صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۷ فروردين ۱۳۸۸ - ۰۹:۵۸  ، 
شناسه خبر : ۸۵۱۵۸
مردمسالارى دینى (31)

مهدی سعیدی
حکومت اسلامی را مبتنی بر مدلهای مختلفی می توان تحلیل نمود که مدل امت و امامت یکی از آنهاست که مبانی مردمسالاری دینی را نیز در درون خود نهفته است. در این بین سه عنصر مکتب، امت و امامت مولفه های اصلی مدل را تشکیل می دهند و در این مدل هر یک جایگاهی را در اختیار دارند.
1- مکتب: برای تغییر وضع موجود و رشد و کمال و رسیدن به وضع مطلوب آنچه در اول گام ضروری به نظر می رسد وجود مجموعه ای نظام مند و دارای تناسب و هارمونی که با ارائه گزارشی از وضع موجود و مبتنی بر شرایط و خصوصیات و تواناییهای انسان و مقتضیات و ویژگیهای جهانی که در آن زندگی می کنیم، راهکاری را برای رسیدن به وضع مطلوب ارائه دهد. ارائه چنین«مانیفست منسجمی» بی شک تنها از عهده وجودی بر می آید که خود خالق انسان بوده و از زوایای پیدا و پنهان انسان و امروز و فردای وی آگاه است.
در این بین اسلام که تنها مجموعه ای از توصیه ها و اندرزهای اخلاقی جهت تربیت فرد نیست، بلکه ایدئولوژی ای کامل و طرز تلقی است که برای بنا نهادن جامعه مترقی بشری برنامه و طرح ارائه داده است به عنوان کاملترین نسخه هدایت بشر توسط خداوند ارائه گردیده است.
2- امت: در این مدل جامعه ایده آل جامعه ای است که در آن افراد به مکتب اسلام آزادانه و آگاهانه ایمان آورده و در جهت رسیدن به اهداف ترسیم شده حرکت نمایند. در اینجا جوهره و گوهر اصلی شکل گیری امت نه تعلقات نژادی و خونی و زبانی و قومی، بلکه فراتر از همه آنها «اعتقاد و اندیشه» است. امت؛ مجموعه ای است دارای «هدف و مقصد و سرنوشت مشترک» که تلاش دارد از وضع نامطلوب موجود به وضع مطلوب ترسیمی مکتب برسد، جامعه ای در حال «شدن» نه «بودن» و حرکت و تلاش و کوشش و راضی نشدن به آنچه هست ویژگیهای این«امت» را شکل می دهد.
3- امام: با مشخص شدن جایگاه مکتب و امت جایگاه امام در این مدل مشخص خواهد شد. امام کسی است که بیش از دیگران به مکتب آشنا و آگاه بوده و امت، هدایت و رهبری خود را بدین شرط به امام خواهد سپرد که وی متضمن رساندن امت به جامعه آرمانی مکتب باشد. امام وظیفه خطیر تفسیر نهایی از دین را برعهده دارد و وظیفه دارد تا کاروان در حال حرکت امت را از میان مصائب و مشکلات پیش رو به سلامت به مقصد برساند.
همچنین مشخص نمودن ویژگیها و شناسه های رهبری نیز جزئی از آموزه هایی است که مکتب خود به امت گوشزد کرده و از آنان خواسته است که «صاحب صلاحیتی» را برای این امر برگزینند. در کنار علم و آگاهی به مکتب، صیانت نفس و تقوا و خودسازی و عدالت دیگر شرطهای لازم برای امام است تا تضمینی باشد برای اینکه «امام» به علم و آگاهی خود از مکتب مقید بوده و در عمل نیز آنگونه رفتار خواهد نمود که می اندیشد!
بی شک ارتباط عاطفی و انس و الفت بین امام و امت لازمه تقویت این تبعیت و تسریع در تحقق اهداف خواهد بود و نبود آن حرکت در مسیر زوال و از هم گسیختگی جامعه را به همراه خواهد داشت.
در مجموع در نسبیت بین سه مولفه مکتب، امت و امامت می توان گفت:
1- «مکتب» ارائه کننده «طرح» تحول جامعه خواهد بود.
2- «بازیگران» اصلی این صحنه،«امت» است که آینده مبتنی بر اراده آنها رقم خواهد خورد.
3- «طراح» و »کارگردان» صحنه «امام» است که«بازیگران» را در مسیر تحقق عینی «طرح» ارائه شده توسط مکتب، هدایت خواهد نمود.
با این توضیح حال می توان نسبت بین خواست و رضایت و رای مردم و آموز ه ها و دستورات اسلامی و جایگاه رهبری را مشخص نمود.
1- انتخاب آگاهانه و آزادانه مکتب توسط مردم از حقوق ایشان است، هیچ کس و هیچ جایگاهی به زور و اجبار نمی تواند مردم را به پذیرش مکتب وادار کند. (هرچند پذیرش و عدم پذیرش مکتب علی السویه نبوده و بی شک نتیجه آن سعادت یا ضلالت خواهد بود)
2- مردم با انتخاب آگاهانه و آزادانه مکتب خود را ملزم به تبعیت از آموزه های مکتب خواهند نمود.
3- معیارها و ویژگیهای امام - که هدایت امت به سوی جامعه آرمانی مبتنی بر آموزه های مکتب را بر عهده دارد - توسط مکتب مشخص می گردد که عبارتند از: اسلام شناسی(فقاهت)، تقوا(عدالت)، مدیریت و شجاعت(درایت)
4- بر امت است که از میان صاحبان صلاحیت فردی را به عنوان امام برگزیده و تبعیت از وی را بپذیرند، بدان شرط که وی نیز متضمن رساندن جامعه به اهداف مورد نظر باشد.
5- دو شرط اصلی تداوم مشروعیت امام عبارت خواهند بود از الف: تداوم معیارها و ویژگیهای انتخاب امام، ب: توانایی و کارآمدی لازم برای پیش بردن جامعه به جلو و نزدیک شدن به اهداف.
6- ملاک و معیار عمل در جامعه نیز آموزه های نجات بخش مکتب خواهد بود که مفسر رسمی و نهایی آن امام خواهد بود.
حضرت امام(ره) در جواب سوالی پیرامون معنای «امام» و تبیین رابطه امام با حزب الله چنین می فرمایند:
«امام به معنی پیشوا و کسی که جمعی را در جهتی هدایت و رهبری می کند. امام، بیان کننده خط مشی شیعه و حزب الله و رهبری کننده این تشکیلات بزرگ است که تمامی وظایف آن را از قرآن و سنت و پیامبراکرم در زمانهای مختلف و شرایط مختلف، اجتهاد و استنباط می کند و به آنان ابلاغ می نماید.»(19/10/57)
و کلام آخر از حضرت آیت الله العظمی خامنه ای که می فرمایند:
«امامت یعنی پیشوایی قافله دین و دنیا؛ در قافله ای که همه به یک سمت و هدف والایی در حرکتند، یک نفر بقیه را راهنمایی می کند و اگر کسی گم شود، دست او را می گیرد و برمی گرداند؛ اگر کسی خسته شود، او را به ادامه راه تشویق می کند؛ اگر کسی پایش مجروح شود، پای او را می بندد و کمک معنوی و مادی به همه می رساند؛ این در اصطلاح اسلامی اسمش امام - امام هدایت - است.»(9/1/81)

نام:
ایمیل:
نظر: