه جهانى دارد. وى به عنوان وزیر کشور دولت کنونی، پس از رئیس جمهورى و نخست وزیر داراى سومین سمت ارشد در دولت فرانسه بود و مسئولیت مسائل برون مرزى همچون تروریسم، مهاجرت، قاچاق مواد مخدر، پولشویى و شبکه‌هاى جنایات سازمان یافته بر عهده وى بوده است.

تحسین غیر تدافعى سارکوزى از تمامى دیدگاه‌هاى آمریکایى به خوبى مستندسازى شده و باعث حمایت دولت بوش از وى شده است. یکى از مقامات ارشد دولت آمریکا پس از آنکه بوش در ماه سپتامبر در کاخ سفید با سارکوزى دیدار کرده بود اظهار داشت “آنچه باعث تعجب همگان شده بود این بود که او شخصى قدرتمند است و قطعا رهبرى قدرتمند خواهد بود در حقیقت او فردى پر ابهت بود.”

در این سفر “باراک اوباما”سناتور دموکرات ایالت ایلى نویز که او نیز قصد دارد در انتخابات ریاست جمهورى آمریکا شرکت کند نیز از سارکوزى حمایت کرده و گفته بود او از فرصت خوبى براى رهبرى فرانسه در آینده برخوردار است.

این درحالى است که مردم فرانسه هیچ گاه از طرفداران آمریکا حمایت نکرده‌اند و سارکوزى نیز شدیدا نسبت به نظر افکار عمومى حساس است. وقتى سارکوزى انتقادات شدیدى را مبنى بر اینکه او واسطه بوش است تحمل کرد، پیام خود را تعدیل نمود و اظهار داشت او هرگز “مطیع” آمریکا نخواهد بود.

د رنقد نظر جاستین وایسه باید به چند نکته کوتاه ولى کلیدى اشاره نمود:

اول اینکه اجماع گسترده بر سر سیاست خارجى ایالات متحده آمریکا که از زمان ژنرال دوگل به‌وجود آمده است هرگز به صورت عینى نتوانسته و یا به عبارت بهتر نمى تواند مبناى رفتارى پاریس در نظام بین الملل قرار گیرد.حرکت در چارچوب استعمار کهن و مسامحه با امپریالیسم نوین بر سر مسائلى مانند لبنان و یا جمع مخالفت با اشغال عراق و توافق هاى پشت پرده با واشنگتن بر سر سرنگونى حزب الله از مواردى هستند که د رنظام بین الملل کنونى قابل جمع نیستند.محصول اجماعى که وایسه به آن اشاره کرده است ترسیم چهره اى دوگانه و غیر قابل قبول از فرانسه است که در دوران ریاست جمهورى شیراک به عینیت رسید و به نظر مى رسد که در دوران ریاست جمهورى سارکوزى نیز با شدت بیشترى ادامه پیدا خواهد نمود.

دوم اینکه باوجود مطرح شدن نامحسوس بحث ناسیونالیسم اروپایى در دوران شیراک و ترسیم اولیه مثلث پاریس -مسکو-برلین در مقابل ایالات متحده آمریکا نمى توان به صراحت گفت که سارکوزى نسبت به چین و روسیه و ایالات متحده آمریکا چه رفتارى را در پیش خواهد گرفت.در ضمن همراهى کاخ الیزه با واشنگتن یا مخالفت آن با تحرکات مسکو و پکن معلول وجود خط مشى مستقل در درون کاخ الیزه نبوده است و بیشتر باید آن را د رقالب سردرگمى و عدم توانایى پاریس در بازتعریف خود درجهان پس از پایان دوران سیاه استعمار جهان جست و جو نمود.

سوم اینکه مخالفت سارکوزى با برنامه هاى صلح آمیز هسته اى ایران به صورت خودکار وى را در مقابل افکار عمومى ایران وخاورمیانه و جهان قرار خواهد داد.البته رویال د راین خصوص افراط گرى را به نهایت خود رساند و با دستیابى انرژى هسته اى صلح آمیز توسط ایران نیز مخالفت نمود!از این رو مخالفت با برنامه هسته اى صلح آمیز یک کشور قدرتمند مانند ایران را نمى توان به عنوان یک امتیاز براى سارکوزى مدنظر قرار داد.ایجاد چالش با ایران براى هرکشورى هزینه بر و بسیار پردردسر خواهد بود.مسلما این مسئله د رخصوص شخصى با مشخصات سارکوزى نیز صدق مى کند.

نکته پایانى اینکه سارکوزى چگونه خواهد توانست با دگرگونى ساختارهاى سیاسى در انگلستان و ایالات متحده آمریکا سازگارى پیدا کند؟از آنجا که پاریس داراى چهره اى مستقل در سیاست خارجى خود نبوده است هم اکنون با ایجاد هرگونه جابه جایى در کشورهاى اروپایى یا آمریکا دچار تزلزل در مشى رفتارى خود خواهد شد.حال سارکوزى چگونه و برمبناى کدام فرمول یا ساختار دقیق و مدون مى خواهد با این مسئله و چالشهاى پس از آن کنار بیاید؟

د رنهایت اینکه انتخاب سارکوزى به عنوان رئیس جمهور فرانسه را مى توان به عنوان آغاز دوران بحرانى جدید در روابط کاخ الیزه و شهروندان وهمچنین نظام بین الملل ارزیابى نمود.بر این اساس نمى توان درخصوص ترسیم چهره پاریس مستقل حداقل تا پایان دوران قدرت سارکوزى امید وار بود.ضمن اینکه چالشها ى چپ و راست در فرانسه نیز هم اکنون به مراتب شدید تر شده است و همین مسئ له در زیرساختهاى ناآرام این کشورنمود نامطلوب و دردسرسازى خواهد یافت.

نام:
ایمیل:
نظر: