صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۰ فروردين ۱۳۸۸ - ۱۰:۴۲  ، 
شناسه خبر : ۸۵۰۳۶

داود علیمرادى
اشغال عراق در سال 2001 میلادی توسط آمریکا و هم پیمانانش، فرصت بسیار مغتنمی را برای رژیم صهیونیستی فراهم کرد تا حضور خود را در این کشور اسلامی : عربی گسترش دهد . رژیم صهیونیستی همواره به عراق به عنوان یک تهدید امنیتی می نگریسته است و گرچه به ظاهر در اشغال این کشور نقش مستقیمی نداشته است اما بسیاری از ظرفیتهای اطلاعاتی و نظامی خود را در اختیار اشغالگران عراق قرار داده است. امروزه نیز رژیم صهیونیستی گرچه می کوشد تا حضورش در عراق حساسیت کشورهای اسلامی و عربی را بر نینگیزد اما به واقع و طبق اسناد و مدارک موجود در بسیاری از حوزه ها در عراق حضور دارد و مشغول به فعالیت می باشد.
برخی از تحلیلگران سیاسی و نظامی عقیده دارند که اشغال عراق پروژه ای بوده است که از طرف دوستان آمریکایی رژیم صهیونیستی (موسوم به نومحافظه کاران) برای خدمت به منافع رژیم صهیونیستی کلید خورده است. آنتونی زینی فرمانده سابق ارتش آمریکا در این باره می گوید:« بدترین رازی که در واشنگتن وجود دارد این است که نومحافظه کاران ، جنگ ضد عراق را برای خدمت به« اسرائیل » به راه انداختند.« آرتور شلینگر از مورخان آمریکایی در مقاله ای که در یکی از روزنامه های آمریکایی منتشر کرد، می گوید :» طرح راهبردی پل ولفوویتز (از نو محافظه کاران آمریکایی) برای پس از 11 سپتامبر از نظر فکری و جغرافیایی حول محور«اسرائیل» قرار داشت.« با نگاهی به دیدگاهها و منافع مشترک آمریکا و رژیم صهیونیستی در منطقه می توان این راهبرد را بهتر درک کرد. هدف رژیم صهیونیستی نابودی عراق و تضعیف این کشور ( به عنون کشوری مسلمان ) بوده و هست تا هر گونه تهدید و خطر برای این رژیم از سوی عراق از بین برود. ضمن آنکه با نفوذ در این کشور و تسلط بر حوزه های امنیتی و اقتصادی جای پای محکمی برای خود در منطقه ایجاد کند.
محافل صهیونیستی پا را از این نیز فراتر گذاشته و با ادعای اینکه عراق امروزی در زمان آشوریان سرزمین ده خانواده بزرگ یهودی بوده که اسیر شده بودند به محض سقوط رژیم بعثی در عراق، برای یافتن اسنادی در رابطه با این ادعا راهی شهرهای تاریخی عراق از جمله بابل شده اند تا با یافتن مدارکی در این مورد، عراق را به عنوان جزیی از» اسرائیل» بزرگ معرفی کرده و الحاق آن را خواستار شوند.رژیم صهیونیستی با حضور در عراق می کوشد تا تحت لوای نیروها و موسسات آمریکایی از تشکیل حکومتهای دینی و ملی جلوگیری کرده و گروهها و حرکتهایی که موجودیت این رژیم را تهدید می نمایند را نابود ساخته و از فعالیتشان جلوگیری و یا آنها را تضعیف نماید . بر همین اساس ، رژیم صهیونیستی روابط ویژه ای با تعدادی از کردهای عراق برقرار ساخته است. در حقیقت این رژیم درصدد است تا با حمایتهای اطلاعاتی، سیاسی و اقتصادی از اکراد ، سناریوی خودمختاری آنان را به واقعیت تبدیل کند و سپس به آرزوی دیرینه خود یعنی تقسیم عراق به سه منطقه جامه عمل بپوشاند. چیزی که این روزها زمزمه هایی درباره آن از طرف آمریکاییها نیز شنیده می شود.
رژیم صهیونیستی با آموزش و تجهیز گروهی از کردهای عراقی _ بر خلاف خواست اکثریت کردهای عراقی _ از آنها برای عملیات بمب گذاری، ترور، آدم ربایی و عبور از مرزهای همسایگان عراق ( بویژه ایران ) استفاده می کند. مامورین اطلاعاتی رژیم صهیونیستی با همکاری این افراد از مرزهای ایران گذشته و در نقاط حساس دستگاههای استراق سمع کار می گذارند. کاملا آشکار است که این اقدامات تحت نظارت و حمایت نیروهای آمریکایی صورت می گیرد. حضور رژیم صهیونیستی در میان کردهای عراقی در واقع نشات گرفته از استراتژی « گلدامایر» نخست وزیر اسبق رژیم صهیونیستی است. طبق این استراتژی، این رژیم باید در مقابل دشمنان خود کمربند حائلی از دولتها و گروههای دوست تشکیل دهد. روابط و مناسبات رژیم صهیونیستی با رژیم پهلوی و حضور گسترده در بعضی از کشورهای آفریقایی ، نمونه هایی از این استراتژی به شمار می‌روند.
سفر اخیر« رحمان حاجی احمدی» ،رهبر گروهک«پژاک» به سرزمینهای اشغالی و دیدار با مقامات رژیم صهیونیستی نمونه‌ای از ارتباط شیطانی این رژیم با گروهکهای غیر قانونی و تروریستی می باشد که در خدمت منافع آمریکا و این رژیم می‌باشند. رهبر گروهک پژاک قبلا نیز در سال 2006 میلادی به دعوت رسمی صهیونیستها به اورشلیم سفر کرده بود. سفر اخیر رهبر پژاک به آمریکا نیز توسط رژیم صهیونیستی ترتیب داده شده بود. ارتباط این رژیم با گروهک منافقین نیز بر پایه سیاست ناامن سازی مرزهای ایران ونفوذ به داخل خاک ایران صورت می گیرد.
حسابگریهای سیاسی و منافع امنیتی در کنار منافع مالی و اقتصادی انگیزه های اصلی رژیم صهیونیستی برای حضور در عراق می باشند. سیمور هرش، نویسنده آمریکایی معتقد است که 150 شرکت »اسرائیلی» بطور مستقیم و یا غیر مستقیم در عراق فعالیت می کنند. این حضور اقتصادی در عراق بیشتر بواسطه شرکتهای خصوصی ترکیه و بعضی از کشورهای حاشیه خلیج فارس تحقق می یابد.احداث کارخانه های مشروب سازی در کردستان عراق توسط رژیم صهیونیستی و قاچاق محصولات آنها به داخل کشورهای همسایه سود سرشاری رانصیب این رژیم می نماید.آنچه به آن اشاره شد تنها بخشهایی کوچک از حضور سیاسی، امنیتی، اطلاعاتی و اقتصادی رژیم صهیونیستی در عراق می باشد و مسلما طبق سیاست همیشگی پنهان کاری رژیم صهیونیستی ، حضور این رژیم در عراق بسیار وسیعتر و گسترده تر از آن چیزی است که به چشم می آید و در رسانه ها انعکاس می یابد و این مسئله هوشیاری بیشتر مقامات و مسئولین سیاسی و امنیتی کشورمان را می طلبد.

نام:
ایمیل:
نظر: