صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۷ فروردين ۱۳۸۸ - ۱۰:۴۸  ، 
شناسه خبر : ۸۵۶۴۱

چگونگی تعامل یا تقابل میان آمریکا و اتحادیه اروپا با چین از مسائل مطرح در معادلات جهانی می باشد. با فروپاشی شوروی این تصور ایجاد شد که نظامی تک قطبی با محوریت آمریکا بر جهان حاکم می شود که با پشتوانه اروپا بر جهان حکمرانی می کند. هر چند که آمریکا با سیاست های جهانی برای حفظ این روند تلاش کرد اما در نهایت کشورهایی نظیر چین و روسیه توانستند از شرایط موجود برای احیای قدرت بهره برداری کنند. حضور اندیشه نومحافظه کار در کاخ سفید (سال 2000) و حرکت آن در مسیر حمله پیش دستانه منجر به گرفتاری آمریکا در عراق و افغانستان گردید. در حالی که سایر کشورها ازاین فرصت برای احیا و توسعه اقتدار خود استفاده کنند. نکته قابل تامل در مقطع کنونی تشدید تقابل ها و اختلافات میان آمریکا و اروپا با چین می باشد که به نوعی به صف آرایی سیاسی و اقتصادی آنها در برابر یکدیگر منجر شده است. هرچند که آمریکا و اروپا چندان دیدگاه واحدی را در قبال چین به نمایش نمی گذارند اما برخی موضع گیریهای آنها بیانگر تعامل طرفین در برابر پکن می باشد.
تاکید برنقض حقوق بشر در چین و لزوم مجازات این کشور در مجامع بین المللی ، اعمال محدودیت های اقتصادی و تدوین تعرفه های جدید تجاری برای جلوگیری از صادرات گسترده پکن، دخالت های گسترده در امور تایوان که بیشتر در بعد همکاری های نظامی اجرا می شود چنانچه آمریکا قرار داد یک میلیارد دلاری با این منطقه امضا کرده است ، مداخله در امور تبت و گرایش به دالایی لامایی که با اعلام استقلال پکن را به چالش کشانده است، دیدار دالایی لاما از آمریکا و دریافت نشان افتخار در کنگره و سپس سفر به آلمان و حمایت قاطع مرکل از استقلال طلبی آن از عملکردهای واحد اروپا و آمریکا علیه پکن می باشد، بازیگری در پرونده بحران های همسایگان چین نظیر میانمار، نپال، تایلند که پکن را در وضعیت نامطلوب منطقه ای قرار داد، اعلام جاسوسی چین از اروپا و آمریکا که با نفوذ به سیستم های اطلاعاتی این کشورها صورت گرفته، عدم لغو تحریم های تسلیحاتی چین توسط اروپا که از سال 9891 اعمال می شود و ... را می توان از تحرکات آمریکا و اروپا علیه چین دانست که برای مهار این کشور اجرا می شود. هرچند که این کشورها تلاش دارند تا به هر نحو ممکن به مهار چین بپردازند اما عواملی سبب می شود تا آنها نتوانند چندان به سیاست های خصمانه ادامه دهند و بعضا وادار می گردند که به تعدیل مواضع بپردازند. پکن از قدرت های اقتصادی جهان و از بزرگترین شرکای تجاری این کشورها می باشد.
حجم مبادلات اقتصادی چین و آمریکا بالغ بر 300 میلیارد دلار می باشد در حالی که روابط اقتصادی مشابهی نیز با اروپا دارد. این کشورها توانایی چندانی برای مقابله با بازارهای چین را ندارند و اجبارا باید این کشور را حفظ کنند، حضور فعال چین در پرونده هسته ای ایران که در قالب 1+5 اجرا می شود چالشی بزرگ برای غرب می باشد، این کشور با حضور در جبهه ایران توانسته ضمن برخورداری از منافع همکاری با ایران درعرصه جهانی به عنوان قدرتی عدالت محور و حق طلب شناخته شود که جایگاهی مهم برای آن ایجاد کرده است در حالی که غرب برای اجرای سیاست های خصمانه علیه ایران به آن نیاز دارد، حضور فعال چین در مناطق نفوذ غرب بویژه در خاورمیانه ، آفریقا و حتی آمریکای لاتین که با اعمال فشار بیشتر، رویکرد پکن به این مناطق بیشتر می شود بویژه اینکه کشورها و اتحادیه ها به چین بیشتر گرایش نشان می دهند، ترس از توسعه همگرایی چین و روسیه که قطبی ضد غربی را ایجاد می کند و... سبب می شود تا اروپا و آمریکا نتوانند چندان سیاست های خصمانه ای را علیه پکن اجرایی کنند.
اکنون غرب در برابر چین برسر دو راهی قرار گرفته است که از یک سو نمی توانند چندان آن را تحت فشار قرار دهند واز سوی دیگر تعامل زیاد با آن را به مصلحت نمی دانند. به عبارتی دیگر آنها برآنند با اجرای سیاست های دوگانه که مجموعه ای از چماق و هویج ها می شود، این کشور را به همکاری وادار سازند. این رویه را در دیدارهای مقامات آمریکایی نظیر رایس وزیرخارجه آمریکا، مرکل صدراعظم آلمان و سارکوزی رئیس جمهور فرانسه به چین می شود مشاهده کرد که ضمن انتقاد از چین بر تحکیم مناسبات طرفین تاکید کردند. با این وجود این نکته قابل ذکر است که غرب از تکیه بر قدرت نظامی و توسعه جایگاه چین برای توجیه افزایش بودجه نظامی ، توسعه پایگاه های نظامی در جهان بویژه اجرای طرح سپر دفاع موشکی و ... بهره برداری می کند درحالی که در سایه آن تلاش دارد تا از تقابل و رویارویی مستقیم با چین جلوگیری نماید چرا که چین را قدرتی می بیند که توانایی برهم زدن موازنه و چالش آفرینی برای غرب را دارا می باشد.

نام:
ایمیل:
نظر: