صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۳ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۰۷:۵۴  ، 
شناسه خبر : ۸۵۷۳۰
صبح صادق بررسی می‌کند

در سال1973، «شورای اطلاعات ملی ایالات متحده آمریکا» شکل گرفت. این شورا که پس از جنگ ویتنام و رسوایی واترگیت جهت ایجاد هماهنگی میان سرویس های 16 گانه امنیتی آمریکا به محوریت سازمان سیا تاسیس گردید، ماهیتی سیاسی دارد و به گفته مدیران آن در پی یکدست سازی یافته های اطلاعاتی نیست، بلکه می خواهد تغییرات و تفاوت دیدگاه های این سازمان را با نشان دادن عوامل این تفاوت ها مشخص کند.
پس از وقوع حادثه 11 سپتامبر 2001 و آشکار شدن ضعف های سازمان های اطلاعاتی آمریکا، «کمیسیون مستقل تحقیق پیرامون حملات تروریستی 11 سپتامبر» به کنگره پیشنهاد داد نهادی به نام «دفتر مدیر اطلاعات ملی» که از نهادهای وابسته به دولت فدرال بوده و فعالیت آن از سوی رئیس جمهور آمریکا کنترل و هدایت می شود، تاسیس گردد. در 22 آوریل، «دفتر مدیر اطلاعات ملی» فعالیت خود را با استناد به قانون اصلاح تشکیلات اطلاعاتی و پیشگیری از تروریسم، مصوب سال 2004، آغاز کرد.
اولین رئیس این دفتر که از آن به عنوان «سازمان اطلاعات ملی آمریکا» هم نام می برند، جان نگروپونته بود که توسط جورج بوش انتخاب گردید و در حال حاضر هم ریاست آن بر عهده دریادار «مک کانل» و قائم مقامی «توماس فینگارو» است که از چهره های باسابقه در فعالیت های جاسوسی ایالات متحده هستند. مسئولیت مدیر دفتر اطلاعات ملی» شامل مواردی چون، مشاور عالی رئیس جمهوری، شورای عالی امنیت ملی، شورای امنیت داخلی در زمینه مسائل امنیتی مرتبط با امنیت ملی کشور، ریاست بر شانزده دستگاه و نهاد اطلاعاتی از جمله سازمان سیا و نظارت راهبردی بر برنامه امنیت ملی می باشد. تعداد کارکنان این دفتر 1500 نفر و بودجه آن محرمانه است.
خودزنی یا دام پنهان
گزارشی که در هفته گذشته با عنوان «ایران، نیات هسته ای و توانمندی ها» منتشر گردید، گزارشی است که توسط شورای ملی اطلاعات آمریکا- سازمان اطلاعات ملی آمریکا- (National intelligence Estimate) یا (NIE) و تحت اشراف و هدایت دفتر مدیر اطلاعات ملی تنظیم و انتشار یافته است. کار تهیه این گزارش از سال 2003 آغاز و در ماه نوامبر سال جاری در 150 صفحه تنظیم و تقدیم رئیس جمهور گردید که تنها 9 صفحه آن در 12 آذر (3 دسامبر) در دسترس رسانه ها قرار گرفت.
درباره محتوا و اهداف گزارش «برآورد اطلاعات ملی» تاکنون تحلیل های بسیاری ارائه شده که برخی از آنها به کلی متفاوت و متغایر با یکدیگر هستند. برخی این گزارش را یک «خودزنی آشکار» دانسته و معتقدند دولت بوش و نومحافظه کاران ناخواسته در دام آن گرفتار آمده اند. برخی دیگر آن را نتیجه رقابت های پنهان و آشکار حزبی در ایالات متحده می دانند، گزارشی که به درخواست کنگره و اکثریت دمکرات ها تنظیم و منتشر شده است. اما به اعتقاد برخی دیگر، این گزارش می تواند یک دام امنیتی برای جمهوری اسلامی ایران باشد که در آن لایه های خطرناکی منتشر گردیده است. تحلیلگرانی هم وجود دارند که از گزارش آژانس های اطلاعاتی آمریکا به عنوان یک پیام انتخاباتی نام می برند. پیامی که جورج بوش در سال آخر انتخابات ریاست جمهوری خود درصدد ارسال به ایران است. بوش پسر می خواهد غرق چشم انداز رویایی و خاطره انگیز برقراری ارتباط دیپلماتیک و تعاملات نزدیک اقتصادی با ایران شود و گروه دیگر از این گزارش به عنوان گشایش زمین بازی جدید فراروی جمهوری اسلامی ایران نام می برند که براساس آن، ایران باید مسیرهای طولانی تری را برای قانع کردن آمریکا و هم پیمانان آن بپیماید.
با گذشت یک هفته از انتشار گزارش 16 آژانس اطلاعاتی آمریکا درباره سیر برنامه هسته ای ایران، به جرئت می توان گفت یکی از واقعی ترین گزارش های تحلیلی را درباره محتوا، اهداف تنظیم و انتشار این گزارش را هفته نامه آمریکایی تایم منتشر کرده است. هفته نامه ای با تیراژ قریب 50 میلیون نسخه که همزمان به زبان های معتبر بین المللی در سراسر جهان منتشر می شود. این هفته نامه که وابسته به طیف دمکرات های آمریکایی می باشد، در تحلیلی جذاب و خواندنی، به بررسی پیام ها، پیامدها، اهداف و لایه های پنهان این گزارش پرداخته که با وجود مفصل بودن، آن را با هم مرور می نماییم.
شورشی ترین گزارش اطلاعاتی
ده ساعت پس از انتشار گزارش «ایران؛ نیات هسته ای و توانمندی ها»، این هفته نامه درگزارشی به قلم «جوکلاین» و در توصیف واکنش جورج بوش رئیس جمهور آمریکا که برای موضع گیری در برابر گزارش آژانس های اطلاعاتی ایالات متحده اقدام به برگزاری مصاحبه مطبوعاتی کرده بود، نوشت: «رئیس جمهوری به نظر بسیار خسته بود. او با چشم های پف کرده و شانه های خمیده جلوی گروه خبرنگاران ایستاده بود و درباره گزارش تخمین اطلاعاتی آمریکا که نشان می داد ایران برنامه هسته ای ندارد، بحث می کرد. به نظر می رسید که او شب گذشته صندلی های اتاق وضعیت (اتاق جلسات ویژه در کاخ سفید) را به در و دیوار کوبیده بود. یکی از خبرنگاران متوجه شد که او دلسرد و افسرده شده و رئیس جمهوری با او شوخی کرد و گفت: «به نظر می رسد که این کلاس روانشناسی باشد، اما خیر من کاملا با روحیه هستم و نسبت به زندگی احساس خوبی دارم و تصمیم گرفتم که امروز با شما درباره این گزارش صحبت کنم.» اما پس از گذشت دقایقی از مصاحبه او به مخالفت گفت که کلاس روانشناسی کار نمی کند، من مسائل را متوجه می شوم و مشکلات را درک می کنم و از گزارش تخمین اطلاعاتی استفاده می کنم تا جامعه بین الملل را برای صلح جمع کنم. سپس بوش با ناراحتی جلسه را ترک کرد.
گزارشگر تایم در ادامه گزارش خود آورده است: واقعیت این است که بوش به اندازه سایرین از گزارش جامعه اطلاعاتی که متشکل از 16 نهاد فدرال برای جاسوسی است، گیج شده بود. این گزارش به شدت لفاظی های اخیر او را نسبت به ایران زیر سوال برده بود. هفدهم اکتبر، بوش گفت که برنامه تسلیحات هسته ای ایران منجر به جنگ جهانی سوم می شود که البته این اظهارات هم بیجا و هم عجیب بود. بوش افزود که او اولین بار در ماه اوت (مرداد) درباره یک تحلیل تازه از برنامه تسلیحات هسته ای ایران مطلبی شنید، اما قسمت عجیب این است که او حتی به خود اجازه نداد که از «مک کانل» رئیس اطلاعات ملی آمریکا سوال کند که چه محتویاتی این گزارش دارد. «جو بایدن» سناتور دمکرات آمریکا در این باره گفت: اگر این درست باشد، این رئیس جمهوری، بی صلاحیت ترین رئیس جمهوری در تاریخ آمریکاست.
لحظه انتشار گزارش واقعا تاریخی بود. به احتمال قوی این اقدام پرمدعاترین، متعجب ترین و شورشی ترین اقدامی است که جامعه اطلاعاتی در تاریخ آمریکا داشته است. دولت به نظر می رسد که کنترل خود را در مسائل سری از دست داده است. روزهایی که سران جاسوسی به کاخ سفید می رفتند و سر میز صبحانه کاری و هنگام نوشیدن قهوه، آخرین خبرهای اطلاعاتی و جاسوسی را در گوش رئیس جمهوری زمزمه می کردند و چندین سال بعد بقیه جهان متوجه آن می شدند، گذشته است. تنها پس از اینکه تقاضاهای مکرر بر اساس قانون آزادی اطلاعات منتشر شد، صندوق اطلاعات سیا باز شد. یک مامور سابق سیا گفت اما حالا آخرین ارزیابی های اطلاعاتی در سراسر جهان تقریبا به صورت همزمان منتشر می شوند و این واقعا ناراحت کننده است. اثر رسوایی سلاح های کشتار جمعی در عراق ادامه دارد. جامعه اطلاعاتی در اثر آن به شدت سوخت، بسیاری از دست اندرکاران هرگز نمی خواهند این سوال از آنها بشود که چرا در مقابل دولت ایستادگی نکردید و حقیقت را به آنها نگفتید. واقعیت این است که به نظر می رسد آخرین تکه های اعتبار بریگاد تندروها در کاخ سفید به ویژه دفتر «دیک چنی» معاون رئیس جمهوری از هم گسیخته است. این یک زلزله سیاسی است که حتی در ستادهای تبلیغاتی انتخابات ریاست جمهوری هم دیده می شود. ظرف چند ساعت بعد از این گزارش، هیلاری کلینتون از طرف رقبای انتخاباتی حزب خود یعنی حزب دمکرات، مورد حمله قرار گرفت. او به قطعنامه ضد ایران در سنا رای داده بود، اما صدمه غیرعمدی به نامزدهای انتخاباتی حزب جمهوریخواه بود که همه درباره ایران به صورت پر سروصدا قدرت نمایی کرده بودند.
این گزارش یک بار دیگر نادرست بودن نظریه سیاه و سفید نومحافظه کاران و آمریکا را درباره منطقه خاورمیانه ثابت کرد. «نورمن پودهرتز» از نومحافظه کاران اصلی می گوید:«جامعه اطلاعاتی که سال ها به خاطر نشت اطلاعات، بوش را تضعیف کرده این بار هم دست به این کارزده است.» یک مقام اطلاعاتی ارشد آمریکا هفته گذشته گفت که این گزارش آماده شده بود تا بگوید ایران برنامه تسلیحات هسته ای ندارد. هیدن و معاون او روز چهارشنبه به بوش گزارشی درباره ایران داد، اما به نظر می رسد که رئیس جمهوری تلاش اندکی برای این که دولت چگونه اثر شوک آور این گزارش اطلاعاتی را به نفع خود تفسیر کند، انجام داده است. «کنت پولاک» از اعضای امنیت ملی دولت کلینتون گفت: «بوش می توانست به ایرانیان بگوید که این سند نشان می دهد که ما نمی خواهیم شمار را کنار بزنیم، پس بیائید جمع شویم و در این مورد گفت وگو کنیم. تخمین اطلاعاتی نشان می دهد که یک فرصت خوب دیگر از دست رفته است. تصور کنید که اگر رئیس جمهوری می گفت که این گزارش نشان می دهد که ما جنگ نمی خواهیم. ما می خواهیم گفت وگو کنیم و همه مسایل را حل می کنیم و شما را به عنوان قدرت منطقه می پذیریم.
اما این امر نیاز به یک رئیس جمهوری دیگر دارد. این رئیس جمهوری به نظر می رسد که تمایل ، خلاقیت و صبوری لازم را ندارد.»
منطق گزارش
اگر بخواهیم مبنای تحلیل خود از گزارش آژانس های 16 گانه اطلاعاتی آمریکا را گزارش تایم بدانیم، باید به این موارد اشاره نمائیم.:
1- گزارش «برآورد اطلاعات ملی»، منطق دولت بوش را برای اتخاذ خط مشی تند علیه ایران تضعیف کرده است. دولتی که تعقیب سلاح های هسته ای توسط ایران را شالوده رویکرد و پایه منطق سیاست خارجی خود قرار داده بود، اینک در موضعی تدافعی قرار گرفته است.
2- این گزارش نشان داد بیانیه های اغراق آمیز دولت آمریکا درباره نیات ایران در ارزیابی سال 2005 و به بهانه یافتن اطلاعات محرمانه لپ تاپ یک مهندس ایرانی منتشر گردید، مبتنی برفشارهای سیاسی و یا منعکس کننده ضعف در شیوه های عملیات تجسسی و اطلاعاتی بوده است.
3- این گزارش ضمن حذف گزینه های حملات پیشدستانه و پیشگیرانه، تداوم و یا تشدید تحریم های سازمان ملل را نیز با چالش های جدی مواجه کرده است.
4- درعین حال این گزارش 150 صفحه ای می تواند حاوی زبانی برای بوش باشد که برمبنای آن ادعا نماید فشارهای آمریکا و شکل گیری اجماع بین المللی علیه فعالیت های هسته ای ایران، منجر به توقف فعالیت های هسته ای نظامی ایران در سال 2003 گردید.
5- همانگونه که تحلیل گر هفته نامه تایمز اشاره کرده و در روزهای اخیر هم بسیاری از تحلیل گران بدان تصریح کرده اند، این گزارش می تواند علامتی برای تغییر سیاست آمریکا از تهدید و تحریم به زمینه سازی برای گفت وگوهای مستقیم دیپلماتیک و بدون شرط باشد. برمبنای این تحلیل، دولت بوش در سال آخر ریاست جمهوری خود که با گرداب عراق و افغانستان دست و پنجه نرم می کند، از کمترین قدرت ریسک در رویارویی با ایران برخوردار است. سال آخر ریاست جمهوری بوش، این ریسک پذیری را به حداقل ممکن رسانده، بنابراین اگر قرار است نومحافظه کاران آمریکایی تدبیری برای شعارها سرداده شده همچون «ایران محور شرارت است»، «ایران در حال ساخت سلاح های کشتار جمعی است»، «ایران پایگاه صدور تروریسم است» و «ایران درامور عراق، لبنان، افغانستان، فلسطین مداخله می کند»، بیندیشند، چاره ای جز دراز کردن دست دوستی و تعامل با ایران ندارند. آنان در طول سال های گذشته دریافته اند که کلید ورود و خروج خاورمیانه به دست توانمند جمهوری اسلامی ایران است. بنابراین بدیهی است که نومحافظه کاران آمریکایی برای خروج از باتلاق عراق و افغانستان، برقراری صلح میان اعراب واسرائیل، اطمینان خاطر دادن به رژیم صهیونیستی مبنی بر اینکه ایران نه دارای سلاح هسته ای و نه فعالیتی برای به دست آوردن آن دارد و بالاخره عملیاتی شدن راهبرد تعامل و مهار رفتار ایران، تدابیر بسیاری را بیندیشند که انتشار گزارش شورای ملی اطلاعات آمریکا می تواند یکی از این تدابیر باشد.
شاید آمریکاییان به این نتیجه دیرهنگام رسیده باشند در شرایطی که عراق، افغانستان و پاکستان هر لحظه ممکن است به دست نیروهای ضدآمریکایی فتح شود، دیوانگی محض است که ایران هم تحت فشارهای ایالات متحده، به متحدی استراتژیک با این کشور تبدیل شده و جزیره ای با آتشفشان های گدازان و غیرقابل مهار را تشکیل دهند.
6- بخش های منتشر شده این گزارش نشان داد که آمریکا دیگر تحت تاثیر بقایای گروهی که فاجعه عراق را به بار آوردند نمی باشد و تیم وزارت خارجه ای ها جایگزین تیم دیک چنی شده اند، به گونه ای که دیلی تلگراف از کودتای کاندولیزا رایس علیه دیک چنی می گوید و جان بولتون که نمی تواند شدت عصبانیت خود را مخفی بدارد، از این گزارش با عنوان ورق پاره هایی نام می برد که توسط آوارگان وزارت خارجه، سفارش و تهیه شده است. به عبارت دیگر، با واقعه 11 سپتامبر که تفکر وزارت دفاع بر وزارت خارجه غلبه پیدا کرد، اینک علایم آشکاری از غلبه دوباره دیپلماسی برجنگ به چشم می خورد.
لایه های پنهان
در عین حال نباید واجازه هم نداریم که اسیر خوش بینی های افراطی گردیم. اگر قرار باشد باگزارش های به ظاهر مثبت خوشحال و با گزارش های منفی ناراحت شویم، در واقع استانداردهای دوگانه را پذیرفته ایم. انتشار این گزارش با توجه به اعلام ناخرسندی سولانا از مذاکرات با جلیلی به جهت تاکید دبیر شورای عالی امنیت ملی کشورمان بر حقوق قانونی ملت ایران، روندی مشکوک دارد. انتشار این گزارش در آستانه تنظیم قطعنامه سوم شورای امنیت، می تواند تشدید تحریم ها علیه ایران را توجیه نماید چرا که در آن به صراحت آمده است که تداوم و تشدید فشارهای بین المللی بر ایران باعث توقف فعالیت های غیر صلح آمیز ایران در سال 2003 گردید. هماهنگونه که در قسمتی از این گزارش آمده «ایران کشوری خودسر و غیرمنطقی نیست و تصمیم های این کشور در مورد پیگری برنامه اتمی خود متکی بر منطق سود و هزینه است و ایران حاضر نیست به رغم هزینه های سنگین اقتصادی، سیاسی و نظامی در راه دستیابی به تسلیحات اتمی پافشاری کند. » اگر چه لایه دوم این عبارت می تواند با هدف معرفی ایران به عنوان کشوری با پتانسیل های مذاکراتی مناسب برای بازی آتی آمریکا باشد.
مسئله قابل توجه دیگر در این گزارش، فراگیر بودن آن است. این نکته بدان معنا است که گزارش مذکور به گونه ای تنظیم شده که هر دولتی می تواند سود خود را از آن ببرد. تهران از آن استقبال می کند، چین و روسیه با اتکا بر آن لزوم تداوم دیپلماسی را در موضوع هسته ای ایران مورد تاکید قرار می دهند، آلمان و فرانسه با اشاره به آن تداوم رفتار گذشته 1+5 را بررسی می کنند و آمریکا و انگلیس نیز با پذیرش آن، تشدید تحریم ها علیه ایران را خواستار می شوند!
به نظر می رسد منطقی ترین نوع مواجهه با این گزارش آن است که فارغ از هرگونه موضع گیری شتابزده و با توجه به پیچیدگی و چند لایه بودن استراتژی جدید آمریکا و متحدانش، برنامه ای هوشمندانه را در پاسخ به آن طراحی و اجرا نمائیم. در این میان، تقویت همکاری با آژانس برای بی اعتبار ساختن ادعاهای مطرح در این گزارش پیرامون برخورداری ایران از پتانسیل ساخت سلاح هسته ای و شروع فعالیت های هسته ای کشورمان با هدف نظامی و همچنین تقویت همکاری و تعامل با کشورهای 1+5 جهت جلوگیری از صدور قطعنامه سوم، از مهمترین اولویت های دیپلماسی هسته ای در روزهای فرا روی می باشد.

نام:
ایمیل:
نظر: